تراژدی درد زنان و کودکان کار؛ گزارشی از پشت صحنه صنعت خودروسازی کشور؛ اينجا زندگی بوی مردن میدهد
ما قربانيان مافيای توليد خودرو در کشوريم/ مديران کلان توليد خودرو قطعات را با همان نرخ سال ۱۳۸۰ خريداری میکنند/ کارتنهای قطعات را دخترک ۱۷ سالهای که از او به جای ماشين حمل استفاده میشود حمل میکند.
ايلنا: صدای کوبش سخت صفحات ثابت و متحرک فلزی بر قطعات فولادی در فضای نه چندان بزرگ کارگاه مملو از ذرات معلق و ريزبراده و حرکت تند دستان کوچکی که ظرافتشان را از دست دادهاند با دقت اما سريع قطو.عات شکل گرفته را از زير دستگاه میربايند تا مبادا در يک لحظه کوتاه غفلت دست يا انگشتی در هر کوبش له يا کوبيده شود، فيلم عصر جديد چارلی را در ذهن به تصوير میکشد؛ نمايه کوچکی از نمايشی که در آن انسانها جزئی از ماشين شده و هم آهنگ با صدای چرخ دنده ماشين بیآنکه از مغز فرمان بگيرند هر صدای کوبش فرمان جديد را بر ايشان صادر می کند: " بکوب ، بکش. بکوب ، بکش". اما بازيگران اين صحنهها چارلی و چند هنرپيشه آماتور يا حرفهای نيستند که تراژدی يک درد را به تصوير میکشند آنها انسانهايی ضعيف در صحنه واقعی زندگيند. کودکان کار و زنان سرپرست خانوار در پشت صحنه صنعت خودروسازی کشور که سناريوگردان آن صاحبان سرمايهای هستند که نه در قرن آهن که در عصر ريز پردازندهها و در قرن بيست و يکم، به شيوه قرون وسطی در يک بردهداری نوين انسانهايی دردمند را به استثمار کشيدهاند. اينجا کارگاهی است در ۵ کيلومتری شهر اراک که در آن با دستان زنان و کودکان کار قطعات سبک و سنگين يکی از شرکتهای خودروسازی کشور توليد، بستهبندی و حمل میشود.
صادقی و احمدی مديران و سرمايهگذاران اين شرکت هر چند شتابزده و با استرس زياد به دليل حضور ناخوانده ما در شرکت در رابطه با کار به قول خودشان انسانی، به کارگيری زنان و دختران به جای نيروی کار قویتر در کاری کاملاً مردانه، بر توجيه کلامی به جای تفسير قانونی و منطقی تاکيد دارند اما ناخواسته حقايقی را که از ديد ناظران قانون پنهان مانده نه به عنوان تخلف و دورزدن قانون که عکسالعمل بر عملکرد جريان پيچيده خودروسازی کشور برای ما بيان می کنند!! پاسخ آنها در چرايی به کارگيری نيروی زن به جای مرد در صنعت توليد قطعات خودرو و استفاده از پسران نوجوان را نمیشود از سر ساده لوحی يا شايد زرنگ پنداريشان توصيف کرد از آن روی که با جسارت تمام می گويند: مردها دائم با هم مشاجره دارند، مواد مصرف میکنند، خمارند و حوادث ناشی از کارشان بسيار است وقتی در مقابل کارکرد ضعيفشان اعتراض میکنيم دست به يقه شده يا به راحتی و خونسردی میگذرند و ... اما زنها چون میترسند کارشان را از دست دهند، اهل درگير شدن نيستند. دقت کارشان بالاتر است، ظريف کار میکنند و ... قانع هستند!! وقتی از اين مديران ليست حقوقی و قرارداد کاری کارگران را مطالبه میکنيم باز هم با همان جسارت میگويند:" قبل از اين که آنها (منظور شان کارگران است) بگويند خودمان می گوئيم. قراردادها سفيد امضاست، حقوقها زير قانون کار و دستی دريافت میشود و ليست پرداخت و دريافتی نداريم ".
