پس لرزه های پايانی نظم نوين جهانی

شاخ به شاخ شدن ايران وامريکا بر بن بست آوارهای ناشی ازشکست"نظم نوين جهانی" منجربه يک بحران بسيارخطرناک برای جامعه بشری می شود.
گردن کشی غول نظامی امريکا برای استيلای قدرت برمنطقه استراتژيکی خاورميانه پس ازفروپاشی بلوک شرق درقالب نظم نوين جهانی سرعت شتابانی بخود گرفت، تهديدات وبمباران تبليغاتی سرسام آوری برای شکل دادن به افکار عمومی ومهندسی جنگ آغاز گرديد افغانستان وعراق به بهانه تروريسم و سلاح کشتارجمعی ابتدا آماج بمباران تبليغاتی ومحاصره اقتصادی قرارگرفتند،سپس افغانستان اشغال نظامی شد،متعاقباعراق به کام جنگ وقتل عام مردم کشيده شد،تهاجم نظامی از هوا وزمين بنيادهای زندگی اين دوکشوررا به نابودی کشاند،تمام غرب وقطبهای اقتصادی وسياسی دنيا سياهی لشکروعقبه نيروهای نظامی امريکا برای تهاجم واشغال اين دوکشور شدند، سردمداران نظم نوين ازنظر تبليغاتی ،مهندسی افکارعمومی واستفاده ازتکنولوژی نظامی بعنوان قدرت بلامنازع ومقبول قطبهای کوچک وبزرگ دنيا شناخته شدند، رسانه های امپرياليستی وژورناليستهای نوکر،خبرتغييرنقشه خاورميانه را به دنيا مخابره کردند واز پروژه آزادی عراق بعنوان ارمغانی برای مردم ديگرکشورها ی منطقه آيه ی رستگاری آفريدند،عوام الناس تشنه قدرت را به سر سفره دمکراسی فراخواندند، ازسران عشاير تا احزاب ملی،مذهبی وفرقه های کوچک وبزرگ را به کاسه ليسی کاخ سفيد مشايعت کردند. چپ وراست اسقاطی تا سپاه بدرخمينی هم دربرابر دايناسور کاخ سفيد سر فرودآوردند،آيات حکيم والدعوه به دعاگويی ورجزخوانی پرداختند تا بی نصيب ازخوان به يغما برده حاکمان ماقبل خويش نشوند، ضد امپرياليستهای ديروزی سگ زنجيری يانکی های امپرياليسم ازآب درآمدند، زندگی وخانه وکاشانه مردم زير آوارجنگ و رم بازی احزاب اسلامی متصل به خدا و مناديان دروغين آزادی عراق ودمکراسی افغانستان، به جهنم تبديل شد،بيمارستان ومدرسه به سنگر آدم کشها تبديل شد کودک و زن ومرد زير آوار جنگ مدفون شدند.آمريکا و اسلاميون شريک کشتار وتباهی وتحميل اين سياهی وتيره روزی برمردم افغانستان وعراق هستند . بازيگران اين سناريوی سياه بشدت مورد نفرت اکثريت مردم دنيا هستند.
