|
پنج
درس اجمالی
در اعتصاب کارگران اتوبوسرانی شرکت واحد
مازيار رازی
هر اعتصاب کوچک کارگری درس های بزرگی برای همه جامعه
به ارمغان می آورد. اعتصاب يک روزه کارگران و
کارکنان شرکت واحد نيز چنين بود.
اين درس های چه بودند:
اول، اعتصاب خود- سازماندهی کارگران را به نمايش
گذاشت. کارگران شرکت واحد در مدت کوتاهی توانستند به
موثرترين صورتی بخش عمده يک شهر به عظمت تهران را
مختل کنند.
دوم، حمايت مردم از اعتصاب کارگران سنديکا بی سابقه
بود. گرچه اکثر مردم در خيابانها ساعت ها منتظر
اتوبوس مانده و به مقصد خود يا دير رسيده و يا اصلاً
نرسيدند، همبستگی آنان در مراکز شهر ديده می شد.
برای نمونه در ميدان حسن آباد مردم حمايت خود نسبت
به سنديکای اتوبوسرانان را آشکاراً اعلام کردند.
سوم، اعتصاب توانست حرکت های اعتراضاتی توده ای بعدی
را به همراه بياورد. در استاديوم (مجموعه) آزادی
هزار ها کارگر و متحدانشان روز دوشنبه ۱۲ دی تجمع
کرده و عليه شهردار تهران، محمد باقر قاليباف، و
دولت شعار داده و خواهان آزادی فوری اسانلو شدند.
چهارم؛ دولت سرمايه داری مستأصل شده و دادستان تهران
قاضی سعيد مرتضوی در انظار مردم بيشتر بی اعتبار شد.
تمام اقدامات و نيروی دولت سرمايه داری نتوانست
سازماندهی اعتصاب را خنثی سازد. دولت مجبور شد در
عرض چند روز تمام دستگير شدگان (به غير از منصور
اوسانلو) را آزاد کند. يکی از شعارها کارگران
برکناری مدير شرکت واحد بود ("قاليباف يادت نره
نوريان بايد بره!"). او چند روز بعد استعفا داد!
پنجم، محدوديت ها اعتصاب مرتبط به نبود يک اتحاد عمل
سراسری تدارک شده پيش از آن بود. برخوردهای فرقه
گرايانه کميته های موجود کارگری در سال پيش اجازه
تشکيل يک اتحاد عمل سراسری را به کارگران نداد. در
صورت تشکيل يک اتحاد عمل سراسری در اول ماه مه ۱۳۸۴
وقايع به گونه ديگری پيش می رفت. اين يکی از اساس
ترين درس هايی است که بايد در وضعيت اخذ کرد. ايجاد
يک اتحاد عمل سراسری کارگری و به رسميت شناختن
نظريات مختلف در جنبش کارگری، و اتحاد بر محور
مطالبات مورد توافق ضد سرمايه داری؛ يکی از راه حل
هايی مهم مبارزات ضد سرمايه داری در دوره آتی است.
اکنون يک اتحاد عمل اعلام نشده سراسری در حمايت از
کارگران دستگير شده بوجود آمده است. اين اتحاد عمل
بايد برنامه ريزی شده و دائمی گردد.
تهاجم به سنديکای اتوبوسرانی تازگی نداشت. در
اريبهشت ۱۳۸۴ سيصد تن از اوباشان خانه کارگر و شورای
اسلامی کار به دفتر سنديکا حمله کردند و هيئت مديره
سنديکا را مورد ضرب و شتم قرار دادند. اما اين ارعاب
ها همانطور که در گذشته تأثيری نداشت؛ اينبار هم بی
تأثير خواهد بود. مبارزه برای رهبری جنبش کارگری
آغاز شده است. خانه کارگر و شوراهای اسلامی و ساير
نهادهای دولت سرمايه داری از اعتبار رهبری جنبش
کارگری مدتهاست ساقط شده اند. کارگران سراسر ايران
برای ايجاد تشکل مستقل خود در تلاش اند وبا درس گيری
از تجارب اين اعتصاب اعتماد به نفس کسب کرده و در
آينده پيروز خواهند شد.
۱۵ دی ۱۳۸۴
mobaarezeh@fastmail.fm
پيشتاز
|