به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  مقالات: دخالت سیاسی در بزنگاه اجتماعی جامعه ایران

دخالت سیاسی در بزنگاه اجتماعی جامعه ایران

نارضایتی های عمومی باید رهبری سیاسی شود باید به اعتراضاتی تحث یک پرچم متحد درآید.  نارضایتی ها در شکل خام و خود بخودی برای جمهوری اسلامی خطری جدی محسوب نمی شود. مادامیکه این نارضایتیها جهت دار نباشد تحت یک رهبری سیاسی با مطالبات و خواستهای مشترک درنیاید وهدفمند نشود، تجربه ها نشان میدهند نارضایتی های  عمومی بخودی خود ره به جایی نمی برند. به همین علت این نارضایتی ها واعتراضات  خیلی زود با تاکتیک ها وسیاست گذرایهای اقتضایی توسط حکومت مهار می شود و تا حدودی گردانندگان رژیم در مهار کردن برآمدگیهای عمومی موفق بوده اند همیشه با کمترین هزینه خیزشها ی توده ای را منحرف کرده و به ناکجا آباد هدایت کرده اند.

دخالت سیاسی در بزنگاه اجتماعی جامعه ایران

نزدیک به سه دهه ازحاکمیت  سیاسی جمهوری اسلامی میگذرد جمهوری اسلامی با حزب جمهوری اسلامی به سر کار آمد این حزب تشکیلات تمامی فعل وانفعالات سیاسی وسازماندهی برای کسب قدرت به رهبری خمینی و نظام اسلامیش شد. انقلاب 57 با فرمانهای این حزب سرکوب شد وبه مراتب اسلام سیاسی برسریر قدرت نشست حزب جمهوری اسلامی نیروهایی سرکوبگرش را برای ارعاب سیاسی بسیج کرد مخالفین سیاسی را سرکوب و مبارزات سیاسی مردم را درهم کوبید ….. آزادیهای مردم رابا تشکیل دولت اسلامی محدودکرد،دیکتاتوری اسلامی مستقرشد، جمهوری اسلامی همه جانبه سرکوب کرد ولی هرگز دربرابر این سرکوب و توحش اسلامی ، یک جریان منسجم سیاسی  که بتواند مبارزه مردم را درتقابل با جمهوری اسلامی بطور جدی رهبری کند پا به میدان نگذاشت ، درطول حیات جمهوری اسلامی هیچوقت یک حزب سیاسی جدی ودخیل که بتواند مبارزات اجتماعی مردم را هدایت کند و جای اتکا و اعتماد مردم باشد درصحنه سیاسی اجتماعی ایران حضور پیدا نکرد. جمهوری اسلامی یکه تاز میدان شد مردم را از دست بردن به سیاست ودخالت جدی عقب زد.

شبهه جمله موهوم " سیاست پدرو مادر ندارد"معجون مسموم کننده افکارعمومی شد، بسیاری ازجریانات سیاسی ازاین مسمومیت جان سالم بدر نبردند و اتوماتیک وار پذیرفتند که مقوله سیاست به معنای دست بردن به قدرت سیاسی را کنار بگذراند این کج فهمی و سرخوردگی  سیاسی تاجایی پیش رفت طیف وسیعی از جریانات حتی فکر کردن به مبارزه سیاسی را کنارگذاشتند ومشغول آموزش  خط ومشق صنفی گرایی شدند و جنبش سیاسی جامعه را به طرف مطالبات صرفا اقتصادی سوق دادند، مبارزه سیاسی کارگران را ازمبارزه اقتصادی آنها منفک کرده و تئوری آب در هاون کوبیدن را تبلیغ نمودند. مبارزه مردم را به تقاضای نان وآب گرفتن از حکومت نزول دادند، مبارزه زنان را به دریافت مهریه و حقوق شرعیه تقلیل دادند، تلاش دانشجویان آزادیخواه را به گرفتن شهریه و مطالبات صنفی محدود کردند. گفتند سیاست پدرومادرندارد ونباید درسیاست دخالت کنید! سیاست مال خدایان زرو زور است سخن از گرفتن قدرت سیاسی کفر است برخی هم حزب و نهاد سیاسی را عزلت نشینی وعافیت طلبی یافتند واز مقوله حزب وجامعه ، حزب وقدرت سیاسی گریختند و حزب بدون دردسر را ترجیح دادند،

