به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  کارگران ايران: گزارش گردهمایی ایرانیان در بروکسل – شنبه 4 ژوئیه

گزارش گردهمایی ایرانیان در بروکسل – شنبه 4 ژوئیه

 گزارش گردهمايی ايرانيان در بروکسل – شنبه ۴ ژوئيه

امروز از ساعت ۱۶ در ميدان شومان جمع شديم. فراخوان اين گردهمايی را  "جمعی از ايرانيان ساکن بلژيک" داده بودند. وقتی به ميدان رسيديم، بادکنک های سبز بالا رفته بود و  پرچم های سبز دورتادور ميدان را پوشانده بودند. محل گردهم آئی در ميان ساختمانهای اتحاديه اروپا قرار داشت چرا که جلب توجه هيئت حاکمه کشورهای اروپايی از دغدغه های اين جريانات است و در همين راستا از چند سناتور حزب سبز و پارلمان اروپا از سبزها هم دعوت کرده بودند. بعلاوه برگزارکنندگان خيلی بر دوری از شعارهای راديکال و ضدرژيم تاکيد داشتند. در برنامه های قبلی لااقل تاکيد بر شعارهای جاری در مبارزات داخل ايران بود ولی امروز ديگر آنرا هم ممنوع کردند.

جمع ما -"کميته دفاع از مبارزات مردم ايران – بلژيک"- در حال آماده کردن  "بيلبورد" بزرگ خود و پرچم و بنرهای سرخ، بوديم، که رفقای سوسياليست بلژيکی به ما ملحق شدند. يکی از بنرهای ما پارچه ای قرمز بلندی بود که بر روی آن شعار "دفاع بين المللی از مبارزات مردم ايران و مرگ بر جمهوری اسلامی" نقش بسته بود. اين شعار ما بيانگر نگاه ما به شرايط موجود ايران بود. "بيلبورد" ما با طرح بسيار زيبايی که مملو از شعارهای جاری در مبارزات داخل کشور و طرح های ابتکاری از آنها بود، هم بسيار ديدنی بود. بر روی آن شعار "موسوی يه بهانه ست، کل رژيم نشانه ست"، نوشته شده بود. از همان ابتدای کار برنامه ريزان بما انتقاد کردند که چرا اسم آورده ايد؟ گفتيم چه اسمی؟ پاسخ دادند "موسوی"!!!  در حاليکه عده ای که جلوی پوديوم ايستاده بودند پوسترهای موسوی و شعار "viva president mousavi" را بلند کرده بودند.
در کنار اين بنرها و بيلبورد، آلبوم عکسی از مبارزات مردم و سرکوب وحشيانه رژيم را بر روی پارچه بزرگ قرمزی روی زمين پهن کرديم تا نشان دهيم که از چه بخشی از مبارزات جاری دفاع می کنيم. برای اينکه بتوانيم با مردم صحبت کنيم، ميز اطلاع رسانی با فراخوان راهپيمايی ۱۰ ژوئيه در بروکسل، مجموعه ای از اطلاعيه های ارسالی به زبان های گوناگون و شماره های مختلف نشريه بذر و چند فراخوان ديگر را آماده کرديم. افکار عمومی بلژيکی بسيار مشتاق دانستن مسائل ايران، خارج از هياهوهای رسانه ای و تبليغی هستند به همين جهت در تمام مدت گردهمايی استقبال گسترده ای از ميز اطلاع رسانی و اطلاعيه های خبری ما شد.

سئوالاتی که رهگذران و شرکت کنندگان بلژيکی اين گردهمايی داشتند:
تقريبا اغلب مردمی که با ما صحبت کردند می گفتند می دانيم که مبارزات مردم و خواسته هايشان فراتر از ميرحسين موسوی و ساير کانديدهای بازنده است. اين نکته جالبی بود چون در روزهای اول که آکسيون های ايرانيان برای همبستگی با مبارزات مردم در خارج کشور شروع شد، بسياری فکر می کردند مردم ايران در پی اين هستند که ميرحسين موسوی رئيس جمهور شود، هنوز بسياری نمی دانستند که ميرحسين موسوی هم يکی از دولتمردان نظام جمهوری اسلامی بوده است و بويژه اينکه در دوران نخست وزيری او  بسياری از مخالفان به قتل رسيدند، و فقط در تابستان ۱۳۶۷ هزاران زندانيان سياسی با همراهی و همدستی او به قتل رسيدند.
آنها اغلب می پرسيدند اين مبارزات به کجا خواهد رسيد؟ از ما  در مورد موضع کنونی ميرحسين موسوی می پرسيدند که سعی کرديم به آنها بگوييم که وی در آخرين اطلاعيه خود گفتته است که "دعوای او يک دعوای خانوادگی است درون نظام جمهوری اسلامی" و در حال حاضر جوانان در مبارزات پراکنده در محله ها  به مبارزات خود ادامه می دهند.  به آنان گفتيم که دولت احمدی نژاد نيز سرکوب خونينی را آغاز کرده است. اين در حالی است که امروز رسانه های غربی تقريبا اين مسائل را به سکوت برگزار کرده اند.
چند تن از جوانان بلژيکی در مورد رنگ سبز برخی از اين تظاهراتها می پرسيدند. هنوز بسياری فکر می کنند که اين رنگ همان معنای مثبت جريانات "دفاع از محيط زيست" را دارد. برای آنان توضيح داديم اين رنگ سمبل اسلام شيعه است و مير حسين موسوی معتقد است که بايد نظام اسلامی دهه ۸۰ م. دوره خمينی را احيا کند. به آنان توضيح داديم که بسياری از مردم که در تظاهراتها و گردهمايی زير پرچم سبز جمع می شوند چنين اعتقاد و هدفی ندارند بلکه جريانات و افرادی هستند که می خواهند برنامه موسوی را حتی در خارج کشور به مخالفين نظام جمهوری اسلامی تحميل کنند.

