" در باره مبارزات کارگران نيشکر هفت تپه"
وضعيت اقتصادی در جامعه هر روز بيشتر به ضرر ما کارگران تغيير می نمايد. طی همه ی سالهای گذشته تورم بدون وقفه سير صعودی داشته است. در صورتی که دستمزد ما کارگران متناسب با تورم افزايش نيافته و در نتيجه سفره کوچک ما هر روز بيشتر از قبل کوچکتر و محقرتر گرديده است. از سوی ديگر خيل عظيم بيکاران در جستجوی کار با نازل ترين دستمزدها باعث شده، تا همواره خطر بيکاری و جايگزينی کارگران بيکار بر بالای سر ما سنگينی نمايد. هزاران و شايد مليونها کارگر بيکار و هزاران يا مليونها کارگر در معرض بيکاری عرصه را بيشتر بر ما تنگ نموده است. هر روز در مقابل چشم مان و يا از طريق روزنامه ها در جريان فجايعی که به خاطر بيکاری و فشارهای اقتصادی گريبان خانواده های کارگری را می گيرد، قرار می گيريم. ما کارگران در پرخطرترين و سختترين شرايط در محيطهای کار، همه نعمات جامعه را می آفرينيم اما هر روز بيشتر و بيشتر ما را از بهرمند شدن از انها محروم می کنند. نيروی جسمی و فکری ما ذره ذره به کالاهايی منتقل می شود که در بسياری موارد داشتن آن ها برای ما يک حسرت دائمی است. خودروهای گران قيمت،خانه های لوکس و با امکانات رفاهی فراوان، بهترين غذا ها در رستوران های بالای شهر، سفرهای پُر هزينه به کشورهای ديگر و ... برای ما خواب و رويايی شده اند. کودکانی که در خيابانها ساعتهای مديدی گدايی و يا دست فروشی می کنند يا فرزندان کارگران از کار افتاده و بيکارند و يا فرزندان کارگران و تُهی دستان معتادی هستند که قربانيان شرايط وخيم اقتصادی سرمايه داريند. در جامعه ای که کمتر از ۱۷ درصد زنان شاغل هستند و فرصتهای شغلی بسيار کمی برايشان وجود دارد، چگونه می توانند از يک موقعيت انسانی وآسوده بر خوردار باشند؟ جامعه ما و همه دنيا در دهه های گذشته صنعتی تر و مدرن تر شده است، اما از اينهمه امکانات و تکنولوژی نصيب ما جز فقر بيشتر و تنگدستی چه بوده و هست؟ دنيا با سرعت سرسام آوری در زمينه های مختلف اقصادی پيشرفت می نمايد اما کمر ما زيربار کار، ناامنی شغلی، ساعات زياد کار و يا بيکاری، تورم، آسيب های اجتماعی و ... خم شده است. آيا واقعا سهم ما از دنيای کنونی همين است؟ آيا همه به اندازه کاری که می کنند سهم می برند؟ آيا معنی عدالت همين است؟ آيا اقتصاد و جامعه ما بطورکلی فقير است؟ آيا همه اينها تقدير و مشيت است؟
با يک نگاه گذرا به قطب ديگر جامعه درمی يابيم که واقعيت همه آن چيزی نيست که به ما تحميل شده است. ثروتهای نجومی " آقا ها و آقازاده ها"، امکانات گسترده ، هزينه های دهها وصدها ميليارد دلاری خريد تسليحات نظامی، مازاد بودجه صدها ميليارد دلاری ناشی از قيمت بالای نفت، تاجرانی که کشتی های تجاری را بروی دريا معامله می کنند، صاحبان صنايع و کارخانه های متعدد، ميلياردها دلار هزينه برای بازسازی ويا کمک در خارج کشور- که فقط يک مورد آن که در روزنامه اعتماد به تاريخ ۲۹/۲/۸۷ درج گرديده هشتصد ميليارد تومان هزينه بازسازی يکی از مکانهای مذهبی در عراق است – ميلياردها دلار سرمايه گذاری داخلی و خارجی در صنايع نفت و گاز، منابع غنی زير زمينی که ايران را در رديف يالاترين کشورهای دارای منابع غنی معدنی قرار داده است. ايران دومين صادر کننده کارتل نفتی اپک است. ايران پس از روسيه دومين منابع گازی جهان را دارد. ايران يکی از بزرگترين صادر کنندگان سنگهای تزيينی و ساختمانی است. ششمين صادر کننده گوگرد جهانيم. بازار کشورهای حوضه خليج فارس مملو از ميوه های ايرانی است. ايران يکی از صادر کنندگان بزرگ مس در دنيااست. در اين رابطه ساعت ها می توانيم آمار بياوريم ، اما از اينهمه امکانات و ثروتها ی اقتصادی ما را چه سود؟ در مقابل اينهمه ثروتی که هر روز بيشتر و بيشتر انباشت می شود چرا سهم ما کمتر و کمتر می گردد؟ چرا بايد برای داشتن حد اقل امکانات انسانی و حتی کاری شرافتمندانه دغدغه و اضطراب داشته باشيم؟
در چنين وضعيتی کارگران نيشکر هفت تپه که تا چند سال پيش حدود هفت هزار نفر بودند و حالا به ۳۵۰۰ نفر رسيده اند، بيش از چهار ماه است که دستمزد دريافت نکرده اند. دستمزد کارگران نيشکر هفت تپه بارها وبارها عقب افتاده و انها در تنگنايی مضاعف قرار گرفته اند. چرا کارگران نيشکر هفت تپه شعار "کارگر هفت تپه ايم گرسنه ايم گرسنه ايم" سرداده اند؟ کارگران نيشکر هفت تپه همچون همه کارگران از يکسو تحت فشار تورم لجام گسيخته قرار دارند و از سوی ديگر امنيت شغليشان در خطر است. با وجود انکه کارخانه نيشکر هفت تپه زمينهای زير کشت نيشکر بسياری دارد و در واقع توليد شکر در جامعه ما خود کفااست، اما با واردات بی رويه و گسترده شکر، شکر توليد شده ی اين کارخانه در انبارها ذخيره شده اند. هزاران کارگر نيشکر هفت تپه دستمزد نمی گيرند تا " آقايان وآقازاده ها" ميلياردها دلار از بابت واردات شکر سود ببرند. مجموع مطالبات کارگران نيشکر هفت تپه کمتر از ده ميليارد تومان است، اما برداشت از صندوق ذخيره ارضی ۳۵۰۰ ميليارد تومان بوده که عمدتا به بخش خصوصی داده شده ويا صرف ديگر مخارج دولتی شده است. کارگران نيشکر هفت تپه با اعتصاب، راه بندان،و تجمع، صدای اعتراضشان را بگوش همه رسانده اند. آنها حدود يک ماه است که با تمام توانشان در مقابل سرمايه داران اعتراض می کنند. اما پاسخ مسولين يا بی توجهی يا بازداشت و برخورد با کارگران بوده است. نيروهای انتظامی و امنيتی شهر شوش را محاصره نموده اند تا " در صورت لزوم وارد عمل شوند". اما مگر اين کارگران چه می خواهند و چه می کنند؟ کارگران جز دستمزد ناچيزی که همه می دانند کفاف زندگی حد اقلی را نمی دهد، مگر چيز ديگری می خواهند؟ کارگران و خانوادهايشان بيش از ۴ ماه است که شديدا تحت فشارند و آب باريکه زندگيشان قطع شده است. نمايندگان کارگران نيشکر هفت تپه يا به دادگاه و بازجويی فرا خوانده شده اند و يا در بازداشت بسر می برند. نيروهای نظامی در مقابل آن ها آرايش نظامی گرفته اند تا آن ها را مرعوب نمايند. رسانه های رسمی و قانونی سانسور خبری ايجاد نموده اند تا مبادا صدای کارگران گرسنه هفت تپه بجايی برسد. اما مثلا در باره سفر آقای رئيس جمهور به سريلانکا و پر داخت دو ميليارد دلار وام بلا عوض به دولت سريلانکا مدت زيادی در اخبار گزارش ارائه می کنند. آيا بهتر نيست که به جای وام بلا عوض به دولت سريلانکا و امثال آن دستمزد عقب افتاده کارگران پرداخت گردد؟ اما ظاهرا مسولين و ديگر سرمايه داران دائماً به ما ثابت می کنند که حق گرفتنی است و نه دادنی.