برخلاف این توهمات فریبنده و کسالت آور، من فکر میکنم سیاست هم پدرداردهم مادر دارد، حزب دارد، دولت دارد، گروه وفرقه دارد، زمین بازی دارد، ابزار تاثیر گزاری دارد، بی بی سی و سی ان ان دارد ، امروزه علم سیاست دنیا را مدیریت می کند نفوذ سیاسی حرف اول را میزند، دانش سیاسی مهر خودش را برهرتحولی درسطوح کلان و خرد همه مسایل جامعه بشری میزند، شکست ویا پیروزی هرپروژه سیاسی ، وابسته به دانش سیاسی وتجربه گردانندگان آن پروژه است، امروزه سیاستمداران پدرو مادر همه چیز این دنیا هستند!

من دراین نوشته سعی می کنم  درمورد دخالت سیاسی ، فعالیت سیاسی ، حزب سیاسی و قدرت سیاسی از دیدگاه یک فعال جنبش اجتماعی که تغییر وتحول سیاسی را دردستور کار ومبارزه اش  دارد به این مقوله بپردازم.

نقطه عزیمت این بحث جامعه ایران است، بحث برسرمبارزه سیاسی با جمهوری اسلامی است، نزدیک به سه دهه حاکمیت اسلام سیاسی، مبارزات اجتماعی مردم ایران، علل ناکامی مبارزات اجتماعی و تداوم حیات سیاسی جمهوری اسلامی ، نقاط ضعف و قوت جنبش های سیاسی اجتماعی مردم ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی ، بررسی وتحلیل ضرورت دخالت سیاسی منسجم وجدی درجامعه ، داشتن یک پلان سیاسی برای فایق آمدن بروضعیت موجود ورهبری کردن وهدفمند کردن مبارزات مردم برای کسب قدرت سیاسی اماج اصلی این بحث است.

مبارزات اجتماعی مردم برسرچیست؟ چرا مردم ناراضی هستند؟ آیا نارضایتی علی العموم برای جمهوری اسلامی خطری جدی دربردارد؟ برآمدگی های اجتماعی وخیزشهای توده ای چگونه مهار می شوند؟ چرا بعد از هر خیزش و اعتراضی مردم ونیروهای دخیل سرخورده و نا امید می شوند؟ چگونه می توان جنبش های اجتماعی  را از این توهم واستیصال رهانید ؟درمقابل گزینه های دخیل درسرنوشت جامعه، کدام شق سیاسی برای انتخاب مردم، امروز درزمین جامعه حضور دارد ؟

علی رغم یک تحول نسبی درتمامی ابعاد زندگی اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی وسیاسی درجامعه ایران  بعد از انقلاب 57 وناتوانیهای حکومت اسلامی درتامین نیازهای اساسی وابتدایی مردم ،هنوز جمهوری اسلامی با بدترین روشها و شیوهای سرکوب واختناق برمردم ایران حکومت می کند ، هرروزکه میگذرد، فاصله طبقاتی بیشتر وبیشترمی شود،سیاستهای اقتصادی حکومت یکی پس از دیگری با شکست مواجه می شود، زندگی امروز وفردای مردم مورد تهدید است، اکثریت مردم از وضع موجود ناراضی هستند، کارگرچند شیفته کار میکند ، دستمزد کارگر ناچیزوکفاف معیشت و زندگی روزمره اش را نمی دهد، کارگر ازتشکل کارگری محروم است اعتصاب کارگری سرکوب می شود. دانشجو صدایش در گلو خفه می شود، تفتیش عقاید می شود اگر اعتراض کند اعتراضش را به خاک وخون می کشند، استبداد درکلاس درس ودانشگاه حکومت می کند. زنان را سنگسار می کنند، حقوقشان را دونیم می کنند، با زور حجاب برسرشان می کنند . کودک زیر 18 سال را دارمی زنند، شلاق می زنند، آزارمی دهند، تحقیر می کنند . هزاران انسان جوان و سالمند از هرگونه تامین زیستی واجتماعی محروم هستند. گرسنگی ، فقر وفلاکت وبیکاری فزاینده اکثریت مردم را عذاب میدهد. معلم و کارمند از حقوق کم می نالند، راننده تاکسی و بقال سرکوچه ازکاهش درآمد و مشکلات زندگی  ناراضی هستند. آخوند وآقازاده هم از دریافت سهم کم نسبت به بالاترهایشان نق می زنند . آیات عظام هم تحت فشار درویشانشان آیه یاس می خوانند عروج دولت سید خاتمی برای مهار مردم مردود ومجبور به خروج می شود، بخش دولتی کارایی ندارد مجلس وبازارعاجزند، جهت رفع مانع برای غارت مردم بخش خصوصی مجاز می شود!

