پیام به استثمارگران
مزدوران سرمایه که خوابشان از تحرک طبقه کارگر آشفته شده بار دیگر به رهبران و فعالین کارگری حمله برده و آنها را به زندان انداختند. در کمین نشستند و اسانلو را ربودند که شاید آشفتگی خیالشان را بر طرف شود.
کسانی که دستگیر و ربوده شدند جرمشان این است که فعال کارگری هستند. این از آن جرمهایي است که از دید حکومت سرمایه داری بزرگترین جرمهاست. شاید بتوانند با یک جاسوس دول خارجی کنار بیایند یا با فلان درجه دار کودتاچی، اما نمی توانند با کسانی که سود سرمایه را تهدید میکنند کنار بیایند. نمیتوانند با کسانی کنار بیایند که میگویند: همه حق زندگی دارند و بی چیزان همه چیز گردند. نمی توانند با کسانی کنار بیایند که از توده مردمی دفاع میکنند که همیشه خدا شکمشان گرسنه است و برای لقمه نانی مجبورند هستی شان را در خدمت سود سرمایه فنا کنند. از مردمی دفاع میکنند که زندگی می آفرینند و خود محکوم به محروميت و فلاكت هستند. با این دست از انسانها نمی توانند کنار بیایند که خود را نماینده طبقه کارگر معرفی میکنند. طبقه ای که سرنوشت جامعه بشری برای بهروزی و یک دنیای بهتر به اقدام او بسته است. این، نه حکم جبر تاریخ که این حکم طبقه کارگر است که با تحرک چند ساله اخیرخود تصمیم به اجرای آن گرفته.
این حکم طبقه ای است که برایش هر روز خدا قانون وضع میکنند تا او را بیشتر و بیشتر در گرسنگی غوطه ور سازند تا او حتی نتواند به یک ساعت بعد خود فکر کند چه رسد به دنیای پر از سعادت و خوشبختی. اما با این حال کسانی هستند مثل اسانلو كه از خواب و خوراکی که ندارند میزنند، جانشان را در معرض تهدید نیستی قرار میدهند تا توده مردم کارکن جامعه به آسایشی برسند که شایسته آن هستند. و این برای سرمایه داران و حکومت آنها و مزدوران امام زمانی اش بسیار گران آمده است. اسانلو را تهدید کردند، زبانش را بریدند و به زندان انداختندش تا شاید جلو حرکتی را بگیرند که اسانلو وهمکارانش چند هزار انسان زحمتکش را در تشکیلاتی سازمان دادند بگیرند. نه تنها نتوانستند بلکه اين كارگران از سوی هم طبقه ايهایشان در سراسر کره زمین مورد حمایت قرار گرفتند. تشکیلاتشان را دولت سرمایه دار برسمیت نمیشناسد، بگذار نشناسد.اصلا چه لزومی دارد که تشکیلات کارگری را سرمایه داران و دولتشان برسمیت بشناسند؟ اینها فقط یک چیز را برسمیت میشناسند و آنهم سود است و بس. این تشکیلات اما، از سوی تشکلات بین المللی کارگری برسمیت شناخته شده است و این برای دولت مفتخوران بسیار ناگوار است و این را هیچ کاری نمی تواند بکند. مانند حیوان زخم خورده به رهبران تشکلات کارگری حمله میبرد تا شاید آب رفته را به جوی باز گرداند.
به استثمارگران میگوییم: اين مسیری که پیموده شده است برگشت پذیر نیست. کفتاران! شما شاید بتوانيد اسانلو را در هم بشکنيد، اسانلو نشان داده است که تاکنون توانسته این فشار خرد کننده را تحمل کند. شاید بتوانند اسانلو و دیگر فعالین را در زندان نگه دارند.اما این جنبشی که به حرکت در آمده است را نمی توانند متوقف کنند. جنبشی متعلق به میلیونها انسان، متعلق به طبقه اصلی جامعه طبقه کارگر، جنبشی از جنس کمون پاریس و اکتبر 1917 است . به استثمارگران وعده میدهیم کاری خواهيم كرد که شنیدن نام کارگر دیگر در ذهن شما اینگونه تداعی نشود که میشود او را به هر شکلی استثمار کرد. بلکه شنیدن نام کارگر و طبقه کارگر برای شما اینگونه تداعی شود که دیگر استثمار بس است، بس است تحقیر انسانها به جرم اینکه کارکن جامعه هستند. به استثمارگران وعده میدهیم که دوران خوش کسب فوق سود دارد به سر می آید وآشفتگی خیالشان تداوم می یابد.
رهبران کارگران آزاد باید گردند.
زنده باد جنبش کارگری
آزادی برابری حکومت کارگری