
bamdadpress@ownit.nu
روز دوشنبه ۱۶ مهر ماه ۱۳۸۶، پس از حضور احمدی نژاد، رييس جمهوری تيرخلاص زن حکومت اسلامی در دانشگاه تهران، اين دانشگاه بار ديگر شاهد اعتراض دانشجويان چپ و آزادی خواه به حضور او در دانشگاه بود. دانشجويان با شعار «مرگ بر ديکتاتور» به استقبال احمدی نژاد رفتند.
تمام خبرگزاری های داخلی و خارجی و شبکه های تصويری جهان، از بعد از ظهر روز دوشنبه، اخبار و فيلم هائی را درباره اعتراض به حضور پرتنش احمدی نژاد در دانشگاه تهران، پخش کرده اند. شهامت و جسارت دانشجويان آزادی خواه و معترض بر عليه احمدی نژاد در دانشگاه تهران، به حدی چشمگير بوده است که برخی از روزنامه ها و سايت های خبری حکومتی را نيز وادار به عکس العمل کردند.
امسال، احمدی نژاد در حالی وارد دانشگاه تهران شد که بحث روز کشور اعتصاب هزاران کارگران نيشکر هفت تپه، آزادی محمود صالحی و منصور اسانلو و همه زندانيان سياسی و از جمله لغو اعدام در ايران بود. سال گذشته دانشجويان معترض و حق طلب، جلسه سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه پلی تکنيک را به جلسه محاکمه وی و حکومت تبديل کردند و حتی عکس های او را در مقابل چشمانش سوزاندند. اما امسال سعی کرده بودند دانشجويان بسيجی و حتی غيردانشجو را از قبل وارد سالن سخنرانی احمدی نژاد کنند و دانشجويان و به ويژه دانشجويان شناخته شده معترض را به سالن سخنرانی راه نداده بودند. اما با اين وجود، دانشجويان معترض و آزادی خواه با شجاعت بی نظيری در بيرون سالن با شعارهای کوبنده خود احمدی نژاد را بار ديگر سراسيمه کردند.
گزارش ها حاکی از آن است که ماموران انتظامی، امنيتی، لباس شخصی و بسيجی از صبح روز دوشنبه در اطراف ورودی های دانشگاه تهران مستقر شدند و از ورود دانشجويان ديگر دانشگاه ها به دانشگاه تهران جلوگيری به عمل آوردند.
احمدی نژاد، در حالی سخنان خويش را خطاب به شرکت کنندگان آغاز کرد که عمدتا غيردانشجو و يا دانشجويان بسيجی بودند. ماموران امنيتی و لباس شخصی های اطلاعاتی و دانشجويان بسيجی سالن سخنرانی احمدی نژاد را در سپر امنيتی و حفاظتی خود گرفته بودند. وی تلاش کرد تا سرمست از «دستاورد» های خود در دانشگاه کلمبيا و آمريکا و سازمان ملل سحن بگويد. اما احمدی نژاد با شنيدن شعارهايی نطير «مرگ بر ديکتاتور» که در بيرون سالن طنين انداز شده بود و در داخل سالن می پيچيد، سراسيمه شد.
دانشجويان معترض و آزادی خواه دانشگاه تهران، از جمله شعارهايی نظير «توپ، تانک، بسيجی، ديگر اثر ندارد»، «حکومت حيا کن دانشگاه رو رها کن»، «مرگ بر ديکتاتور، مرگ بر استبداد»، «دانشجوی زندانی آزاد بايد گردد»، «شکنجه دانشجو، محکوم است محکوم است»، «حکومت زور نمی خواهيم، پليس مزدور نمی خواهيم»، «دانشجو می ميرد ذلت نمی پذيرد» و «محمود احمدی نژاد، عامل تبعيض و فساد» و... سر داده بودند.
در گزارش ها آمده است که در چندين مورد نيز ميان دانشجويان و عوامل بسيجی درگيری روی داد و ماموران امنيتی نيز به هنگام خروج احمدی نژاد از دانشگاه تهران، با استفاده از گاز اشک آور دانشجويان را متفرق کردند.
يک روز پس از آن که احمدی نژاد در دانشگاه تهران با اعتراض دانشجويان چپ و معترض مواجه شد، جمعی از به اصطلاح دانشجويان «بسيجی» و «خودی» را تحت عنوان «فعالان تشکلهای سياسی ـ فرهنگی دانشگاه ها» به بارگاه خامنه ای، رهبر حکومت اسلامی بردند تا روحيه آن ها در سرکوب جنبش دانشجويی تقويت کنند.
خامنه ای، طی سخنرانی به اين دانشجويان، با حمايت از سياست های دولت احمدی نژاد، تاکيد کرد: «حمايت از دولت به معنای مخالفت با انتقاد از آن نيست... اطلاع داشتن رهبری از همه رويدادها و جزئيات فعاليت همه دستگاه ها و وزارتخانه ها نه لازم و نه ممکن است و دليلی ندارد رهبری وارد محيط های اجرايی شود چرا که مسئوليت ها مشخص است.» بدين ترتيب، خامنه ای هم حمايت خود را از احمدی نژاد اعلام کرد و هم برای بستن دهان جناح ديگر، خودش را مافوق جناح ها معرفی نمود. اين اظهارنظر خامنه ای، قبل از هر چيز شکاف در ميان سران حکومت اسلامی را به نمايش می گذارد.