اکبرگنجی ازبوی تعفن وزارت اطلاعات بیرون میزند ، ازعملکرد حاج آقا فلاحیان وعالی جناب خاکستری پوش ناراضی ازآب درمیآیدد،پاداش جنایتهایش راکمترداده اند،بسیجی های محلی ازنمک نشناسی حجاریان بجوش آمدند وازعصبانیت یک بیخ گوشی محکم پس گردنش خواباندند. احمدی نژاد هم از عالی جناب ماقبل خود ناراضی است ،همه ناراضی هستند . شصت میلیون واندی ناراضی هستند !؟

میلیونها نفرازمردم ایران زیرخط فقر بسرمی برند، ناراضی هستند ، معترض هستند وازجهنم جمهوری اسلامی به تنگ آمده اند ازکلیت این نظام نفرت دارند، سرنگونیش را آرزومی کنند،  صف شان ازناراضیان بارگاه امام و امام زاده های ریش دارو بی ریش ازاکبرگنجی گرفته تا خرد شده های ملی مذهبی و دوی خردادی جداست، مردم چیزی سواتراز گنجی ها ودرباریان بوش می خواهند سرنگونی جمهوری اسلامی سرآغاز این خواست بزرگ است.جنگ مردم بر سر سهم خواهی نیست مبارزه مردم برسراصلاح عبا وعمامه و ته ریش زدن نیست، سرنگونی جمهوری اسلامی یکی ازمزیتهایش برای مردم پایان این بازیهای بی مقدار سیاسی است. همه این دنبالچه های سیاسی که محل مانور غرب اند وبه اصلاحات چی ها و ملی مذهبی موسومند،فرافکنی شرایط حال جمهوری اسلامیند. به محض اینکه جمهوری اسلامی واژگون شود زوال همه اینها قطعی است .جنبش سرنگونی مردم یک صف متمایز وبنیان برافکن برای جمهوری اسلامی با همه پروپاگنده هایش است با همه بقایای متعفنش است.

درعالم سیاست ومنفعت هرکس راه خویش را می رود هرکس سرش به جایی بند است،خدا هم حزب دارد حزب خداهم پدردارد هم مادر دارد، سپا ه و شهادت طلب دارد فی سبیل الله شمشیر می کشند گردن می زنند و منهدم می کنند بلاد اسلامی تشکیل میدهند امت اسلامی رامتحد می کنند مجلس اسلامی و دولت اسلامی تشکیل می دهند قدرت اسلامی را به رخ دنیامی کشند حکومت موقت و دائم تشکیل میدهند عدالت را به جیش مهدی حواله می دهند مردم را به جنگ ودفاع می کشند به انتخابات می کشند درسیاست شرکت می کنند وقدرت سیاسی را به خدا متصل می کنند وتحصیلش را برای حزب خدا مشروع می دانند .حزب خدا ازکوچکترین مسایل فرد و جامعه تا عالی ترین سطوح آن  دخالت می کند  برای خود  وحکومتش مشروعیت پیدا می کند .همه این یکه تازی ازسر مشروعیت اجتماعی این جریانات مرتجع نیست ازعدم دخالت بازیگران اصلی میدان سیاست ناشی می شود، کمونیست ها وجریانات انقلابی و رادیکال میدان را به این جبهه عملا واگذار کرده اند.سیاست را به معنای دخالتگری ورفتن به طرف قدرت سیاسی رها کرده اند.

