به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  مقالات: به استقبال اول مه روز جهانی کارگر برويم

به استقبال اول مه روز جهانی کارگر برويم

چپ سنتی ،بدرود مبارزه!!

000

روز جهانی کارگر در راه است. اول مه روز همبستگی و اتحاد طبقه کارگر در مقابل سرمايه داران و دولتهايشان، روزی تاريخی و جهانی و از دستاوردهای بشر متمدن و جنبش سوسياليستی است. اين روز در تاريخ بشر جايگاه خاصی دارد. اول مه ياد آور جنبش راديکال و طبقاتی کارگران عليه استثمارگران است.

در اين روز ميليونها نفر در سراسر دنيا به خيابان آمده و عليه ظلم و ستم، عليه استثمار و فقر، عليه نابرابری و تحقير انسانها، صدای انسانيت مترقی و متمدن، صدای اعتراض کارگران را به گوش جهانيان می رسانند. در ايران طبقه کارگر و مردم آزاديخواه امسال در شرايط خاصی به استقبال روز جهانی کارگر ميروند. با شناخت دقيق از اين شرايط و ويژگيها ميتوانيم اول مه امسال را به نقطه عطفی در مبارزات خود عليه رژيم اسلامی و سرمايه داران تبديل کنيم.

ويژگيهای شرايط فعلی در ايران! ما در ايران در شرايطی به استقبال اول مه روز جهانی کارگر ميرويم که ٨ مارس روز جهانی زن را با موفقيت پشت سر گذاشتيم. در شرايطی به استقبال روز جهانی کارگر ميرويم که در چهارشنبه سوری و مراسم های سال نو، مردم يکبار ديگر قدرت ميليونی خود و انزجارشان از حکومت را به عيان نشان دادند. رژيم اسلامی در ضعيف ترين دوران حياتش بسر ميبرد. احتمال کم کردن شر حکومت از سر جامعه، در سال آتی، به يک اميد همگانی تبديل شده است. همگان از امکان تغييرات اساسی در جامعه در يکسال آينده حرف ميزنند. اين بيانگر يک تناسب قوای ديگر و يک روحيه تعرضی است که ميتواند جنبش چپ را تمام قد به جامعه معرفی کند و در راس مبارزات مردم قرار دهد و تثبيت نمايد. رژيم اسلامی هم از خارج و هم از داخل به شدت تحت فشار قرار دارد. مبارزات مردم و بويژه کارگران از ١٦ آذر تا کنون يک سير صعودی با شدت بالايی را طی کرده است. گستردگی و راديکال شدن اين مبارزات جريانات راست جامعه را سراسيمه کرده است..

٨ مارس امسال نشان داد هژمونی چپ در جامعه چنان گسترش يافته است که حتی جريانات راست پروغرب و دوم خرداديهای شکست خورده و ناسيوناليسم کرد هم نتوانستند از کنار آن رد شوند. اينها قبلاً اسمی از اين روز به زبان نمی آوردند. اما امسال همگی "مدافع" حقوق زن شدند.

ما اين را نشانه قدرت چپ در جامعه ميدانيم. جامعه به چپ چرخيده است و راست ناچار شده است از آزادی و حقوق زن حرف بزند. اگر قبلاً روز فاطمه و کشف حجاب رضا شاهی و انقلاب سفيد را در مقابل روز جهانی زن علم کرده بودند، امسال کسی از فاطمه و اعياد مذهبی و فرح و انقلاب سفيدش اسمی نبرد. همه تلاشهای چندين ساله اين صف يکجا دود شد وبه هوا رفت.

اول مه امسال يک ميدان و عرصه ديگر است که چپ جامعه هژمونی خود را بايد چنان با قدرت و وسعت نشان دهد که اين جريانات ضد انقلابی بيش از پيش حاشيه ای و منزوی شوند. جنبش ما در کردستان در عين حال در مقابل ناسيوناليسم کرد و برای حاشيه ای کردن اين جنبش بايد هشياری بيشتری از خود نشان دهد.

اخباری که از کردستان مخابره ميشود کمتر نشانی از تحرک جريانات و جنبش ناسيوناليستی دارد. اينها در نوروز تلاشهای کردند اما فضای چپ جامعه به آنها مجال ابراز وجود جديی نداد.

