به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  مقالات: در مورد مجلس موسسان

در مورد مجلس موسسان

(پاسخ به سوالات شما)

۱- «مجلس موسسان» چيست و در چه زمانی تشکيل می شود؟

در زمانيکه پيشروان کارگری و پيشگامان انقلابی در تشتت و تشدد تشکيلاتی و نظری به سر می برند؛ در زمانيکه بورژوازی و وابستگانشان نيز قادر نيستند پس از سرنگونی شدن حکومت فعلی، قدرت سياسی را در دست خود بگيرند و عملا خلای ژرفی در جامعه بوجود آمده، برپايی «مجلس موسسان» از سوی سوسياليستهای انقلابی در دستور کار قرار می گيرد.
«مجلس موسسان»، مجلسی است دموکراتيک و قانون گذار که بر اساس اراده ی مردم تشکيل شده و بوسيله ی شوراهای مسلح کارگران، سربازان، دهقانان و اقشار مختلف مردم حمايت و پشتيبانی می شود. در «مجلس موسسان» بايد اکثريت در دست نمايندگان کارگران و زحمتکشان باشد و نه در دست يک مشت سرمايه دار يا حاميانشان که هر زمانی که خواستند قوانينی را به نفع خود وضع يا رد کنند.

«مجلس موسسان» با طرح قوانينی در مورد الغای بی چون و چرای مالکيت خصوصی  در صنايع پايه ايی گامهای تعيين کننده را در جهت تکامل جامعه به مرحله جديد سلب مالکيت از سرمايه داران و تقويت شوراها به مثابه ارگانهای اجرائی بر می دارد. اين مجلس در حقيقت بايد اکثريت تلاش خود را در خدمت ساختن يک نظام شورايی قرار دهد.
«مجلس موسسان» مجلسی است که بايد پاسخگوئی تمام مطالبات دموکراتيک مردم نظير مساله ملی، مساله زنان، آزادی تجمع، بيان و قلم و غيره باشد و به بهانه های مختلف نبايد از طرح اين مسائل که بصورت لاينحلی در نظام سرمايه داری ايران در آمده، شانه خالی کند.

سوسياليستهای انقلابی شعار «مجلس موسسان» را بعنوان يک تاکتيک مقطعی در برنامه خود قرار داده و هرگز آن را بعنوان يک شعار اصلی و استراتژيک مطرح نمی کنند. چراکه طرح دائمی بودن يک مجلس مثلا در دوره ايی که شوراها قدرت سياسی را در دست گرفته اند سبب می شود که اين مجلس ماهيت اصلی خود را از دست داده و نهايتا تبديل به يک نهاد حرافی و بوروکراتيک که عملا لانه ايی برای رشد ضد انقلاب است، گردد.

