|
|
|||
| |
به سايت کارگران
ايران خوش آمديد |
|
|
سرمایه داری و گرسنگی میلیاردها انسان
در روزهای گذشته به مناسبت مراسم « روز جهانی غذا» گزارش های فراوانی در باره گرسنگان و افزایش جهشی شمار آنان در طول چند سال اخیر انتشار یافته است. غالب مباحثات بر حسب ظاهر به نقد بی توجهی دولت ها و سازمان های بین المللی به امور گرسنگان اختصاص یافته است. درهمه گزارش ها نفس وجود گرسنگی امر طبیعی زندگی کثیرترین جمعیت ساکن کره زمین شمرده شده و تمامی راه حل ها و پیشنهادهای ارائه شده برای کاهش و بعضاً حتی ریشه کنی گرسنگی نیز به کف با کفایت بانیان و مدافعان نظام سرمایه داری سپرده شده است! پیداست که تمامی این جار و جنجال ها و وارونه پردازی ها جای بحث اساسی دارند. اما پیش از هر چیز باید در تعریف نویسندگان گزارش ها و مجامع بین المللی از گرسنگی اندکی دقت کرد. اینان با لحنی که ظاهرا حکایت از انتقاد و شکایت و احساس مسؤلیت نسبت به پدیده گرسنگی دارد از وجود یک میلیارد انسان گرسنه در دنیا سخن گفته اند. به این ترتیب، این اشخاص به رغم لحن اعتراضی و انتقادی شان درباره گرسنگی بنیاد کار خود را بر جعل گسترده واقعیت ها استوار ساخته اند. شمار گرسنگان جهان نه یک میلیارد بلکه چندین میلیارد است. « سازمان ملل» در گزارشات مکرر و سال پشت سر سال خود تصریح کرده است که حداقل 3 میلیارد سکنه زمین با درآمدهای کمتر از 2 دلار در روز زندگی می کنند. درآمد روزانه 2 دلار در هیچ کجای دنیا هیچ شکمی را سیر نمی کند. این سه میلیارد جمعیت همه آدم هایی سخت گرسنه هستند. همه این ها توده های طبقه کارگر و نفوس جمعیتی خانواده های کارگری دنیا را تشکیل می دهند که از یک سو خالق کل سرمایه ها و ثروت های جهان موجودند و از سوی دیگر قادر به تهیه نان شب خود نیز نیستند. در بیغوله های مرگ زندگی می کنند. دسترسی به آب آشامیدنی سالم ندارند. اغلب از هر نوع امکانات آموزشی محرومند. عموماً فاقد امکانات دکتر و دارو و درمان هستند. سالانه 18 میلیون و روزانه 50 هزار نفر آنان از شدت گرسنگی می میرند. فقط کودکان این خانواده های کارگری که زیر فشار بی غذایی تسلیم جوخه های مرگ سرمایه می شوند در هر یک دقیقه از 20 نفر بیشتر است. این ها همه گرسنگان نفرین شده محکوم به مرگ نظام گرسنگی آفرین سرمایه داری هستند. اما آمار واقعی گرسنگان حتی از این 3 میلیارد هم بیشتر است. هر کس که قادر به خرید نیازهای زندگی خویش نیست در گرسنگی به سر می برد و فشار گرسنگی همواره او را به بدترین بیماری ها و مرگ تهدید می کند. انسانی که مسکن مناسب ندارد، تغدیه اش بهداشتی نیست و با حفظ تندرستی او تناسب ندارد، دکتر و بیمارستان و داروی کافی در اختیار ندارد، آب آشامیدنی و محیط زندگی اش سلامتی و رشد طبیعی جسمی و فکری او را تضمین نمی کند به طور قطع انسانی گرسنه است. گرسنه در روایت نهادهای بین المللی سرمایه داری انسانی است که توانایی خرید هیچ نوع غذایی ندارد و اگر از جایی به او غذا نرسانند حتماً در همان روز خواهد مرد. این تعریفی است که مدافعان نظام بردگی مزدی اختراع کرده اند تا در پرتو آن چندین میلیارد کارگر گرسنه دنیا را انسان های سیر نشان دهند. از این ها که بگذریم، سخن اصلی این است که انسان ها چرا گرسنه اند؟ چرا در هر یک دقیقه 20 کودک از گرسنگی می میرند؟ چرا از هر 3 نفر سکنه کره خاکی قلمرو حاکمیت سرمایه یکی از آن ها فقط در اثر فقر و گرسنه بودن جان خود را از دست می دهد؟ چرا گرسنگی باید امر طبیعی زندگی آن ها شمرده شود؟ آیا سطح تولید کنونی بشر کفاف سیر کردن همه انسان ها را نمی دهد؟! آیا گرسنگان آدم هایی بیکاره اند؟! آیا آنچه امروز توسط توده های کارگر دنیا تولید می شود برای بالاترین سطح رفاه و معیشت کل 6 میلیارد و چند صد میلیون سکنه زمین کافی نیست؟ این ها پرسش های بسیار اساسی جهان موجودند، پرسش هایی که پاسخ آن ها را باید نه در جار و جنجال های عوام فریبانه دولتی و کلیسایی و اومانیسم بازی های کاریکاتوری - رفرمیستی بلکه در مبارزه میان طبقات اساسی دنیای موجود جستجو کرد. مثل روز روش است که اگر در همین لحظه حاضر نظام دژخیم سرمایه داری شر خود را از سر بشریت کوتاه کند نه فقط گرسنگی به طور کامل محو خواهد شد، نه فقط فقر برای همیشه از ساحت زندگی بشر رخت برخواهد بست، نه فقط همه آحاد ساکنان زمین به همه امکانات معیشتی و رفاهی دست خواهند یافت بلکه، فراتر از آن، اصل معتبر انسانی « از هر کس به اندازه توانش و به هر کس به اندازه نیازش» به طور کامل قابل اجرا خواهد بود. اگر بختک منحوس سرمایه گور خود را گم کند بشریت معاصر حتی با اعلام داوطلبانه بودن کار بازهم به زندگی عاری از نیاز و مالامال از رفاه دست خواهد یافت. زادگاه واقعی گرسنگی و فقر و ذلت و حقارت و زبونی انسان عصر نظام سرمایه داری است. کافی است فقط به چند نکته دقت کنیم. عظیم ترین بخش تولیدات کنونی دنیای سرمایه داری خواه کالا و خواه فراورده های موسوم به « خدمات» نه نیاز بشر که صرفاً نیازهای خودگستری و انباشت سرمایه است. شیوه تولید سرمایه داری نه نیازهای معیشتی و رفاهی و ملزومات تعالی جسمی و فکری انسان بلکه فقط سرمایه، سرمایه و بازهم سرمایه تولید می کند. هر چه توده های کارگر دنیا نسل بعد از نسل کار کرده اند به صورت سرمایه از دسترس زندگی آنان خارج شده است. این سرشت سرمایه است که با حاصل کار و تولید کارگران چنین کند. دنیا از سرمایه و ثروت و محصول کار نسل بعد از نسل بردگان مزدی آکنده است. جهان از سرمایه اشباع است، چنان که امکان نفس کشیدن از بشریت سلب شده است. شیوه تولید سرمایه داری در ذات خود مولد و موجد و سرچشمه زایش گرسنگی انسان است. اما حتی نگاه ساده ای به گوشه بسیار ناچیزی از آنچه این نظام با بشریت و سرنوشت کار کارگران دنیا می کند می تواند علت واقعی گرسنگی را به ما نشان دهد. به همین ارقامی که این روزها همه جا بر سر زبان ها جاری است خوب توجه کنید. 700 میلیارد دلار کمک دولت آمریکا به مراکز بحرا ن زده مالی را در نظر بگیرید. 500 میلیارد پوندی را که آقای آرشیتکت مقابله با بحران!! به بانک های انگلیسی تزریق کرده است به آن اضافه کنید. ارقام صدها میلیارد یورویی مصوب دولت های اتحادیه اروپا برای نجات سرمایه را بازهم به حاصل جمع آن ها بیفزایید. به بودجه سالانه 600 میلیارد دلاری وزارت جنگ آمریکا زیر نام دروغین « وزارت دفاع» برای نابودی بشریت نظر بیندازید. هزینه های تسلیحاتی سالانه 1300 میلیاردی کشورها را در ذهن خود مرور کنید. مخارج روزانه 700 میلیون دلاری جنگ آمریکا در عراق را در کنار آن ها قرار دهید. می دانید که با 1000 میلیارد دلار می توان کره زمین و کره ماه را به هم وصل کرد، در حالی که فقط مخارج نظامی سالانه دولت های سرمایه داری از این رقم بسیار بسیار بیشتر است. در جهانی که هر سال هزاران میلیارد دلار صرف کشت و کشتار بشریت می شود چندین میلیارد انسان زیر فشار گرسنگی تسلیم مرگ می شوند. گرسنگی پدیده طبیعی زندگی انسان نیست. فاجعه سیاه برخاسته از موجودیت شیوه تولید سرمایه داری است. برای کندن ریشه گرسنگی باید سرمایه داری را نابود کرد. بدون این کار هر روز باید شاهد ظهور خیل عظیم گرسنگان جدید و جدیدتر بود. برای نابودی سرمایه داری دیر هم شده است و کارگران نباید بگذارند که این نظام بیش از این به توحش خود ادامه دهد. اگر قرار است توده های کارگر دنیا نه در لباس برده مزدی بلکه در هیئت واقعی انسان زنده بمانند و زندگی کنند آنان باید هرچه زودتر به بود و بقای سرمایه داری پایان دهند. تلاش برای متحد شدن همه کارگران جهان حول یک منشور مطالبات پایه ای ضد سرمایه داری سنگ بنای محکمی برای سازمانیابی پیکار بین المللی توده های کارگر علیه سرمایه و با هدف پایان دادن به حیات رابطه خرید و فروش نیروی کار است. مبارزه با گرسنگی نیز تنها در صورتی واقعی است و تنها به شرطی موفق و هدفمند است که حلقه پیوسته ای از پیکار سراسری ضدکار مزدی کارگران جهان باشد. کارگران علیه سرمایه متشکل شویم ! کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری 29 مهر 87 hamaahangi@gmail.com
|
|||
|
|
|||
|
» مطالب ديگرى از همين نويسنده |
|||
|
|
|||
|
Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com |
|
||