 درحالیکه سرنوشت سیاسی جامعه به تعیین تکلیف کردن برسرمقوله قدرت سیاسی گره خورده است عالم سیاست را نباید رها کرد، عدم دخالت درامرسیاسی یعنی ادامه وضعیت فلاکت بار موجود یعنی قدرت در دست حزب خدا و ماندن جمهوری اسلامی ها. بدیهی است که مردم  برای دست یابی به یک شرایط انسانی تر، برای دست یابی به یک جامعه آزاد، باید درامرسیاسی جامعه دخالت کنند. گرفتن قدرت سیاسی وتغییر این سرنوشت بدون متشکل شدن ودست بردن به سوی قدرت امکان پذیر نیست، امروز سیاست سرراه زندگی میلیونها نفر ازجامعه ایران قرارگرفته است که با هم دردی مشترک دارند وانتخاب سیاسی مردم دراین برهه از زمان پراهمیت وتعیین کننده است.

جامعه کاتالیزور جدال طبقات است صف آرایی ها و نارضایتی ها درنقطه ای وضعیت خودش را مشخص می کند، وقتی نارضایتی های مردم و توده های ستم کش بالا میگیرد، مردم به خیابانها میایند، مردم به اعتراض صف می کشند ، فرودستان در تقابل با فرادستان قرار می گیرند . در این هنگام است که از اکبرگنجی تاآیات عظام از بی بی سی تا اخوند زاده وحاجی بازاری همه به عبای  رهبرحکومت اسلامی می چسپند ، سکوت می کنند و اشک تمساح می ریزند و منافعشان یکی می شود ، تظاهرات دانشجویان در 18 تیر 78 یک مصداق بارز این صف آرایی بود به محض اینکه مردم به دانشجویان پیوستند رژیم برخود لرزید ، خامنه ای گریه کرد و خاتمی چی ها و دو خردادی ها زوزه کشان  پس کشیدند و سکوت کردند تا غائله را خواباندند.

واقعیت این است که جامعه بزنگاه اجتماعی این تعیین تکلیف است ، منافع برخی به ادامه حیات  نظام اسلامی گره خورده است. مردم نه طاقت وتحمل جمهوری اسلامی را دارند ونه طاقت عافیت طلبی وگوشه گزینی برخی جریانات غیر سیاسی را دارند و نه گوششان بدهکار لجن پراکنی پروغربی هاست ، مردم چیزی کمتر از آزادی ،برابری ، خوشبختی و آسایش نمی خواهند .

مسئله اساسی اینجاست دراین گیرودار وقهقرای سیاسی هیچکس منفعت مردم را نمایندگی نمی کند، مردم دراین جدال سیاسی بر سر منفعت سیاسی واقتصادی کلاهشان پس معرکه است هربار که برمی خیزند راحت سرکوب می شوند . هرگاه مردم کاسه صبرشان لبریز می شود یک آخوند بی ریش و خوش خط وخال می آید و فریبشان میدهد ، کلاه شرعی سرشان میگذارد باسیاست شرعی  با حیله وفریب مردم را خسته می کنند و به خانه هایشان می فرستند، مردم مرعوب می شوند ، از دارو طناب می ترسند ،از گرسنگی می ترسند، از فردای بدتر می ترسند ، افقی روشن فراروی مردم نیست ، آرزوهای خود را سرکوب و فرو می خورند ، نسلی درس نا امیدی به نسل دیگر منتقل می کند، داستان سرخوردگی سه نسل به یک تراژدی تلخ نزد توده مردم تبدیل شده است.

خمودگی واستیصال از خصوصیات جنبشهای اجتماعی در سه دهه اخیر است دراین دوره جنبشها درنطفه خفه می شوند، خشونت وکشتارمردم وفعالان جنبش های اجتماعی بطور مستمر در دستور کار سران ریزو درشت جمهوری اسلامی است.