اشغال عراق و افغانستان بخشی از نقشه استراتژيکی امريکا برای استيلای نظم نوين جهانی بود بيش از يک ونيم دهه ازتاريخ مصرف نسخه نظم نوين جهانی ميگذرد دنيا دست خوش بسياری تحولات اقتصادی وسياسی شده است، قدرت های اقتصادی وسياسی مثل چين و روسيه و اتحاديه اروپا پا به عرصه رقابت گذاشته اند کشمکش سياسی واقتصادی درجريان است، جمهوری اسلامی خيال امپراتوری بزرگ اسلامی درمنطقه خاورميانه را در سرمی پروراند، منازعات در خاورميانه به اوج خود رسيده است،امريکا درجنگ عراق دست وپا می زند . برون رفت ازاين وضعيت سردمداران کاخ سفيد را به سمت آفريدن بحران های خطرناک در منطقه تشويق می کند غول سرگردان برای خلاصی از بحران دست وپا می زند زورش را برای نبرد آخر به سوی هدف سوق می دهد، جمهوری اسلامی در اين ضرب وچنگ سياسی ونظامی نقش ايفا می کند و باج ميگيرد موازنه سياسی منطقه بسيارنامتعادل است ايران امريکا را ضعيف تراز گذشته ارزيابی می کند وبا سماجت اصراربه دسترسی انرژی اتمی دارد وازمواضع سياسی خود عقب نمی نشيند امريکا وغرب تا هم ا کنون دربرابر ايران کم آورده اند درزمين عراق، جمهوری اسلامی دست بالای جنگ را دارد جنگ عراق روز بروز پيچيده تر می شود ايران نقش حرفه ای تری از امريکا دراين جنگ بازی کرده است توده ها ی مردم عراق بيشتر از گذشته به گروههای اسلامی و شورشی پيوسته اند ايران درشکل گيری دولت عراق از طريق احزاب شيعه دخالت کرده ودربازی قدرت از بالا تا پايين جامعه عراق شريک است امريکا درزمين اين جنگ بازنده است.
امريکا وهم پيمانانش دربيابان جنگ بيشترازگذشته مرعوب و غافلگير می شوند درزمين بازی نيروهای جمهوری اسلامی وشورشيها ی عراقی دست شان انداخته اند هزينه دزديدن وربودن سربازان انگليسی وامريکايی برای تروريستها و نيروهای سپاه پاسداران" ارزان تراز تهيه کانتينری ازکالاهای بنجل چينی است"!
شورشيان وتروريستها "دام تارعنکبوتی" را بر جغرافيای جنگی عراق بافته اند و طعمه های خويش را براحتی شکار می کنند مرزهای اين دام تارعنکبوتی به سيم خاردارهای مرزی جمهوری اسلامی ، سوريه وديگر همسايه های مرزی عراق متصل است.
فضای تشنج درخاورميانه ملتهب تراز آن است که با نشستن بر ميز مذاکره و معامله مهار شود اين وضعيت متشنج حاصل عروج وخروج نظم نوين جهانی ونظامی گری امريکا دريکی دو دهه اخير است. گذر از اينکه استراتژی های سياسی نظامی بانيان نظم نوين جهانی تا چه حدی به اهداف خود نزديک يا ازآن دور شده است،خلق بحران برای بحران به نفع چه کسانی است واينکه آيا قطب بندی های درحال شکل گيری سياسی واقتصادی دنيا، استراتژی نظامی گری امريکا را با چه بحرانی روبرو کرده است،چرا امروز جمهوری اسلامی به اتفاق تروريسم اسلامی برمنبر قدرت می لولد، آيا ماشين جنگی امريکا درگل نشسته است يا پيش فنگ و پس فنگ وبخط کردن نيروهای اعزامی به خاورميانه و خليج فارس به کجا می رود؟ اينها سرنخ کد رمز کشف نشده عمليات های جنگ آتی است که سايه شومش برزندگی ميليونها انسان درمنطقه وجهان سنگينی می کند. نبايد فراموش کرد که اين گرداب مخوف سرچشمه ای دارد و درنهايت برون رفتش به جايی ختم می شود که بردامنش جاريست.
وقايع و پديده های جديد وعوامل دخيل درمنازعات امروزی منطقه خاورميانه ودنيا تابعی از نسخه نظم نوين امريکا بعد از جنگ سرد است. ضرب وچنگ برسر يکه تازی امريکا و تقسيم قدرت در منطقه وجهان، پيچيده ترو فراترازمحاسبات تا کنونی تحليل گران جنگ خاورميانه است.
اوراق نسخه های کلان نظم نوين جهانی برای منطقه خاورميانه هنوز منسوخ نشده است، نقشه خاورميانه جديد هنوز زير بغل استراتژيستهای کاخ سفيد حمل می شود و صبر وطاقت را ازدولت مردان عاجز وناتوان امريکا گرفته است. فراخوان گروهها وشخصيتهای مفلوک ومزدور برای موسسه "انترپريتر" کماکان دردستور کارسازمان سياه قراردارد.
