دستگيری محمود صالحی و اول ماه مه

حسن رحمان پناه
روز دوشنبه ۲۰/۱/۸۶ مأمورين جمهوری اسلامی در محل کار محمود صالحی سخنگوی کميته هماهنگی برای ايجاد تشکل کارگری و فعال شناخته شده جنبش کارگری کردستان و ايران حاضر شده و به بهانه درخواست ديدار دادستان سقز و فرماندار اين شهر جهت صحبت با ايشان در مورد مراسم اول ماه مه روز جهانی کارگر، محمود را به دادستانی سقز ميبرند. دادستان فريبکار جمهوری اسلامی بعد از حضور محمود در دادستانی، حکم زندان را در مقابل او گذاشته و خواستار امضای حکم توسط محمود ميشود. در اين حکم محمود به يک سال زندان تعزيری و سه سال زندان تعليقی محکوم ميشود. محمود صالحی ضمن اعتراض به بردنش به دادستانی و غير قانونی بودن اين رفتار از امضای حکم خودداری ميکند. ايشان متذکر ميشود که وکيل مدافع دارد و حکم بايستی علنی به وکيلش ابلاغ و بعداً به اطلاع او می رسيد.
دادستان سقز بيشرمانه در همانجا حکم بازداشت محمود صالحی را به ايشان اعلام و بدون اطلاع خانواده و بستگان و دوستان محمود او را با چند دستگاه ماشين اطلاعاتی و مسلح به محل نامعلوم که بعداً مشخص شد زندان سنندج است، اعزام ميکنند.
اين شيوه رفتار مسئولين و مأمورين قضايی و اجرايی جمهوری اسلامی در شهر سقز با يک فعال کارگری در اين شهر، از سويی ناشی از ترس و وحشت آنها از ايشان و از سوی ديگر دال بر بی ارزش بودن قانون در جمهوری اسلامی و زير پا گذاشتن آن به راحتی توسِط نهادهای قدرت است.
دادستان و مقامات اجرايی رژيم در شهرستان سقز حتی اجازه ندادند که محمود مسئوليت دو نهاد کارگری در اين شهر را که برعهده دارد به همکارانش واگذار کند. اجازه ندادند با همسر و فرزندان و پدر سالمندش ديدار و خداحافظی و وسايل شخصی اش را همراه ببرد. اجازه ندادند دارو و نيازمنديهای پزشکی اش را که حياتش به آن بستگی دارد همراه داشته باشد. محمود صالحی در وضعيت جسمی بسيار خطرناکی بسر می برد. ايشان کليه چپش را بطور کلی از دست داده و کليه راستش با ۱۰ درصد فعال است و پزشکان مدام ايشان را تحت نظر داشته و در انتظار و نوبت دياليز کليه است.
ترس سران رژيم اسلامی با اين همه قدرت نظامی و تسليحاتی و جنگ افروزی با غرب و جهان خارج، از به خطر افتادن امنيت شان توسط محمود صالحی و جنبش کارگری، ناشی از وحشت اين رژيم از اين جنبش و رهبران آن ميباشد .
يک روز بعد از دستگيری محمود، معلوم شد در زندان سنندج و بقول مسئولين مربوطه در دادستانی، در قرنطينه بسر می برد. تا بعدازظهر روز سه شنبه ۲۱ فروردين اجازه نداده اند به بند عمومی منتقل شود.همچنين اجازه ملاقات به دوستان و همکارانش از شهر سنندج که در جلو زندان اجتماع کرده بودند و خانواده اش از شهر سقزکه درخواست ديدار کرده بودند و قصد رفتن به سنندج داشتند، نداده اند.
محمود صالحی و شش تن از يارانش به اتهام شرکت در مراسم اول ماه مه ۸۳ سقز که هرگز برگزار نشد، دستگير و ۱۲ روز در زندان سنندج مورد اذيت و آزار مأمورين اسلامی قرار گرفتند. آنها بعداز بازداشت، مراسم نا تمام اول ماه مه را در زندان سقز برگزار کردند. بعد از انتقال به زندان سنندج، در اعتراض به بازداشت خود دست به اعتصاب غذا زدند. بعد از پخش خبر دستگيری فعالين کارگری در شهر سقز جنبش حمايتی بی نظيری از آنها در داخل و خارج کشور شکل گرفت و دهها و صدها نهاد و تشکل کارگری و انساندوست به حمايت از آنها برخاست. اعتراضات گسترده در داخل و خارج سران رژيم راناچار کرد آنها را با قرار وثيقه سنگين آزاد کند.
