گزارش مراسم اول ماه مه در تهران: ارسالی برای نشريه دانشجويی بذر – شماره ( ۱ )
امروز ۱۱ ارديبهشت، اول ماه مه بود. روز جهانی کارگر. روزی که بسياری از کارگران و خانواده های آنها، فعالين جنبشهای مختلف، و ديگر زحمتکشان روز شماری می کردند تا بتوانند آن را هر چه با شکوه تربرگزار کنند.
امروز تهران حال و هوايی ديگر داشت. ترافيکی بسيار شديد تر از حالت معمول در شهر را شاهد بوديم. اما با کمی توجه می شد حدس زد که علت ترافيک چيست. اتوبوس های حامل کارگران کارخانه های مختلف در تهران، کرج و قزوين که تعدادشان بسيار زياد بود گويای همه چيز بود. برنامه در ساعتهای آغازين صبح در ورزشگاه شيرودی شروع شده بود. بسياری از کارگران همراه با خانواده هايشان آمده بودند. جمعيتی نزديک به ۴۰۰۰ نفر گرد آمده بودند.
برنامه با سخنرانی دبير خانه کارگر شروع شد. عده ای نيز مامور اين بودند که جمعيت را به داخل ورزشگاه هدايت کنند. اما اوضاع بسيار شلوغ تر از آن بود که بتوان همه را در داخل جا داد. در حين سخنرانی محجوب، شاهد ورود عده ای از دانشجويان بوديم که البته در ميان آنان عده ای از فعالين کارگری نيز ديده می شدند. چند دقيقه ای از ورودشان نگذشته بود که شروع به هو کردن و شعار دادن کردند. تعداد بسيار زيادی بيانيه مربوط به نشريات مختلف دانشجويی در ميان کارگران پخش شد. بعد از پايان يافتن سخنرانی، برگزار کنندگان از جمعيت خواستند که سوار اتوبوس ها شوند و برگردند. اما غافل از اين که مراسم تازه شروع شد.
مانند مراسم ۱۶ آذر، برنامه به دست فعالين راديکال و چپ، شامل فعالين کارگری، تعدادی از کارگران سنديکای شرکت واحد، تعدادی از معلمين و دانشجويان مبارز افتاد. خيابان مفتح جنوبی مملو از جمعيت بود و به دليل اينکه اتوبوس های حامل کارگران نيز در همان خيابان پارک شده بود ماموران و گروههای سرکوب نمی توانستند بقيه را از آنجا خارج کنند. همه پياده روها پر از جمعيت بود. همه با سر دادن شعار و با مشت های گره کرده و دست افشان به سمت ميدان ۷ تير در حرکت بودند . شعار های "مرگ بر حامی سرمايه دار"، "معلم ، معلم حمايتت می کنيم"، "کارگر، کارگر اتحاد اتحاد"، "کارگر، معلم دانشجو اتحاد اتحاد"، "محمود صالحی آزاد بايد گردد" ،"کارگر زندانی آزاد بايد گردد"، "ای مردم با غيرت حمايت حمايت"، "وزير بی لياقت، استعفا استعفا"، "قرار داد موقت ملغی بايد گردد"، "قرار داد موقت نماد برده داری" سر داده شد.
يکی از افراد وابسته به خانه کارگر در وسط جمعيت که با بلند گو حضور داشت فرياد الله اکبر سر داد و منتظر بود که جمعيت با او همراه شود همه چنان او را هو کردند که سريع دمش را روی کولش گذاشت و در رفت. تعداد بسيار زيادی خبرنگار و فيلم بردار هم حضور داشتند که از تمام لحظه ها فيلم بر داری می کردند. تعداد بسيار زيادی پلاکارد که بر روی آنها جملات مختلفی در رابطه با قرار دادهای موقت کار، حقوق پايين و تعدادی از شعارهای گفته شده که در بالا ذکر شدند در دست حاضرين حمل می شد. پوستر بزرگی که در نشريه دانشجوئی بذر، شماره ۱۷ چاپ شده بود در جلوی جمعيت حمل ميشد که بسيار جلب توجه می کرد. چرا که بر آن شعار های مختلف و مهمی نوشته شده بود.