اما کارگران نيشکر هفت تپه در راه گرفتن حقشان تنها هستند. صدای اعتراض انها نه تنها برای بيان دردهای ميليونها کارگر در ايران کافی نيست، بلکه حتی برای حق خودشان هم کفاف نمی دهد. در دنيای سرمايه داری امروز با هزاران امکانات انحصاری، کارگران نمی توانند جدا از هم و پراکنده حق شان را بستانند. کارگران نيشکر هفت تپه که حدود يک ماه است ايستادگی و مقاومت نموده اند نياز به ياری و کمک ديگر هم طبقه ا ی هايشان دارند.
هر چند ما کارگران نيز همچون کارگران نيشکر هفت تپه فاقد سازماندهی و تشکل لازم هستيم، و جدا از هم و پراکنده ايم، هر چند ما کارگران نيزبه چنان سطحی از مبارزه و اتحاد نرسيده ايم که بتوانيم به تمامی و وسيعا به کمک کارگران نيشکر هفت تپه بشتابيم ، و همه اين ها ضعف های بزرگ طبقاتی ما هستند، اما می توانيم با بيان خبر اعتراضی کارگران نيشکر هفت تپه در محيط های کارمان، با کمک مالی به آنها، با برپايی مراسم هايی هر چند کوچک در اعتراض به وضعيت آنها، با دادن بيانيه حمايتی از طرف کارگران محل کارمان، به کارگران نيشکر هفت تپه کمک نماييم. نبايد همه اينها را دست کم گرفت. هر کدام از اين فعاليت های حمايتی از کارگران نيشکر هفت تپه در حد خود موثر است و می تواند به آنها روحيه و اعتماد بنفس بدهد.
اما کارگران نيشکر هفت تپه نيز می توانند با متشکل نمودن خود و و تثبيت سنديکايی که موجوديت آن را اعلام نموده اند، سپر دفاعی در مقابل سرمايه داران برای خود ايجاد نمايند. با متشکل شدن کارگران راه برای تداوم مبارزه و اتحاد با ديگر کارگران بيش از پيش باز می گردد. چاره ما کارگران در مقابل دستگاه عريض و طويل سرمايه داران فقط متشکل شدن و اتحاد است.
ما کارگران متشکل در "کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکلهای کارگری" در حد توان مان از مبارزات کارگران نيشکر هفت تپه حمايت می کنيم و هر گونه بر خورد سرکوبگرانه و مرعوب کننده را بشدت محکوم می نماييم. ما خواهان پرداخت بدون قيد شرط دستمزد کارگران نيشکر هفت تپه باضافه خسارت ناشی از تاخير پرداخت در اين مدت هستيم. ما کارگران متشکل در "کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکلهای کارگری" خواهان توقف محاکمه ی فعالين کارگری هفت تپه و آزادی فعاليت اين کارگران برای پيگيری مطالبات همکاران شان هستيم، و هر گونه فشار پليسی به کارگران هم چون بازجويی، احضار به دادگاه و تهديد را شديداً محکوم می نماييم. ما از همه مجامع کارگری بين الملی تقاضا داريم در حمايت از هم طبقه ای هايشان دست به اقدام زده و در اين راه تلاش نمايند.
" کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری"
۱۴/ ۳ /۸۷
Komite.hamahangi@yahoo.com