کارگران و شروع سال تحصیلی

این روزها درهمه جا بحث شروع سال تحصیلی جدید بر سر زبان ها است. بحث ها اما بسیار مختلف و متعارض است. هم حرف صاحبان عظیم ترین سرمایه ها و دولتمردان سرمایه شنیده می شود و هم سخن زن کارگری که زیر فشار گرسنگی فرزندش به تن فروشی روی آورده است. شروع سال تحصیلی برای جمعیت وسیعی از توده های طبقه کارگر ایران نه روزهای آغاز تحصیل فرزندان بلکه فقط ایام احساس عمیق ترین حقارت ها و ذلت ها به خاطر اجبار محرومیت کودکانشان از درس و بحث و مدرسه است. بر اساس آنچه مطبوعات رسمی دولت سرمایه داری ایران انتشار داده اند فقط در طول سال آموزشی پیشین حدود نیم میلیون کودک در سن آموزش، زیر فشار گرسنگی و فقر و سیه روزی های ناشی از تسلط نظام بردگی مزدی، مجبور به ترک تحصیل شده اند. این که آمار واقعی این سیه روزان خردسال جامعه سرمایه داری ایران چه اندازه است دقیق نمی دانیم. اما همین جراید بارها اعلام کرده اند که فقط در شهر تهران هر صبح تا عصر صدها نوباوه دبستانی یا نوجوان دبیرستانی از فرط فقر خانواده محیط مدرسه و تحصیل را رها می کنند و به امید یافتن جایی برای فروش نیروی کار به سمت سیاهچال های نمور تولید سود برای سرمایه داران روی می آورند یا در حاشیه خیابان ها و چهارراه ها دست فروشی می کنند.
آمارهای فوق در طول سال جاری بی تردید افزایش یافته و در ماه های آینده و سال تحصیلی جدیدی که اینک آغاز می گردد بازهم افزایش خواهد یافت. سرمایه داری ایران در 30 سال اخیر بار عظیم بحران های حاد اقتصادی خود را با یکه تازی بی مانندی بر سطح معیشت توده های کارگر سرشکن کرده است. امواج جدید بحران در سراسر جهان و فشار بسیار سهمگین آن بر ساختار بازتولید سرمایه داری ایران به طور قطع بازهم فشار سرمایه را بر آخرین ته مانده های معیشتی کارگران افزایش خواهد داد. این فشارها یکراست و بدون نیاز به هیچ گونه پیچ و خم زندگی میلیون ها کودک خانواده های کارگری را درسیلاب هولناک فقر فرو خواهد برد و میلیون ها کودک جدید کار و خیابان را به خیل عظیم سیه روزان خردسال دیگر جهنم سرمایه داری اضافه خواهد کرد. شمار کارگرانی که فقط در طول یک سال گذشته به جمعیت ده میلیونی بیکاران افزوده شده اند از یک میلیون بسیار بیشتر است. اگر در سال تحصیلی گذشته بر اساس آمارهای دولتی نیم میلیون کودک و در عالم واقع بسیار بیشتر از این ها مجبور به ترک تحصیل شدند، این رقم در سال آموزشی جاری به طور حتم مرز یک میلیون را پشت سر خواهد گذاشت. در جامعه ای که دیو مهیب سرکوب و خفقان مجال نفس کشیدن را از هر کارگری گرفته است از همین حالا و چند روز به آغاز ماه مهر مانده فریاد اعتراض مادران و پدران کارگری که قادر به ثبت نام کودکان خود در مدارس نیستند فضای جامعه را آکنده است. کارگران می گویند توان خرید لباس و کفش بچه های خویش را ندارند و از مشاهده لخت و عوری آن ها در کنار کودکان خانواده های مرفه و صاحب مکنت احساس خفت و زبونی می کنند. آن ها فریاد می زنند که از عهده شهریه و خرید کتاب و دفتر و قلم و کاغذ فرزندانشان بر نمی آیند و به همین دلیل نمی توانند آن ها را راهی مدرسه کنند. جمعیت کثیری از کارگران بار سنگین شهریه مدارس را سدی بر سر راه نام نویسی فرزندان خود به ویژه در دوره های دبیرستان و دانشگاه می بینند و از این که توان پرداخت این شهریه ها را ندارند در مقابل جگرگوشگان خود احساس شرمندگی می کنند. شروع سال تحصیلی در دوزخ سوزان سرمایه داری ایران برای کارگران و کودکان کارگران شروع دوره جدید آموزش نیست. برعکس، نقطه ای از نقاط انفجاری تشدید دردها، رنج ها و حقارت ها است، درد ترک تحصیل اجباری زیر فشار گرسنگی، درد احساس حقارت کودکان در مقابل همسالان، درد احساس زبونی انسان هایی که تنها جرم آنان متولد شدن در منجلاب متعفنی به نام نظام سرمایه داری است، درد جانکاه پدرانی که به جرم برده مزدی بودن باید شاهد زندگی حقارت بار و غم زده فرزندان خویش باشند، درد استخوان سوز مادران کارگری که کودکانشان چشم به زندگی نگشوده در سیاهچال فقر زنده به گور می شوند.
