" /> از میان مقالات: May 2006 Archives

Main | August 2006 »

May 28, 2006

توطئه های رژيم بر عليه کارگران سقز ادامه دارد.فعالان کارگری همچنان احضار ومورد تهديد قرار ميگيرند.

mohammadi1917@yahoo.com

روز سه شنبه ۲/۳/۱۳۸۵دو نفر از فعالين تشکل سراسری کارگران عليه بيکاری، خالد حسينی از هيئت موسس تشکل سراسری کارگران عليه بيکاری و ليلا رحمت پناه عضو فعال اين تشکل برای چندمين بار به اداره اطلاعات احضار ومورد تهديد قرار گرفته اند. اين دو فعال کارگری وحقوق کودکان در اداره اطلاعات مورد بازجوئی وتهديد قرار گرفته  و صراحتا در تمام مدت بازجوئی آنها را از ادامه کار با تشکل سراسری کارکران عليه بيکاری و شرکت در هر نوع مراسم و جلسات کارگری ودفاع از حقوق کودکان منع کرده و از نوشتن مقالات برای سايتهای کارگری برحذر داشته اند. اين اولين بار نيست که مزدوران آدمکش جمهوری اسلامی فعالان تشکل سراسری را دستگير و مورد بازجوئی وتهديد قرار ميدهند واخرين بار هم نخواهد بود. با اين اعمال ميخواهند مزه زهری که مجبور به نوشيدنش شده اند را بر طرف کنند.

 طبقه کارگران ايران در تاريخ مبارزات هر روزه خود  با مقاومت وفدا کاريهای زياد  تواانسته است  توطئه های رنگا رنگ جمهوری اسلامی را پشت سر بگزارند. بارها و بارها پوزه جانيان اسلامی را به خاک ماليده اند. واين روند تا سرنگونی نظام سرمايه داری در ايران ادامه خواهد داشت.

 چندی پيش هم  يکی از مزدوران شناخته شده رزيم با نام علا کلمی (مامور نيروی انتظامی)از محمود صالحی به دادگاه عمومی شکايت برده است. برهان ديوارگر و جلال حسينی از کارگران تبرئه شده اول ماه مه ۸۳هم در تاريخ ۳۰/۲/۱۳۸۵احضاريه ای را دريافت کرده اند مبنی بر اينکه در تاريخ ۲۷خرداد ۱۳۸۵در دادگاه انقلاب سقز حاضر تا به اتهام تجمع غيره قانونی، ضديت امنيت داخلی ويا خارجی دادگاهی شوند. همچنين محمد عبدی پور اخيرا احضاريه ای را دريافت کرده است مبنی بر اينکه در تاريخ ۲۸/۳/۸۵به دادگاه انقلاب مراجعه تا به آتهام تبانی ضد امنيت داخلی وخارجی محاکمه شود.جانيان جمهوری اسلامی نبايد از ياد برده باشند که چگونه تحت فشار حمايتهای گسترده اتحاديه های کارگری، مجامع بين المللی و مردم آزاديخواه مجبور به لغوی احکام صادره بر عليه فعالان کارگری اول ماه مه ۸۳سقز شدند. همان جانيانی که در زمانی نه چندان دور هر روز دها نفر از معترضان را با چنين اتهاماتی، بدون محاکمه اعدام و يا سر بنيست می کردند. مسئولان نادان جمهوری اسلامی فکر ميکنند که کارگران و مردم نمی فهمند که چرا احضار و چنين اتهاماتی بر عليه فعالان کارگری مطرح و صورت ميگيرد. فکر ميکنند کارگران نمی دانند دارودسته های جنايت کاردارند زندگی مردم را ببازی ميگيرند ومنتظر جنگی هستند که تنها ثمره اش انهدام کامل زندگی مردم و بخصوص کارگران، وتقويت دارودسته های قوم پرست و جنايتکاران اسلامی خواهد بود. غافل از اينکه کارگران ومردم آزاديخواه عربده کشيهای اخير ناسيوناليستهای ترک، سران باندها و دسته جات ناسيوناليست کرد که به دريوزگی امريکا مشغولند و سران جمهوری اسلامی را می شنوند. مردم ميبينند که اين جانيان دارند به هم ديگر چنگ دندان نشان می دهند.  به همين خاطر است که تنها راه نجات خود را در ايجاد تشکلات کارگری مستقل از دولت ونهادهای دست سازش می بينند. زيرا توهمی به ماهيت قوم پرستان، آمريکا و جمهوری اسلامی ندارند. ميدانند بايد از جامعه و از زندگی خود و فرزندانشان در مقابل اين مرتجعان دفاع کنند،متشکل شوند و در محل کار و زيست خود، در شهرها و روستا به هر شيوه ممکن با ايجاد تشکلات مستقل خود اوضاع را از کنترل دارودسته های قومی و مذهبی به در آورند و فضای امنی ايجاد کنند که جمهوری به حق اسلامی و جنايتکاران قوم پرست نتوانند به جنايتهايشان در حق مردم آزاديخواه ادامه دهند.  کارگران بخوبی ميدانند جمهوری اسلامی و دارودسته های قوم پرست، مذهبی جنگ سالاران آمريکا برايشان مهم نيست که چه به سر مردم خواهد امد.