اکنون در فضای سياسی کردستان نه خبری از سالروز حکومت عشاير فئودالهای کرد مثل قاضی محمد هست نه کسی از عشايری مثل سمکو (اسماعيل آقای شکاک) ياد ميکند و نه حتی روز پيشمرگه و مناسک ناسيوناليستی را جدی ميگيرد. اينها همگی نشانه برتری جنبش مدرن، امروزی و سوسياليستی است که مناسک عشايری و کهنه جنبش ناسيوناليستی را حاشيه ای کرده است. اين تحولات به يمن برتری نقش جنبش کارگری و کمونيستی در کردستان ايجاد شده است. امروز ديگر کسی نميتواند تجربه سياسی و فرهنگی و اجتماعی و بويژه تجربه مبارزاتی مردم را به کردستان عراق و تاريخ ناسيوناليسم کرد و قاضی محمد و ديگر جريانات عقب مانده مرتبط کند. اين تجارب مستقيم به جنبش کارگری و سوسياليستی در ايران و فراتر از آن به تجارب مدرن جهانی ربط پيدا کرده است. مردم کردستان بخشی از اين دهکده جهانی است که روبه جلو دارد. مردم پيشقراولان خود را در صف مدرنترين و انسانيترين جريانات پيدا کرده اند. يک کارگر و يا جوان کرد نميتواند در تجارب پيشمرگايتی و سردسته عشاير و فئوال و سرمايه دار کرد تجربه ای به نفع خود و جامعه اش پيدا کند. و به همين دليل طبيعی است که اين جريانات جايگاه خاصی در جوامع مدرن و جنبشهای مدرن پيدا نکنند. جريانات ناسيوناليستی اساساً عليه اين تجارب و جنبشهای برابری طلبانه و مدرن فعاليت ميکنند. برای جريانات ناسيوناليستی تجربه طالبانی و بارزانی در کردستان عراق مهم است و تلاش ميکنند از آن درس بگيرند. برای کارگر و مردم مدرن کردستان هم تجارب انسان مترقی، تجارب کارگران صنعت نفت، تجارب "کارگر نفت ما رهبر سر سخت ما" و شوراهای دوران قيام در تهران و.... و بالاخره تجارب کمون پاريس و انقلاب اکتبر، آن دستاوردهای است که از آن درس ميگيرد، می آموزد و تاريخ خود را به اين جنبشها وصل ميکند. امروز هم جنبشهای اعتراضی در کردستان افت و خيزش مستقيم به جنبش آزاديخواهی در سطح سراسری ايران مرتبط است.

در ٨ مارس امسال عليرغم فشارهای رژيم اسلامی، دستگيريها و تهديدها و محدوديتهای متعدد و مستقيم عوامل رژيم مراسمها و جنب و جوش جامعه در ٨ مارس ابعاد وسيع و راديکالی پيدا کرد. کل جامعه متوجه شد که اين روز مهم است و بايد کاری کرد. تجارب هشت مارس امسال در کردستان البته احتياج به يک بررسی دقيقتر دارد. همين جا بايد گفت برای جلوگيری از هر نوع دسيسه ای در اول مه بايد به برخی نکات اساسی توجه کرد.

هشت مارس امسال در کردستان، فعالين و جنبش چپ تنها با محدوديت عوامل مستقيم رژيم روبرو نبودند. محدوديتهای غير مستقيم جريانات ناسيوناليستی از هر رنگش که در رقابتشان با همديگر و عليه چپ جامعه موانع تازه ای آفريدند که همه فعالين بايد در رابطه با روز جهانی کارگر با هشياری بيشتری با آن توجه کنند. اين جريانات تلاش کردند بی خطر بودن خود را برای رژيم توضيح دهند. اين جريانات تلاش کردند که با کنار آمدن با بخشهای از رژيم و عوامل آن، هماهنگی خود را با اهداف رژيم گوشزد کنند. با عجز و لابه و قبول حضور و سخنرانی عوامل رژيم تلاش کردند پای دست اندرکاران رژيم اسلامی را به اين نوع مراسمها کشانده و قباحت اين نوع کنار آمدنها را بشکنند. و در اين راستا موانع و مشکلاتی برای جنبش ما و فعالين چپ ايجاد کردند. برای اول مه روز جهانی کارگر هم بدون شک صف رنگارنگ ناسيوناليسم کرد تلاش ميکنند برای فعالين کارگری و چپ مانع تراشی کنند. تلاش ميکنند باز هم پای عوامل رژيم را به اين مراسمها بکشانند. فعالين کارگری و کمونيست بايد تلاش کنند مستقل از دولت و خانه کارگر به خيابانها بيايند. روز جهانی کارگر روز مارش عمومی کارگران و مردم آزاديخواه عليه سرمايه داران و جمهوری اسلامی است. امسال بايد با قدرت و وسعت بيشتری به ميدان آمد. اول مه امسال ميتواند نقطه آغاز و تحول کيفی در رشد و بيان انقلاب کارگری در ايران باشد.