گزارش های مختلفی از اعتراض دانشجويان به احمدی نژاد، از جمله توسط گزارشگران و وبلاگ های مستقل دانشجويی منتشر شده است. در برخی از اين گزارش ها آمده است:
احمدی نژاد، وارد دانشگاه شده است اما هنوز از حضور وی در انظار عموم خبری نيست. تعداد قابل توجهی از دانشجويان دانشگاه های ديگر به خصوص دانشجويان پلی تکنيک و علامه در دانشگاه تهران به صورت متشکل و بسيار هماهنگ تر از دانشجويان دانشگاه تهران هم اکنون تجمع خود را در اعتراض به برخورد های انجام شده با دانشجويان توسط دولت آحمدی نژاد آغاز نمودند.
هم اکنون دانشجويان با سر دادن سرود يار دبستانی از دانشکده ادبيات به سمت کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران در حال حرکتند تا در اين مکان که محل سخنرانی حضور احمدی نژاد اعلام شده است به تجمع اعتراض آميز خود ادامه دهند. لحظه به لحظه به تعداد دانشجويان اضافه می شود.
بسيج به اصطلاح دانشجويی، مانع از پيشروی دانشجويان متحصن به سمت کتابخانه مرکزی شد. دانشجويان با شعار های نظير «مرگ بر ديکتاتور» و «دانشجوی زندانی آزاد بايد گردد»، هم چنان به تحصن خود ادامه می دهند.
بسيج که مانع حرکت تجمع کنندگان به سمت کتابخانه مرکزی دانشگاه شده بود تاب شعارها و متعاقبآ تريبون آزاد دانشجويان را نياورد و به آنان حمله کرد که با مقاومت دانشجويان اين هجوم وحشيانه ناکام ماند و بسيج به عقب رانده شد. تجمع پليس ضدشورش که دانشگاه را به محاصره خود در آورده بود باعث بروز درگيری ميان پليس و دانشجويان شد که حتی به ضد و خورد هم انجاميد.
در گزارش ديگری می خوانيم نيروهای امنيتی از ساعات اوليه صبح امروز در اطراف، مقابل درب ها و داخل دانشگاه تهران حضور گسترده داشته و کوچک ترين تحرکات را با دقت زير نظر داشتند. مديريت دانشگاه تهران به منظور کنترل هر چه بهتر فضای اين دانشگاه در آستانه حضور رئيس جمهور، از نيروهای حراست و انتظامات ديگر دانشگاه های تهران درخواست کمک کرده بود. نيروهای حراست و انتظامات، محمداسماعيل سلمانپور و کوروش دانشيار، دو نفر از دانشجويان اميرکبير را پيش از آغاز مراسم از دانشگاه بيرون انداختند. از صبح نيز افراد ناشناس زيادی در محوطه دانشگاه تهران قدم می زنند و داخل دانشگاه کارت دانشجويی افراد را چک می کنند.
افرادی که ظاهر بسيجی داشتند با اتوبوس به داخل دانشگاه آورده شده و مقابل کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، جايی که تالار علامه امينی، محل سخنرانی احمدی نژاد در آن قرار دارد، پياده شدند. در حالی که خبرنگاران ساعتی پيش وارد سالن محل سخنرانی شده بودند، بسيجيان از همان لحظه مقابل کتابخانه مرکزی تجمع کرده بودند.
به گزارش خبرنامه اميرکبير دانشجويان از دانشگاه های مختلف شهر تهران به منظور شرکت در جلسه سخنرانی احمدی نژاد از صبح امروز به پرديس مرکزی دانشگاه تهران مراجعه کرده بودند. در حالی که بخشی از دانشجويان موفق شدند وارد دانشگاه شوند، بخشی ديگر نيز موفق به ورود به دانشگاه نشدند. انجمن سنتی دانشگاه تهران ابتدا تجمعی را مقابل دانشکده ادبيات دانشگاه تهران ترتيب داده بود. برخی از دانشجويان حاضر در صحن دانشگاه با حضور در اين تجمع خواستار شکل گيری تجمع مقابل کتابخانه مرکزی، محل سخنرانی احمدی نژاد، شده اند که اين مسئله با مخالفت انجمن سنتی دانشگاه تهران مواجه شد. دانشجويان به صورت خودجوش از مقابل دانشکده ادبيات دانشگاه تهران به سمت کتابخانه مرکزی حرکت کرده و در آن جا تجمع کردند. دانشجويان شعار می دادند «توپ تانک بسيجی، ديگر اثر ندارد»، «حکومت حيا کن دانشگاه رو رها کن»، «دانشجوی زندانی آزاد بايد گردد»، «شکنجه دانشجو، محکوم است محکوم است»، «حکومت زور نمی خواهيم، پليس مزدور نمی خواهيم»، «دانشجو می ميرد ذلت نمی پذيرد»، «محمود احمدی نژاد، عامل تبعيض و فساد»...
تجمع ۵۰۰ نفری دانشجويان در محاصره نيروهای امنيتی و دانشجويان بسيجی قرار داشت. نيروهای امنيتی از طبقه بالای کتابخانه در حال فيلمبرداری از تجمع و درگيری دانشجويان بودند. تعداد معدودی از دانشجويان بسيجی با تجمع مقابل کتابخانه مرکزی، پلاکاردهايی در دست داشتند که روی آن ها نوشته شده بود: «مرگ بر انگليس»، «ما بيداريم» و بسيجی ها شعار می دادند «مرگ بر آمريکا». بسيجی ها همچنين با فرستادن صلوات و سينه زدن شعار «حسين حسين شعار ماست، شهادت افتخار ماست» را سر می دادند. بسيجی ها چندين بار با دانشجويان که قصد ورود به کتابخانه را داشتند به شدت درگير شدند و آن ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. در اين درگيری لباس های چند نفر از دانشجويان پاره شد و دانشجويان جراحاتی برداشتند. چند نفر از دانشجويان بعد از تجمع به بيمارستان مراجعه کردند.