اعتراضات گسترده کارگران، دانشجويان و مردم آزاديخواه سرا پای جمهوری جهل وجنايات را به لرزه در آورده است.هر روزه شاهد اعتراضات گسترده کارگرانی هستيم که ماه ها است حقوق ناچيز خود را در يافت نکرده اند، کارگرانی که يا از کار اخراج شده اند و يا در معرض اخراج از کارقرار گرفته وحتی از فروش نيروی کار خود هم محروم شده اند.حاکمان اسلامی با تمام  وجود اعتراضات متحدانه کارگران شرکت واحد و ديگر کارگران را بر عليه توحش وبربريت نظامشان را حس کرده اند. ميدانند اگرلشکر عظيم طبقه کارگر ايران بطور منسجم واگاهانه وارد ميدان شود، دارای تشکل مستقل خود و از حمايت همسرنوشتانشان در سطح جهان بر خوردارشود،حکومت ننگينش دوام زيادی نخواهد آورد. به همين علت سعی ميکند با احضارفعالان کارگری،دستگيری و زندانی کردن آنها وانمود کند که هنوز قدرت سرکوبش را حفظ کرده است. هنوز ميتواند با احضار ودستگيری تعدادی از مردم و صدور احکام سنگين برعليه آنها مردم را به سکوت وادارد. ميخواهد در جهت سرکوب اعتراضات مردم و ايجاد فضای خفقان به مردم بگويد اعتراض آنها به سرکوب و کشتار، به اخراج از کار ودريافت نکردن حقوق و بيکاری جرم است و مجازاتهای سنگين را به دنبال خواهد داشت. ميخواهد با تهديد واتهامات واهی، شاکی خصوصی تراشی واحضار دها باره فعالان و دستگير شدگان حوادث مردادماه گذشته قدرت سرکوبش را به رخ مردم بکشد.اما سران حکومت جنايتکار اسلامی بايد بدانند که ديگر چنين ترفندهای کار ساز نيست. نظامشان فرسوده تر از آن است که بتوانند با چنين توطئه های کارگران، دانشجويان وديگر مردم آزاديخواه ايران را به عقب نشينی وسکوت وادارند. اين مزدوران بايد بدانند در زمان نه چندان دور در برابر اراده کارگران ومردم آزاديخواه مجبور به زانو زدن خواهند شد.