برگزاری مراسمهای مستقل، يک پرنسيپ مهم جنبش کارگری

در ايران و در همه مراسمهای اول مه، صف کارگران و مردم از صف عوامل رژيم و جريانات وابسطه به رژيم جدا بوده است. حکومت اسلامی هر سال با اعلام ميتينگ و مراسم به اسم خانه کارگر و شوراهای اسلامی می کوشد، کارگران را به اين نوع مراسمها کشانده و با طرح مطالبات و يا انتقادات آبکی خطر جدی و نقد راديکال کارگران را مهار کند. اينها امسال هم تلاش ميکنند سر کارگران را شيره ماليده و به خانه بفرستد. حضور عوامل دوم خرداد به کمک خانه کارگرشان در اين مراسمها برای رژيم نعمتی بوده است تا کارگران را آرام کرده و مانع گسترش مبارزاتشان شوند. امسال بايد با اين حربه حکومت فعالانه و آگاهانه مقابله کرد. کارگران مراسمهای مستقل برگزار ميکنند و از حداقل دستمزد مورد نظر خودشان دفاع خواهند کرد. امسال بايد تلاش کرد که حداقل دستمزد را در مراسمهای اول مه به تصويب رساند. در کنار اين مطالبه و همزمان بايد استخدامهای موقت را ممنوع اعلام کرد. هر کارگری که قرار داد کاريش موقت اعلام ميشود بايد جرم محسوب شود و کارفرما اجازه چنين کاری را نداشته باشد.تضمين اجرای اين مطالبات و ديگر خواستهای کارگران و مردم تحت ستم تنها متشکل شدن و متشکل ماندن است. بنا بر اين حق آزاد

به استقبال اول مه روز جهانی کارگر برويم

روز جهانی کارگر در راه است. اول مه روز همبستگی و اتحاد طبقه کارگر در مقابل سرمايه داران و دولتهايشان، روزی تاريخی و جهانی و از دستاوردهای بشر متمدن و جنبش سوسياليستی است. اين روز در تاريخ بشر جايگاه خاصی دارد. اول مه ياد آور جنبش راديکال و طبقاتی کارگران عليه استثمارگران است.

در اين روز ميليونها نفر در سراسر دنيا به خيابان آمده و عليه ظلم و ستم، عليه استثمار و فقر، عليه نابرابری و تحقير انسانها، صدای انسانيت مترقی و متمدن، صدای اعتراض کارگران را به گوش جهانيان می رسانند. در ايران طبقه کارگر و مردم آزاديخواه امسال در شرايط خاصی به استقبال روز جهانی کارگر ميروند. با شناخت دقيق از اين شرايط و ويژگيها ميتوانيم اول مه امسال را به نقطه عطفی در مبارزات خود عليه رژيم اسلامی و سرمايه داران تبديل کنيم.

ويژگيهای شرايط فعلی در ايران! ما در ايران در شرايطی به استقبال اول مه روز جهانی کارگر ميرويم که ٨ مارس روز جهانی زن را با موفقيت پشت سر گذاشتيم. در شرايطی به استقبال روز جهانی کارگر ميرويم که در چهارشنبه سوری و مراسم های سال نو، مردم يکبار ديگر قدرت ميليونی خود و انزجارشان از حکومت را به عيان نشان دادند. رژيم اسلامی در ضعيف ترين دوران حياتش بسر ميبرد. احتمال کم کردن شر حکومت از سر جامعه، در سال آتی، به يک اميد همگانی تبديل شده است. همگان از امکان تغييرات اساسی در جامعه در يکسال آينده حرف ميزنند. اين بيانگر يک تناسب قوای ديگر و يک روحيه تعرضی است که ميتواند جنبش چپ و کمونيسم کارگری را تمام قد به جامعه معرفی کند و در راس مبارزات مردم قرار دهد و تثبيت نمايد. رژيم اسلامی هم از خارج و هم از داخل به شدت تحت فشار قرار دارد. مبارزات مردم و بويژه کارگران از ١٦ آذر تا کنون يک سير صعودی با شدت بالايی را طی کرده است. گستردگی و راديکال شدن اين مبارزات جريانات راست جامعه را سراسيمه کرده است. طرح رفراندمشان متولد نشده، شکست خورد و عملاً جبهه راست را تکه پاره کرد.

٨ مارس امسال نشان داد هژمونی چپ در جامعه چنان گسترش يافته است که حتی جريانات راست پروغرب و دوم خرداديهای شکست خورده و ناسيوناليسم کرد هم نتوانستند از کنار آن رد شوند. اينها قبلاً اسمی از اين روز به زبان نمی آوردند. اما امسال همگی "مدافع" حقوق زن شدند.

ما اين را نشانه قدرت چپ در جامعه ميدانيم. جامعه به چپ چرخيده است و راست ناچار شده است از آزادی و حقوق زن حرف بزند. اگر قبلاً روز فاطمه و کشف حجاب رضا شاهی و انقلاب سفيد را در مقابل روز جهانی زن علم کرده بودند، امسال کسی از فاطمه و اعياد مذهبی و فرح و انقلاب سفيدش اسمی نبرد. همه تلاشهای چندين ساله اين صف يکجا دود شد وبه هوا رفت.

اول مه امسال يک ميدان و عرصه ديگر است که چپ جامعه هژمونی خود را بايد چنان با قدرت و وسعت نشان دهد که اين جريانات ضد انقلابی بيش از پيش حاشيه ای و منزوی شوند. جنبش ما در کردستان در عين حال در مقابل ناسيوناليسم کرد و برای حاشيه ای کردن اين جنبش بايد هشياری بيشتری از خود نشان دهد.

