به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  کارگران ايران: چند اطلاعيه و بيانيه، بيانيه حزب اتحاد کمونيسم کارگری ،به طبقه کارگر ايران٬ فعالين و رهبران کارگری عليه سياست "انجماد دستمزدها" بپاخيزيم!

چند اطلاعيه و بيانيه، بيانيه حزب اتحاد کمونيسم کارگری ،به طبقه کارگر ايران٬ فعالين و رهبران کارگری عليه سياست "انجماد دستمزدها" بپاخيزيم!


بيانيه حزب اتحاد کمونيسم کارگری 

به طبقه کارگر ايران٬ فعالين و رهبران کارگری

عليه سياست "انجماد دستمزدها" بپاخيزيم!

رفقای کارگر

روزنامه سرمايه امروز دوشنبه ٩ ديماه اعلام کرد که طرح "هدفمند کردن يارانه ها" فردا سه شنبه توسط احمدی نژاد به مجلس ميرود. اين طرح در اساس طرح افزايش قيمتها و به فقر و فلاکت و گرسنگی کشاندن شديدتر طبقه کارگر است. يک رکن اين طرح سياست انجماد دستمزدها است. يعنی همان درصد ناچيزی که هر سال طبق محاسبات پا درهوای شورايعالی کار در باره سبد خانواده کارگری و ميزان تورم به حداقل حقوق کارگران اضافه ميشد٬ با تصويب اين طرح متوقف ميشود. اين موضوع قبلا توسط محمد جهرمی وزير کار اعلام شده بود و روزنانه سرمايه آن را تاکيد کرده است. 

سرمايه داری ايران برای تحميل بار بحران اقتصادی و به فلاکت کشيدن بيشتر طبقه کارگر و مردم زحمتکش نيازمند تهاجم وحشيانه تر به معيشت طبقه کارگر است. امری که در هر گوشه جهان سرمايه داری در متن بحران اقتصادی در جريان است و فضای مناسبی را برای سرمايه داران "وطنی" و دولت سرمايه فراهم کرده است. اسم و چهارچوب اين تهاجم جديد در ايران "هدفمند کردن يارانه ها" است. پيشبرد اين طرح بدون فقيرتر کردن طبقه کارگر عملی نيست. يعنی همزمان که ماليات بر ارزش اضافه و سود سرمايه داران را حذف ميکنند و با آزادسازی قيمتها مايحتاج اوليه را چند برابر گرانتر ميفروشند٬ در گام اول برای منجمد کردن دستمزدهای ناچيز فعلی هم دورخيز کرده اند! هدف سياسی ديگری که حکومت اسلامی و روزنامه سرمايه دنبال ميکند پائين آوردن توقع کارگران در مورد خواست افزايش دستمزدها و برخورداری از يک زندگی انسانی است. آنها شرايطی را ايجاد ميکنند که کارگران بجای خواست افزايش دستمزدها در بهترين حالت به همان روال سابق توسط شورايعالی کار تن دهند. 

کارگران متقابلا بايد اين تهاجم وحشيانه به زندگی خود و خانواده هايشان را پاسخ دهند. تورم کنونی٬ گرانی روزمره و انجماد دستمزدها به معنی کاهش دستکم پنجاه درصدی حقوق کارگران در سطوح مختلف است. درچنين اوضاعی موقعيت کارگرانی که ماههاست حقوق نگرفتند ديگر روشن است. به اين شرايط ضد انسانی نبايد تن داد. يک سياست فعال و راديکال کارگری در تقابل با اين تهاجم بايد متکی به چند اصل روشن باشد:
١- مادام که نظام استثمارگرانه سرمايه داری و کارمزدی پابرجاست، دستمزد بايد توسط نمايندگان مستقيم کارگران تعيين شود. همانطور که صاحبان سرمايه و کالا قيمت فروش کالاهای خود را تعيين ميکنند کارگران نيز بايد بتوانند دستمزد فروش نيروی کار خود را تعيين کنند. از اين رو هر تصميمی توسط دولت سرمايه و نهادهای ضد کارگری شان برسر تعيين دستمزد کارگران و يا انجماد آن از نقطه نظر ما بی اعتبار است. اين حق مسلم و بدون چون و چرای طبقه کارگر است که توسط نمايندگان منتخب خود برسر انعقاد قرارداد و تعيين سطح حداقل دستمزدها دخالت کند.

