درخواست حمايت واقدام اظطراری درجهت تلاش برای نجات زندانيان از اعدام وشکنجه درايران.

به : همه سازمانها ، شخصيتها ، نهادهای مدنی و مدافعين حقوق بشر درسراسر جهان
دبيرکل سازمان ملل متحد
کميته حقوق بشر سازمان ملل متحد
عفو بين الملل
کميته حقوق بشر اتحاديه اروپاه
سازمان ديده بان حقوق بشر
پزشکان بدون مرز
احزاب وسازمانهای سياسی و رسانه های جمعی
برای نجات جان فعالين مدنی وزندانيان سياسی که توسط جمهوری اسلامی تحت شکنجه قرارگرفته اند ومحکوم به اعدام شده اند تلاش کنيد!
دستگاه مخوف اداره اطلاعات وامنيت درايران بساط شکنجه و اعدام را گسترش داده است. نيروهای امنيتی برای سرکوب فعالان مدنی وسياسی بيرحمانه ترين شکنجه ها را بکار ميگيرند. نيروهای امنيتی ودادگاههای انقلاب اسلامی زندانيان را شلاق می زنند، زندانيان راشکنجه روانی وجسمی می کنند، زندانيان را تحقير ميکنند ومورد تجاوز قرارمی دهند. خانواده زندانيان را مرعوب می کنند، ازگرفتن وکيل برای زندانيان هنگام بازپرسی وتحقيق تا مرحله صدور حکم ممانعت ميکنند.
اگر زندانيان تحت شکنجه بازجويان حرفه ای اداره اطلاعات جان سالم بدر ببرند با اتهامات کذايی و پاپوش سازی آنها را به محاکمه پشت درهای بسته ميکشانند، زندانيان وفعالين مدنی رادردادگاه های فرمايشی چند دقيقه ای محاکمه ميکنند وبرای آنها حکم اعدام صادر مينمايند.
سيستم اطلاعاتی و دادگاههای انقلاب مصداق بارز دستگاه ترور، توطئه ، شکنجه واعدام هستند. ترور فعالين مدنی ، منتقدين ومخالفين سياسی روالی است که به قدمت عمر جمهوری اسلامی ادامه داشته ودارد.
وزارت اطلاعات وامنيت ودادگاههای انقلاب مجريان اعدامهای دسته جمعی دهه شصت، قتلهای زنجيره ای ، ترور مخالفين در داخل وخارج از ايران، زندانی کردن وشلاق زدن فعالان کارگری، شکنجه وزندانی کردن دانشجويان، سنگسارکردن زنان واعدام کودکان ونوجوانان هستند.
مسولين حکومت اسلامی بانی سرکوب آزاديهای اساسی شهروندان ، خشونت، شکنجه ونقض حقوق بشرهستند.
سکوت دربرابر اين بی عدالتی ونقض آشکار حقوق بشر توسط حکومت اسلامی، کمک به اجرای سناريوی جنايات رژيم است!
مدافعين حقوق بشر؟!
آيا صدای مادران وپدران را درمقابل زندانهای ايران می شنويد؟
آيا ميدانيد که تعدای از فعالان مدنی وزندانيان سياسی بدستور دادگاههای انقلاب در زندان اوين، قزل حصار، رجايی شهر، ديزل آباد کرمانشاه ، زندان اروميه، زندان خرم آباد، زندان تبريز واروميه، زندانهای گيلان و مازندران، زندان سنندج و مهاباد، زندان زاهدان واصفهان وديگر بازداشتگاهای حکومت اسلامی شکنجه می شوند؟
آيا تقلا وشيون ما دران برای ملاقات با عزيزان دربندشان را می شنويد؟
آيا ميدانيد دانشجو ابراهيم لطف الهی را سرجلسه امتحان بازداشت ميکنند و چند روز بعد جسدش را زير باری از خاک وسيمان بدور ازچشم خانواده اش دفن ميکنند؟
آيا ميدانيد پاسداران شکنجه گر به کودکان و زنان دربند تجاوز ميکنند؟
آيا می دانيد حق گرفتن وکيل را ازخانواده زندانيان برای دفاع از فرزندانشان که درپشت ميله های زندان بسر می برند سلب کرده اند؟
آيا می دانيد با زور وشکنجه زندانيان را به اعتراف عليه خود وادار ميکنند؟
آيا می دانيد زندانيان را چهل وهشت ساعته بصورت قپانی وکتف بسته بشکل واژگونه برای گرفتن اعتراف آويزان می کنند؟
آيا ميداند زندانی را با شک الکتريکی، شلاق ، کتک کاری وضرب وشتم شکنجه ميکنند؟
آيا ميدانيد در قانون دادگاه انقلاب مخالفت سياسی ومدنی با حکومت اسلامی عناد ومفسد فی ال ارض محسوب می شود واين قانون شامل حال هر کسی ازکانان شکنجه ودستگاه مخوف امنيت ايران ميگذرد می شود؟
آيا ميدانيد انسانهايی که شغلشان معلمی بوده ، دانشجو بوده اند، کارگر بوده اند و چيزی جز حقوق اساسی واجتماعی خود را طلب نکرده اند امروز دردادگاههای انقلاب به جرم محاربه و اقدام عليه امنيت ملی به اعدام محکوم شده اند؟
اگر صدای گريه وفرياد مادران را می شنويد اگر از رنج همنوعان خويش متاثر هستيد، اينها انسانهای قربانی خشونت وشکنجه جمهوری اسلامی هستند. چشمانتان را بروی اين حقيقت تلخ نبنديد به اين ستمگری اعتراض کنيد.
خانواده زندانيانی که هم اکنون تحت شکنجه هستند و فرزندانشان محکوم به اعدام شده اند،تقاضای کمک واستمداد کرده اند وخواسته اند که برای نجات جان فرزندانشان تلاش کنيد!
فرهاد حاجی ميرزايی فعال مدنی براثر شکنجه از ناحيه کمر وکتف ودست راست به شدت آسيب ديده است وازملاقات با خانواده اش محروم است، فزراد کمانگر معلم وفعال مدنی، علی حيدريان، فرهاد وکيلی پس از يک دوره طولانی شکنجه وآزار به اعدام محکوم شده اند. علی کانتوری ، بهروز کريمی زاده تحت شکنجه هستند وجانشان درخطر است.
برای نجان جان اين زندانيان اقدام عاجلانه وتلاش همه جانبه ضروت دارد.
ازهمه شما وهمه انسانهای آزاده جهان می خواهم ازکمپين تلاش برای نجان جان اين زندانيان حمايت کنيد.
آزاد زمانی- سخنگوی انجمن دفاع از زندانيان سياسی وحقوق بشرايران
سه شنبه ۷ اسفند ماه ۱۳۸۶