اول مه در کردستان، به کدام مسائل بايد توجه کرد؟

کردستان در چند ماه اخير تحولات جديی و مهمی را پشت سر گذاشت. اعتصاب کارگران نساجی و عقب راندن رژيم و تجارب و درسهای آموزنده آن، پوزه حکومت را بخاک ماليد و فضای راديکال و چپ را در کردستان بيش از پيش تقويت کرد. هشت مارس امسال در کردستان يک واقعه مهم ديگر بود که توجه ها را در ابعاد هزاران نفره يکبار ديگر به حضور و قدرت چپ در اين جامعه جلب کرد.

اخباری که از کردستان مخابره ميشود کمتر نشانی از تحرک جريانات و جنبش ناسيوناليستی دارد. اينها در نوروز تلاشهای کردند اما فضای چپ جامعه به آنها مجال ابراز وجود جديی نداد.

اکنون در فضای سياسی کردستان نه خبری از سالروز حکومت عشاير فئودالهای کرد مثل قاضی محمد هست نه کسی از عشايری مثل سمکو (اسماعيل آقای شکاک) ياد ميکند و نه حتی روز پيشمرگه و مناسک ناسيوناليستی را جدی ميگيرد. اينها همگی نشانه برتری جنبش مدرن، امروزی و سوسياليستی است که مناسک عشايری و کهنه جنبش ناسيوناليستی را حاشيه ای کرده است. اين تحولات به يمن برتری نقش جنبش کارگری و کمونيستی در کردستان ايجاد شده است. امروز ديگر کسی نميتواند تجربه سياسی و فرهنگی و اجتماعی و بويژه تجربه مبارزاتی مردم را به کردستان عراق و تاريخ ناسيوناليسم کرد و قاضی محمد و ديگر جريانات عقب مانده مرتبط کند. اين تجارب مستقيم به جنبش کارگری و سوسياليستی در ايران و فراتر از آن به تجارب مدرن جهانی ربط پيدا کرده است. مردم کردستان بخشی از اين دهکده جهانی است که روبه جلو دارد. مردم پيشقراولان خود را در صف مدرنترين و انسانيترين جريانات پيدا کرده اند. يک کارگر و يا جوان کرد نميتواند در تجارب پيشمرگايتی و سردسته عشاير و فئوال و سرمايه دار کرد تجربه ای به نفع خود و جامعه اش پيدا کند. و به همين دليل طبيعی است که اين جريانات جايگاه خاصی در جوامع مدرن و جنبشهای مدرن پيدا نکنند. جريانات ناسيوناليستی اساساً عليه اين تجارب و جنبشهای برابری طلبانه و مدرن فعاليت ميکنند. برای جريانات ناسيوناليستی تجربه طالبانی و بارزانی در کردستان عراق مهم است و تلاش ميکنند از آن درس بگيرند. برای کارگر و مردم مدرن کردستان هم تجارب انسان مترقی، تجارب کارگران صنعت نفت، تجارب "کارگر نفت ما رهبر سر سخت ما" و شوراهای دوران قيام در تهران و.... و بالاخره تجارب کمون پاريس و انقلاب اکتبر، آن دستاوردهای است که از آن درس ميگيرد، می آموزد و تاريخ خود را به اين جنبشها وصل ميکند. امروز هم جنبشهای اعتراضی در کردستان افت و خيزش مستقيم به جنبش آزاديخواهی در سطح سراسری ايران مرتبط است.

در ٨ مارس امسال عليرغم فشارهای رژيم اسلامی، دستگيريها و تهديدها و محدوديتهای متعدد و مستقيم عوامل رژيم مراسمها و جنب و جوش جامعه در ٨ مارس ابعاد وسيع و راديکالی پيدا کرد. کل جامعه متوجه شد که اين روز مهم است و بايد کاری کرد. تجارب هشت مارس امسال در کردستان البته احتياج به يک بررسی دقيقتر دارد. همين جا بايد گفت برای جلوگيری از هر نوع دسيسه ای در اول مه بايد به برخی نکات اساسی توجه کرد.

هشت مارس امسال در کردستان، فعالين و جنبش چپ تنها با محدوديت عوامل مستقيم رژيم روبرو نبودند. محدوديتهای غير مستقيم جريانات ناسيوناليستی از هر رنگش که در رقابتشان با همديگر و عليه چپ جامعه موانع تازه ای آفريدند که همه فعالين بايد در رابطه با روز جهانی کارگر با هشياری بيشتری با آن توجه کنند. اين جريانات تلاش کردند بی خطر بودن خود را برای رژيم توضيح دهند. اين جريانات تلاش کردند که با کنار آمدن با بخشهای از رژيم و عوامل آن، هماهنگی خود را با اهداف رژيم گوشزد کنند. با عجز و لابه و قبول حضور و سخنرانی عوامل رژيم تلاش کردند پای دست اندرکاران رژيم اسلامی را به اين نوع مراسمها کشانده و قباحت اين نوع کنار آمدنها را بشکنند. و در اين راستا موانع و مشکلاتی برای جنبش ما و فعالين چپ ايجاد کردند. برای اول مه روز جهانی کارگر هم بدون شک صف رنگارنگ ناسيوناليسم کرد تلاش ميکنند برای فعالين کارگری و چپ مانع تراشی کنند. تلاش ميکنند باز هم پای عوامل رژيم را به اين مراسمها بکشانند. فعالين کارگری و کمونيست بايد تلاش کنند مستقل از دولت و خانه کارگر به خيابانها بيايند. روز جهانی کارگر روز مارش عمومی کارگران و مردم آزاديخواه عليه سرمايه داران و جمهوری اسلامی است. امسال بايد با قدرت و وسعت بيشتری به ميدان آمد. اول مه امسال ميتواند نقطه آغاز و تحول کيفی در رشد و بيان انقلاب کارگری در ايران باشد.