۲- نقطه عزيمت طبقه کارگر برای تعيين سطح حداقل دستمزدها و آهنگ افزايش آن براساس تورم مطلقا نبايد به سود و زيان اين و يا آن سرمايه دار و دولت سرمايه گره بخورد. شاخص تعيين مبنای پايه دستمزد ملزومات يک زندگی انسانی برای خانواده کارگری در قرن بيست و يکم است. برخورداری از يک زندگی انسانی حق طبيعی تمامی کارگران است. 

۳- هيچ طرح و قانونی در صورت مقابله طبقه ما نميتواند به تصويب برسد. چنانچه طبقه ما در مراکز اصلی توليدی پا به ميدان بگذارد ميتواند اين توطئه های رژيم اسلامی سرمايه را در هم شکند. بايد دولت سرمايه را وادار به تامين خدمات اجتماعی و درمانی و بيمه بيکاری و تامين درجه ای از رفاه همگانی کرد. بجای حذف سوبسيدها و آزاد سازی قيمتها ميتوانند از هزينه لشگر اوباش و نيروی نظامی و مفتخورها بزنند. 

طبقه کارگر نيازمند اتخاذ يک سياست تعرضی در قبال اين سياست ارتجاعی حکومت اسلامی است. اساس چنين سياستی شرکت نمايندگان منتخب کارگران در تعيين سطح دستمزدها و مطالبه سطحی از دستمزد است که پاسخگوی يک زندگی انسانی باشد. گام اول تحقق اين امر تشکيل مجامع عمومی کارگران در هر مرکز کارگری برای تعيين نمايندگان واقعی خود است. نقش مراکز مهم کارگری در جنبش افزايش دستمزدها و به شکست کشاندن توطئه های رژيم اسلامی تعيين کننده است. 
حزب اتحاد کمونيسم کارگری تمامی رهبران و فعالين کارگری را به يک مبارزه راديکال عليه طرح انجماد دستمزد و تلاش برای افزايش دستمزد بر مبنای ملزومات يک زندگی انسانی فراميخواند. 
 
حزب اتحاد کمونيسم کارگری

۲۹ دسامبر ۲۰۰۸ – ۹ دی ۱۳۸۷
--------------------------------------------------------------------------------

انفجار در صنايع نظامی اصفهان

٨ نفر از کارگران به قتل رسيدند

بنا به خبر دريافتی٬ انفجار در صنايع نظامی اصفهان منجر به جان باختن ٨ نفر از کارگران و مجروح شدن تعداد بيشتری شده است. انفجار در شنبه شب ٢٧ ديماه حوالی ساعت ١١ شب در بخش توليد مهمات روی داده است. اين مرکز زمانی سازنده لوله توپ بوده که در زمينه توليدات نظامی بدون در نظر گرفتن ايمنی لازم گسترش داده شده است. در حال حاضر اين مرکز دارای سالنهای مختلف و خطوط توليد مختلف است که توسط سپاه پاسداران و صنايع دفاع اداره ميشود. 

