به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  کارگران ايران: بيانيه تشکل های مستقل جنبش کارگری در مورد حداقل دستمزد ها در سال ۸۹

بيانيه تشکل های مستقل جنبش کارگری در مورد حداقل دستمزد ها در سال ۸۹

بحث تعيين حداقل دستمزد کارگران همه ساله ، در اسفند ماه مطرح می شود و توجه بخش وسيعی از کارگران را به خود جلب می نمايد . اما سوال اساسی در اين ميان اين است که به راستی چه کسانی حق دارند برای دستمزد کارگران که ارتباط  تنگاتنگی با زندگی و معيشت آنان دارد تصميم بگيرند و حد و اندازه آن را تعيين کنند؟ کسانی که هيچ ربطی به زندگی و مسائل کارگران ندارند ؟  يا کارگران ، که خود کار می کنند وهمه ثروت های مادی و معنوی جامعه و نعمت های بشری را توليد می نمايند ؟

کارگران با فروش نيروی کار و ايجاد خدمت در جامعه ، ثروت و رفاه ايجاد می کنند ، اما خود از آن بی بهره اند . درچنين جوامعی ( جوامع سرمايه داری ) کارگران کار می کنند ، اما سرمايه داران از آن سود می برند و در ازای رنج  و مشقت دائمی و روز افزون طبقه ی کارگر ،سرمايه داران ،روز به روز فربه و فربه تر می شوند و بر سود و سرمايه  خويش می افزايند . و اين البته ممکن نمی شود مگر از طريق بهره کشی و استثمار هرچه وحشيانه تر و بی رحمانه تر طبقه کارگر و تحميل دستمزدهای چند برابر زير خط فقر به اين طبقه ؛ تا آنجا که  کارگران حتا از حداقل های يک زندگی انسانی و شرافتمندانه  نيز برخوردار نيستند و به قول معروف " به شام شب شان محتاج  " هستند .اين دستمزد ها را چه کسانی تعيين می کنند ؟

در ايران شورای عالی دستمزد که در واقع شورای تصميم گيری برای استثمار هر چه بيشتر کارگران است در مورد حداقل دستمزد کارگران تصميم می گيرد و آن را تعيين می نمايد . اين شورا مرکب است از به اصطلاح " سه جانبــۀ اجتماعی "، يعنی :

ــ نمايندگان دولت که خود يک سرمايه دار عمده محسوب ميشود و تا آنجا که ممکن است خواست ها و مطالبات کارگران را با تهديد و اخراج و دستگيری و زندان و شلاق و . . . پاسخ می دهد و سرکوب می کند.و در هر جا و هر مرحله با توان تمام از منافع کارفرماها و سرمايه دارن پشتيبانی ميکند.
ــ نمايندگان کارفرمايان ، که تا سر حد توان می کوشند دستمزد های کمتری به کارگران پرداخت شود تا خود به  سود های بيشتری دست يابند .
ــ و به اصطلاح نمايندگان کارگران ــ که از جانب خانه کارگر و کانون عالی شورا های اسلامی کار تعيين ميشوند که تشکل هايی  ضد کارگری و وابسته به سرمايه هستند ــ و در تحميل حداقل دستمزد ، چندين برابر زير خط فقر، به سرمايه داران ــ اعم از بخش های دولتی و خصوصی  ــ ياری می رسانند .
سه گروهی که در اين شورا برای تعيين دستمزد کارگران گرد هم می آيند هيچ کدام مدافع منافع و يا هم منفعت با کارگران نيستند . حتا اگر به جای نماينده خانه کارگر و شورای اسلامی کار ، نماينده ای به انتخاب کارگران در اين شورا حضور داشته باشد، باز هم کاری از دست او بر نمی آيد . چرا که  دو رای نمايندگان دولت و کارفرمايان ، به يک رای اين نماينده می چربد . بنابراين بايد صراحتا گفت که اين شيوه ی تعيين دستمزد – " سه جانبه گرايی" – روشی است که همواره به ضرر کارگران تمام شده و تماماً در خدمت سرمايه داران و کارفرمايان خواهد بود .