۲- آيا تفاوتی بين عملکرد «مجلس موسسان» و مجلس بورژوايی وجود دارد؟
از ديد سوسياليستهای انقلابی، «مجلس موسسان» نبايد به مانند مجلس بورژوايی باشد که يک سری نماينده در آن بصورت آمر و حافظ منافع طبقات حاکم در جامعه عمل کنند بلکه اين مجلس بصورت نهادی گذارست که در هر لحظه ای بايد در مقابل طبقه کارگر و زحمتکشان ( بطور اخص) و اقشار مردم ( به طور اعم) پاسخگو باشد. اين مجلس بايد قوانينی را در جهت حفاظت و پشتيبانی از نهادهای خود انگيخته توده ايی که پس از فرو پاشی رژيم سرمايه داری در جامعه بوجود می آيد، وضع و از هر گونه سرکوب اين نهادهای جلوگيری کند. در حالی که مجلس  بورژوايی از بدو شکل گيری خود تمام تلاش خود را در  وضع قوانين سرکوبگرانه به کار می گيرد.
«مجلس موسسان» پلاتفرمی است که در آن تمامی نمايندگان سوسياليستها، پيشروان کارگری، کمونيستها و زحمتکشان به افشای عملکرد سازمانها بورژوازيی دست زده و ماهيت واقعی آنان را نشان می دهند؛ در حاليکه مجلس بورژوايی محل تجمع يک عده بوروکرات دولتی است که هدفشان توجيه شرايط موجود و تسکين جو ملتهب جامعه با تصويب يک سری لايحه و قوانين الوان می باشد.
«مجلس موسسان» بايد در حقيقت با تصويب منشور کارگران و زحمتکشان ، علاوه بر پايان بخشيدن به عمر خود، زمينه لازم را برای کسب قدرت به دست شوراها فراهم سازد. در حاليکه مجلس بورژوايی شکل دائمی از تجمع آمران و نمايندگان طبقات حاکم است که با تصويب قوانينی وجود حکومت و دولت بورژوايی را تضمين   می کند.
۳- آيا شعار «مجلس موسسان»، در تضاد با شعار حاکميت شورايی است؟
اين مساله بستگی به ترکيب و ساختار «مجلس موسسان» دارد. مثلا اگر مجلس موسسان به عنوان يک مجلس قانوگذاری که هيچ ارگان فرمانده ی ديگری را در بالای سر خود ندارد، و حل و فصل مطالبات طبقات فرو دست جامعه را در نظر دارد در نظر گرفته شود، می تواند به عنوان ابزاری در خدمت سازماندهی و استحکام شوراها عمل نمايد. به گفته ی ديگر صف بندی طبقاتی ی درون «مجلس موسسان» صرفا جمع جبری يک سری بورژوا بوروکرات نباشد که تسلط کامل بر مصوبات و اجرای قوانين را در انحصار خود گرفته باشند.
وجود «مجلس موسسان» برای مدت معينی می تواند زمان لازم برای خود-سازماندهی شوراها، در ابعاد وسيعی ( شهری- استانی- کشوری) را فراهم سازد و گامهای اوليه در جهت مشارکت شورايی در تمام احاد جامعه راجامه عمل پوشاند.
۴- چطور می توان تصور کرد که پس از سرنگونی رژيم، خلا قدرت بوجود بيايد و کشورهای امپرياليستی صبورانه منتظر تشکيل مجلسی به نام «موسسان» شوند و هيچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهند؟
علی رغم اينکه قدرتهای امپرياليستی در هنگام شروع انقلاب در هر کشوری سعی می کنند از طريق کمک به وابستگان خود و بورژوازی مسير انقلاب را منحرف کرده و منافع درازمدت خود را تقويت کنند، ولی بايد در نظر داشت بسياری از تحولات در اين کشورها از حيطه ی دخالت قدرتهای امپرياليستی برای مدت کوتاهی خارج    می شود؛ چراکه شور و حضور ميليونی مردم در صحنه و پشتيبانی آنان از سير تحولاتی که خودشان را در آن سهم می دانند، هر قدرتی را از تعارض مستقيم باز می دارد. در چنين بزنگاه تاريخی اگر طبقه کارگر دارای حزب پيشاهنگ خود نباشد و شوراهای کارگری نتوانند در کسب قدرت نقش بازی کنند، طرح شعار مجلس موسسان و بر پای  آن بسيار حائز اهميت است. بايد توجه داشت موقعيتهای ويژه و حساس در تاريخ در زمانهای بسيار کوتاهی رخ می دهد در نتيجه نيرو پيشگام و انقلابی علاوه بر آمادگی بايد به بهترين نحوه ممکن از موقعيتها به نفع تداوم انقلاب و استقرار دموکراسی شورايی بهره گيرد.

۵- آيا شعار بر پايی مجلس موسسان يک شعار راست و به معنی مماشات با بورژوازی نيست؟
نخير. بايد در نظر داشت که مجلس موسسان به عنوان شعار اصلی سوسياليستهای انقلابی مطرح نمی شود بلکه شعار اصلی سوسياليستهای انقلابی برپايی نظام شورايی است. اما همانطور که پيشتر عنوان شد در صورتی که طبقه کارگر فاقد تشکل يا حزب نافذ و پيشتاز خود (نه احزاب و سازمانهای کاغذی خارج کشور) باشد، تکليف چيست؟ در اينجا دو عمل می توان پی گرفت؛ يا بايد مبارزه را تعطيل کرد و به خانه رفت و ميدان را برای بورژوايی خالی گذاشت؛يا به طرح شعار مجلس موسسانی پرداخت که بعنوان ارگان قانونگذار، هيچ نهادی را در بالای سر خود قبول نکرده و بوسيله ی دسته های مسلح مردمی حمايت می شود.
بدون ترديد اگر بورژوازی اين  نوع «مجلس موسسان» را بپذيرد، محيط مناسب را برای افشای ماهيت خودش فراهم نموده  و اگر نپذيرد کمونيستها، سوسياليستها، پيشروان کارگری و ساير انقلابيون می توانند از اين مساله به عنوان دست آويزی برای افشای ماهيت بورژوازی استفاده کنند، بدون اينکه وارد هيچ گونه ساختار دروغينی که بورژوازی در آن برتری تام و تمام را دارد، شوند.
شوربختانه در جنبش کمونيستی ايران ما با جرياناتی (نظير فدائيان اقليت) روبرو هستيم که همه چيز را سفيد و سياه می بينند و از همين ديدگاه طرح شعار «مجلس موسسان» را به هر طريقی  مردود می دانند. اين جريانات از آنجايی که قيم ماب و فرقه گرا بوده و گروه بندی خود را به جای ايجاد رابطه ارگانيگ با طبقه کارگر بر اساس سنت های سازمانی خود بنيان گذاشته اند، نمی توانند به مقولات در مقابل شان برخورد مناسبی کنند. آنها اعتقادشان بر اين است که به مثابه گروههای پولادين قادر هستند در خلا سياسی بوجود آمده در جامعه، قدرت ابتکار را از بورژوازی گرفته و خود قدرت سياسی را بدست گيرند؛ اين گروهها که عموما از مقلدين و حاميان اردوگاه شوروی سابق بوده اند، ( بخوانيد استالينيست) علی رغم ژستهای چپی که به خود می گيرند با طرح شعار انقلاب دو مرحله ايی ( بوژوا دموکراتيک)، در صف نيروهای راست جامعه قرارمی گيرند.