کارگران اين مرکز حقوقهای فوق العاده پائينی دريافت ميکنند. اين مرکز نظامی نزديک مناطق مسکونی زرين شهر واقع شده است. مردم اين منطقه عمدتا مهاجر و بشدت فقير هستند. اغلب آنها کشاورز هستند و برنج کاری شغل دوم آنهاست و منطقه عمدتا زير کشت برنج است. فضای کاری بشدت نظامی و سرکوبگرانه است و هيچکس از روند توليد در سرتاسر کارخانه راضی نيست. به همين دليل مخالفت در ميان کارگران زياد است که همين منجر به گسيختن روند توليد ميشود. اين موضوع در فقدان تشکل کارگران و تامين امنيت لازم چنين کار خطرناکی هر روز حادتر ميشود. در واقع کارفرمای صنايع نظامی با شرايط سرکوب و برده واری که ايجاد کردند٬ هم کنترل وضعيت را از دست خود هم خارج کردند و هم موجبات کار در خطرناکترين شرايط را فراهم آوردند.

حزب جان باختن کارگران اين مرکز را به خانواده آنها و طبقه کارگر ايران تسليت ميگويد. سپاه پاسداران و دولت مرتجع اسلامی مسئولين مستقيم شرايط ناامن کار و اين رويداد دلخراش و کشتار ٨ نفر از کارگران هستند. هرچند هيچ درجه امکانات مالی جای خالی کارگران جان باخته را پر نميکند اما خانواده های کارگران جان باخته و کارگران اين مرکز بايد متحدانه تلاش کنند تا کارفرما در قبال خانواده هائی که نان آور آنها در محل کار به قتل رسيده است مسئوليت بپذيرند و معيشت اين خانواده ها را تامين کنند. 

مرگ بر جمهوری اسلامی!

مرگ بر سرمايه داری!

آزادی٬ برابری٬ حکومت کارگری!

حزب اتحاد کمونيسم کارگری

٩ ديماه ١٣٧٨ – ٢٩ دسامبر ٢٠٠٨

--------------------------------------------------------------------------------

پايان اعتصاب کارگران نازنخ و فرنخ

رنجنامه کارگران

بنا به گزارش دريافتی٬ امروز دوشنبه ٩ ديماه کارگران نازنخ و فرنخ قزوين به اعتصاب خود پايان دادند. کارگران ميگويند سالهاست حقوقشان را باز زور از حلقوم کارفرماها بيرون ميکشند. اين دو کارخانه زمانی يک کارخانه بود که با مرگ صاحب آن به دو فرزندش رسيد و با ديواری از هم جدا ميشود. 

معمولا احضار و تهديد و اخراج کارگران در هر دور اعتراضات شدت گرفته است اما صدای کارگران اين دو مرکز همراه با خانواده هايشان همچنان بلند بوده است. يکی از کارگران ميگويد اين دولت پاسدار سرمايه داران است. سالها کودکان ما در محروميت زندگی کردند و هنوز در محروميت زندگی ميکنند. معمولا اعتراضات ما با يک پاسخ از طرف کارفرماها روبرو ميشود: "مگر ما مال کسی را خورديم٬ چرا آبروی ما را ميبريد؟ چرا اعتراض ميکنيد؟ چرا به خيابان می آئيد؟" اينها حرفهای کارفرما است. همراه اين فرمايشات اسامی چند کارگر را ميخوانند و به اداره کار معرفی ميکنند. "اينها اخلال گر هستند! اينها باعث شلوغی کارخانه هستند!" سياه روی سفيد اينها را قيد کردند که حتی کارگران اخراجی از بيمه بيکاری هم محروم شوند! 
اين يک بخش قضيه است. طرف ديگر پاسخهای کارگران است به مديريت و استاندار و مسئولين در تهران. ماه گذشته کارگران اين دو مرکز به تهران رفتند و با مسئولين مذاکره کردند. آنها هم وعده سرخرمن دادند و هر بار با وعده کارگران را به خانه فرستادند. کارگران بارها همراه خانواده ها تجمع کردند و اعلام کردند که ما چيزی بجز حقوق های معوقه خود را نميخواهيم. چرا اعتراض ما به نپرداختن حقوقهای معوقه "آبروی شما سرمايه داران را ميبرد؟" چرا وقتی ما پول شهريه مهد کودک را نداريم و بچه های ما را از مهد کودک بيرون ميکنند آبروی ما نميرود؟ چطور بايد به کودک ۵ يا ۶ ساله خود توضيح بدهيم پول نداريم شهريه بدهيم؟