در حاشيه تظاهرات
از آنجايی که در اين گردهمايی از آقای محسن مخملباف نيز دعوت شده بود، مطلبی را در اعتراض به اين موضوع تهيه کرديم که در آن تاکيد شده بود که آقای مخملباف نمی تواند سخنگوی مردم ايران باشد و اين توهين به مردمی است که سی سال توسط سيستمی سرکوب شده اند که مخملباف طی يک دهه يکی از ايدئولوگهای سينمای آن بوده است. اينکه وی نه فقط گذشته خود را نقد نکرده بلکه آن را پنهان هم کرده است.
 تقريبا در فاصله ای بسيار کوتاه صدها اطلاعيه ارسالی فعالين بذر از داخل کشور تحت عنوان "وقت را تلف نکنيد، وضعيت بسيار اضطراری است!" به زبان های مختلف و مقاله ای در مورد جايگاه محسن مخملباف در پيشگاه مردم ايران پخش شد.

از همان ابتدای گردهمايی روشن بود که دو صدای گونان، با دو روش و دو نماد متفاوت حضور دارند. دو کشمکش بزرگی که طی هفته های گذشته صحنه های مبارزه مردم در ايران را رقم زده است.
از يک سو نيرويی با نماد سرخ و طرح شعارها و مطالبات پايه ای اکثر مردم ايران از زنان گرفته تا کارگران، جوانان، دانشجويان و هنرمندان و نويسندگان و ... . نمادی که تبارز تداوم مبارزات سی ساله مردم عليه کل نظام جمهوری اسلامی است. نمادی که هيچ توهمی به هيچيک از جناح های حاکمان جمهوری اسلامی ندارد و  معتقد است جنگ موسوی – رفسنجانی با احمدی نژاد جنگ خانگی است همان گونه که خود موسوی نيز گفته است "جنگ ما هرچند تلخ، جنگی خانوادگی است".  نماد سرخ تلاش دارد مبارزه مردم را از مبارزه دو جناح عليه يگديگر جدا کند. 
 از سوی ديگر جرياناتی با نماد سبز و شعارهای دفاع از يک جناح از حاکمان جمهوری اسلامی در مقابل جناحی ديگر حضور دارند که دل مشغولی شان نه حمايت از مبازه مردم ايران بلکه تبديل کردن مبارزه مردم به زائده جنگ درونی باندهای درون سيستم اسلامی است. اين جريانات بويژه در خارج کشور فرصتی يافته اند تا استعداد سياسی خود را به نظام نشان دهند و جايی و سهمی برای خود درون نظام اسلامی را دريوزگی کنند. آنان اغلب نيروهای شناخته شده ای هستند که طی سی سال گذشته ضربه گير نظام جمهوری اسلامی درمقابل مردم بوده اند.
حضور ما در اينجا فرصتی بود برای نيروهای صادق و جوانی که اين جريانات را نمی شناختند و از صميم قلب برای همبستگی با مردم ميهن شان در اين گردهمايی حضور داشتند. برخی از آنان به ما پيوستند. اما هنوز کار بيشتری در پيش داريم تا چهره و ماهيت گردانندگان گردهمايی های "سبزقبايی" برای مردم و بويژه نسل جوان ايرانی در خارج کشور روشن کنيم.
 
