مبارزه کارگران شرکت واحد، آيا مراکز کليدی کارگری ايران نقش خود را ايفا ميکنند؟

رحمان حسين زاده
بيش از يک ماه و نيم است کارگران شرکت واحد نبرد چند بعدی و پر از کش و قوسی را با جمهوری اسلامی و مقامات آن طی ميکنند. اتحاد محکم هزاران کارگر شرکت واحد حول خواسته های فوری اقتصادی و در دفاع از سنديکا و رهبرانشان تجربه ای گرانبها و بی نظير ايندوره کل جنبش کارگری است . تنوع ابتکارات و اقدامات مبارزاتی ، ايستادگی در مقابل انواع ترفندها و فشارها و دستگيريهای  جمهوری اسلامی و به دنبال  دستگيری هريک از اعضای هيئت مديره و رهبران سنديکای کارگران شرکت واحد پاپيش گذاشتن فعالين و رهبران جديد با عزم و اراده و تعهد مبارزاتی جدی،  نشانگر پتانسيل بالای يکی از رشته های مهم کارگری در مبارزه برحقشان  عليه سرمايه داران و جمهوری اسلامی است. بعد مهم ديگر اين حرکت حمايتها و همبستگيهايی است که در داخل کشور و بويژه در سطح بين المللی  از تلاش کارگران شرکت واحد به عمل آمده است. اين درجه از عطف توجه و همبستگی و حمايت در تاريخ تاکنونی جنبش کارگری بی نظير بوده است.  و در تداوم اين روند همبستگی انسانی و آزاديخواهانه  کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های کارگری آزاد و فدراسيون  اتحاديه های  جهانی در اقدامی مهم روز ۱۵ فوريه ۲۰۰۶ را به عنوان روز اعتراض به جمهوری اسلامی و همبستگی عملی با کارگران شرکت واحد اعلام کرده است. اين اقدام با ارزش لازم است از جانب هر جريان کارگری و آزاديخواه  مورد حمايت جدی قرار بگيرد.
در صف مقابل جمهوری اسلامی و مقامات و نيروی سرکوبگر و زندانش ،  خانه کارگر  و شورای اسلامی و اداره کار و مسئولين شرکت واحد با  انواع فشارها و دستگيريها و گسيل گله مزدوران بسيج و سپاه برای مقابله با کارگران شرکت واحد در اين مدت تلاش کرده اند. حقيقتا  بر هزاران کارگر که  جرمشان تلاش برای تامين نان بخور و نمير سفره خود و خانواده شان و تضمين تشکل و اتحادشان است ، شرايط سختی  تحميل کرده اند. تعداد وسيعی از کارگران شرکت واحد در زندانند و آنهايی  که آزاد شده اند بر سر کار راه نداده اند. منصور اسانلو و اکثريت رهبری و اعضای هيئت مديره سنديکای کارگران زير تيغ جمهوری اسلامی و زير شکنجه و اذيت و آزار اين رژيم جنايتکار هستند و در همين هفته ابراهيم گوهری و حسن محمدی از اعضای هيئت مديره به زندان افتادند.
کشمکش و جدال کارگران شرکت واحد و جمهوری اسلامی به روزهای سرنوشت سازی نزديک ميشود. روزهايی  که آينده اين جدال را تعيين ميکند. دو طرف اين نبرد برای عقب راندن ديگری سخت در تلاشند. در نبردی نابرابر جمهوری اسلامی با سبعيت تمام زور و سرکوبش را در اين راستا به کار گرفته و زندان و شکنجه را بالای سر کارگران و رهبرانشان گرفته است. اما کارگرانشرکت  واحد هم با ابتکارات متنوع ، با ايستادگی و مقاومت در زندان  و با اميد بستن به حمايت هم طبقه های خود و انسانيت آگاه در داخل و خارج دستيابی به مطالبات بر حق خود را در چشم انداز دارند. دورنمای پيشروی کارگران شرکت واحد ديگر تنها در دست خود کارگران شرکت واحد نيست . اين مبارزه ابعاد وسيعتر و جديدی پيدا کرده است. ابتکارات جديد در سطح بين المللی (نمونه اقدام اعلام شده  کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های  کارگری آزاد برای اعتراض روز ۱۵ فوريه)  واقدامات موثر  بخشهای مختلف  کارگران و مردم   در ايران را ميطلبد.