در ليست بيمه آنها که به تأمين اجتماعی ارسال میشود وقتی نگاه میکنيم شايد برای پيشگيری از جريمه حقوقها همه مطابق قانون کار آمده اما شنيدههای ما از دريافتیها چيز ديگريست بين ۴۰تا ۱۵۰ هزار تومان که اين حقيقت تلخ را هم متعجبانه مديران تاييد میکنند و در توجيه عدم پرداخت دستمزد مطابق قانون کار به زنان و کودکان کار می گويند: " اگر شما میتوانيد بهتر اداره کنيد شرکت را تمام و کمال تحويل بگيريد. خود ما قربانيان مافيای توليد خودرو در کشوريم. صنعتگران و مديران کلان توليد خودرو قطعات را با همان نرخ سال ۱۳۸۰ از ما خريداری میکنند در حالی که همراه با تورم و افزايش نرخ مواد اوليه، نرخ کارگر نيز افزايش میيابد و..."
" بوی مطبوع غذای مديران و کارگران محروم از سهيمه غذايی "
چون ساعت حضورمان در شرکت هم زمان با وقت نهار است، بوی دلچسب غذا در محوطه کوچک مشام را نوازش میدهد اما دلتنگیهامان وقتی افزونتر میشود که از زبان مديران شرکت میشنويم " کارگران سهميه غذا ندارند و هر کدام چيزی برای خودشان میآورند. بوی مطبوع هم مربوط به آشپزخانه مديريت است چرا که در سالن غذاخوری کارگران، آشپزخانه کوچک ۲ در ۳، همه چيز مرتب است و حتی اثری از خرده نان يا دانهای برنج روی زمين و در اطراف تنها ميز ۴ نفره به چشم نمیخورد. در آشپزخانه(سالن غذا خوری) به راهرويی باريک که ظرفشويی و دستشويی و توالت مشترکاً در آن پيشبينی شده باز میشود زنی جوان ليوانها را در داخل آبريز باريکی که در زير ۴ شير آب (سرد) تعبيه شده با دستانی که سرخ شده شستشو میدهد.
" تصوير ترس در نگاههای ساده و معصوم "
در سالنی کمتر از۱۰۰ مترمربع دستگاهها در کنار هم با سرعت تمام کار میکنند و دختران نوجوان و زنان جوان بدون هيچگونه لباس کار ايمنی، عينک و دستکش و گوشی در فضايی پر از صدای زبر و خشن قطعات را به زير دستگاه قرار میدهند با ضربه محکم پا اهرم بالابرنده را به سوی بالا هدايت و پس از کوبش سخت صفحات بر قطعه سپر خودرو را از زير گيره بيرون میکشند. سمباده میزنند، صاف میکنند و پس از شمارش در دستههای ۵۰تايی و چيده شدن روی سطح مقابل دختری جوان که اندامش از بقيه درشتتر است دسته۵۰تايی را در آغوش به سختی فشرده و به سوی ماشين حمل که پسرکی نوجوان، آن را میراند خميده و لنگان قدم برمیدارد در سالن کوچک مجاور نيز قطعات ديگر که کوچکترند در بستههای يکهزار و ۵۰۰ تا ۴ هزارتايی شمارش و با نظم بسيار در کارتن چيده میشوند و کارتنها را دخترک ۱۷ ساله که از او به جای ماشين حمل استفاده میشود در فرغون چيده و در گوشه اتاق روی هم قرار میدهد تا توسط ماشين ديگر که پسر نوجوان ديگری رانندگيش را بر عهده دارد به سوی خودروهای حمل بار منتقل شود. اگر چه طاهره که سابقهاش از همه بيشتر است(۷ سال) در مقابل نگاه تيز کارفرما، پسر يکی از مديران، کمد پر از لوازم و ابزار و لباس ايمنی را نشانمان میدهد و علت عدم استفاده کارگران از اين وسايل را بیتوجهی آنان به امکانات موجود عنوان میکند اما در يک لحظه کوتاه غيبت کارفرما، با هراسی نمايان در نگاهش می گويد: " حادثه کار کم داريم چون بچهها دقت میکنند اتفاقی برايشان نيفتد اما کار سخت و سنگين است. حمل بستههای سنگين، برادههای فلزات معلق در هوا، خستگی بدون استراحت، بوی تند نامطبوع حاصل از تراش و سمباده قطعات با حقو ۴۰ تا ۱۵۰ هزار تومان درد همه بچه هاست. ناچاريم، از بدبختی روزگار اين جا کار کنيم اکثر اينها تنها نان آور خانهاند همسران مردان زندانی، بيکار، معتاد و دختران پدران پير درمانده از کار افتاده و يا لاابالی و بعد قسممان میدهد: " خانم تو را به خدا به اينها نگوئيد بيرونمان میکنند !؟"" اين التماس دعای همه آن دردمندان است "
