کارگران ، زحمتکشان و مردم آزاديخواه

روز دوشنبه ۳/۲/۱۳۸۶ که مادرم برای ملاقات پدرم به زندان مرکزی سنندج مراجعه کرده بود هنگامی که به آنجا رسيد عده ی زيادی از هم طبقه هايمان با رفتن به جلوی درب زندان مرکزی سنندج و با آوردن دسته گل هايی به اميد آنکه بتوانند به ملاقات پدرم بروند به آنجا رفته بودند ولی هنگامی که مادرم برای گرفتن ملاقات به زندان مراجعه کرده بود متاسفانه فقط به مادرم و وکيل پدرم و عمه ام برای مدت کوتاهی اجازه ملاقات داده بودند .
وقتی که ايشان به ملاقات پدرم رفته بودند وی را در يک وضعيت جسمانی واقعا بد ديده بودند . حتی وی را روز قبل به بيمارستان برده و بستری کرده بودند .
همانگونه که همه با خبرند يکی از کليه هايش که کلا کار نمی کند و يکی ديگر هم ۵% کار می کند و پدرم هميشه بايد آبدرمانی کند اما در زندان اصلا خبری از آبدرمانی نيست . پدرم حتی الان يک تخت برای خوابيدن ندارد و وی واقعا در يک بحران جسمانی واقعا خيلی سخت به سر می برد و اگر کاری برای آزادی وی انجام نگيرد امکان دارد که به دياليز بکشد .
من به عنوان فرزند يک رهبر کارگری از شما کارگران ، زحمتکشان و مردم آزاديخواه در داخل و خارج از کشور برای رهايی پدرم از زندان تقاضای ياری می کنم .
سامرند صالحی