آيا مراکز کليدی کارگری ايران نقش خود را ايفا ميکنند؟
صرفنظر از بعضی حمايتهای با اهميت که از جانب تعدادی از  مراکز کارگری در داخل ايران از مبارزه کارگران شرکت واحد به عمل آمده است. تا اين لحظه شاهد اقدام موثری از جانب شاحه های مهم و کليدی کارگری ايران  از کارگران شرکت واحد نبوده ايم. از اقدام حمايتی  مهم توسط کارگران نفت و گاز، ماشين سازيها، ذوب آهن،نورد، کارگران برق و آب و شهرداريها و بسياری  رشته های مهم کارگری خبری نيست. دليل هر چه باشد يک بخش اصلی هم طبقه ايهای ما زير ضرب جمهوری اسلامی به اتحاد و اقدام عملی کارگران ايران و اين بخشهای کليدی نياز داشتند و دارند. در بطن تلاطم بزرگ جامعه ايران و در مصاف بزرگ هم طبقه ايهای ما در شرکت واحد کلاه خود را چسبيدن و چسبيدن به موقعيت امروز رشته و صنف خود چيزی جزنديدن خود به عنوان طبقه همسرنوشت و متحول کننده در جامعه  و نديدن نقش کليدی اين رشته های مهم کارگری و چيزی جز رها کردن هم طبقه ايهايمان زير تيغ جمهوری اسلامی و در بهترين حالت چيزی  محدود نگری صنفی و رشته ای و زيانبار نيست. گويا شتری که دم در کارگران شرکت واحد خوابيده به ما مربوط نيست . غافل از اينکه اين شتر فقر و محروميت و شرايط تحميلی و ضد انسانی در طول عمر جمهوری اسلامی دم در خانه هر تک خانواده کارگری خوابيده است. کارگران ايران و رشته های کليدی با ابتکارات متنوع ميتوانستند راه پيروزی کارگران شرکت واحد را هموار کنند. اين اتفاق تاکنون نيفتاده است و خلاء بزرگی در تحرک ايندوره کارگری بر جای گذاشته است.
اما هنوز فرصت هست . چون مبارزه کارگران شرکت واحد ادامه دارد و نياز حياتی به پشتيباتی عملی بخشهای مهم کارگری ايران سرجای خودش است. در دفاع از همه مطالبات کارگران شرکت واحد ميتوان تصور کرد از يک ساعت تا يک روز اعتصاب حمايتی رشته های کليدی کارگری ايران مثل نفت و ذوب آهن و نورد و ماشين سازيها و آب و برق و .....  ، تا اعلام پيکتهای معين و کوتاه مدت  در همبستگی با کارگران شرکت واحد  تا جمع آوری کمک مالی برای خانواده دستگير شدگان، تا انتشار طومارهای اعتراضی و بيانيه ها و هر ابتکار ديگری چقدرميتواند تناسب قوا را به نفع مبارزه کارگران شرکت واحد تغيير دهد. ميتوان تصور کرد که همزمان با ابتکار اعتراضی  کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری  در روز ۱۵ فوريه  همين رشته های مهم کارگری ايران از جمله  با يک  ساعت دست از کار کشيدن چه قدرت و عظمتی به اين حمايت جهانی و به مبارزه کارگران شرکت واحد می بخشند. اين اقدامات شدنی است و دست فعالين ورهبران و پيشروان طبقه کارگرايران و شاخه های کليدی آن را ميبوسد. آيا اين رسالت را جوابگو خواهند بود؟
 

 

 

بازگشت به صفحه اصلی