در سخنرانی های تريبون آزاد که در مقابل سالن سخنرانی احمدی نژاد، برگزار گرديد از جمله گفته شد: در تابستان امسال ۲۱ نفر از جامعه دانشگاهی دستگير شدند، ۴۳ تشکل دانشجويی لغو مجوز شده است، احمدی نژاد بايد پاسخ بدهد وقتی در دانشگاه کلمبيا می گويد دانشگاه های ايران آزاد است، اين حرف را بر اساس چه مدارکی و چه دلايلی می زند. احمدی نژاد به پلی تکنيک آمد. دانشجويان پلی تکنيک اجازه ندادند حتی دوربين صدا و سيما تصاوير دلخواهش را از آن مراسم بگيرد. ما می خواهيم فقط يک نفر از اين جمعيت در سالن حضور پيدا کند و سئوالات ما را از رئيس جمهور بپرسد.
در ادامه اين برنامه، دانشجويان به سمت درب ۱۶ آذر راهپيمايی کردند و در آن جا تجمع نمودند. در پی اين حرکت نيروی انتظامی بلافاصله گارد ضدشورش را در مقابل درب دانشگاه مستقر کرد. سپس دانشجويان مطلع شدند اتومبيل حامل احمدی نژاد در حال خروج از دانشگاه است. دانشجويان به سرعت به سمت سر در اصلی دانشگاه تهران حرکت کردند. در حالی که دانشجويان مقابل سر در اصلی تجمع کرده بودند، گفته شد اتومبيل های حامل تيم همراه رئيس جمهور تغيير مسير داده و از درب ديگری از دانشگاه خارج شد. نيروی انتظامی در انتها با استفاده از اسپری فلفل و گاز اشک آور سعی کرد دانشجويان را متفرق کند.
محمود احمدی نژاد، در سخنان خود در دانشگاه تهران، در مورد برنامه هسته ای ايران گفت: «آمريکا در برابر منطق هسته ای ايران کم آورده و راهبرد آن ها ديگر خاصيتی ندارد.»
احمدی نژاد، با اشاره به سخنرانی خود در دانشگاه کلمبيا در نيويورک، ادعا کرد: «تمام اقدامات آن ها طبق برنامه ريزی قبلی بود و می خواستند مرا (از سخنرانی) منصرف کنند و اعصاب ما را خرد کنند که نتوانيم صحبت کنيم.»
اما شيوه انعکاس موضوع اعتراض دانشجويان به احمدی نژاد، در رسانه های وابسته به حکومت جالب بود. اين رسانه ها، حضور دانشجويان معترض را ناچيز ناميدند و به آن ها برچسب های دروغينی هم چون «وابسته به گروهک های ضدانقلاب»، عوامل «آمريکا و اسرائيل» و «ضدانقلاب» و غيره زدند تا بر جنايات حکومت شان و جانی بودن سران آن سرپوش بگذارند.
حسين شريعتمداری، مدير مسئول و نماينده رهبری در کيهان، چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۶ - ۱۰ اکتبر ۲۰۰۷ ، در مورد اعتراض دانشجويان نوشت: «... ۲ - صبح روز دوشنبه در جريان سخنرانی آقای دکتر احمدی نژاد در دانشگاه تهران گروهی از دانشجويان با برنامه ريزی قبلی برای اعلام مخالفت با ايشان گرد آمده بودند و در مقابل جمع کثيری از دانشجويان نيز به حمايت برخاسته بودند... ولی شماری از دانشجويان که به مخالفت آمده بودند شعارهايی بر زبان داشتند که يادآور مخالفت های کور گروهک های ضد انقلاب در سال های اوليه بعد از پيروزی انقلاب اسلامی بود... ۳- شعارهای برخی از شما عليه جمهوری اسلامی ايران که در مقابل تمامی قدرت های استکباری ايستاده است و دشمنان قسم خورده ای مثل جنايتکاران آمريکايی و اسرائيلی دارد، چه مفهومی غير از همراهی با آمريکا و اسرائيل می تواند داشته باشد؟! در خوشبينانه ترين حالت می توان اين عده را افرادی فريب خورده دانست و در شعور سياسی و اجتماعی آنان ترديد کرد ولی حالت دوم سرسپردگی مستقيم يا غيرمستقيم به صهيونيست هاست و حالت سومی قابل تصور نيست...» شايان دکر است که کيهان در گزارش روز سه شنبه خود، ادعا کرده بود که تنها يک دانشجو عليه احمدی نژاد شعار داده است.
از سوی ديگر خبرگزاری دولتی ايرنا نيز نوشت: «برنامه از قبل طراحی شده برای ايجاد تشنج در دانشگاه تهران، هم زمان با حضور رييس جمهور در اين دانشگاه ناکام ماند.»