کودکان خانواده های کارگری، ترک تحصیل این کودکان، خیابانی شدن آن ها، استثمار جنایتکارانه چند صد هزار کودک ایرانی و چند صد میلیون کودک جهان در سیاهچال های تولید سود، تجارت تبهکارانه میلیون ها طفل خردسال، سلاخی شریرانه کودکان و فروش اعضای بدن آن ها یا تمامی اشکال دیگر جنایت و توحشی که در سراسر دنیا و از جمله ایران بر سر کودکان می رود، همه و همه اسناد بارز بشرستیزی نظام سرمایه داری است. هر لحظه حیات این کودکان برنده ترین و کوبنده ترین کیفرخواست کارگران دنیا علیه نظام بردگی مزدی است. در جامعه ما و در سراسر دنیا از دیرباز تا امروز همواره افراد، محافل یا سازمان هایی زیر نام دفاع از حقوق کودکان و با افراشتن پرچم حل معضل جمعیت عظیم خردسالان دنیایی جار و جنجال راه انداخته اند. این نهادها و مجامع طبعاً یکدست نبوده اند و نیستند. اما در این میان یک چیز بسیار روشن است. هر گام تلاش برای رهایی کودکان دنیا از این وضعیت مادام که گامی سازمان یافته و هدفمند در پیکار علیه اساس سرمایه داری و برای محو نهایی این نظام نباشد نه فقط راه به جایی نخواهد برد که نتیجه ای جز فریب و دروغ و گمراه سازی توده های کارگر نخواهد داشت. کودکان هر چه می کشند از دست سرمایه داری می کشند. هر مقدار رهایی آنان از وضعیت رقت بار موجود در گرو تعرض به سرمایه، مبارزه علیه استثمار سرمایه داری و جنگیدن علیه بی حقوقی ها و مظالم سرمایه است. فاجعه فقر، خیابانی شدن و کار کشنده چند صدهزار کودک خانواده های کارگری ایران، شرایط دردناک آموزشی و اجبار ترک تحصیل این کودکان در همه این سال ها، تشدید بیش از پیش همه این بدبختی ها در شرایط موجود نیز همه از عمق وجود سرمایه و رابطه خرید و فروش نیروی کار می جوشد. « کمیته هماهنگی برای برای ایجاد تشکل کارگری ( منطقه تهران)» مبارزه علیه بی حقوقی ها و جنایات اعمال شده برکودکان را حلقه پیوسته و بسیار مهمی از زنجیره سراسری مبارزات ضدسرمایه داری طبقه کارگر می داند. «منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر ایران» اصل آموزش سراسر رایگان برای همه کودکان و جوانان در همه سطوح از روز تولد تا آخرین مراحل تحصیلی را جزء جدایی ناپذیری از خواسته های کارگران اعلام کرده است. منشور در همان حال با تأکید بر انطباق کامل دستمزدها با سطح محصول اجتماعی سالانه کار و تولید طبقه کارگر، تضمین درآمد ماهانه حداقل 600 هزار تومان برای تمام افراد شاغل و بیکار و جویای کار و 100 هزار تومان برای همه افراد زیر 18 سال، تلاش کرده است تا بار معیشت و تحصیل و رشد جسمی و فکری کودکان را هر چه بیشتر بر روند سودجویی سرمایه سرشکن سازد. ما بر آنیم که مبارزه علیه بی حقوقی کودکان به سازمانیابی سراسری وشورایی ضد سرمایه داری توده های کارگر حول این منشور گره خورده است.
کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)
30 شهریور 87
www.hamaahangi.com
hamaahangi@gmail.com