برگزاری مراسمهای مستقل، يک پرنسيپ مهم جنبش کارگری

در ايران و در همه مراسمهای اول مه، صف کارگران و مردم از صف عوامل رژيم و جريانات وابسطه به رژيم جدا بوده است. حکومت اسلامی هر سال با اعلام ميتينگ و مراسم به اسم خانه کارگر و شوراهای اسلامی می کوشد، کارگران را به اين نوع مراسمها کشانده و با طرح مطالبات و يا انتقادات آبکی خطر جدی و نقد راديکال کارگران را مهار کند. اينها امسال هم تلاش ميکنند سر کارگران را شيره ماليده و به خانه بفرستد. حضور عوامل دوم خرداد به کمک خانه کارگرشان در اين مراسمها برای رژيم نعمتی بوده است تا کارگران را آرام کرده و مانع گسترش مبارزاتشان شوند. امسال بايد با اين حربه حکومت فعالانه و آگاهانه مقابله کرد. کارگران مراسمهای مستقل برگزار ميکنند و از حداقل دستمزد مورد نظر خودشان دفاع خواهند کرد. امسال بايد تلاش کرد که ٤٥٠ هزار تومان حداقل دستمزد را در مراسمهای اول مه به تصويب رساند. در کنار اين مطالبه و همزمان بايد استخدامهای موقت را ممنوع اعلام کرد. هر کارگری که قرار داد کاريش موقت اعلام ميشود بايد جرم محسوب شود و کارفرما اجازه چنين کاری را نداشته باشد.تضمين اجرای اين مطالبات و ديگر خواستهای کارگران و مردم تحت ستم تنها متشکل شدن و متشکل ماندن است. بنا بر اين حق آزادی تشکل يکی از مطالبات مهم اول مه ميباشد. اين سه مطالبه مهم امسال در جنبش اول مه بايد سر لوحه پلاکاتها و شعارهای کارگران باشد: ١- تعيين حداقل دستمزد کارگران نبايد از ٤٥٠ هزار تومان کمتر باشد. ٢- قراردادهای موقت ممنوع بايد گردد ٣- حق آزادی اعتصاب و تشکل حق بدون قيدو شرط شهروندان است. مراسمهای گسترده، وسيع و توده ای و مستقل بايد به دولت و عوامل جنايتکار آن و همچنين به جريانات راست جامعه نشان دهد که چپ و جنبش کارگری در کردستان قوی است و حرف آخر را ميزند. کمونيستها و فعالين چپ و کارگری بايد با افشای جريانات ضد کارگری امثال خانه کارگر و شوراهای اسلامی هژمونی چپ و راديکاليسم را يک بار ديگر در کردستان به همگان نشان دهند. در کردستان بايد با خوش رقصی های جريانات ناسيوناليست مقابله و افشا کرد. بايد تلاش کرد مراسمهای مستقل و خيابانی برپا کرد. بايد تلاش کنيم اول مه امسال با قدرت و وسعت در جامعه برگزار شود. از همين حالا بايد دست بکار شد و جمعهای برگزاری اول مه را سازمان داد.

کارگران، مردم آزاديخواه!حکومت اسلامی نفسهای آخر خود را ميکشد. کارگران بايد در اول مه امسال مهر سرنگونی و پايان کار حکومت اسلامی سرمايه را بر پيکر جامعه بزنند. حکومت اسلامی بايد برود و بر ويرانه ها آن يک حکومت انسانی، سکولار، مدرن و متمدن، يک حکومت سوسياليستی بر سر کار آيد که يکی از مهمترين اقدامات آن لغو استثمار و پايان دادن به بردگی مزدی است. به استقبال اول مه برويم و روز لغو بردگی مزدی را نزديکتر کنيم.

ی تشکل يکی از مطالبات مهم اول مه ميباش

به استقبال اول مه روز جهانی کارگر برويم

 

روز جهانی کارگر در راه است. اول مه روز همبستگی و اتحاد طبقه کارگر در مقابل سرمايه داران و دولتهايشان، روزی تاريخی و جهانی و از دستاوردهای بشر متمدن و جنبش سوسياليستی است. اين روز در تاريخ بشر جايگاه خاصی دارد. اول مه ياد آور جنبش راديکال و طبقاتی کارگران عليه استثمارگران است.

