|
|
|||
| |
به سايت کارگران
ايران خوش آمديد |
|
|
پیروزی کارگران مه نخ درگرو تغییر شکل مبارزه آنان است
کارگران کارخانه مه نخ قزوین مدت هاست که علیه تعویق طولانی مدت دستمزدها و آینده کاملاً نامعلوم اشتغال خویش مبارزه می کنند. کارگران بارها دست به اعتصاب زده اند، به تحصن روی کرده اند، همراه با همزنجیران دیگر خویش در کارخانه های دیگر به راه پیمایی پرداخته اند. کارگران در هفته قبل به طور متحد و جمعی از قزوین به تهران آمدند و ساعت ها در مقابل دفتر ریاست جمهوری علیه وضعیت موجود خویش تجمع کردند. این دومین اجتماع اعتراضی آنان در طول 2 سال در تهران بوده است. تجمع قبلی در مقابل مجلس برگزار شده بود. کارخانه مه نخ در چهارچوب خصوصی سازی ها و اجرای اصل 44 قانون سرمایه از سوی دولت سرمایه داری به یک شرکت خصوصی واگذار گردید. سیمای ظاهری واقعه چنین بود. اما کدام کارگر ایرانی نمی داند که معنای خصوصی سازی در جهنم سرمایه داری ایرای جز فروش حاصل کار و استثمار نسل های متوالی کارگران به مشتی سرمایه دار خونخوار نورچشمی به قیمت بسیار ارزان و با هدف کمک به سرمایه گذاری ها و سرمایه اندوزی های هر چه عظیم تر و غول آساتر این سرمایه داران هیچ چیز دیگری نیست؟ در همین جا یک بار دیگر تأکید می کنیم که پدیده های خصوصی سازی یا مالکیت دولتی مسئله ما کارگران نیست. ما با رابطه سرمایه به طور کلی طرف هستیم و این رابطه است که باعث و بانی تمامی سیه روزی ها و نکبت و ذلت و بدبختی های ماست. بگذریم. کارخانه مه نخ نیز در چهارچوب اصل یاد شده مانند بسیاری از کارخانه های دیگر از سوی دولت به چندتن از سرمایه داران صاحب یک شرکت درواقع هدیه شد. این چند نفر سرمایه دار در طول مدتی کوتاه تا توانستند وام های کلان از بانک ها و مراکز مالی دولتی دریافت کردند، کارگران را وحشیانه استثمار کردند، ماه ها دستمزد آنان را مصادره نمودند، از سرمایه های غیرمنقول و منقول هر چه فروختنی بود فروختند و صدها کار دیگر از همین نوع انجام دادند. پس از دستیابی به کوه عظیم سرمایه ای که لازم داشتند آن ها یک افلاس نامه مشروح هم برای دولت و بانک ها نوشتند و طلبکارانه دنبال سرمایه گذاری های نوین خود رفتند. سپس همین کارخانه به عده ای دیگر از سرمایه داران هدیه شد تا اینان نیز همان بلاها را و البته بسیار بدتر از آن ها را به سر کارگران بیاورند و دنیای سرمایه لازم برای سرمایه گذاری های بسیار بزرگ و افسانه ای آتی را نصیب خویش سازند. کاندیدای این عطیه عظیم این بار « گروه صنعتی پاژنگ» بود. سرمایه داران صاحب این گروه صنعتی در یک چشم به هم زدن به حکم رئیس جمهوری عدالت سرمایه کارخانه را اشغال کردند و برنامه های از پیش تنظیم و حساب شده را یکی یکی به اجرا نهادند. از جمله: - با توافق شورای عالی کار بیش از 360 کارگر شرکت را بدون این که هیچ کلمه ای با آنان صحبت کنند به بیمه بیکاری معرفی کردند. - عده ای از کارگران را که مالکان قبلی کارخانه به روش همین گروه صنعتی پاژنگ بیکار کرده و به سازمان تأمین اجتماعی سپرده بودند بدون این که هیچ دستمزدی به آنان پرداخت کنند ( چون ظاهرا بیمه بیکاری می گرفتند ) به کارگرفتند و مورد استثمار قرار دادند. تجمع اخیر کارگران در تهران به طور مشخص در اعتراض به این عمل کارفرما بوده است. - معنای روشن دو نکته بالا این است که گروه صنعتی پاژنگ از یک سو صاحب میلیاردها تومان سرمایه کارخانه شد و از سوی دیگر نیروی کار مورد نیاز خود را به صورت رایگان و بدون پرداخت حتی یک ریال دستمزد در اختیار گرفت. - مطابق