سايت «سپهر نيوز» که حامی سرسخت احمدی نژاد است، در يادداشتی بهرغم وارد کردن اتهامات متعدد به دانشجويان، اعتراف کرده است که: «ديروز در دانشگاه تهران به کرات شعارهايی مانند «مرگ بر ديکتاتور» را می شنيديم.»
سايت اصولگرای «الف»، با اشاره به اين که «شعارهای تند عليه رئيسجمهور»، عده دانشجويانی را که به سردادن اين شعارها می پرداختند ۲۵ نفر گزارش داد.
روزنامه اعتماد ملی، نوشت: «ديروز کسی نرده های سبز اطراف دانشگاه را نديد، چون نيروهای پليس و يگان های ويژه در پياده روهای اطراف دانشگاه ايستاده بودند. آن ها به اتفاقاتی نگاه می کردند که در پشت نرده های سبز پيگيری می شد؛ جريانی که حدود ساعت ۱۰ صبح ديروز هم زمان با حضور اتوبوس های دانشجويان بسيجی آغاز شد...»
اساسا کار حکومت های ديکتاتوری و سران و رسانه های آن در مواجهه با اعتراضات توده ای و اجتماعی افکار عمومی است. نخست سعی می کنند که اعتراضات بر حق آن ها را به «تحريک بيگانگان» نسبت دهند تا سپس با منحرف کردن افکار عمومی سرکوب های خود را موجه جلوه دهند. اما به قول معروف ديگر حنای حکومت اسلامی و حسين شريعتمداری، اين شکنجه گر معروف زندان اوين در سال های اوليه انقلاب ۵۷، رنگ باخته و کسی چنين تبليغات غيرواقعی و دروغين را باور ندارد. براين اساس اعتراضات دانشجويان، زنان، کارگران و مردم آزادی خواه عليه حکومت اسلامی بر حق است و آنان تنها به نيروی طبقاتی خود باور دارند و هيچ دل خوشی هم از سياست های غيرانسانی دولت آمريکا و اسرائيل و ديگر متحدانش ندارند. حکومت اسلامی يک حکومت تروريستی و استثمارگر است که دير يا زود با قدرت توده ای از حکومت برکنار خواهد شد.
سال تحصيلی ۱۳۸۷ - ۱۳۸۶ در ايران، در حالی آغاز شد که سرکوب جنبش دانشجويی تشديد شده است. گوشه هايی از اين سرکوب ها عبارتند از:
هشت تن از دانشجويان دانشگاه اميرکبير مدتی پس از حضور محمود احمدی نژاد در اين دانشگاه، به اتهام توهين به مقدسات اسلام در نشريات دانشجويی بازداشت شدند. سه تن از آن ها، احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی بيش از پنج است که در بازداشت بسر می برند. اين دانشجويان و فعالان ديگر دانشجويی در دانشگاه اميرکبير می گويند لوگوی نشريات جعل شده است و آن ها هيچ ارتباطی با اين نشريات نداشته اند. محمد علی دادخواه، وکيل مدافع اين سه دانشجوی زندانی که تاکنون موفق به ملاقات با موکلانش نشده، گفته است: روز شنبه سی و يکم شهريور ماه در نخستين جلسه دادگاه غيرعلنی موکلانش شرکت کرده است. وی اظهار داشت:«هر سه دانشجو در دادگاه حضور داشتند و به دليل غيرعلنی بودن نمی توانم توضيحی درباره دادگاه بدهم. با اين که در دادگاه حضور پيدا کردم باز هم موفق به ملاقات با موکلانم نشدم...»
سه دانشجوی ديگر، کيوان انصاری، ابوالفضل جهاندار و سعيد درخشندی که بيش از يک سال است در زندان به سر می برند. سهيل آصفی، دانشجو و روزنامه نگار، در سلول انفرادی در شرايط نا مناسبی به سر می برد.
هدايت غزالی و صباح نصری، از دانشجويان دانشگاه تهران و از مسئولين نشريه دانشجويی «وژامه»، بيش از يک ماه است که توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده اند و در اين مدت هيچ اطلاعی از وضعيت، مکان نگهداری و دليل بازداشت آن ها در دست نيست. خانواده اين دو دانشجوی زندانی نگران فرزندان خود و تحت فشار و شکنجه قرار گرفتن آنان هستند.
در آخرين اقدام پليسی و سرکوبگرانه حراست دانشگاه، ۳۱ نفر از فعالان دانشجويی دانشگاه علامه با صدور احکامی از تحصيل محروم ماندند.
«آقای شريعتی! دانشگاه پادگان نيست، دانشگاه خانه من است.» اين نوشته پلاکاردی است که يک دانشجوی دانشگاه علامه در دست دارد. دانشگاهی که رياست آن را حجت الاسلام صدرالدين شريعتی بر عهده دارد. دانشجوی پلاکارد به دست به همراه چند نفر ديگر از دوستانش، مقابل دانشکده ادبيات و زبان های خارجی دانشگاه علامه روی زمين نشسته اند. آن ها تنها چند تن از ۳۱ دانشجوی محروم از تحصيل دانشگاه علامه هستند. دانشجويانی که نه تنها از تحصيل محرومند بلکه به دستور حراست دانشگاه «ممنوع الورود» نيز شده اند.