 زنده باد آزادی، برابری حکومت کارگری

زنده باد مبارزه متحدانه کارگران،دانشجويان ومردم آزاديخواه

مرگ بر جمهوری اسلامی

May 01, 2006

نقش اول ماه مه در جامعه چيست؟

اسد گلچينی

اين سوالی است که شايد همه دست اندرکاران مراسم های کارگران در اين روز در برابر خود قرار بدهند. جوابهای مختلفی ميتوان شنيد. موقعيتی که صف متحد کارگران در هر شهر و محل کاری که بعد از اول ماه مه بدست مياورند(تازه اگر اجازه بيابند که مراسمی برگزار کنند) را ميتوان ملاک قرار داد. مانع ها  برای اين کار يکی دو تا نيست. از خانه کارگر مزدور و شوراهای اسلاميش گرفته تا فعالينی از خود کارگران که با هر نيتی که داشته باشند، دنبال تفرقه افکنی و يا بردن کارگران به درگاه  فرماندار و مراسم اداره کار و ... است و يا مايه ای برای رونق دادن به گروه ها و جمع هايی ميشود که بر اين روند تاثيری ندارند و خر خود را ميرانند. در نتيجه همه اينها ميتواند به اغتشاشات و همينطور برداشتن تمرکز روی اينکه بعد از اول ماه مه صف ما چه وضعيتی دارد و آيا توانسته ايم قدمی خوب برای هم صدا شدن مزد بگيران در برابر سرمايه دارن و قانونهايشان برداريم منجر ميشود.

 بدون شک همه تلاش ها و ايجاد اتحاد و  و هم جهتی برای مراسم های اول ماه مه  مهم  بوده اند و همه توانسته است ابراز وجود طبقه کارگر و فعالينش در اول ماه مه را تضمين کند. بايد مراسم ها و فعاليتها برای اول ماه مه بتواند اين قابليت را پيدا کند که کارگران را در محل کار معينی در کارخانه ای ، در منطقه و شهری متحد کند. صفی قدرتمند از آنها ايجاد کند که در فردای اول ماه مه چهره کارخانه و چهره محلهای کارگری و توقع کارگران را تغيير داده باشد. اول ماه مه علاوه بر همه خاصيت های طبقاتی و همبستگی جهانی و جشن  و ايراز نفرت از چنگ و ... بايد بتواند اين اميد  بهر اندازه کوچک يا بزرک، به طبقه کارگر به کار و زندگی اش و به اتحاد و تشکلش برای زندگی بهتر را بدهد. تامين شعار های ما در تصميم های کارگران و در قطعنامه هايشان کافی نيست.

هر اندازه اول ماه مه ها رنگين و با شعار های راديکال  و انسانی ميتواند فضای اختناق و استبداد را بدرد، اما بايد اين امکان وقابليت را داشته باشد که در ذهن هر شرکت کننده ای، در ذهن هر کسی که در معرض تبليغات کارگران برای مراسم و جشنهای اول ماه مه قرار ميگيرد و در ذهن هر فعال و سازمانده اين فعاليتها، اين را منعکس کند که ما کارگران تصميم گرفته ايم که هر تجمعمان را به نيرويی متحد و ماندگار در هر کارخانه و محل و محله و شهری تبديل کنيم.

 به اين ترتيب ما قادر ميشويم صف خود را بيش از بيش از کسانی و گروه هايی که اول ماه مه برايشان صرفا يک آکسيون است جدا کنيم. کار ما جنباندن جامعه است و دست خود را درست همه کارگرانی ميگذاريم که اين را ميخواهند.  موقعيتی که ما در هر محل در برابر سرمايه و کارفرما داريم را چگونه ميخواهيم تغيير بدهيم تا قادر به صف آرايی و جلب هم طبقه ای هايمان در هر جای ديگری باشيم.سنديکای شرکت واحد از اين نظر نمونه خوبی است. ما بدون تشکل و اتحاد و رهبری که  ايجاد صف متحد و متشکل کارکران  در هر جايی که هست، را هدف خود قرار نداده باشيم قادر به پيشروی برای اين اهداف نيستيم. اتحاد اول ماه مه  بايد مايه ی اتحاد فردای ما باشد. اين آرزوی طبقه ماست. اول ماه مه روزی برای تبدل آن به واقعيت است . هر کجا که هستيم ، هر تعداد که هستيم و در هر تجمعی که ميرويم، اين را سنت را نمايندگی کنيم