معمول با همدستی و همگامی دولتمردان و نهادهای دولتی سرمایه هرچه هم می خواستند سرمایه های حاصل کار و استثمار هزاران کارگر را به صورت وام های کم بهره از بانک ها و مراکز مالی دریافت کردند. آنچه در این راستا و به دنبال دو نوبت فروش کارخانه نصیب کارگران گردید بیکاری تام و تمام همه آنان یعنی کل ششصد کارگر کارخانه بود. البته کارگران نیز تاکنون بیکار ننشسته اند و دراین مدت بارها دست به تجمع و راه پیمایی زده اند. اما واقعیت این است که این شکل های مبارزه اصلا کارساز نبوده و نیستند. آنان باید شکل مبارزه خود را عوض کنند. دوستان کارگر همزنجیر در کارخانه مه نخ! ما مجبوریم شکل مبارزه خود را عوض کنیم. مجبوریم برای موفق بودن آن دست به تلاش و تدارک جدید بزنیم. تمامی تجارب سالیان دراز ما نشان می دهد که با اعتراضات پراکنده در این کارخانه و آن کارخانه یا تحصن در مقابل این نهاد و آن نهاد دولتی به هیچ موفقیتی دست نمی یابیم. ما باید به سراغ همزنجیران خویش در کارخانه ها و مراکز کار و تولید دیگر برویم. این کار را کم و بیش هم اینک شروع کرده ایم. راه پیمایی مشترک شما با سایر همسرنوشتانتان در مقابل مجتمعات صنعتی قزوین گامی در این راستا بوده است. اما این پیوند خوردن را باید هر چه بیشتر گسترش داد و از آن مهم تر آن را حول راهکارهای جدید مبارزه سازمان دهیم. اساسی ترین نکته در روند مبارزات ما این است که واقعاً تجلی اعمال قدرت متحد و گسترده ما علیه سرمایه باشد. مبارزات ما باید دشمن را مجبور به قبول خواسته های ما کند. برای این کار در شرایط کنونی تدارک تصرف کارخانه های درحال تعطیل مناسب ترین و مؤثرترین شیوه پیشبرد مبارزه است. جنبش ما در حال حاضر به شدت زیر فشار این خلاء اساسی به حالت فلج افتاده است. صدها هزار کارگر عین وضعیت ما را دارند و یا وضعیتی بسیار بدتر از آن دارند. همه آن ها هم در حال مبارزه و اعتراض هستند. به کارگران نیشکر هفت تپه نگاه کنید. راه پیمایی های روزهای اخیر همزنجیرانمان در لوله سازی اهواز را ببینید. واقعیت این است که توده های طبقه ما از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب همه جا در حال کشمکش و جدال علیه سرمایه داران و دولت سرمایه هستند. با همه این ها در همه جا شکست می خوریم. در گرداب انتظارات بیهوده فلج می مانیم. ما را ماه ها سر می دوانند و آخر هم بیکار می سازند. دستمزدهای مان را پرداخت نمی کنند و اعتراضات ما را به هیچ می گیرند. تمامی این حوادث آژیر یک کمبود مهم مبارزات را در مغز ما به صدا در می آورد : شیوه مبارزه ما علیه سرمایه دچار اشکال اساسی است. تصرف کارخانه های در حال تعطیل حلقه مهمی است که برای رفع این اشکال باید هر چه مصمم تر آن را به دست گیریم. ما صدها هزار یا میلیون ها کارگر بیکار و در حال اخراج باید صدها کارخانه در حال تعطیل را تصرف کنیم. درجریان تصرف این مراکز کار و تولید باید به هم پیوند خوریم. قدرت اتحاد خویش در این و آن کارخانه را به قدرت اتحاد سراسری طبقه خود در سطح جامعه گسترش دهیم. از همزنجیران خویش در نفت و گاز و آب و برق و حمل و نقل و خودروسازی ها و لاستیک سازی ها و جاهای کلیدی دیگر بخواهیم که به یاری ما بشتابند و در حمایت از تصرف کارخانه توسط ما دست به اعتصاب بزنند. کارگران علیه سرمایه متشکل شویم ! کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران) 10 شهریور 87 |
|||
|
|
|||
|
» مطالب ديگرى از همين نويسنده |
|||
|
|
|||
|
Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com |
|
||