در اين روز ميليونها نفر در سراسر دنيا به خيابان آمده و عليه ظلم و ستم، عليه استثمار و فقر، عليه نابرابری و تحقير انسانها، صدای انسانيت مترقی و متمدن، صدای اعتراض کارگران را به گوش جهانيان می رسانند. در ايران طبقه کارگر و مردم آزاديخواه امسال در شرايط خاصی به استقبال روز جهانی کارگر ميروند. با شناخت دقيق از اين شرايط و ويژگيها ميتوانيم اول مه امسال را به نقطه عطفی در مبارزات خود عليه رژيم اسلامی و سرمايه داران تبديل کنيم.

ويژگيهای شرايط فعلی در ايران! ما در ايران در شرايطی به استقبال اول مه روز جهانی کارگر ميرويم که ٨ مارس روز جهانی زن را با موفقيت پشت سر گذاشتيم. در شرايطی به استقبال روز جهانی کارگر ميرويم که در چهارشنبه سوری و مراسم های سال نو، مردم يکبار ديگر قدرت ميليونی خود و انزجارشان از حکومت را به عيان نشان دادند. رژيم اسلامی در ضعيف ترين دوران حياتش بسر ميبرد. احتمال کم کردن شر حکومت از سر جامعه، در سال آتی، به يک اميد همگانی تبديل شده است. همگان از امکان تغييرات اساسی در جامعه در يکسال آينده حرف ميزنند. اين بيانگر يک تناسب قوای ديگر و يک روحيه تعرضی است که ميتواند جنبش چپ و کمونيسم کارگری را تمام قد به جامعه معرفی کند و در راس مبارزات مردم قرار دهد و تثبيت نمايد. رژيم اسلامی هم از خارج و هم از داخل به شدت تحت فشار قرار دارد. مبارزات مردم و بويژه کارگران از ١٦ آذر تا کنون يک سير صعودی با شدت بالايی را طی کرده است. گستردگی و راديکال شدن اين مبارزات جريانات راست جامعه را سراسيمه کرده است. طرح رفراندمشان متولد نشده، شکست خورد و عملاً جبهه راست را تکه پاره کرد.

٨ مارس امسال نشان داد هژمونی چپ در جامعه چنان گسترش يافته است که حتی جريانات راست پروغرب و دوم خرداديهای شکست خورده و ناسيوناليسم کرد هم نتوانستند از کنار آن رد شوند. اينها قبلاً اسمی از اين روز به زبان نمی آوردند. اما امسال همگی "مدافع" حقوق زن شدند.

ما اين را نشانه قدرت چپ در جامعه ميدانيم. جامعه به چپ چرخيده است و راست ناچار شده است از آزادی و حقوق زن حرف بزند. اگر قبلاً روز فاطمه و کشف حجاب رضا شاهی و انقلاب سفيد را در مقابل روز جهانی زن علم کرده بودند، امسال کسی از فاطمه و اعياد مذهبی و فرح و انقلاب سفيدش اسمی نبرد. همه تلاشهای چندين ساله اين صف يکجا دود شد وبه هوا رفت.

اول مه امسال يک ميدان و عرصه ديگر است که چپ جامعه هژمونی خود را بايد چنان با قدرت و وسعت نشان دهد که اين جريانات ضد انقلابی بيش از پيش حاشيه ای و منزوی شوند. جنبش ما در کردستان در عين حال در مقابل ناسيوناليسم کرد و برای حاشيه ای کردن اين جنبش بايد هشياری بيشتری از خود نشان دهد.

اول مه در کردستان، به کدام مسائل بايد توجه کرد؟

کردستان در چند ماه اخير تحولات جديی و مهمی را پشت سر گذاشت. اعتصاب کارگران نساجی و عقب راندن رژيم و تجارب و درسهای آموزنده آن، پوزه حکومت را بخاک ماليد و فضای راديکال و چپ را در کردستان بيش از پيش تقويت کرد. هشت مارس امسال در کردستان يک واقعه مهم ديگر بود که توجه ها را در ابعاد هزاران نفره يکبار ديگر به حضور و قدرت چپ در اين جامعه جلب کرد.

اخباری که از کردستان مخابره ميشود کمتر نشانی از تحرک جريانات و جنبش ناسيوناليستی دارد. اينها در نوروز تلاشهای کردند اما فضای چپ جامعه به آنها مجال ابراز وجود جديی نداد.

