كارگران "غيرقانونى" و جمهورى اسلامى "قانونى"!

دفاع از کارگران "افغانی" دفاع از طبقه کارگر است!
رژيم جمهوری اسلامی در تداوم سياستهای ضد کارگری و ضد انسانی خود، از ديروز شنبه ٢٨ اکتبر، بطور رسمی و آشکار طرح "اخراج کارگران غيرقانونی افغان" را شروع کرده است. طبق اين طرح قرار است طبق آمار رسمی ، نيم ميليون کارگر "افغان" که فاقد پروانه و مجوز کار هستند، دستگير و به افغانستان اخراج شوند. گروههای متشکل از وزارت کشور، نيروی انتظامی، دادستانی، وزارت بازرگانی و وزارت کار مجری اين طرح معرفی شده اند. مقامات رژيم اسلامی خود اذعان ميدارند که حدود ٣ ميليون افغانی در ايران هستند وتنها نزديک به نه صد هزار نفر از آنان مجوز اقامت دارند. ما فعلا مبنا را همين ادعا قرار ميدهيم، طرح رژيم اسلامی در واقع تعرضی گسترده عليه چندين ميليون شهروند است که آنها را زير دسته بندی "افغانی" قرار داده اند.
اين طرح رژيم اسلامی، که با تمام قوايش، با اوباش مسلح و قوانينش مجری آن ميباشد، يکی ديگر از حلقه های تعرض به طبقه کارگر است.
داستان بی حقوقی و تبعيض وقيحانه ميليونها شهروند در ايران اسلامی تحت نام مسله افغانيها به قدمت عمر ننگين رژيم اسلامی است. سرکوب، بيکاری و فقر، بی خانمانی و حاشيه نشين کردن ميليون ها انسان شريف زير تيتر افغانی جناتی است که روزانه در ايران تحت سلطه رژيم اسلامی اعمال ميشود. انسانهايی که برای امرار معاش شرعا و قانونا به شاق ترين کارها و نازلترين دستمزدها کشانده شده اند، و اين مردم را با اين فلاکت به حال خود نگذاشته اند و هر لحظه زير فشار تحريکات شونيستی و فاشيستی و بيگانه ستيزی ، قرار گرفته اند. از حق ابتدايترين زندگی انسانی محروم بوده اند. اکنون طرح اخراج و دستگيری و زندان اين محرومان جامعه، بطور آشکارا در دستور کار رژيم جنايتکار اسلامی قرار گرفته است و آن را در بوق ميکند. سوال اين است که اين حرکت ضد انسانی بر چه بستری و در تداوم چه سياستهايی، به امروز محول شده است؟
آن مردمی که رژيم اسلامی و جريانات شونيست و ناسيوناليست "افغانی" مينامند، مردمانی هستند که از جهنمی به اسم افغانستان برای تامين مامنی راهی اين ديار و آن ديار شده اند، کسانی هستند که ٢٥ سال است با سپری کردن سخت ترين شرايط در ايران کار و زندگی کرده اند، بردگانی هستند که برای بقا خود در بی حقوقی محض تن به شديدترين استثمار ها و محرميت ها داده اند، شهروندانی هستند که بخش اعظم آنها در ايران متولد و بزرگ شده اند و حتی افغانستان را به چشم نديده اند، زنان و مردان، دختران و پسرانی هستند که در معرض نا انسانی ترين سياست های رسمی و غير رسمی در ايران کار کرده، زندگی را شکل داده، توليد مثل کرده و حتی هيچ خاطره ای از افغانستانشان ندارند.
جرم اين مردم فقط اين است که طبق قوانين پوسيده و ضد انسانی جاری در جمهوری اسلامی " افغانی بودن" را بر گردنشان آويخته اند و در معرض اين اتهام ازلی، بايد محکوميت ابدی و مجازات دائم ميشوند. اين غير انسانی ترين روشی است که تاريخ بخود ديده است. اين مبنای جايگاه انسان در رژيم اسلامی و نظم نوين بوش و بلر است.