رژيم اسلامی چون از فقر و بی امکاناتی مادی دستگير شدگان اطلاع داشت تصور ميکرد قادر به تأمين قرار وثيقه نيستند، تصميم گرفتند با قرار وثيقه سنگين آنها را از زندان آزاد کنند. با پخش خبر درخواست جمهوری اسلامی از وثيقه برای آزادی دستگير شدگان مردم زيادی اموال و داراييهای خود را در گرو آزادی فعالين دستگير شده گذاشتند و نشان دادند که محبوبيت و نفوذ اجتماعی فعالين کارگری که بزرگترين سرمايه انسانی هر شخص مبارز و معترض است بسيار بيشتر از آن ميياشد که سرکوبگران جمهوری اسلامی تصور ميکنند.
اول ماه مه ۸۳ که محمود صالحی و رفقايش بخاطر آن دستگير شدند به سرآغاز حرکتی تحرک بخش در جنبش کارگری ايران تبديل شد که خطوط اصلی آن عبارتند از:
۱_ جنبش کارگری ايران برای اولين بار در آن سطح با فعالين و چهرهای مشخص و شناخته شده در ابعاد جهانی وبين المللی مطرح و مورد حمايت و پشتيباتی گسترده اتحاديه ها و نهادهای کارگری و چپ وانسان دوست قرار گرفت. حمايتی که نهايتاً با اعلام ۱۵ فوريه بعنوان روز حمايت بين المللی از جنبش کارگری ايران توسط سازمان جهانی کار منجر شد. اين حرکت و حمايت از آن، ترک بزرگی در ديوار استبداد ايران ايجاد کرد که تا کنون روز به روز عميقتر شده است.
۲_ حرکت اول ماه مه ۸۳ سقز و رويدادهای متعاقب آن تحرک تازه ای در فعالين کارگری داخل و خارج کشور ايجاد و خون تازه ای در رگهای اين فعالين به گردش در آمد. در خارج کشور جمع ها وکميته های متعددی برای حمايت از کارگران دستگير شده ايجاد و تفاهم و همدلی بيشتری بين فعالين کارگری ايجاد شد.
از سوی ديگر بحث سازمانها و احزاب سياسی در عرصه همکاری عملی حول و حوش جنبش کارگری به بحث ملموس و عينی تر تبديل شد و کار مشترک در دفاع عملی از جنبش طبقاتی کارگران در داخل کشور و مبارزات جاری روزانه زمينه همکاريهای بيشتری را فراهم ساخت . و اگر امکانی برای همکاری و پيشروی در حال و آينده وجود داشته باشد( که دارد) تنها حول مسائل جنبش طبقاتی و مبارزاتی در داخل کشور ميتواند راه گشای بسياری از گره کورهای تا کنونی باشد.
۳_ بعد از رويداد سقز جنبش اعتراضی و مطالباتی کارگران در داخل کشور حول ايجاد تشکل مستقل کارگری چند گام به جلوتر هدايت شد. ايجاد نهادهای کارگری از قبيل کميته همانگی برای ايجاد تشکل کارگری، کميته پيگيری برای ايجاد تشکل کارگری، کميته دفاع از کارگران بيکار، اعلام فعاليت مجدد سنديکای کارگری شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و رويدادهای متعاقب آن که خود رويداد ويژه ای در جنبش کارگری ايران بود، کميته حمايت از دستگير شدگان سقز، اتحاد کميته های کارگری و سرانجام شورای همکاری ايجاد تشکل کارگری.
رويداد اول ماه مه سقز در سال ۸۳ کلاً جنبش کارگری را در شرايط مساعدتری برای مبارزه و مقابله با تعرضات سرمايه داران و رژيم حامی آنان و ايجاد تشکل کارگری قرار داده که سنگ بنای هر حرکت و تعرض کارگری خواهد بود.
اکنون و بی ترديد دستگيری محمود صالحی و احضار مجدد جلال حسينی به دادسرای سقز و احتمال دستگيری ايشان و محسن حکيمی، بار ديگر تحرک و جنبش تازه ای در داخل و خارج کشور عليه جمهوری اسلامی و سياستهای ضد کارگری آن ايجاد خواهد کرد.
محمود صالحی به خاطر کوشش برای برگزاری اول ماه مه سقز در سال ۸۳ دستگير، شکنجه و چند بار به دادگاه اعزام و مجدداً محاکمه و سرانجام روز دوشنبه ۹ اوريل ۲۰۰۷ بازداشت و زندانی شد. اول ماه مه ۸۳ سقز برگزار نشد و شايد جمهوری اسلامی زياد آن مراسم را هم مد نظر نداشته باشد. اما اکنون جمهوری اسلامی از مراسمهای باشکوه اول ماه مه امسال وحشت دارد.
سال گذشته جمهوری اسلامی قبل از برگزاری ۱۶ آذر روز دانشجو تعدادی از فعالين دانشجويی را دستگير و مورد ضرب و شتم قرار داد تا مانع برگزاری اين روز شوند. چند روز قبل از ۸ مارس تعدادی از فعالين جنبش زنان را دستگير و زندانی کردند و مجوز قانونی به هيچ مراسم مستقلی ندادند تا ۸ مارس برگزاز نشود.