اکنون در فضای سياسی کردستان نه خبری از سالروز حکومت عشاير فئودالهای کرد مثل قاضی محمد هست نه کسی از عشايری مثل سمکو (اسماعيل آقای شکاک) ياد ميکند و نه حتی روز پيشمرگه و مناسک ناسيوناليستی را جدی ميگيرد. اينها همگی نشانه برتری جنبش مدرن، امروزی و سوسياليستی است که مناسک عشايری و کهنه جنبش ناسيوناليستی را حاشيه ای کرده است. اين تحولات به يمن برتری نقش جنبش کارگری و کمونيستی در کردستان ايجاد شده است. امروز ديگر کسی نميتواند تجربه سياسی و فرهنگی و اجتماعی و بويژه تجربه مبارزاتی مردم را به کردستان عراق و تاريخ ناسيوناليسم کرد و قاضی محمد و ديگر جريانات عقب مانده مرتبط کند. اين تجارب مستقيم به جنبش کارگری و سوسياليستی در ايران و فراتر از آن به تجارب مدرن جهانی ربط پيدا کرده است. مردم کردستان بخشی از اين دهکده جهانی است که روبه جلو دارد. مردم پيشقراولان خود را در صف مدرنترين و انسانيترين جريانات پيدا کرده اند. يک کارگر و يا جوان کرد نميتواند در تجارب پيشمرگايتی و سردسته عشاير و فئوال و سرمايه دار کرد تجربه ای به نفع خود و جامعه اش پيدا کند. و به همين دليل طبيعی است که اين جريانات جايگاه خاصی در جوامع مدرن و جنبشهای مدرن پيدا نکنند. جريانات ناسيوناليستی اساساً عليه اين تجارب و جنبشهای برابری طلبانه و مدرن فعاليت ميکنند. برای جريانات ناسيوناليستی تجربه طالبانی و بارزانی در کردستان عراق مهم است و تلاش ميکنند از آن درس بگيرند. برای کارگر و مردم مدرن کردستان هم تجارب انسان مترقی، تجارب کارگران صنعت نفت، تجارب "کارگر نفت ما رهبر سر سخت ما" و شوراهای دوران قيام در تهران و.... و بالاخره تجارب کمون پاريس و انقلاب اکتبر، آن دستاوردهای است که از آن درس ميگيرد، می آموزد و تاريخ خود را به اين جنبشها وصل ميکند. امروز هم جنبشهای اعتراضی در کردستان افت و خيزش مستقيم به جنبش آزاديخواهی در سطح سراسری ايران مرتبط است.

در ٨ مارس امسال عليرغم فشارهای رژيم اسلامی، دستگيريها و تهديدها و محدوديتهای متعدد و مستقيم عوامل رژيم مراسمها و جنب و جوش جامعه در ٨ مارس ابعاد وسيع و راديکالی پيدا کرد. کل جامعه متوجه شد که اين روز مهم است و بايد کاری کرد. تجارب هشت مارس امسال در کردستان البته احتياج به يک بررسی دقيقتر دارد. همين جا بايد گفت برای جلوگيری از هر نوع دسيسه ای در اول مه بايد به برخی نکات اساسی توجه کرد.

هشت مارس امسال در کردستان، فعالين و جنبش چپ تنها با محدوديت عوامل مستقيم رژيم روبرو نبودند. محدوديتهای غير مستقيم جريانات ناسيوناليستی از هر رنگش که در رقابتشان با همديگر و عليه چپ جامعه موانع تازه ای آفريدند که همه فعالين بايد در رابطه با روز جهانی کارگر با هشياری بيشتری با آن توجه کنند. اين جريانات تلاش کردند بی خطر بودن خود را برای رژيم توضيح دهند. اين جريانات تلاش کردند که با کنار آمدن با بخشهای از رژيم و عوامل آن، هماهنگی خود را با اهداف رژيم گوشزد کنند. با عجز و لابه و قبول حضور و سخنرانی عوامل رژيم تلاش کردند پای دست اندرکاران رژيم اسلامی را به اين نوع مراسمها کشانده و قباحت اين نوع کنار آمدنها را بشکنند. و در اين راستا موانع و مشکلاتی برای جنبش ما و فعالين چپ ايجاد کردند. برای اول مه روز جهانی کارگر هم بدون شک صف رنگارنگ ناسيوناليسم کرد تلاش ميکنند برای فعالين کارگری و چپ مانع تراشی کنند. تلاش ميکنند باز هم پای عوامل رژيم را به اين مراسمها بکشانند. فعالين کارگری و کمونيست بايد تلاش کنند مستقل از دولت و خانه کارگر به خيابانها بيايند. روز جهانی کارگر روز مارش عمومی کارگران و مردم آزاديخواه عليه سرمايه داران و جمهوری اسلامی است. امسال بايد با قدرت و وسعت بيشتری به ميدان آمد. اول مه امسال ميتواند نقطه آغاز و تحول کيفی در رشد و بيان انقلاب کارگری در ايران باشد.