طرح رژيم اسلامی تنها به اخراج چند صد هزار کارگر "غير قانون" محدود نميشود، بلکه طرح تعرضی وسيع به طبقه کارگر است، در اين طرح با احتساب ساده، خانواده و بستگان اين کارگران ، ميشود فهميد که مسله به سرنوشت چند ميليون انسان ربط پيدا ميکند.
اين يک فاجعه انسانی است. اين مردم ساليان است که در ايران هستند و هست و نيست خود را در افغانستان از دست داده اند. اين طرح بی خانمان کردن ميليونها انسان است که فقط جرمشان ملقب شدن به افغانی بودن است. اين طرح معاوضه بردگانی است که آنطرف مرز دست دوستان رژيم اسلامی را برای بکار گرفتن اين نيروی انسانی جهت اعمال وحشيانه ترين شيوه باز ميگذارد. بايد از اين مردم دفاع کرد ، به خاطر آنها، به خاطر خودمان، به خاطر منافع انسانی بايد به مقابله برخيزيم. اين مردمان شريف، شهروندان متساوی الحقوق جامعه هستند که شايسته بهترين حمايتها و همبستگيها ميباشند.
اين طرح تداوم سياستهای سرکوبگرانه رژيم اسلامی عليه طبقه کارگر است. ادامه تعرض به معيشت طبقه کارگر، ادامه تعرض به کارگران شرکت واحد و ايران خودرو و پرريس سنندج، ادامه تعرض به دانشگاه ها و مدارس، ادامه تعرض به جنبش برابری طلب زنان و بر متن تعرض به جنبش مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. اين سياست سرکوب عريان و ارعاب جامعه است، تداوم زندان و سنگسار و شکنجه و اعدام است. اکنون که اين سياست اعلام شده است و مجريان آن عربده سر داده اند، کسی نميداند که در مرزهای خراسان چه بلای بسر کودکان، زنان، سالمندان، مريضان مياورند، از چشم جامعه پنهان است که چه رنج ها و گرسنگيها و مشقاتی را به آن مردم تحميل ميکنند. بايد در مقابل اين سياست ضد انسانی ايستاد. بايد اين تعرض را جدی گرفت و بی جواب نگذاشت. بايد کاگران نقاط کليدی، کارگران نفت و آب و برق، کارگران ماشين سازيها، دانشگاهها و مدارس، محلات و خيابان را در مقابله با اين فاجعه انسانی بحرکت در آورد. بايد رژيم جنايتکار اسلامی را با نيروی متحد خود سرجايش نشاند.
اعمال اين توحش اتفاق درناک وقابل توجه است، بايد سد کردن اين توحش را جدی و مهم دانست. نبايد ساده از کنار چنين اتفاقی گذشت. ميتوان و بايد حول اين اتفاق تشکل های دفاع از اين مردم را بوجود آورد، در هر کارخانه و کارگاه، در هر مدرسه و دانشگاه، در هر محله و کوچه و برزن ميشود حول اين اتفاق متشکل شد تشکل های همبستگی بوجود آورد، اعتراضات سازمان داد، قطعنامه ها نوشت. کمونيستها و آزاديخواهان بايد چه در ايران و چه در خارج کشور دست به عظيمترين اقدامات و نمايشات حمايت و همبستگی بزنند. اتحاديه های کارگری، سازمان ها و نهادهای مدافع حقوق مدنی انسان های شريف و انساندوست را هر جا در دسترس داريم بايد مخاطب قرار داد و نيروی عظيمی برای مقابله به ميدان آورد.
کارگر غير قانونی نيست اگر جريانی در اين ميان غير قانونی است رژيم اسلامی است. کارگر حق کار و زندگی دارد اگر کسی قرار است برود و برچيده شود اين نظام کثيف و جنايتکار اسلامی است.
٢٩ اکتبر ٢٠٠٦
abe_sharifi©yahoo.com