افت وخیزها و تلاش های ناکام جنبش های سیاسی ، اجتماعی در تقابل با جمهوری اسلامی یک واقعیت گریزناپذیر را پیش روی مردم ایران قرار داده است . عدم انسجام  و رهبری سیاسی دخیل در امرمبارزه اجتماعی  محسوس است واین رهبری توسط جامعه جستجو می شود. مردم بدون رهبری سیاسی قادرنیستند حکومت جمهوری اسلامی را سرنگون کنند . مردم بطور مستمر درگیر مبارزه با جمهوری اسلامی هستند مردم برای خلاصی از شر جمهوری اسلامی ناچارند مبارزه کنند، کارگر برای دستمزدش مبارزه می کند، دانشجو برای آزادی و عدالت پیکار می کند ، زن برای رفع تبعیض وستم می جنگد. مبارزه اجتماعی یک جدال تعطیل ناپذیر است، اما مبارزه سیاسی ورهبری سیاسی یک چالش جدی و تعیین کننده است مبارزه سیاسی برای مردم آزادیخواه وبرابری طلب امری  ضروری واجتناب ناپذیراست. مبارزه ای منسجم وسیاسی که دارای جهت و سرانجام باشد لازم وحیاتی است، این نوع مبارزه درشکل متشکلش درصحنه مبارزه اجتماعی غایب است . مبارزه متشکل وسیاسی اجتماعی، رهبری سیاسی می طلبد، حزب ونهاد سیاسی می طلبد، پرچم سیاسی می طلبد، چالش سیاسی می طلبد، نیروی سیاسی می طلبد، افق سیاسی و برنامه عمل سیاسی روشن می طلبد همه اینها در مبارزات مردم ایران غایبند ودرمیان نیستند یا اگر هستند با جامعه و عالم واقعی سیاست ومبارزه اجتماعی ارتباطی ندارند.

مردم برای بهبود زندگی خود مجبورند تلاش کنند و بجنگند مردم دنبال راهی هستند که به چاهی منتهی نشود. از ریش دارو بی ریش می ترسند از بازی دادن می ترسند از وعده ووعید خسته اند مردم تجربه بی رهبری را از سرگذرانده اند،مردم دنبال رهبری سیاسی هستند که منافعشان را نمایندگی کند، نارضایتی های عمومی باید رهبری سیاسی شود باید به اعتراضاتی تحث یک پرچم متحد درآید.  نارضایتی ها در شکل خام و خود بخودی برای جمهوری اسلامی خطری جدی محسوب نمی شود. مادامیکه این نارضایتیها جهت دار نباشد تحت یک رهبری سیاسی با مطالبات و خواستهای مشترک درنیاید وهدفمند نشود، تجربه ها نشان میدهند نارضایتی های  عمومی بخودی خود ره به جایی نمی برند. به همین علت این نارضایتی ها واعتراضات  خیلی زود با تاکتیک ها وسیاست گذرایهای اقتضایی توسط حکومت مهار می شود و تا حدودی گردانندگان رژیم در مهار کردن برآمدگیهای عمومی موفق بوده اند همیشه با کمترین هزینه خیزشها ی توده ای را منحرف کرده و به ناکجا آباد هدایت کرده اند.

هرچند گاهی درگوشه وکنار جامعه مردم تقلاهایی می کنند این تلاشها ناکام می شوند مردم هرازگاهی درمعرض آزمایش وخطا قرارمیگیرند و باردیگر شکست وناکامی را می پذیرند . روز از نو روزی ازنو. این روانشناسی عمومی بر همه تحرکات اجتماعی  تعمیم می یابد. امروز دیگر برهمه فعالین جنبش ها ی اجتماعی عیان است که بدون سمت وسو، بدون تشکل سیاسی ،  بدون رهبری و بدون دخالت درامر سیاسی جامعه نمی توان از این وضع فلاکت بار خلاصی پیدا کرد. فعال سیاسی  اجتماعی با ید به نیازهای جامعه موضوع کارش جواب بدهد، توقعات مردم بالا است و درجهت یک تحول سیاسی عمده در جامعه سیر می کند، مردم زندگی بهتر می خواهند، کار می خواهند، آسایش میخواهند، رفاه وامینت می خواهند از اعتیاد و فساد بیزارند، ازرشوه خواری و فساد اداری بیزارند، شادی می خواهند، جامعه آزاد می خواهند. باید فعالین اجتماعی برای این چالشها راههای اساسی را جستجو کنند، راهکار بدهند، جامعه به تغییروتحول، دربعد سیاسی بیشترازهر موضوعی دیگر می اندیشد. فعالان اجتماعی و رهبران جنبشهای اجتماعی درگیر خروج ازاین استیصال وسردرگمی سیاسی هستند.رهبران سیاسی اجتماعی درنتیجه ناکامی های گذشته درحال حاضر نقشه های اساسی تر وهدف مند تری در پیش روی خود دارند. متحدکردن مبارزات پراکنده برسریک بزرگراه سیاسی امری خطیر دراین دوره ازمبارزات سیاسی اجتماعی مردم آزادیخواه وبرابری طلب ایران است .  

