متحدانه از حق حیات و حقوق انسانی خود دفاع کنیم
میلاد رحمانی
بر گرفته از سایت اتحاد
موج عظیم اخراج و بیکارسازی کارگران و تعویق چندین ماهه پرداخت حقوقها، مدتهاست که کارگران را در وضعیتی به شدت فلاکت بار قرار داده است. البته شرایط بسیار برده وار کار و دستمزدهای زیر خط فقر و نیز عدم امنیت شغلی را هم باید به این وضعیت اضافه کرد. کارگران به خاطر وضعیت بسیار بد اقتصادی جامعه، همواره سایه ترس اخراج و بیکاری را بر بالای سر خود دارند و این فشار و استرس دو چندانی را به زندگی انان تحمیل می کند. چه کارگرانی که دارای شغل هستند و چه انها که اخراج شده و بیکار هستند، همه گی به یک اندازه وضعیتی اسفباری دارند. البته ناگفته پیداست که با توجه به شرایط امروز جامعه و گرانیهای سرسام اور و تورم، وضعیت کارگران اخراجی و بیکار چگونه است.نگاهی به آمار اخراج و بیکارسازی کارگران در دو هفته گذشته بیاندازیم.
بیش از 12000 نفر در طول این 14 روز از کار اخراج و بیکار شده و یا برای مدت بیش از 2 تا 6 ماه است که حقوق خود را دریافت نکرده اند. بیش از نیمی از این کارگران و نیز خیل عظیم سایر کارگرانی که هرگز خبر اخراج، تعلیق و تعویق حقوقشان منتشر نمی شود، به خاطر ترس از برخورد نیروهای امنیتی و زدن انواع برچسب ها، هرگز به وضعیت خود اعتراض نمی کنند و رسیدگی به وضعیت خود را به خانه کارگر، که در کنار کارفرمایان و دولت است، می سپارند. با یک حساب سرانگشتی می توان دریافت که چه جمعیت زیادی از کارگران در طول نه یک ماه، که در طول یک سال از کار خود اخراج می شوند. جالب اینکه با این وضعیت معیشت و اخراج و بیکار سازیها وزیر رفاه اعلام می کند رقم افراد زیر خط فقر در ایران 2 میلیون نفر است! احتمالا ایشان طبقه کارگر را کلا از امار و ارقام موجود در سیستم اداری خود حذف کرده اند. آماری هم که منتشر می شود البته، فقط ان مقدار آماری است که از مجاری اداری و از زیر دست کارفرمایان خارج شده و در رسانه ها منتشر می شود. بدون شک امار بسیار زیادی از اخراج، تعویق حقوقها و تحمیل شرایط غیر انسانی کار به کارگران هرگز منتشر نمیشود.حال سوال اینجاست که ما کارگران چرا باید به چنین شرایطی تن دهیم؟ آیا تنها راه رهایی ما از این وضعیت، اعتراض متحدانه و طلب حقوق به حق خود نیست؟ آیا تعداد و قدرت ما چنان نیست که بتوانیم به این وضعیت اعتراض کنیم و خواهان شرایطی بهتر و انسانی تر شویم؟ آیا نمی توانیم یکصدا و متحد شعار " ما کار می کنیم که زندگی کنیم، زندگی نمی کنیم که کار نمی کنیم" را فریاد بزنیم؟ بدیهی است که ما کارگران در چنين وضعیتی که به ما تحمیل شده نميتوانیم احساس آسودگی کنیم، وضعيت ما طوری نيست که يک نفر يا همه ما بتواند، آنطور که شايسته انسان است، فکر و احساس و زندگی کند. بنابراين ما کارگران ناچاریم بکوشیم که از اين شرايط غیر انسانی رهايی يابیم و موقعيتی بهتر و انسانی تر برای خود بدست آوریم. ما بدون دفاع متحدانه از منافع خود، قادر به انجام اين کار نیستیم، صاحبان سرمایه با تمام نيرويی که ثروتش و قدرت دولتی در اختيار او ميگذارد از منافع خود دفاع ميکنند. از طرف دیگر به نسبتی که ما کارگران عزم به تغيير وضعیت غیر انسانی خود کنیم، به همان نسبت هم سرمایه داری مانند يک دشمن قسم خورده در مقابل مان خواهد ايستاد. تنها کافی است نگاهی به موج سرکوب کارگران در مدت اخیر انداخت: حمله وحشیانه به تجمعات اعتراضی معلمان و ضرب و شتم و بازداشت تعداد زیادی از معلمان، بازداشت و زندانی نمودن محمود صالحی از فعالین کارگری سقز، هجوم غیر انسانی به کارگران افغان و اعمال آپارتاید قومی و اخراج انها از ایران، هجوم نیروهای امنیتی به مراسمهای روز جهانی کارگر در سنندج و تهران و دستگیری فعالین کارگری شهر سنندج، صدور احکام سنگین 5 سال زندان برای منصور اصانلو و زدن اتهامات واهی به فعالین کارگری سنندج، شیث امانی و صدیق کریمی و نیز حمله به تحصنها و تجمعات اعتراضی کارگران به اخراج و پرداخت نشدن حقوقهایشان، تنها نمونه ای از این سرکوب و حمله تمام عیار سرمایه داری ایران به طبقه کارگر است.بعلاوه در این که در هر لحظه به ما کارگران اين احساس دست ميدهد که صاحبان سرمایه با ما مانند يک کالا، مانند مايملک خودشان رفتار ميکنند ذره ای شک نداریم و به همين دليل، اگر هيچ دليل ديگری هم نباشد، ما بايد در مقابل سرمایه داری که ما را برده خود کرده، متحدانه از حق حیات و حقوق انسانی خود دفاع کنیم. ما ملک خصوصی و برده هیچ کس نیستیم که هر طور دلشان خواست با ما برخورد کنند. قرار نیست سهم ما کارگران از کل سرمایه موجود در جامعه که تماما حاصل تلاش شبانه روزی ما است، فقر و فلاکت باشد. قرار نیست ما کارگران بردگانی باشیم که برای زنده ماندن، نیروی کار خود را به هر قیمتی به صاحبان سرمایه بفروشیم
ما خواهان پایان اخراج و بیکار سازی کارگران و پرداخت به موقع حقوقمان هستیم. تامین امنیت شغلی و به کار بازگرداندن کارگران اخراجی و بیکار و نیز حداقل دستمزد ماهی 600 هزار تومان خواست بر حق ما کارگران است که کارفرمایان و دولت باید به ان عمل کنند. ما خواستار به رسمیت شناختن تشکلهای مستقل کارگری و رفع محدودیت برای تشکیل انها از طرف کارفرمایان و دولت هستیم. تحقق این خواستها که بی تردید آرزوی همه ی ما کارگران است و در لحظه لحظه ی زورگویی های کارفرمایان درباره آن با همدیگر صحبت کرده ایم، در گرو اتحاد ماست. امروز که اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار تشکیل شده است، دخالتگری در سرنوشت و پیوستن به آن امر ضروری همه ما کارگران است. اتحادیه بستری مناسب برای احقاق حقوق ما کارگران است و پیوستن ما به اتحادیه، قدرت و تاثیر گذاری اتحادیه را در رسیدن تک تک ما کارگران به خواست هایمان عملی می کند. از این رو درنگ نکنیم و با پیوستن به اتحادیه و متشکل شدن در آن، به زمزمه های قلبی خود برای متحد شدن جامه ی عمل بپوشانیم و دست در دست یکدیگر، اجازه ندهیم که سرمایه داری بیش از این زندگی ما را به تباهی بکشاند و ما را برده خود نگه دارد