ببينيم که " شورای عالی کار " در شرايط حاضر چگونه حد اقل دستمزد کارگران را  محاسبه می کند و کارگران چه بايد بکنند ؟
به کارگران گفته می شود که حد اقل دستمزد را همه ساله بر اساس نرخ تورم ، افزايش ميدهند . اول اينکه هيچ گاه نرخ واقعی تورم از طريق ارگان ها و نهاد های وابسته به سرمايه ( بانک مرکزی و يا مرکز آمار جمهوری اسلامی ) اعلام نمی شود . در ثانی به فرض اعلام نرخ واقعی تورم ، باز هم تنها بخش کوچکی از حاصل کار و دسترنج کارگران به آنان پرداخت ميشود. اما در همين روش استثمارگرانۀ افزايش دستمزد  بر اساس نرخ تورم نيز ، تقلب ها و رياکاری های عديده ای صورت می گيرد که تنها به عنوان نمونه می توان به برخی از آن ها اشاره نمود . از جمله اينکه : به عنوان مثال برای محاسبۀ نرخ تورم ، به جای در نظر گرفتن کالاهای اساسی و مورد نياز کارگران و توده های مردم ، کالاهايی با درجۀ اهميت کمتر را نيز در محاسبه دخيل می کنند ( ۳۶۰ نوع کالا ! ) تا حتی المقدور نرخ تورم را پايين بياورند. و اگر نرخ تورم به طور واقعی ۴۰ درصد باشد ، نمايندگان سرمايه ، آن را ۲۵ درصد اعلام ميکنند و بر اين اساس ( مقدار ۲۵ درصد ) شورای عالی کار ،دستمزد را افزايش می دهد. حتا گاهی  تورم را ۲۹ درصد اعلام ميکنند اما فقط ۲۰ درصد به دستمزد کارگران می افزايند  (مانند اسفند سا ل ۸۷ ) .گاهی هم به جای اعلام تورم واقعی اعلام می کنند که تورم به نسبت سال قبل ( ۳۰ درصد ) کاهش يافته است  و مثلا به ۱۵درصد رسيده است  ( مثل اقدام انان در اسفند ماه ۸۸ ) تا موفق شوند دستمزد را تنها به اندازه ی بسيار کمترازمقدارواقعی تورم افزايش دهند تا بدين ترتيب به تحميل حداقل دستمزد به کارگران و کسب حداکثر سود به نفع سرمايه داران نايل گردند و آن را برای طبقۀ سرمايه دارــ اعم از دولتی و خصوصی ــ متحقق کنند .
گاهی اوقات هم بحران های سرمايه داری را بهانه ميکنند تا معضلات و درد و رنج آن  را متوجه کارگران کنند و با انواع و اقسام بهانه ها و ترفند ها ، مثل "خصوصی سازی" و           " نوسازی" کارخانه ها و شرکت ها و تعديل نيرو جهت بهره وری در کار ( بخوان استثمار هر چه بيرحمانه تر و وحشيانه تر کارگران ) و تهديد و اجرای اخراج و بيکارسازی و . . . دستمزد ها را  کاهش می دهند و ميزان سود خود را بالا و بالا تر می برند . چرا که برای طبقه سرمايه دار انچيزی که اهميت دارد همانا انباشت و سود بيشتر و بيشتر است ، نه وضعيت زندگی کارگران و مشقات و رنج و تعب آنان .

همه ی اينها البته به خاطر اين است که دستمزد کمتری به کارگران تعلق گيرد و سود بيشتری نصيبب سرمايه داران شود . بنا براين انتظار دستمزدی متناسب با يک زندگی متعارف حتا ،  از سرمايه داری و شورای عالی کار ( بخوان شورای عالی سرمايه ) داشتن به واقع انتظاری بيهوده و عبث خواهد بود .
لذا ما کارگران بايد بدانيم جز با اتکا به آگاهی ، ‌اتحاد و تشکل های مستقل و کارگری خودمان  راهی برای رسيدن به حقوق ، خواست ها و مطالباتمان در همۀ عرصه ها وجود ندارد .
طبقه کارگر، همه ی ثروت و رفاه بشری را توليد می کند ، اما از آن ها بی نصيب  است . پس بايد در تلاش و مبارزۀ خود به سمتی برود که اساس اين مناسبات و سيستم استثمارگرانه را بر هم بزنند. و در اصل دستمزد بايد بر اساس ثروتی که آنان توليد می کنند محاسبه شود و نه فقط به عنوان بخشی بسيار اندک ، از ارزش کاری که او مصرف ميکند .


بنا بر اين تشکل های امضا کنندۀ ذيل اعلام ميکنند که :
۱ــ شورای عالی دستمزد بر اساس ماهيت اش و همينطور بنا به سابقه و عملکرد تا کنونی اش صرفا شورای عالی تشديد ِاستثمار کارگران و حمايت عالی از منافع سرمايه داران بوده و هست.
 ۲ــ تعيين دستمزد کارگران بايد بر اساس نيازهای لازم برای حداقل های يک زندگی مرفه و انسانی توسط نمايندگان واقعی کارگران و از سوی تشکل های مستقل کارگری انجام گيرد.
 
۳ــ حتا رقم رسمی و دولتی اعلام شده از سوی ارگانهای وابسته به حاکميت سرمايه ،برای خط فقر، مبلغ  ۹۰۰ هزار تومان درامد در ماه برآورد و اعلام شده است . لذا اعلام حداقل دستمزد  کمتر از ۹۰۰ هزار تومان در سال ۸۹ ، به منزلۀ محکوم کردن  کارگران به يک زندگی فلاکت بار و زير خط فقر، توسط دولت و نهاد های حاکميت سرمايه به صورت آشکار و رسمی می باشد . و در اين صورت کارگران حق خود ميدانند که به هرگونه  دستمزد  زير خط فقر ، عکس العمل مناسب و متحدی نشان دهند .


۱۸ اسفند ۸۸

- هيات بازگشايی سنديکای کارگران نقاش و تزيينات ساختمان
- کارگران فلزکار مکانيک
- شورای همکاری تشکل ها و فعالين کارگری :
- کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری
- کميته پيگيری ايجاد تشکل های ازاد کارگری
- جمع شورايی فعالين کارگری
 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com