 گریز از این دپرشن سیاسی اجتماعی ، ضرورت دخالت  یک حزب سیاسی اجتماعی و جهت دار را مطرح کرده است حزبی که ماتریال کارش  فراهم است این ماتریال ، مردم، آرزوها و نیازهای اجتماعی است . اولویتها  وضرورتهای سیاسی پیش وروی جامعه است. حزبی که وظیفه وامرش باید دخالت سیاسی در سرنوشت جامعه باشد حزبی که می تواند ازجامعه انرژی بگیرد و برای کسب قدرت سیاسی به نفع مردم عمل کند .

حزب حکمتیست طرح و نقشه این بزرگراه سیاسی اجتماعی را در دستور کار خود دارد، دربرابر همه الترناتیوهای موجود، درتقابل با شق های سناریو سیاهی ، این حزب یک شق سیاسی مهم ودخیل درسرنوشت سیاسی جامعه ایران است. حزبی دارای ظرفیت وتوان دخالت اجتماعی سیاسی ، برنامه و نقشه عمل انقلابی ، ظرفیتی  که می تواند ماکزیمم تلاش ها رادرخود جای دهد، هدایت ورهبری کند و باقدرت به طرف جلو ظاهر شود . برنامه یک دنیای بهتر افقی روشن برای حزب وجامعه دارد، منشور سرنگونی راهنمای عملی و ضمانت اجرایی بر سراین بزرگراه سیاسی  پیش وروی حزب وجامعه است .

حزب حکمتیست برسر این بزرگراه قراردارد ،این حزب باید با تمام ظرفیتها و توانایی هایش  برای به سرانجام رساندن منشور سرنگونی و متحدکردن مردم و سایر جرایانات سیاسی در بزنگاه اجتماعی جامعه ایران بکوشد. حزب حکمتیست توان سازماندهی و رهبری تمامی فعل وانفعالات سیاسی جامعه ایران رادرخوددارد این حزب می تواند رهبری یک جبهه متحد و قدرتمند سیاسی اجتماعی را دستور کار خود داشته باشد جبهه ای که تمامی نیروهای انقلابی و اجتماعی را برای سرنگونی جمهوری اسلامی منسجم و رهبری کند .

مردم فارغ ازهیاهوهای تبلیغاتی و رنگ ولعاب دار که از رسانه های جمعی  انجام می شود به آینده سیاسی خود فکر می کنند ، مردم زندگی و امنیت و آسایش را در اولویت هر تغییر وتحولی قرار میدهند، مردم به بازیهای فرقه ای اهمیتی نمی دهند، مردم دوست ندارند به عقب برگردند ونمی خواهند در این شرایط فلاکت بارهم ساکن بمانند تلاشهای جمعی بطرف جلو است ، جاذبه های فریبنده و تکراری رسانه های پرو غربی جای خودش را به سبک سنگین کردنهای نسل هوشیار امروز داده است که هر نسخه ای را به سادگی نمی پذیرند . مردم دلخوشی نه از اسلام سیاسی دارند نه از تاج وسلطنت. مردم ازدمکراسی بوش وبلر وحشت می کنند. مردم از هم گسیختن شیرازه های اقتصادی واجتماعی موجود می ترسند . مردم تجزیه و ویرانی اجتماعی و مدنی را دوست ندارند،تجربه  یوگسلاوی ،عراق و افغانستان برای خرد جمعی مردم ایران بس است که فریب دمکراسی سناریوی سیاهی را نخورند و ازهم اکنون دربرابرش سنگر بندی می کنند . مردم ایران ازسلطنت خودشان را خلاص کردند و هرگز به عقب برنمی گردند وبرای آنهایی که با هزار رنگ ولعاب می خواهند  برای خاندان سلطنت اعاده حیثیت کنند پشیزی قایل نیستند مردم ازمذهب خسته اند ریش دارو بی ریش را کاسه لیس یک آبشخور می شناسند . ملی باشد یا مذهبی خریداری ندارد . این مسخره بازیهای بینا بینی را مدتهاست مردم ایران تف می اندازند . مردم از این نسخه های تکراری و بی خاصیت بیزارند . با زورنمی شود آن چیزی را که مردم تحملش نکرده اند وبازور پس داده اند بازخورد کرد. اکثریت مردم ایران ترجیحح می دهند کاری کنند که تاریخ دوباره برایشان تکرار نشود مردم میل به تحول وتغییری تازه تر دارند.کانالیزه کردن این میل انقلابی مردم درجهت پایین کشید جمهوری اسلامی و کسب قدرت سیاسی به نفع مردم رسالت یک حزب قدرتمند سیاسی است .