برخی از کارگران ٢ ماه و برخی ٣ ماه حقوق معوقه شان را نگرفتند اما هنوز حقوق ٣ ماه بيشتر کارگران پرداخت نشده است. اين اعتصاب برای پرداخت و گرفتن اين حقوق ٣ ماهه بود. کارفرماها٬ مديريت٬ اداره کار٬ استانداری و مسئولين در تهران از اينکه وضعيت اقتصادی خراب است و وضع بازار خراب است٬ صحبت ميکنند و اينها را دلائلی برای پرداخت نکردن حقوقهای ما عنوان ميکنند. نماينده های ما را دستگير و احضار کردند و اداره کار را از پرداخت بيمه بيکاری منع کردند. آنها را "اخلال گر و ضد انقلاب" ناميدند!

ولی کسی نيست بگويد همين سرمايه داران و صاحبان کارخانه ها با ميلياردها پول و وام که ميگيرند و قرار است با آن سرمايه گذاری کنند و شرکتها را راه بياندازند چکار کردند؟ آنها پولها را ميبرند و در کشورهای همسايه سرمايه گذاری ميکنند و پشت هفت پشت شان را بستند و جواب کسی را هم نميدهند. همه شان هم از خودشان هستند و مشغول بچاپ بچاپ. ولی کارگری که شش ماه حقوق نگرفته را "اخلال گر" و "ضد انقلاب" مينامند و ميبرند شکنجه ميکنند. همين ماه گذشته چند نفر از کارگران را بردند و نه تنها خودشان بلکه خانواده هايشان را هم تهديد کردند که ساکت شوند. با اين تهديدها هدفشان اينست که همه ما را ساکت کنند. سياست دولت وعده دادن است و امروز هم در مذاکرات باز وعده دادند. باز گفتند "ملت و نظام در خطر است٬ اقتصاد کشور خراب است٬ صنايع نساجی سوددهی نداشته!" ميگويند منتظر باشيد که نهايتا يکسال ديگر ميتوانيم اينجا را سرپا نگهداريم. بما ميگويند "خوب کار کنيد٬ توليد بيشتر داشته باشيد٬ اضافه کاری کنيد٬ تا پانزده روز ديگر حقوقهای معوقه را پرداخت ميکنيم!" 
امروز به اعتراض خود پايان داديم. اما خود ما هم ميدانيم که اينها تنها وعده است. اين دو مرکز زمانی بيش از ۴٠٠٠ کارگر داشت حالا در يکی حدود ٣٠٠ کارگر و در ديگری تقريبا ۴٣٠ کارگر باقی مانده است. همه هم سابقه کار بالاتر از ١٨ سال دارند. کارگران اينجا قبلا بخاطر تهديدها مجبور بودند کوتاه بيايند چرا که آرزو دارند که سابقه کارشان تمام شود و بعد از ٢٠ سال بازنشسته شوند. بسياری از کارگران دراين مرکز و طی اين سالها از بس اعتراض و اعتصاب کردند خسته شدند و خود را بازخريد کردند. حقوقها اينجا رسما هر چهار ماه يکبار داده ميشود و آنهم با اعتراض کردن و به خيابان آمدن. اين معضلات کارگران را دلسرد ميکند٬ خيلی اوقات نمايندگانشان تنها ميمانند. دستگيريهای مرتب و تهديدها باعث عقب نشينی کارگران ميشود اما باز هم بايد بيرون آمد و قبول کرد و گرنه از حقوق خبری نيست. 
 
مرگ بر جمهوری اسلامی!

مرگ بر سرمايه داری!

آزادی٬ برابری٬ حکومت کارگری!
 
