به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  کارگران ايران: بيانيه سياسی کميته برگزاری تظاهرات

بيانيه سياسی کميته برگزاری تظاهرات

کارگران، زنان و مردان آزاديخواه ، جوانان مبارز،

خطاب ما به شماست
جنبشی در جامعه براه افتاده است،

جامعه ای که در آن استثمار، اعدام، شکنجه، سنگسار و زن ستيزی و ستم ملی و مذهبی وجود دارد، شورش رخ خواهد داد. سی سال پيش نيز همين جامعه برای آزادی بپا خاسته بود که با سلطه ی ارتجاع جمهوری اسلامی درهم شکست. اما مبارزه برای آزادی فروکش نکرد. سلب آزادی شده گان بار ديگر بپاخاسته اند و آنرا قدرت سرکوبگر رژيم جمهوری اسلامی يارای فرونشاندن نيست.

  سنگينی سی سال واپسگراترين و ضدانسانی ترين استثمار طبقاتی بر پشت خميده کارگران و زحمتکشان فرودست جامعه ای است که ارزش نيروی کارشان به حساب سرمايه داران و ماشين سرکوب رژيم جمهوری اسلامی و انگلهای جامعه ربوده شده است، تحميل بر دوش کودکان کار است که بجای شرايط تحصيل و نشاط برای تامين معاش خانواده حتی از رشد جسمانی باز مانده اند. کارگران هرچه بيشتر کار کرده اند تيره روزتر و بيش از پيش از ارزش کارشان کاسته و بر رنج آنان افزوده شده است. در برابر تلاش برای خودسازمانيابی با زندان و شلاق و اخراج از کار روبرو شده اند. روزی نيست که کارگران کارگاه و يا کارخانه ای برای دريافت دستمزدهای به تعويق افتاده خويش متوسل به تحصن و اعتصاب نگردند.

  جمهوری اسلامی سی سال تمام برای منحرف ساختن مسير تضادها و تناقضات اش در برابر مطالبات بی پاسخ کارگران و توده های مردم، با نيرنگ و فريب اسلامی، کمونيست ها، نيروهای انقلابی و تهاجم "استکبار جهانی" به عنوان اشباح خارجی را آماج انتقام قرار داده است. اما کسانی که در کشتارگاه های رژيم جنايتکار اسلامی قربانی حريصانه ی اين نظام سرمايه داری شدند، کمونيست ها و انقلابيونی بودند که تسليم توهم و نيرنگ طبقاتی آن رژيم نگرديدند.

   در اين خيزش جاری زنان در برابر ستم طبقاتی ـ جنسيتی به عنوان نيروهای جديد انقلابی در صفوف نخست مبارزه ضرب آهنگ جنبش را توان هرچه بيشتری بخشيده اند. جوانانی که در شرايط جمهوری اسلامی هيچ افقی برای تلاش و زندگی خود ندارند، برای رهايی از ستم اجتماعی ـ طبقاتی، جسورانه در برابر ارگان های سرکوبگر رژيم جنايتکار شگفتی می آفرينند.

   اين بار نيز حرکت رو به پيش جامعه با آشفتگی ها و ابهامات بسياری مواجه است. مهمترين چالش های واقعی جنبش اجتماعی، اکنون با اين پرسش روبرو است، که راستای اين خيزش به کدام سمت و سويی در حرکت است. در بی سازمانی و فقدان تشکل يابی، نقطه ی آغاز ِ درک موقعيت کنونی فقط چهره ضدانسانی اين رژيم نيست، بلکه آگاهی يافتن از ماهيت مناسبات سرمايه دارانه آن که مذهب را دستاويزی برای تحميق و تاراج هرچه بيشتر ثروت های اجتماعی و ارزش های آفريده شده توسط فروشندگان نيروی کار قرار داده است می باشد.

   ستيز تمامی جناح های جمهوری اسلامی در اين ميان، توسل به فريب پارلمانی بود که خود در دام آن گرفتار آمده است. بخش وسيعی از توده های جامعه که توهمی به انتخابات داشتند به درک واقعی از نمايندگی پارلمانی دست يافتند. آنان پی بردند که چگونه براحتی با آرای آنان و با باورهايشان بازی شد. ميليون ها انسان خشمگين از اين که اهداف و آرزوهايشان در قعر صندوق های رأی مصادره گرديد فرياد برآورده اند. اما فرياد و خشم کافی نيست، اگر اين اضطراب ها به آگاهی تبديل نگردند، سرانجام تنها به خشمی فرو خورده کاسته خواهد شد.