 نارضایتی وسرگردانی سیاسی در شکل عمومی پدیده ای است که درچند سال اخیر درمیان اقشار اجتماعی سیرمی کند مردم علاقه  دارند از روزمره گی وسرگردانی سیاسی بیرون بیایند . مردم در دام سنت های سیاسی وغیرکارآمد ومعمول گرفتارند . سنت های دست و پاگیر مردم را درسیکل توهمات و انفعال گرفتارکرده است.احزاب وجریانات سنتی خود دست به گریبان این نوع انفعال هستند. در چنین شرایطی مردم به دنبال دریچه ای به سوی خلاصی سرگردانند ، کوششهای پراکنده به جایی نمی رسد، مردم متحد نسیتند، ظروف و عناصرارتباط واتحاد درمیان مردم مفقود هست و رهبریت ندارند ، مردم جمهوری اسلامی رانمیخواهند، مردم حکومتی میخواهند که آزادی عدالت وآسایش را برایشان تامین کند. حکومتی که خودشان درهمه ارکانهای آن دخالت داشته باشند .

رفتارهای اجتماعی مردم ایران در یکی دو دهه اخیر از یک چاره اندیشی عمومی وکم هزینه حکایت می کند . مردم هرپدیده ای را زیر وبم می کنند. با هوشیاری جمعی انتخاب می کنند و به چالش می کشند و دنبال بهترین  انتخاب ها و فرصت ها ی ممکن هستند . تحولات یک دهه اخیر تمایل عمومی به تغییر را بخوبی نشان میدهد تمایل به گریز از وضع موجود یک پدیده سیاسی است. رفتاری متفاوت تراز دیگر رفتارهای اجتماعی است. اما روزنه امیدی برای رهایی در افکار عمومی وجود ندارد به همین دلیل مردم محافظه کارانه وارد هر پروسه ای می شوند و تمرین و پیش فنگ پس فنگ می کنند،  نیرویی درزمین جامعه درگیر وضعیت سیاسی موجود است ولی گیر است و همیشه با نگرانی و ترس از آینده ای مبهم  تکانی می خورد و به جای خویش برمیگردد نبودن یک جریان یا حزبی که بتواند این نیرورا به مقصد برساند درفضای سیاسی جامعه احساس می شود .

یک پدیده اجتماعی علنی و حی وحاضر در سالهای اخیر درمتن اعتراضات اجتماعی و سیاسی خودش را به جلو کشیده است اما پراکنده  است هنوزقدرت خودش را باور نمی کند هنوز همه گیر نشده است مردم روی این پدیده اجتماعی فوکوس کرده اند ، همراهی می کنند نمونه های بارزش اعتراضات علنی کارگران و رهبران علنی کارگری است، تجمعات متینگها و مبارزات اعتراضی جنبش زنان است، حضور رهبران و شخصیتهای آزادیخواه وبرابری طلب در صحن مبارزات اجتماعی زنان است . در مقیاسی علنی وسراسری این مبارزات قابل لمس است ، جنبش دفاع از حقوق کودکان است ، جنبش علیه اعدام درجامعه است ، جنبش دانشجویان است . هرکدام از این تحرکات دارای رهبری ،نهاد وشخصیتهای علنی و جامعه پذیر هستند اما کفایت نمی کند هنوزاین تحرکات نتوانسته است بخش میلیونی جامعه را با خود همراه کنند . این جنبش چه به لحاظ حضور علنی واجتماعی و چه به لحاظ دخالت در مسایل سیاسی واساسی فراروی جامعه حرفهای برای گفتن وکارهای برای انجام دادن در دستور کار داشته است شفاف تر بوده است وکارهایش فضای سیاسی اجتماعی جامعه را  امیدوار تر کرده است .این جنبش علنی کمونیزم اجتماعی است، جنبش رهایی جامعه است ، جنبش انسان دوستی وعدالت خواهی است ، مدافع حقوق بشر است ، پرچم دار آزادیهای سیاسی و مدنی است و درمتن جامعه درجنب و جوش است. درزمین جامعه مادیت دارد.مجموعه این رفتارها و وقایع اجتماعی ضرورت دخالت یک جریان موثر و منسجم سیاسی را ایجاب می کند . برای درک این واقعیت که مردم چه می خواهند کالبد شکافی فردی واجتماعی لازم نیست ،رفتارهای عمومی ، نارضایتی از شرایط زندگی ورفتارهای سیاسی مردم بیان کننده این واقعیت است که مردم دوست دارند با کمترین هزینه جمهوری اسلامی گورش راگم کند، میل به سرنگونی جمهوری اسلامی میلیونی است از دانش آموز گرفته تا کارگر و کارمند ، زن ومرد ازعملکردجمهوری اسلامی نفرت دارند این رژیم را بانی همه بدبختیها وکم وکاستی های زندگی خویش می بینند .

