|
|
|||
| |
به سايت کارگران
ايران خوش آمديد |
|
|
بحث در كنگره سوم كومه له:مقدمه: متني را كه ملاحطه ميكنيد، متن پياده شده بخشی از نوار بحث منصور حكمت در كنگره سوم كومه له در ارديبهشت ١٣٦١ مصادف با اوت ١٩٨٢ است. نوار این سخنرانی در سايت منصور حكمت، كه با مسوليت رفيق خسرو داور اداره ميشود، در این آدرس قابل دسترسى است: http://hekmat.public-archive.net اين بحث به احتمال قوى راجع به بندى از قطعنامه در مورد اوضاع سياسى در آن كنگره بوده است. سعى كردم كه اين سند را پيدا كنم و حداقل بند مورد نظر اين بحث را ضميمه كنم كه متاسفانه در دسترس نبود. اگر چه حدود دو دهه و نيم از آن زمان ميگذرد ، با توجه به تقابل هاى آمريكا و ايران در اوضاع كنونى، متد اين بحث ارزشمند با قدرت كامل قابل ارجاع است. با توجه به اينكه رفيق ايرج فرزاد اديتور منتخب آثار و ضميمه يك منتخب آثار منصور حكمت است، من از ايشان خواستم كه اين متن را اديت نهايى كند. ايشان محبت كرده اين كار را انجام دادند. ضمن تشكر از رفيق ايرج بايد ياداور شوم كه با نهايت دقت تلاش كرده ام كه متن پياده شده به متن گفتارى وفادار بماند. در متن چند كلمه اى كه داخل پرانتز است جهت تسهيل در خواندن توسط رفيق ايرج آورده شده اند. مسئولیت انطباق این متن کتبی با بحث شفاهی منصور حکمت، تماما بر عهده من است. عبدالله شريفى ٣٠ آوريل ٢٠٠٧ بحث در كنگره سوم كومه له: مكان ايران در تقسيم جهان منصور حكمت اين بند ميخواهد مكان ايران در تقسيم جهان را نشان دهد. تقسيم و تجديد تقسيم جهان چيزى( اتفاقی) نيست كه ما (مثلا) حواسمان نباشد و يكهو انجام شود، و( در نتیجه) متوجه بشويم كه ايران به منطقه حيطه نفوذ شوروى تبديل شده است.اين( مکان ایران در تقسیم جهان)، كنفرانسى داشته است، كنفرانس تهران و كنفرانس بالتا وجود داشته و در نتيجه آن، اين منطقه معين تقسيم شده است. امروز ما شاهد اين هستيم كه درلهستان به شدت تحت نفوذ كليساى كاتوليك و غرب اشكالاتى پيش ميايد، من اصلا از جنبش همبستگى حرف نميزنم، فكر نميكنم كسى شك داشته باشد از اين كه لهستان دارد زير نفوذ شوروى در ميرود. ولى آيا كسى هست كه بگويد كه لهستان تحت نفوذ شوروى نيست؟ تجديد تقسيم لهستان، تجديد تقسيم آمريكاى لاتين، تجديد تقسيم ايران، اينها اموری هستند كه در پنچ بند امپرياليسم ( لنین) آمده است، كه بايد در باره اش صحبت كرد. تجديد تقسيم كشورهاى ضعيفتر بين كشورهاى امپرياليستى چيزى نيست كه ظرف سه سال با كلك هاى حزب توده و اكثريت عوض شود و ما متوجه نشويم و آب از آب تكان نخورد. اصلا ما در اين بند ميخواهيم بگوييم كه مخصوصا در مورد ايران نميتواند اين طور باشد. ايران از نظر امپرياليستها اهميت حياتى دارد، تقسيم مجدد ايران، تعلق مجدد ايران به اين يا آن اردوگاه، يك تحول سياسى و اقتصادى مهمى خواهد بود. بنابراين تمام اين بند هدفش اين است كه بگويد كه ايران جز مناطق تقسيم شده ايست كه بعد از جنگ جهانى دوم به غرب تعلق گرفته است. من فكرميكنم اين بحث نفوذ حزب توده در هيئت حاكمه رژيم نيست، اينطور نيست كه مثلا قرار داد تراکتور ايران با رومانى بسته شده و يا در رابطه با كفش با فلان كشور تحت نفوذ شوروى دارد قرارداد ميبندد، بر مقوله پايه ای تر در رابطه