بسياری از اينان کهنه کاران اکثريتی و توده ای بودند که بقول رفقای قديمی بلژيک، "در طول اين ۳۰ سال هميشه با اسامی گوناگون مثل انواع کانونها، انجمن ها و ... هويت اصلی خود را پوشانده و جمعيت شرکت کننده در برنامه های مختلف را فريب داده اند". گردهمايی امروز ترفند ديگری از اين گروه است.
جالب اينکه جمعيتی از آلمان و هلند با فراخوان ديگری به اينجا آمده بودند که مضمونی ديگر داشت. حتی برخی هم در  بلژيک با فراخوانی ديگر در اين گردهمايی حضور يافته بودند.  آنان وقتی ماجرا را فهميدند و ديدند که گردانندگان کلک زده اند بسيار خشمگين شدند.  گرچه حضور ما در اين گردهمايی فرصتی بود که برخی از اين جمع به ما بپيوندند و فرصتی بود که در مورد راهپيمايی روز جمعه که تدارک ديده ايم تبادل نظر کنيم.  البته برخی ديگر  هم از هلند و کلن، با مشاهده اين وضعيت فوراً برگشتند.
 نکته قابل تامل اينکه جريانات توده ای اکثريتی و امروز همراه با جمهوری خواهان و غيره  فرصت را غنميت ديده اند تا به نام گردهمايی و همبستگی با مردم ايران، با لابی گری هايشان، سناتورهای حساب پس داده ای را پشت تريبون بکشانند تا آنها هم منافع خودشان و گروه های مالی شان را تحت عنوان همبستگی با  مردم (معلوم نيست مردم از نظر اينان کيست) به ما تحميل کنند.  و البته غافل از اين نيستند که عناصر حساب پس داده جمهوری اسلامی مثل مخملباف در خارج از ايران را هم در اين اوضاع "سفيدشوئی" کنند.
در تمام طول گردهمايی، از هرترفندی برای مقابله با حضور ما استفاده کردند. از يکسو ژست دمکرات بودن می گرفتند و باصطلاح شعار "دمکراسی" می دادند. از سوی ديگر نمی توانستند برای لحظه ای حضور صدايی ديگر را تحمل کنند. اين دوگانگی آنان را مجبور به اتخاذ تاکتيک های مکارانه و رياکارانه ای کرد که موجب انزجار بسياری از جوانان شرکت کننده شد.  آنان که تنها تجربه شان با نيروهای مترقی در ايران طی دهه ۶۰ "شناسائی و لو" دادن آنان به نيروهای امنيتی رژِيم اسلامی بود، در خارج کشور دست خود را خيلی بسته می بينند. آخر سر اعلام کردند که ما "دمکرات" نيستيم چون "وحدت کلمه" آنان را زير سئوال برده ايم.  اگر رزوی در ايران می گفتند "هر که با ما در افتاد ور افتاد" امروز می گويند هر که با ما نباشد "دمکرات" نيست. حتی در لحظه ای که خواننده جوان موسيقی بندری و مدعو خودشان هيجان زده شد و با شور بسيار زياد و فقط يکبار شعار "مرگ بر جمهوری اسلامی" را فرياد زد، بسرعت بلندگويش قطع شد و سپس او را به پايين صحنه هدايت کردند. درحاليکه جمعيت چه سبز و چه .... با وجد آنرا تکرار می کرد!

 آنان نسل ما را دست کم گرفته اند و نمی دانند که در ميان ما نسل جوان، جنب و جوشی برای آگاهی از تاريخ و درس گيری از تجارب انقلابی نسل قبلی مان در جريان است.. ما نسلی هستيم که می خواهيم جامعه نوين ايران را طرح افکنيم و در مبارزات چند سال اخير نشان داده ايم که شايستگی ساختن چنين جامعه ای را داريم.  رنگ سبز اسلام دوازده امامی نماد ايدئولوژيک نظامی است که تدامش وابسته به  سرکوب و تحقير زنان، جوانان و استثمار کارگران و زحمتکشان است.  ما عهد کرده ايم که رنگ مبارزاتمان رنگی شود که تصوير ندا در آن قاب گرفته شد و در يادها حک شد.

ما در اين تظاهرات موفق شديم مردم را به راهپيمايی جمعه ۱۰ ژوئيه دعوت کنيم. همگان می دانيم که رژيم سرکوب خونينی را برای شکستن روحيه جوانان آغاز کرده است و می خواهد به خيال خودش به جوانان درس عبرت بدهد. ابعاد جنايات آنان در اين روزها خارج از تصور است. در عين حال رسانه های غربی بويژه اروپايی که مرتب مبارزات مردم را نشان می دادند تا بگويند اينها همه حامی موسوی هستند، از زمانی که فهميدند جناب موسوی عمدتا در پی حفظ نظام است و مردم را به آرامش و حفظ نظام دعوت می کند، عملا حرفی از کشتارها نمی زنند. يعنی از زمانی که پای مردم وسط آمد و جناحها دعواها و مذاکرات خود را به پستوهای کشانده اند آنان نيز کار خود را تمام شده می دانند.....
اوضاع خيلی اضطراری است و بايد با تمام قوا خودمان رسانه شويم و نگذاريم جمهوری اسلامی تابستان خونين ديگری را بی سر و صدا مرتکب شود .....
کميته دانشجويی – بلژيک
۰۵/۰۷/۲۰۰۹


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com