نرسيده به ميدان ۷ تير گروه سرکوب با موتورهای خود به داخل جمعيت هجوم آوردند تا جمعيت را متفرق کنند. تعدادی از افراد تظاهر کننده به داخل جوی های کنار خيابان پرت شدند، اما همچنان با فرياد های بلند تر به راه خود ادامه دادند. اينبار ماموران انتظامی با باتوم به جمعيت حمله کردند. حضور در پياده روها نيز نتوانست کسی را از باتوم خوردن مصون نگه دارد. در اين هنگام جمعيت با شعارهائی چون: "نيروی انتظامی خجالت خجالت" ، "حکومت زور نمی خوايم، پليس مزدور نمی خوايم" و "وحشی، وحشی" نيروهای سرکوب را هو کردند. اما ماموران با باتوم زدن تمام سعی شان را می کردند که جمعيت را پراکنده کنند. بالاخره جمعيت ۲ تکه شد. عده ای به سمت ميدان ۷ تير به حرکت خود ادامه دادند. اما تماما توام با درگيری بود چند تن از جوانان خشمگين، ۲- ۳ نفر از ماموران را به شدت کتک زدند. ماموران از پراکنده شدن جمعيت استفاده کرده و بقيه حاضرين در مراسم را با اتوبوس ها از خيابان خارج کردند. بنا به گفته ای چند نفر را دستگير کردند که تعدادشان و اينکه چه کسانی بودند هنوز مشخص نشده است.
مراسم نزديک به ۱ ساعت طول کشيد. اما ۱ ساعتی که بسيار پر شور و راديکال بود. خانه کارگر طبق برنامه هر ساله خود قصد داشت که مراسم را در يک فضای بسته بر گزار کند و سريع سر و ته قضيه را به هم آورد. اگر چه ۲ سال پيش در اول ماه مه سال ۸۴ نيز به آنها فهمانده شد که اين امر نمی تواند از بروز خشم کارگران جلوگيری کند اما اما آنها کوته بين تر از اين حرفها هستند.
لازم است که در حاشيه برگزاری مراسم به نکات مختلفی اشاره کرد. در مورد جو حاکم در مراسم بايد گفته شود که جمعيت حاضر بعد از اينکه مراسم راديکال شد اگر چه فقط نظاره گر بودند و شايد فقط بخش کوچکی از آنها همراهی کردند اما به معنی اين نبود که با خانه کارگر و حکومتی ها موافق هستند. با اين وجود اين مسئله نشان دهنده آن است که نياز به کار سياسی و آگاه گرانه بيشتری در ميان کارگران است. اين وظيفه بر دوش ما فعالين چپ می باشد که با اشراف کامل به اين موضوع و با تلاش هر چه بيشتر و پيگير تر و قبل از اينکه فرصت ها را از دست دهيم اين نيروی بالقوه و با پتانسيل و با انگيزه را دريابيم و هر کدام از آنها را به يک پرولتر آگاه تبديل کنيم .
نکته ديگر حضور برجسته دختران و زنان بود. در لحظاتی مشاهده شد که آنان ميدان دار می شدند و شعار سر می دادند و بقيه همراهی می کردند و هم چنين در هنگامی که ماموران حمله کردند و با باتوم کتک می زدند بر خلاف تصور بسياری، آنان شجاعانه ايستادند و شعار دادند. تعدادی از آنها که به نظر می رسيد از دانشجويان بودند بقيه را که دست پاچه شده راهنمايی کردند که هول نکنيد و عقب نرويد، سر جايتان بايستد و شعار بدهيد.
البته بايد متذکر شد بغير از دانشجويان، زنان کارگر، و معلمان هم حضور داشتند که دوشادوش بقيه در اين مراسم شرکت کردند. همه اينها نويد خوبيست و نشان می هد که سرکوب زنان توسط رژيم نتيجه ای عکس دارد. چرا که زنان ديگر از هيچ شکل از سرکوب نه تنها هراسی ندارند بلکه با آن مقابله نيزمی کنند .
نکته ديگر که بايد به آن پرداخته شود و از اهميت زيادی نيز برخوردار است همراهی جوانان با فعالين نسل قبل از خودشان بود. امروز در مراسم چهره های مختلف از نسل مبارزی ديده شد که سالها مبارزه کردند وقايع مختلفی را تجربه کردند. جان باختن يارانشان را شاهد بوده اند، با اين وجود امروز هم چنان دوشادوش جوانان فرياد سر دادند. همگام بودن با اين رفقا، استفاده از تجربه های پر بار و با ارزش آنان در مبارزه، درس گرفتن از اشتباهاتشان و عدم تکرار آنها بسيار مهم و اساسی می باشد. وجود اين تفکر در ميان بعضی از جوانان که می گويند گذشته تمام شد و نسل قبلی اگر چيزی داشت برای خودش به کار می برد، تنها نشان دهنده خامی و عدم درک درست از مبارزه می باشد. همه بايد تلاش کنيم تا با برقراری ارتباط دوباره با اين رفقا و بحث و جدل با آنها تحرک بيشتری به مبارزاتمان ببخشيم.
۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۶