اداره کار : در بحث قراردادها خلاء قانونی هست
موحدی مسئول بازرسهای کار سازمان کار و امور اجتماعی استان خلاء قانونی در بحث قراردادها را در کشور از مهمترين دلايل وجود نيروهای کار به اين شکل میداند و میگويد: چون بين عرضه و تقاضا در کشور در مبحث نيروی کار هماهنگی وجود ندارد متاسفانه اينگونه اتفاقها گريزناپذير است. موحدی در رابطه با بحث اين شرکت و استفاده از نيروی کار ارزان و سوء استفاده از کارگران زن اظهار میدارد: بازديدی از اين شرکت شده و گزارشاتی نيز موجود است.
وی با اشاره به عدم تناسب بين تعداد بازرسين کار و شرکتهای صنفی در استان میگويد: با وجود ۲۰ بازرس کار و ۳۰ هزار واحد کاری و ۱۸۰ هزار نفر کارگر چنانچه گزارشاتی مانند اين موضوع برسد حتماً موضوع را پيگيری میکنيم اما واقعاً رسيدگی با اين تعداد کم بازرس بسيار کار مشکلی است.
در حالی که در اين شرکت توليد قطعه خودرو در اراک، که شايد نمونهای از دهها مدل کار در کشور باشد زنان و کودکان کار درپشت صحنه صنعت خودروسازی کشور با شيوهای غير انسانی استثمار میشوند و با حداقل دريافتی افزايش توليد را رقم میزنند اما وزير صنايع و معادن دولت نهم و دهم در مراسم رونمايی از خودروهای ساخت جديد يکی از دو شرکت توليد خودرو در کشور در روز شنبه ۸ مهرماه از افزايش بهرهوری کاهش قيمت توليد و رشد ۲۰ درصدی هزينههای نيروی انسانی در صنعت خودروسازی کشور سخن به ميان میآورد. به گفته محرابيان ثبات در قيمت خودروهای داخلی موجب شده تا خودروسازان با افزايش بهرهوری و توجه به نيروی انسانی و کاهش قيمت مواد اوليه شرايط کاهش قيمت را در خودروهای داخلی فراهم کنند. وزير صنايع و معادن در اين مراسم تصريح میکند: " تحمل خودروسازان صنعت کشور را نجات داد ! وزير دولت عدالت محور که همواره در مراسم رونمايی با بريدن روبان از محصول نهايی بازديد میکند غافل از آن است که در اين نجات بزرگ صنعت خودروسازی کشور انسانيت زير پا گذاشته شده و له میشود و در پشت درهای بسته انسانهای ضعيف و دردمند در زير تازيانه درد کمرهايشان خميده و اندامهايشان در عنفوان جوانی پير و فرسوده میشود تا خودروسازان کشور با سودهای کلان اقتصاد بيمار کشور را به ظاهر نجات دهند و خودرويی که قيمت تمام شدهاش با احتساب پرداختیها به نيروی کارانسانی بسيار پائينتر از قيمت عرضه است با نرخ دهها ميليون تومان به دست مصرف کننده برسد تا دولتیها برخود ببالند که صنعت خوروسازی کشور همچنان روی پاست.
به لحاظ مصالح کارگران شرکت و تعهد اخلاقی به حرفه خبرنگاری نام شرکت و کارگران در اين گزارش نيامده اما اين موضوع دردناک به اطلاع کليه مسئولين ارشد استان، استاندار، معاونان و ... رسانده شده و به دلايل ساده اين ظلم آشکار ديده نمیشود.