اکنون که چند روز به اول ماه مه روز جهانی کارگر باقی مانده، محمود صالحی سخنگوی کميته هماهنگی و زبان حال جنبش راديکال و انقلابی کارگران ايران را دستگير کردند تا اول ماه مه امسال برگزار نشود.
اما جنبش ما، حداقل از سه سال گذشته (۸۳) تا کنون، در موقعيت به مراتب مساعدتر و متحدانه تری برای مقابله و رودرويی با جمهوری اسلامی در عرصه بين المللی و داخلی قرار دارد و ميتواند اين تعرض ضد انسانی جمهوری اسلامی را با اتحاد و همبستگی طبقاتی قدرتمندتری جواب دهد.
محمود صالحی اکنون تنها سخنگوی کميته هماهنگی برای ايجاد تشکل کارگری و يا فعال شورای همکاری تشکل های کارگری و يا تنها چهره محبوب در ميان مردم سقز و کردستان و عضو چند تشکل کارگری نيست، بلکه محمود زبان راديکال و جسور طبقه کارگر ايران و همه انسانهای معترض و سرکوب شده در ايران تحت حاکميت رژيم اسلامی است. دستگيری و زندانی کردن محمود، دستگيری و زندانی کردن کل طبقه کارگر ايران است.
محمود صالحی چهره ای شناخته شده در جنبش کارگری ايران و کردستان و جهان است. سيمای معترض و فداکار و بی تاب برای رهايی کارگران و مردم تحت ستم است. دولت اسلامی و صاحبان سرمايه از او بيزار و وحشت دارند. اما کارگران و مردم آزاديخواه همچون مردمک چشم خود او را دوست دارند و زحماتش را ارج می نهند. ضديت و حمايت از محمود صالحی به ابعاد دو طبقه متخاصم کارگر و سرمايه دار در ابعاد داخلی و فراکشوری مطرح است.
جنبش ما، جنبش طبقه کارگر، جنبش عظيم و جهانی است. محمود صالحی فعال معترض کارگريست که جهانی می انديشد و برای رهايی طبقه کارگر جهان فعاليت ميکند، اما در پراتيک روزانه در کردستان و ايران مبارزه ميکند. محمود صالحی بخش زيادی از زندگی خود را در زندان و بازداشت و شکنجه گذارنده است. زندگی او مملو از فداکاری برای طبقه کارگر است. طبقه کارگر و بشريت آزاديخواه نبايد فرزندان جسور خود را در رودرويی با سرمايه تنها بگذارند.
وضع جسمی محمود در شرايط خطرناکی است. همه ما بايد اين خطر را دريابيم. برای آزادی محمود صالحی يک رشته اقدامات متحدانه ضروری است. در کشورهای مختلف در مقابل سفارتخانه های جمهوری اسلامی بايد اعتراض ، تحصن و تظاهرات کرد. سازمان جهانی کار، اتحاديه های آزاد کارگری و تشکل های چپ و کارگری و انساندوست را بايد از وخيم بودن جدی وضعيت جسمی محمود صالحی و احتمال هرگونه توطئه عليه جان او در زندان اگاه و هشدار داد.
تشکل ها و نهادهای کارگری و فعالين در داخل کشور، جدا از اطلاعيه و نوشتن مطالب و سخنرانی ميتوانند در مورد اعلام روزی يا ساعتی بعنوان اعتراض دسته جمعی و هماهنگ در اعتراض به زندان محمود صالحی با هم بحث و تبادل نظر و چاره انديشی کنند. فعالين داخل و خارج کشور ميتوانند در تماس و همکاری فشرده با هم راهکارهای متحدانه و انقلابی را جهت لغو زندان محمود صالحی و احتمال زندانی کردن ديگر فعالين کارگری را در پيش بگيرند.
محمود صالحی به جرم برگزاری مراسم اول ماه مه ۸۳ و دو هفته قبل از برگزاری مراسم اول ماه مه ۸۶ در زادگاهش بازداشت و زندانی شد.
اکنون نام محمود صالحی با اول ماه، روز کارگر عجين شده است. اين افتخار بزرگی برای محمود و خانواده اش ،همرزمانش و همفکرانش است.
جمهوری اسلامی در وحشت از برگزاری اول ماه مه امسال محمود صالحی را زندانی کرد.
کوشش برای برگزاری اول ماه مه باشکوه و متحدانه، تحريم مراسمهای دولتی، برگزاری مراسم های مستقل کارگری با طرح خواست و مطالبات کارگری از جمله آزادی فوری و بدون قيد شرط محمود صالحی جواب محکمی به سران ضد کارگر جمهوری اسلامی و قدر دانی و ادای سهم در ادامه مسير و تحقق بخشی از آرزوههای است که محمود صالحی از فرزندان راستين و پرچمداران سرافراز چنين راهی است.
۱۰ اوريل ۲۰۰۷