دانشجويان معترض دانشگاه علامه، از جمله پلاکاردهای ديگری که با خود حمل می کردند بر روی آن ها نوشته بودند: «در آزادترين کشور دنيا ما را به دانشگاه راه نمی دهند»، «ممنوع الورود بودن به دانشگاه مرگ آزادی است»، «دانشگاه خانه ماست، چرا پشت در می مانيم«، «چه کسی پاسخگوی عملکرد غيرقانونی مديريت دانشگاه است؟»، «گناه ما بيداری است»، «محکوميم به تعليق» و «ای کاش من هم دانشجوی دانشگاه کلمبيا بودم!»
اين دانشجويان حق ورود به دانشگاه و حتی حق استفاده از کتابخانه دانشگاه را ندارند. حالا آن ها تنها يک روز پس از تجمع اعتراضی صدها دانشجو که هم زمان با حضور محمود احمدی نژاد رييس جمهوری اسلامی در دانشگاه تهران صورت گرفت، در برابر دانشگاه علامه تحصن کرده اند تا آن چنان که در يکی از پلاکاردهايشان آمده، از مسئولين دانشگاه بپرسند که: «به کدامين گناه از تحصيل محروم شده اند.» پرسشی که در تجمع ۱۶ مهر دانشجويان در دانشگاه تهران نيز بارها مطرح شد.
امير حسين اعتمادی، فارغ التحصيل دانشکده فنی دانشگاه تهران ، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به رياست قاضی صلواتی به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شد. نامبرده در جريان اعتراضات دانشجويی خرداد ۸۲ توسط حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت گرديد و مدت ۵۵ روز در سلول انفرادی بسر برد.
سعيد قاسمی نژاد، دانشجوی دانشگاه تهران به اتهام تحريک به اغتشاش و اقدام عليه امنيت ملی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به رياست قاضی صلواتی به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شد. نامبرده در جريان اعتراضات دانشجويی خرداد ۸۲ به مدت ۲۰ روز بازداشت گرديد.
ميثم گلستانی، عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، به علت شرکت در تجمع روز دانشجو در دادگاه به يک سال حبس تعليقی محکوم شد.
امين بزرگيان، دانشجوی سابق دانشگاه تهران، به اتهام اقدام عليه امنيت کشور، هياهو و جنجال برای برهم زدن نظم و سنگ پرانی به ماموران نيروی انتظامی با شکايت مدعی العموم در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد.
۴۶ دانشجوی دانشگاه آزاد شهر ری، به اتهام عدم رعايت شئونات دانشجويی و عدم رعايت پوشش مناسب در کميته انضباطی اين دانشگاه محکوم شدند. تنها ۳ نفر از اين دانشجويان به کميته انضباطی احضار و محاکمه شده اند، ۴۳ دانشجوی ديگر به صورت غيابی و بدون اين که فرصت دفاع از خود را داشته باشند محکوم شده اند.
شيرزاد حاجيلو، دانشجوی رشته کامپيوتر دانشگاه آزاد خوی، جهت محاکمه برای پنجمين بار به دادگاه انقلاب خوی احضار شد.
ياسر گلی، فعال دانشجويی و از دانشجويان ستاره دار سنندجی، توسط نيروهای امنيتی در مقابل دانشگاه آزاد سنندج بازداشت شد. ياسر گلی، فعال دانشجويی و دبير سابق اتحاديه دموکراتيک دانشجويان کرد، صبح پنج شنبه ۱۹ مهر ماه در مقابل دانشگاه آزاد سنندج بازداشت شد. نامبرده سال گذشته به اتهام اقدام عليه امنيت ملی مدت کوتاهی را در زندان بسر برده بود. دليل بازداشت و مکان نگداری وی هنوز مشخص نيست.
معاون دانشجويی دانشگاه آزاد اسلامی، در پی صدور حکم منع از تحصيل و درج در پرونده ۹٣ دانشجو دانشگاه آزاد کرج از سوی کميته انضباطی از تعويق حکم دانشجويان منع تحصيل شده و امکان شرکت آن ها در امتحانات خبر داد. دکتر فريدون رهنما، در تماس خبرنگار صنفی آموزشی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين باره افزود: احکام منع از تحصيل ۱٣ دانشجو و درج در پرونده برای ٨۰ دانشجو به دليل عدم رعايت حجاب اسلامی و پوشش نامناسب و عدم توجه به تذکرات صادر شده بود و با وجود اين که اين دانشجويان در طول ترم به تذکرات داده شده توجه نکرده بودند با اين حال ۱٣ دانشجوی منع تحصيل می توانند با مراجعه به معاونت دانشجويی واحد و ارائه تعهد مبنی بر پوشش مناسب و حجاب اسلامی درامتحانات شرکت کنند تا پرونده آن ها مورد بررسی قرار گيرد. البته در صورتی که اين دانشجويان پس از تعهد نيز مراعات نکنند با آنان برخورد می شود.
وی در عين حال گفت که احکام انضباطی تنها به شخص دانشجو اعلام می شود نه آن که به صورت اطلاعيه منتشر و نصب شود.
گفتنی است، اطلاعيه کميته تحقيق و ارشاد فرهنگی کميته انضباطی دانشگاه آزاد اسلامی کرج در خصوص منع تحصيل ۱٣ دانشجو و درج در پرونده ٨۰ دانشجو روز گذشته توسط اين دانشجويان به ايسنا ارسال شد.