   آگاهی به ضرورت اشکال مستقيم و روشن نمايندگی به عنوان اراده ی همبسته و شورايی جامعه است که خواهد توانست بجای نمايندگی غيرمستقيم پارلمانی و از پيش تصميم گيری شده، اراده توده های مردم را تضمين نمايد.

   اين جنبش بايد بتواند تصور موهوم و فريبنده ی رژيم جمهوری اسلامی را که خواهد توانست با بردگی فکری، توده های جامعه را در فرا رفتن از مرزهای ايمان و خرافه تا ابد به تثبيت و تحميل فقر و استثمار، پذيرش استبداد سرمايه وادار نمايد نقش بر آب کند.

   زنان و مردان کارگر، جوانان آزادی خواه جامعه، به عمل مستقيم در برابر اين حکومت روی آورده اند. تا به اجتماعی فارغ از فقر و خانه خرابی، اعتياد و تن فروشی نابرابری اجتماعی و استثمار انسان از انسان دست يابند. اجتماعی آزاد و انسانی، رفاه و امکان شکوفايی استعدادهای رهيده از بردگی مزدوری و فکری برپا دارند. اجتماعی که انسان ها خود نماينده خويش باشند، ارزش های آفريده شده بدست خود به تصاحب دستگاه دولت و سرمايه داران در نيآيد.

   توهم پردازی به " انتخابات آزاد " در چارچوب نظام جمهوری اسلامی که مبتنی بر اراده مطلقه " ولی فقيه" است فقط يک طنز هولناک می باشد. در چارچوب نظام جمهوری اسلامی، " انتخابات آزاد " فقط امکان انتخاب ميان مرگ و بندگی است ، نه آزادی. در چنين انتخاباتی اين واقعيت انسان است که نابود می شود. در شرايط جمهوری اسلامی مطلقأ چيزی بنام انتخابات آزاد نمی تواند وجود داشته باشد، نه در گذشته ی آن وجود داشت و نه در آينده اش وجود خواهد داشت. نهال آزادی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی " سبز " نيست پژمرده است.

   برای تحقق اين اهداف بايد هوشيار بود، رژيم جمهوری اسلامی نيز هوشيار است. صدای انقلاب آنان را به تکاپو واداشته تا از فروپاشی "نظام" جلوگيری نمايند. نبايستی مسير "اعتکاف" را که در چارچوب "قانون اساسی" جمهوری اسلامی و برای حفظ و بقاء آن رژيم ترسيم می شود پيمود. مبارزات ما نبايستی به استبداد جديدی بی انجامد، اين سرنوشت جامعه ی ما نيست که تلاش های تاريخی اش در پی آمد خود هميشه با شکل ديگری از ديکتاتوری و خودکامگی مواجه گردد.

   اهداف کسانی که خواهان توقف جنبش توفنده ی مردم در چارچوب "قانون اساسی" جمهوری اسلامی می باشد دستيابی به برابری در حقوق است که اساسأ مستلزم تغيير ساختار در نظام جمهوری اسلامی نيست. تمايل آنان مشارکت برابر در امتيازاتِ تماميت خواهی جناح ـ باند غالب می باشد. جنبشی دگرخواه، راديکال و انقلابی است که با فرا رفتن از وضعيتی که در آن قرار گرفته قابل تعريف باشد.

   افق های جنبش اجتماعی از اهداف رهبری محافظه کار هنگامی که توده های مردم به سوی راديکاليسم و نفی تماميت جمهوری اسلامی گرائيد نمی تواند چيزی غير از عقب نشينی و تاکيد بر حفظ "نظام" که در تضاد با جنبش بالفعل کارگران و آزادی خواهان است باشد. آنان جنبش زنده اجتماعی را به "اعتکاف" دعوت کرده اند. آنان کوچکترين باوری به ابتکار خلاقانه شما مردم ندارند. آنان از فروپاشی رژيم جمهوری اسلامی همچون پيشينيان خود که در وصف انقلاب ۵۷ گفته بود؛ "باران خواستيم سيل آمد"، از جنبش راديکال اجتماعی هراسناک هستند.

   کارگران، زنان و مردان مبارز، جوانان آزاديخواه، وقت آن رسيده است که از بزير کشيدن رژيم جمهوری اسلامی کوچکترين ترديدی بخود راه ندهيم.


سرنگون باد رژيم جمهوری اسلامی

زنده باد سوسياليسم

کميته فعالين کارگری ـ سوسياليستی

۲۵ يولی ۲۰۰۹


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com