با اميرياليسم و مناطق نفوذ و حتى (حوزه های) نفوذ اقتصادى و سياسى سايه بيفكند. مسله بر سر اين نيست كه دولت ايران يا جناحهاى درون آن چه گرايشى ، به آمريكا يا شوروى دارند، مساله اين است كه از نظر سياسى كدام يكى از آنها(شوروى يا غرب) آزادى عمل دارند بدون اينكه آن ديگرى اعتراض شديدى بكند. شوروى در اين كشور به راحتى كودتا نخواهد كرد، ولى آمريكا دستش براى كودتا كردن بازتر است. اگر مشابه حمله طبس را شوروى در ايران كرده بود، آمريكا حركات جهانى شديدى را دنبال ميكرد. ممکن بود در اعتراض به چنيين حرکتی در کشوری که حتی ممكن بود تحت نفوذ شوروى باشد کاری انجام دهد ولى ديديم كه روسها، هر چند ممكن است در راديو چيزى گفته باشند، اما در مورد حمله طبس تقريبا بى تفاوت ازآن گذشتند. چرا؟ براى اينكه از نظر سياسى قرار شده كه فعل و انفعالات داخل ايران با نظر امپرياليسم غرب مشخص شود. اين معنيش اين نيست كه روسها سعى نميكنند آوانتاژ و امتياز بگيرند، كه حتى سعى ميكردند از رژيم شاه هم امتياز بگيرند. و يا حتى مساله را به جايى برسانند كه تجديد تقسيم جدى مطرح شود و ايران را با توجه به شيوه هاى بومى منطقه در دست خودشان بگيرند، اين ممكن است. اين بحث شد، ولى تا زمانى كه يك چنيين تخاصمى بوجود نيامده است و مساله تقسيم ايران بطور جدى مطرح نشده است، من فكر نميكنم درست باشد به اعتبار حركتهاى حزب توده و يا گفته هاى هاشمى رفسنجانى در نماز جمعه و يا صادرات و واردات ايران با بلوك شرق حرفى از تقسيم مجدد ايران زد. و بعلاوه فكر نميكنم هنوز هم صادرات و واردات ايران با بلوك شرق در قياس با بلوك غرب بيشتر باشد و يا نفوذ كا. گ. ب از نفوذ سيا در حكومت بيشتر باشد، يا عناصر طرفدار روس از عناصر طرفدار آمريكا و انگليس و فرانسه در حكومت بيشتر باشند. هنوز حتی فکر نمیکنم اینطور باشد. (فکر میکنم) حتى سازمان هاى جاسوسى و امنيتى ايران بيشتر از روسها با آمريكا و مشاورین آمريكا و متحدین آمريكا، از قديم و جديد و دست پروردهایش، بیشتر متکی باشند. ممكن است اينطور هم بشود، ايراد در اين نيست نمونه اش ر در مصر داشته ايم. در مصر يك دوره اينطور شد و دوباره رجعت كردند. ولى بحث ما در اين بند اين است كه(اولا) مساله ايران، مساله تقسيم جهانى ايران، يك كشور تقسيم شده است كه ما بايد بگويم دست آخر به كجا تعلق گرفته است. ثانيا در اين بند اتفاقا در مقابل اين بينش به نظر من صرفا تاكتيكى كه حكومت دارد ميچرخد، این را در (مقابل) خود بگذاریم كه تجديد تقسيم ايران تحول مهم تر و حياتى تری است. تجديد تقسيم ايران ميتواند ابرقدرتها و نيروهاى اردوگاه امپرياليستى را به يك رويارويى نسبى بكشاند همانطور كه در لهستان. ايران الساوادور نيست، ايران نيكارگوئه نيست. ايران به همان دلايلى كه ما اينجا چند فقره ش را ذكر كرديم، اگر بخواهد در آن روسيه و امپرياليسم شوروى مستقر شود و بخواهد از دست آمريكا درش بياورد، بايد حتما در سطح جهانى، چه در سطح ديپلماتيك چه در سطح سياسى و نظامى، تغيير و تحولات جدى بوجود بياورد . این بحث ماست و من فکر میکنم اين بحث درست است.
|
|||
|
|
|||
|
» مطالب ديگرى از همين نويسنده |
|||
|
|
|||
|
Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com |
|
||