احکامی که به گفته آن ها در قالب اطلاعيه ای و دو هفته از قبل از آغاز امتحانات صادر شده و بر ديوارهای دانشگاه نصب شده بود. در اين اطلاعيه پوشش نامناسب، داشتن آرايش، آشکار بودن موی سر، لاک ناخن، برخورد نامناسب با مسوولين دانشگاه، به همراه نداشتن مشخصات دانشجويی، ارتباط نامناسب با غيرهمجنس و نامتعارف بودن موی سر و ريش (آقايان) علل صدور احکام عنوان شده است.
اين ها فقط گوشه هايی از سرکوب گسترده دانشجويان و رعب و وحشت حکومت اسلامی در دانشگاه هاست. در حالی که احمدی نژاد در سخنرانی خود در دانشگاه کلمبيا، ادعا کرده بود دانشگاه های ايران را آزادترين دانشگاه های جهان هستند؟! دعوت از محمود احمدی نژاد، به عنوان رئيس جمهوری حکومت اسلامی به دانشگاه کلمبيا، در ايران و خارج اظهار نظر های جنجال برانگيز بسياری را به دنبال داشته است، واکنش های متفاوتی را به دنبال داشت.
سخنرانی آقای «لی. سی. بالينجر»، رييس دانشگاه کلمبيای نيويورک، در رابطه با آقای احمدی نژاد واکنش های فراوانی بر انگيخته است.
بدين گونه، از محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی، هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، حسن ابطحی محسن آرمين، عطاءالله مهاجرانی و...، در محکوميت رييس دانشگاه کلمبيا، به دفاع از احمدی نژاد برخاستند.
مسعود بهنود: «سومين سفر احمدی نژاد به نيويورک و اصرارش برای سخنرانی در دانشگاه کلمبيا، با مقدمه توهين آميز و خارج از عرفی که رييس آن دانشگاه بر زبان آورد مبنائی شد تا آن انتقاد اصلی که به تصميم گيری های رييس جمهور و مشاوران وی وارد است در پرده جنجال ها ناگفته بماند و در غبار حاصل از بی تدبيری آقای بالينجر اين پرسش گم شود که چرا بايد بی اطلاعی از قواعد ديپلوماسی جهانی، همراه خيره سری و آسان گيری زمينه ساز توهين ضمنی به ايرانيان شود...»
«... می بايد آلان شديدتر از اين به رييس دانشگاه کلمبيا اعتراض می کردند که چرا به نماينده يک ملت مستقل و کهنسال برای رضايت خاطر با نفوذان چنين بی ادبانه توهين روا داشته است. حتی جا داشت که ايرانی ها بدون در نظر گرفتن مرام و عقيده خود دست به اعتراض بگذارند. اما اين ها تمام در موقعيتی ممکن است که احترام امامزاده توسط متولی حفظ می شد که متولی در اين جا رييس جمهور و دولت و اعضای دفتر وی هستند...»
«...آقای رييس دانشگاه به اين نظر دارد و در حقيقت می خواست با يک دست دو هندوانه بلند کند، هم به سنت استقلال و آزادی دانشگاه های ايالات متحده احترام گذاشته باشد و هم به صاحبان نفوذ گفته باشد بفرما ديديد که پشتش به خاک ماليدم.
اما رندی بيش از حد می گويند جوانمرگی می آورد. حاصل اين است که هيچ يک از اين دو منظور با کلمات سخيف آقای بالينجر حاصل نشد و برعکس. از همين رو باور ندارم که ايشان چندان در چنان پست معتبری باقی بماند...»
کسانی هم چون بهنود، هر چند که از عوامل رسمی حکومت نيستند، اما همانند سفيران فرهنگی حکومت اسلامی در خارج کشور عمل می کنند. او، همچنين در انتخابات رياست جمهوری اخير حکومت اسلامی، مبلغ هاشمی رفسنجانی شده بود.
بالينجر، خطاب به احمدی نژاد، از جمله گفت: «... به گزارش عفو بينالملل در سال جاری تاکنون ۲۱۰ نفر در ايران اعدام شدهاند که تنها ۲۱ مورد از آن ها در صبح پنجم سپتامبر بوده است. در کل به صورت ساليانه اين ليست دو کودک را شامل می شود. دليل ديگر، گزارش ديده بان حقوق بشر است که ذکر می کند ايران در صدر اعدام خردسالان در جهان قرار دارد...
ايران در طی جولای و آگوست گذشته در حدود سی نفر را در ادامه سرکوب های گسترده گزارش شده به جرم تلاش برای ايجاد يک جامعه دمکراتيک تر و بازتر به طناب دار آويخته است. بسياری از اين اعدام ها در ملاءعام انجام گرفته که نقض پيمان بين المللی حقوق سياسی و مدنی است که ايران هم يکی از طرفهای امضا کننده آن است... چنين اعدام هايی هم زمان با سرکوب وسيع فعالان دانشجويی و دانشگاهی به اتهام تحريک برای يک انقلاب به اصطلاح مخملی بوده است.اين شامل زندانی کردن و بازنشستگی اجباری اساتيد نيز بوده است. هم چنان که دکتر اسفندياری در يک مصاحبه سراسری پس از رهايی اظهار کرده، وی در يک سلول انفرادی به مدت ۱۰۵ روز زندانی بود چرا که دولت ايران اعتقاد داشته ايالات متحده در حال برنامه ريزی برای يک انقلاب مخملی در ايران میباشد... پس من از شما میپرسم: چرا زنان، اعضای فرقه بهائيت، همجنس گرايان و بسياری از دانشگاهيان در کشور شما هدف آزار و اذيت قرار گرفته اند؟... در کشور ما، مطبوعات ما با شما مصاحبه می کنند و از شما در خواست می شود تا در اين جا سخن بگوئيد. و اندکی قبل همکار من در مدرسه حقوق، مايکل دورف در مصاحبه با راديو اروپای آزاد در سخن با مخاطبان ايرانی از اصول مسلم آزادی بيان در اين کشور سخن می گويد، من پيشنهاد می کنم که از اين هم فراتر برويم. اجازه دهيد تا به همان ميزان آزادی که آمروز ما به شما داده ايم، من در راس هيئتی از دانشجويان و اعضای دانشگاه کلمبيا در دانشگاه شما در مورد آزادی بيان سخن بگوئيم. آيا اين کار را خواهيد کرد؟... (متن کامل سخنان رييس دانشگاه کلمبيا، ترجمه مهدی طلعتی، سايت ايران امروز، ۵ مهر ماه ۱۳۸۶)
بدين ترتيب، نه سران حکومت اسلامی و رسانه های وابسته به حکومت، و نه بهنود، توجهی به اين سخنان افشاگرايانه رئيس دانشگاه کلمبيا نداشتند، فقط از موضع دفاع از حيثيت حکومت اسلامی و موضع ناسيوياليستی حرکت کردند.