جامعه ایران آبستن تحولاتی عظیم است مردم دنبال قابله و فرصت مناسب هستند. این قابله می تواند یک حزب سیاسی باشد یک رهبری سیاسی باشد ظرفی که مردم را متحد کند و نیرویی که  مردم را یاری دهد،برای خلاصی و فارغ شدن از این وضعیت و رسیدن به یک وضعیت مطلوبتر ازوضع موجود،مردم ناچاراند که انتخاب سیاسی خود را بکنند حزبی که بتواند نقطه اطمینان عموم مردم ایران باشد شرایط ومصالحش در جامعه فراهم است.

مردم نمی خواهند دریک بازی سیاسی شرکت کنند ولی دستاوردش چیزی غیر اززندگی بهتر برای خودشان باشد. مردم علاقه ای ندارند که سیاهی لشکرجریانات فرصت طلب شوند بازیچه سیاسی جریانات ارتجاعی شوند مردم به منفعت عمومی خویش می اندیشند به نجات خود می اندیشند، مردم به روشنی میدانند که برای کسب قدرت سیاسی و سرنگونی جمهوری اسلامی تلاش سیاسی لازم است . حزبی که بتواند مردم را برای کسب قدرت سیاسی سازماندهی وهدایت کند، حزبی که بتواند مردم را درامرسرنگونی جمهوری اسلامی یاری دهد ، حزبی که بتواندمبارزات مردم را به سرانجام برساند،برنامه ای شفاف  برای زندگی مردم داشته باشد، مردم را در سرنوشت خویش دخالت دهد، چنین حزبی می تواند جای انتخاب سیاسی مردم باشد .

حزب کمونیست کارگری حکمتیست به خاطر برخورداری از نفوذ اجتماعی ، قابلیت سیاسی و داشتن اعضا وکادرهای کارامد وتوانا، رهبری سیاسی و برنامه عمل انقلابیش ، جهت گیریهای سیاسی اجتماعی روشن ودخالت در امر مبارزه مردم آزادیخواه وبرابری طلب ایران می رود به حزب اعتماد مردم درسرنوشت سیاسی خویش تبدیل شود، این رویکرد سیاسی وعملی را باید باتمام ظرفیتها وتوانایی ها  باید تقویت کنیم .

ساسان سعید (آزاد زمانی)

آبانماه 1385

 

 

 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • پيام آزاد زمانی به مناسبت نوروز ۱۳۸۶
  • برآفراشتن پرچم آزادی وبرابری در۸ مارس
  • دخالت سیاسی در بزنگاه اجتماعی جامعه ایران
  • مصاحبه با آزاد زمانی از موسسين کانون دفاع از حقوق کودکان
  • سخنرانی درشهر لندن
  • قصاص عين عدالت نيست! قصاص عين قساوت وسنگ دلی است
  • پيام آزاد زمانی برای جشنواره دفاع از حقوق کودکان
  • بيانيه در محکوميت کشتار زندانيان سياسی ۶۷
  • با اشتیاق آمدن شما ما آمده ایم
  • اکبر محمدی را جمهوری اسلامی کشت . نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com