زنان و مردان آزادیخواه و عدالت­طلب!

همچنان که اطلاع دارید، کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، به دلیل این که خواستار یک زندگی انسانی برای فرزندان و همسران خود و هم طبقه ای­هایشان ‌ بودند، ده­ها بار برای احقاق حق خود برای مسئولان نامه، اعتراضیه  و... نوشتند اما هیچ وقت جوابی نگرفتند.

کارگران شرکت واحد، ناچارا برای احقاق حق خود که همانا تشکیل سندیکا و مطالبه دستمزدهای معوقه بود،  تصمیم گرفتند که اعتصاب کنند . قبل از اینکه اعتصاب شروع شود از طرف نیروهای مسلح جمهوری اسلامی مورد هجوم قرار گرفتند و کلیه مسئولان سندیکا را بازداشت و روانه زندان اوین کردند. آقای منصور اسانلو، مدت 40 روز است که در زندان بسر می­برد. کارگران شرکت واحد، برای اینکه به خواسته­های خود برسند با انتشار اطلاعیه­ای به تمام کارگران اعلام کردند که در روز 8/11/84 اعتصاب عمومی خواهند کرد. دولت با شنیدن این فراخوان، از روز پنچ­شنبه 6/11/84 به دستگیری کارگران پرداخت و طبق اطلاعات موثق نزدیک به 600 نفر از کارگران را دستگیر کرد و تا  به حال نیز ده­ها تن از آنان هنوز در زندان اوین به سر می­برند.

این دستگیری­ها تنها به کارگران خاتمه نیافته، بلکه نیروهای انتظامی و لباس شخصی به درب منازل کارگران رفتند و کلیه کسانیکه در منازل آنان حضور داشتند را نیز دستگیر و با خود بردند. بچه­های زیر 10 سال هم در بین این زندانیان دیده می­شوند.

واقعا جای سئوال است دولتی که این روزها تمام رسانه­های دنیا از آن و قدرت آن بحث می­کنند  چرا باید از کودکان دو ساله و دوازده ساله  ترس و وحشت داشته باشد؟ چرا باید آنان را دستگیر و روانه زندان کند؟! آیا این کودکان یا زنان حامله، که چشم انتظار همسران خود بودند تا بعد از 12 ساعت کار طاقت­فرسای روزانه در یکی از آلوده­ترین شهرهای جهان، با در دست داشتن چند کیلو میوه به خانه برگردند، مجرم هستند؟ آیا زنان وکودکانی که به خاطر حمایت و پشتیبانی از پدران وهمسران خود برمی­خیزند تا فریاد انسانی و حق­طلبانه  خود را به گوش مسئولان و افکار عومی جامعه برسانند مجرمند که این چنین وحشیانه زیر تازیانه گرفته شوند و روانه زندان گردند؟ بچه­هایی که حتی بعضی شب­ها پدران خود را نمی­بینند، وقتی پدر از کار برمی­گردد آنان در خواب کودکانه و وقتی پدر به سر کار می­رود هنوز بیدار نشده است. آیا این کودکان مجرمند و سزاوار شکنجه و زندان هستند؟ نه کودکان و پدر و مادرشان که برای ادامه حرکت چرخ­های تولید و ادامه حیات بشریت کار می­کنند مجرم نیستند، بلکه کسانی مجرمند که ابتدایی­ترین حق زندگی که به سفره خالی کارگران چشم می­دوزند و مانع سازماندهی و ابراز وجود اجتماعی کارگارن می­شوند تا خود در ناز و نعمت زندگی کنند. پس اگر واقعا این کارگران جرمی مرتکب شدند پس چرا آنان را در میدان آزادی محا کمه علنی نمی­کنند تا همسران و فرزندان آنان و جامعه از جرایم این بردگان مزدی اطلاع داشته باشند؟!

اگرمسئولان امنیتی مغول­وار زیر شعار "امنیت مردم" روزانه به زندگی و حریم خصوصی کارگران یورش می­برند چه جوابی برای مردم دارند؟ مگر کارگران شرکت واحد و دیگر همکاران کارگر آنان در بخش­های مختلف شبانه روز سرمایه­داران زالوصفت، فرزندان و محافظان آنان را به محل کار، مدرسه، دانشگاه، دادگاه، مجلس و پشت صندلی­های به اصلاح قضاوت برای محاکمه خودشان و... نمی­رسانند؟

در نتیجه باید گفت برای سرمایه­داران و حامیان آنان فرقی ندارد کارگر لر، کرد، فارس، ترک، عرب، بلوچ و افغانی و... باشد، مهم این است که از قبل دسترنج آن­ها هر چه بیشتر کسب سود کنند. هر کجا سخن از حق و حقوق کارگران در میان است توسط سرمایه­داران و حامیان آنان سرکوب می­شوند.

خانوده محترم کارگران شرکت واحد!

ما خانواده دستگیرشدگان اول ماه مه سقز، تا امروز ده­ها بار مورد تهاجم نیروهای انتظامی و امنیتی قرار گرفته­ایم و حتی لباس­های ما را به تاراج برده­اند. به این دلیل ما عمیقا موقعیت شما را درک می­کنیم که زندان رفتن همسرانتان چه مشکلی در زندگی خود و فرزندانتان ایجاد کرده است. اما  با توجه به موارد فوق، ما نباید در برابر زندان، اخراج، توهین و زورگویی سرمایه­داران سکوت کنیم. ما باید سرافراز و با قامتی استوار در مقابل آن­ها ایستادگی کنیم تا حق خود را بگیریم.

کارگران دستگیرشده قهرمانان مبارزه برای مطالبات انسانی و رفاهی همه کارگران و جامعه هستند. همسرانتان تنها متعلق به شما نیستند، بلکه به کل طبقه کارگرو جنبش عدالتخواهانه انسانی در ایران و جهان تعلق دارند؛ این جنبش قدر و منزلت آنان را می­داند، حمایت­های روزانه و گسترده در داخل و خارج ایران بیانگر این حقیقت است. اگر امروز عده­ای از کارگران شرکت واحد نمی­خواهند وارد این مبارزه شوند شما نباید نگران باشید. این کارگران هنوز منافع خود را نمی­شناسند و از کارفرما و حامیان آن وحشت دارند. این کارگران باید فردا به فرزندان خود که هر کدام با صدها سئوال به آغوش پدران خود می­روند، جواب داشته باشند؟! ما از آنان دعوت می­کنیم تا با شما خانواده­های دستگیرشدگان همراه و از خواسته­های کارگران دستگیرشده دفاع کنند. ما کارگران خود را در مبارزه و مشکلات روزانه شما، شریک  و همراه می­دانیم. آینده از آن طبقه کارگر و در دستان تغییربخش آن است.

به امید پیروزیتان،موفق باشید

عایشه جهان پور، لطیفه قیطاسی، نجیبه صالح زاده

سقز: پنج شنبه ـ ۱۳ بهمن ـ ۱۳۸۴

 

 

بازگشت به صفحه اصلی