در دامن اين بحران ها وناتوانی ها ودرنتيجه پس لرزهای پايانی نظم نوين جهانی،درخلا ونبود يک الترناتيو قدرتمند برای تقابل با هجوم غول امپرياليستی به زندگی وهستی مردم منطقه ودنيا ، اسلاميها عروج کرده اند ودست بالا يی را در همه منازعات سياسی ونظامی پيدا کرده اند،
جمهوری اسلامی کبکش خروس می خواند و فکر می کند ظالمش رو به زوال است به همين خاطر امروز مدعی است که زمينش برشاخ گاو سوار نيست تا برخود بلزرد! جمهوری اسلامی سياست زير پای دشمن را خالی کردن، آنهم درزمين ديگران ، بعنوان يک استراتژی جنگی مهلک وکم هزينه درپيش گرفته است و برزمين خود با لجاجت چسپيده است.
شاخ به شاخ شدن آمريکا وجمهوری اسلامی درجغرافيای سياسی ايران به آستانه خطر رسيده است، جنگی غير مستقيم درخارج از اين جغرافيا يعنی در عراق درميان است.
سياستمداران جنگی امريکا تاکتيهای خود را برای ارزيابی برون رفت از جنگ فرسايشی درعراق مشق می کنند، يکی از فاکتورهای بسيار مهم برای امريکاييها سياست جنگی سوق دادن ايران برميز مزاکره و معامله است تا نيروهای خود را از حالت تدافعی به حالت تهاجمی درآورند. درهرصورت سياست کلان امريکا زدن تو شاخ ايران و رام کردن جمهوری اسلامی است. اتفاقات ورويدادها می تواند اين شاخ به شاخ شدن را به تعويق اندازد ولی هيچ تاثيری دراصل ماجرا ندارد. امريکاييها در محاسبات جنگی خود کم آورده اند ولی عقب نمی نشينند. تمثال قهرمان جنگ بردوطرف اين سکه حک شده است. نه شکست وگرفتاری نيروهای امريکايی در باتلاق جنگ عراق به تهديدات جنگی عليه ايران خاتمه ميدهد نه شکست تروريسم اسلامی و استيلای نظامی امريکا ، درهر حالت منافع کلان ترودارزمدت تری درميان است که شعله های اين جنگ را به زمين ايران می کشد.
امريکا برمدارجنگ با ايران بازی ميکند،جمهوری اسلامی منفعتش درهمين جنگ است، دوام وبقايش را هشت سال جنگ ايران وعراق ضمانت کرد، استراتژيستهای سياسی امنيتی دانشگاه امام سجاد وابسته به سپاه پاسداران جنگ را راز بقای حکومت اسلامی ميدانندوشمشير دوسررا ازغلاف کشيده اند که ازحکومت اسلامی دفاع کنند.عقلانيت سياسی مدرسان واستراتژيستهاحکومت اسلامی اقتضا ميکند که برای بقای خود بازندگی وهستی جامعه ايران بازی کنند.
جنگ جنگ است هوايی يا زمينی هيچ فرقی به حال مردم نمی کند، ارمغان جنگ کشتار، قهقرا ، ويرانی وفلاکت است.
برای مردم ايران برای قربانيان امروز وفردای اين جنگ وگريز راهی غيراز مقابله و سنگر بستن دربرابر طرفين اين جنگ وجود ندارد . نيروهای مترقی و مدافع بشريت متمدن بايد از هم اکنون راهکارهای مقابله ودفاع از زندگی مردم را درستور کار خود قراردهند.رهبری وسازماندهی برای مبارزه ودفاع اززندگی مردم دروضعيت جنگی به عهده احزاب وسازمانهای مترقی،به عهده کمونيستها ست.
آزاد زمانی
۵ فروردين ۱۳۸۶