حزب اتحاد کمونيسم کارگری

٩ ديماه ١٣٧٨ – ٢٩ دسامبر ٢٠٠٨

--------------------------------------------------------------------------------

حقوق های معوقه پرستاران انديمشک

پرستاران انديمشک ۵ ماه است که حقوق دريافت نکردند. تمامی وعده های داده شده دروغ بود و نمايندگان پرستاران توسط مديريت تهديد شده اند. يعنی بعد از ماهها دوندگی دنبال حقوقهای معوقه تنها تاکنون وعده و تهديد نصيب پرستاران شده است!

پرستاران ميگويند يکبار صدايمان را از طريق حزب شما به مردم رسانديم و ٢ ماه حقوقهای خود را دريافت کرديم و قول دادند که ما را استخدام کنند بشرط اينکه يک امتحان علمی بدهيم. امتحان گرفته شد٬ همه قبول شدند٬ اما خبری از استخدام نشد! بالاخره ما پرسنل اين بيمارستان با هزار بدبختی جمع شديم و نماينده انتخاب کرديم که دنبال خواستهای ما را بگيرند. همه اينجا متخصصين بخش اوژانس بيمارستان هستند. طبق قانون هيچ پرستاری نبايد ساعتی کار کنند اما عليرغم اين تعداد زيادی ساعتی کار ميکنند. به ما نه يارانه تعلق ميگيرد٬ نه عيدی٬ نه هيچ مزايای ديگری. (يارانه سود بيمارستان است که بايد بين پرسنل تقسيم شود که معمولا در بيمارستانها درصد ناچيزی به بخش قليلی اختصاص می يابد و مابقی از آن محروم اند.) نمايندگان ما رفتند مرکز استان در اهواز که مسائل و مشکلات را طرح کنند. مسئولين آنجا گفتند به ما ربط ندارد و بايد به مرکز بهداشت انديمشک برويد. نمايندگان به مرکز بهداشت رفتند و آنجا هم جواب شنيدند که به ما مربوط نيست بايد به مديريت بيمارستان مراجعه کنيد. اينبار به مديريت بيمارستان مراجعه شد و به ايشان توضيح داده شده بود که چند ماه است حقوق نگرفتيم و قرار بود استخدام رسمی بشويم. مديريت پاسخی نداد بجز مشتی جواب سربالا. گفته بود پس شما ميخواهيد استخدام رسمی بشويد و اين اعتراضات و تجمعات را هم سازمان ميدهيد! نمايندگان ما گفتند اعتراض کدام است آقا ۵ ماه است حقوق نگرفتيم٬ سرپرست خانواده هستيم٬ همين شندرغاز هم که بايد بديد تا حالا نداديد! بجای جواب به نمايندگان مان گفتند که ما برای استخدام رسمی گزينش ميکنيم و همه اينها را در پرونده شما ثبت ميکنيم! هنوز اعتراض ما ادامه دارد و هنوز کارفرمای بيمارستان حاضر به پرداخت ۵ ماه حقوق ما نشده است. پرستاران ساعتی بين ٩٠٠ و ١٠٠٠ تومان حقوقشان است. مشکل ديگر اينجا پرستاران با قرارداد موقت اند. يعنی سه نوع سياست استخدام هست: ساعتی٬ موقت و رسمی. با اين سياستها بين ما تفرقه می اندازند. همه ما هم محتاج کار هستيم که زندگی را بچرخانيم. 

حزب پرستاران انديمشک را به تداوم مبارزه متشکل دعوت ميکند. اين تنها راه عقب راندن اينهاست. با يک اعتصاب اخطاری در بخش اوژانس اينها دست و پايشان را جمع ميکنند. به سياست ارعاب تن ندهيد٬ نيروی متحدتان را بميدان آوريد و حقوق تان از حلقوم شان بيرون بکشيد. 

مرگ بر جمهوری اسلامی!
مرگ بر سرمايه داری!

آزادی٬ برابری٬ حکومت کارگری!

حزب اتحاد کمونيسم کارگری

٩ ديماه ١٣٧٨ – ٢٩ دسامبر ٢٠٠٨


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com