برگزاری مراسمهای مستقل، يک پرنسيپ مهم جنبش کارگری

در ايران و در همه مراسمهای اول مه، صف کارگران و مردم از صف عوامل رژيم و جريانات وابسطه به رژيم جدا بوده است. حکومت اسلامی هر سال با اعلام ميتينگ و مراسم به اسم خانه کارگر و شوراهای اسلامی می کوشد، کارگران را به اين نوع مراسمها کشانده و با طرح مطالبات و يا انتقادات آبکی خطر جدی و نقد راديکال کارگران را مهار کند. اينها امسال هم تلاش ميکنند سر کارگران را شيره ماليده و به خانه بفرستد. حضور عوامل دوم خرداد به کمک خانه کارگرشان در اين مراسمها برای رژيم نعمتی بوده است تا کارگران را آرام کرده و مانع گسترش مبارزاتشان شوند. امسال بايد با اين حربه حکومت فعالانه و آگاهانه مقابله کرد. کارگران مراسمهای مستقل برگزار ميکنند و از حداقل دستمزد مورد نظر خودشان دفاع خواهند کرد. امسال بايد تلاش کرد که ٤٥٠ هزار تومان حداقل دستمزد را در مراسمهای اول مه به تصويب رساند. در کنار اين مطالبه و همزمان بايد استخدامهای موقت را ممنوع اعلام کرد. هر کارگری که قرار داد کاريش موقت اعلام ميشود بايد جرم محسوب شود و کارفرما اجازه چنين کاری را نداشته باشد.تضمين اجرای اين مطالبات و ديگر خواستهای کارگران و مردم تحت ستم تنها متشکل شدن و متشکل ماندن است. بنا بر اين حق آزادی تشکل يکی از مطالبات مهم اول مه ميباشد. اين سه مطالبه مهم امسال در جنبش اول مه بايد سر لوحه پلاکاتها و شعارهای کارگران باشد: ١- تعيين حداقل دستمزد کارگران نبايد از ٤٥٠ هزار تومان کمتر باشد. ٢- قراردادهای موقت ممنوع بايد گردد ٣- حق آزادی اعتصاب و تشکل حق بدون قيدو شرط شهروندان است. مراسمهای گسترده، وسيع و توده ای و مستقل بايد به دولت و عوامل جنايتکار آن و همچنين به جريانات راست جامعه نشان دهد که چپ و جنبش کارگری در کردستان قوی است و حرف آخر را ميزند. کمونيستها و فعالين چپ و کارگری بايد با افشای جريانات ضد کارگری امثال خانه کارگر و شوراهای اسلامی هژمونی چپ و راديکاليسم را يک بار ديگر در کردستان به همگان نشان دهند. در کردستان بايد با خوش رقصی های جريانات ناسيوناليست مقابله و افشا کرد. بايد تلاش کرد مراسمهای مستقل و خيابانی برپا کرد. بايد تلاش کنيم اول مه امسال با قدرت و وسعت در جامعه برگزار شود. از همين حالا بايد دست بکار شد و جمعهای برگزاری اول مه را سازمان داد.

کارگران، مردم آزاديخواه!حکومت اسلامی نفسهای آخر خود را ميکشد. کارگران بايد در اول مه امسال مهر سرنگونی و پايان کار حکومت اسلامی سرمايه را بر پيکر جامعه بزنند. حکومت اسلامی بايد برود و بر ويرانه ها آن يک حکومت انسانی، سکولار، مدرن و متمدن، يک حکومت سوسياليستی بر سر کار آيد که يکی از مهمترين اقدامات آن لغو استثمار و پايان دادن به بردگی مزدی است. به استقبال اول مه برويم و روز لغو بردگی مزدی را نزديکتر کنيم.

 تعيين حداقل دستمزد کارگران نبايد از ٤٥٠ هزار تومان کمتر باشد.  قراردادهای موقت ممنوع بايد گردد  حق آزادی اعتصاب و تشکل حق بدون قيدو شرط شهروندان است. مراسمهای گسترده، وسيع و توده ای و مستقل بايد به دولت و عوامل جنايتکار آن و همچنين به جريانات راست جامعه نشان دهد که چپ و جنبش کارگری قوی است و حرف آخر را ميزند. کمونيستها و فعالين چپ و کارگری بايد با افشای جريانات ضد کارگری امثال خانه کارگر و شوراهای اسلامی هژمونی چپ و راديکاليسم را يک بار ديگر به همگان نشان دهند. در کردستان بايد با خوش رقصی های جريانات ناسيوناليست مقابله و افشا کرد. بايد تلاش کرد مراسمهای مستقل و خيابانی برپا کرد. بايد تلاش کنيم اول مه امسال با قدرت و وسعت در جامعه برگزار شود. از همين حالا بايد دست بکار شد و جمعهای برگزاری اول مه را سازمان داد.

کارگران، مردم آزاديخواه!حکومت اسلامی نفسهای آخر خود را ميکشد. کارگران بايد در اول مه امسال مهر سرنگونی و پايان کار حکومت اسلامی سرمايه را بر پيکر جامعه بزنند. حکومت اسلامی بايد برود و بر ويرانه ها آن يک حکومت انسانی، سکولار، مدرن و متمدن، يک حکومت سوسياليستی بر سر کار آيد که يکی از مهمترين اقدامات آن لغو استثمار و پايان دادن به بردگی مزدی است. به استقبال اول مه برويم و روز لغو بردگی مزدی را نزديکتر کنيم

سعيد ولدبيگی ۰۳/۰۴/۲۰۰۷

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • سعید ولدبیگی:جوانان روی خط
  • جنبش بازگرداندن اختيار به انسان و حرکت بر روی ريل راديکاليسم چپ
  • به استقبال اول مه روز جهانی کارگر برويم
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com