خود احمدی نژاد نيز در مصاحبه ای با شبکه خبری «سی.ان.ان» گفت، رفتار آقای «بالينجر»، «بی ادبانه، به دور از عقلانيت و نادرست بود.»
محمود احمدی نژاد وسعت دستاورد سفرش به نيويورک را «به اندازه بزرگی خود خدا توصيف کرد.» رئيس جمهور که در جمع برخی از استادان دانشگاه صحبت می کرد به روايت سفرش به نيويورک پرداخت. وی با تاکيد بر اين که اظهاراتش در اين سفر دريچه هايی را به روی فرهيختگان و انديشمندان آمريکا گشوده است از دانشگاهيان خواست اين راه را ادامه داده و «از دنيا سئوال کنند» و «با دنيا حرف بزنند.» به گزارش ايسنا، وی با اشاره به اين سفر گفت؛ «ما به نيويورک سفر کرديم و برای اين سفر از قبل هدف گذاری هايی کرده بوديم؛ البته اين هدف گذاری ها به اندازه فهم خودمان بود ولی نتايجی که خداوند از اين سفر داد به اندازه بزرگی خود خدا وسعت داشت.» وی با بيان اين که «آن ها در واقع همه در پازل خداوند بازی می کنند»، افزود؛ آن ها طراحی کرده بودند که جمهوری اسلامی ايران را از موضع دانشگاه محکوم کنند و قدم به قدم آن را طراحی کرده بودند. به گزارش ايسنا، رئيس جمهور در ادامه اظهاراتش گفت؛ در سال گذشته هنگام حضور در نيويورک با اعضای شورای روابط خارجی آمريکا ديدار و گفتگو داشتم و امسال با فرهيختگان، انديشمندان و گروه های فکری پشت صحنه آمريکا ديدار و گفتگويی داشتم. (روزنامه اعتماد)
احمدی نژاد، اين چهره کريه و خشن حکومت اسلامی که سابقه شرکت در جوخه های مرگ و تيرخلاص زن به زندانيان اعدامی را نيز در کارنامه سياه و سنگين خود دارد نماينده جهل و جنايت حکومت اسلامی است نه نماينده اکثريت مردم ايران. اکثريت مردم ايران، از او و حکومت اسلامی و همه سران و جناح های آن نيز شديدا نفرت دارند و با بی صبری برای برچيده شدن بساط اين حکومت ارتجاعی روزشماری می کنند.
مگر غير از اين است در هر نقطه ای از جهان، نمايندگان حکومت اسلامی ده ها هزار اعدام، آپارتايد جنسی، ترور و وحشت، زندان و شکنجه، اعدام و سنگسار و... ظاهر شوند انسانيت حکم می کند که به حضور آن ها به دليل اين همه جنايتات بی شمارشان عليه بشريت اعتراض کنند. از اين رو آنچه که پرفسور لی بولينجر، رئيس دانشگاه کلمبيا در برابر محمود احمدی نژاد عنوان کرد، هر انگيزه و هدفی هم در پشت پرده داشته باشد، اما غيرواقعی نگفته است. بولينجر، از سرکوب خشونت بار دانشجويان، اساتيد دانشگاه ها، روزنامه نگاران و فعالين جنبش های اجتماعی در ايران، هم زمان با سرکوب وسيع فعالان دانشجويی و دانشگاهی و اعدام های گروهی در ملاء عام سخن راند عين حقيقت است.