آيا طرح همين شعارهای عقب افتاده نبود که سبب شد در اوايل انقلاب ايران، جريانات استالينيست قسمتی از روحانيت را مبارز خوانده و با ايجاد توهم در جامعه، زمان لازم را برای بورژوازی در جهت قبضه کردن قدرت فراهم آورند. طرح شعار انقلاب دو مرحله ايی بسيار راست تر از شعار مجلس موسسانی است که هدف اصلی خود را بر روی عقيم کردن قدرت بورژوازی و فراهم کردن زمان لازم برای کسب قدرت توسط شوراهای کارگری ، گذاشته است. استالينيستهای وطنی، دقيقا تمثيل اين بيت هستند که: چپ آواز افکند و از راست شد.
۶- آيا وجود «مجلس موسسان» به عنوان نهادی برای تجمع اقشار مختلف اجتماعی، در زمانی که قدرت در دست نظام شورايی است، ضرورت دارد؟ ماهيت شوراها چيست؟ آيا می شود همه ی اقشار مردم را در درون شوراها سازمان داد؟
زمانيکه کنترل جامعه در دست شوراها قرار گرفت، وجود «مجلس موسسان» به مثابه عالی ترين نوع مجلس بورژوايی ضرورت خود را از دست می دهد. در حقيقت کسانی که لزوم وجود «مجلس موسسان» را به مثابه يک پروسه دائمی در نظام شورايی پيش می کشند، عالی ترين شکل دموکراسی، يعنی دموکراسی شورايی را در مقابل دموکراسی بورژوايی قرار داده و زمينه لازم را برای اصطکاک های غير ضروری بين نهادهای خودگرانی اجرائی ( شوراها) و نهاد های حرافی بی مسئوليت باز می کنند.
در نظام شورايی، شوراها به مثابه ارگانهای خود سازمانيافته، گذرا و خودگران برون آمده از درون انقلاب، جانشين اشکال کهن حکومتی می شوند.آنها حکومت نمی کنند بلکه تصميمات، مقاصد، و خواسته های گروههای کار را بصورت شبکه هايی مرتبط با هم، به يکديگر منتقل می سازند. در حقيقت تصميمات زمانی در شوراها به اجرا گذاشته می شود که توده ها شرکت کننده، آنها را بيان واقعی اراده ی عمل خودشان به حساب آورند.
زمانيکه ما از نظام شورايی صحبت می کنيم صرفا بر اين باور نيستيم که شوراها فقط و فقط کارگران صنعتی را در درون خود متشکل می کند بلکه منظورمان خود-سازماندهی تمام طبقات و اقشار ذينفع اجتماعی که در توليد همگانی ( مولد يا غير مولد) شرکت دارند.
شوراها علاوه بر تنظيم امر توليد و توزيع، ميدان های گسترده ايی از فعاليتهای اجتماعی، فرهنگی، علمی، و ... را در بر می گيرند.دموکراسی شورايی از طريق برابری حقوق تمام کسانی که در کار شرکت دارند تامين       می شود و به کسانی که در کار اجتماعی شرکت نمی کنند ( سرمايه داران) حق اظهار نظر و تصميم گيری داده نمی شود. در دموکراسی شورايی آنان که کار می کنند، تصميم می گيرند و آنانی که مشترکا تصميم می گيرند نتايج تصميمات خود را به مورد اجرا می گذارند. در چنين حالتی توليد کنندگان در عين حال مصرف کنندگانی هستند که اقتصاد و سياست را در هم می آميزند، و مابين تنظيم مقررات عمومی و کار عملی توليدی وحدت بوجود می آورند. در نتيجه آنگونه از دموکراسی سياسی ( يا پارلمانی) که حافظ منافع طبقات بالا دست  است با خالی کردن ميدان، منقرض می شود.
رنوا راسخ
 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • مفهوم حزب پيشتاز انقلابی
  • در مورد مجلس موسسان
  • مفهوم اپوزيسيون سوسياليستی
  • چشم انداز جنبش دانشجوئی
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com