اگر رييس دانشگاه کلمبيا، به احمدی نژاد گفت که اعمال شما ديکتاتورمنشانه است، دانشجويان معترض دانشگاه های تهران به او گفتند: «مرگ بر ديکتاتور!» آيا بهنودها باز هم به اين دانشجويان اعتراض خواهند کرد که چرا به نماينده ملت ايران توهين کرده اند؟! خرافات ملی و مذهبی تمام سلول های وجود کسانی هم چون بهنود را فراگرفته است و هر چند شايد نماز نخوانند و روزه نگيرند؛ با کت و شلوار و کراوات هم بخوابند و بلند شوند؛ در پاريس و لندن و واشنگتن هم زندگی کنند، فرقی نمی کند همان افکار ارتجاعی ملی و مذهبی را با خود حمل می کنند. اساسا حقوق انسان جهان شمول است و هر انسان در هر گوشه جهان حق دارد به نقض حقوق و آزادی های انسانی اعتراض کند و يا از اين مبارزات برحق و انسانی حمايت و پشتيبانی به عمل آورد. از اين آقايان و خانم هايی که از موضع ناسيوناليستی حرف زدن عليه احمدی نژاد را توهين به مردم ايران قلمداد می کنند بايد پرسيد محمود احمدی نژاد از کی و چگونه نمايندگی مردم ايران را پيدا کرده است؟
احمدی نژاد، رييس جمهوری حکومتی است که علاوه بر سرکوب های وحشيانه سياسی و اجتماعی، در عرصه اقتصادی نيز فشارهای غيرقابل تحملی را بر کارگران، دانشجويان، زنان و مردم محروم و آزادی خواه تحميل کرده است. براساس گزارش های رسمی، در دولت احمدی نژاد، جمعيت فقير کشور از ۳/۱۱ درصد به ۳/۱۳ درصد رسيده است.
روزنامه سرمايه نوشت، «روزی که مسئولان وزارت رفاه و تامين اجتماعی اعلام کردند که برای تلطيف ادبيات فقر از عبارت «خط بقا» به جای «خط فقر» استفاده کنند، تصور نمی کردند که بايد با انتقادهای رسانه ها و کارشناسان مواجه و در نهايت مجبور شوند همان ادبيات قبلی که براساس آن طبق آمار خط فقر شديد و مطلق بيش از ۱۲ ميليون نفر در کشور را شامل می شود، بپذيرند.»
رشد نرخ بيکاری در سال های اخير سبب شده است که نيروی جوان از يافتن يک فرصت شغلی مناسب محروم باشد. نرخ واقعی بيکاری جوانان در ايران، نزديک به۴۰ درصد است. يعنی ۴ نفر از هر ۱۰ نفری که در سن کار هستند از داشتن يک شغل ثابت محروم هستند. در حال حاضر ۱۰ ميليون جوان ايرانی جويای کار می باشند. سالانه رقمی بين۸۰۰ هزار تا ۱ ميليون نفر به جمعيت شاغل کشور اضافه می شود. اقتصاد ايران بايد سالانه بيش از ۸۰۰ هزار فرصت شغلی ايجاد کند تا نرخ بيکاری در حد همين ۴۰درصد ثابت بماند. در حالی که اين رقم بيش از ۳۰۰ هزار فرصت شغلی در سال نيست. بنابراين حداقل سالی نيم ميليون نفر به جمعيت مطلق بيکار کشور افزوده می شود.
در چنين وضعيتی بخش زيادی از جوانان ايرانی که قربانی فقر و بيکاری هستند دچار انواع و اقسام آسيب اجتماعی نظير افسردگی، اعتياد، فحشا و گرايش به خودکشی دچار شده اند. بسياری از آن ها يا از تحصيل باز مانده اند و يا به دليل فقر ترک تحصيل کرده اند. هزينه های آموزشی و شهريه در مدارس و دانشگاه های ايران کمرشکن است.
بخش مهمی از فارغ التحصيلان دانشگاه های آزاد و دولتی بيکار هستند و به همين دليل، هر سال نزديک به ۲۰۰ هزار تن از آن ها به کشورهای ديگر با اميد دست يابی به يک زندگی انسانی مهاجرت می کنند. در حالی که کل صادرات غيرنفتی ايران کم تر از ده ميليارد دلار در سال است، ارزش دلاری اين فرار مغزها معادل ۱۱ ميليارد در سال می باشد.
نزديک به ۲۰ ميليون ايرانی با پديده خانمانسوز اعتياد به طور مستقيم يا غيرمستقيم سروکار دارند. ايران، بزرگ ترين مصرف کننده هرويين در جهان است. فقر اقتصادی، سرکوب های سياسی و اجتماعی و ياس و نااميدی سبب شده است که هر ساله هزاران جوان در ايران آلوده اعتياد شوند و يا به دليل مصرف زياد مواد مخدر جان يا سلامتی خود را به خطر اندازند.
طبق آمار رسمی و به اقرار مسئولين آموزش و پرورش، حدود سی هزار دانش آموز معتاد در مدارس ايران وجود دارد و متوسط سن اعتياد به مرز ۱۳سال رسيده است. به گزارش خبرگزاری رسمی ايران،«ايرنا»، سردار توحيد عبدی، در جريان همايشی در شهر اراک، گفته است که تغييرات ايجاد شده در شرايط اجتماعی باعث شده تا سن برخی از جرايم مانند اعتياد و روسپی گری کاهش بيابد و به حدود ١٣ سالگی برسد. واقعيت اين است که باندهای ماقيايی وابسته به حکومت اسلامی، به طور مستقيم در تامين مواد مخدر برای بيش از ۱۰ ميليون مصرف کننده دائمی و غيردايمی انواع مخدر دخالت دارند.
اکنون اعتراضات و اعتصابات کارگری در حال گسترش است. بدنبال سياست های سرمايه داران و دولت حامی سرمايه، و با ورود فراوان شکر به ايران، شرکت نيشکر هفته تپه در آستانه ورشکستگی قرار گرفته است. بيش از يک سال است که کارگران اين شرکت، نسبت به عدم پرداخت حقوق و وعده های تو خالی کارفرمايان دست به تحصن، اعتصاب و راهپيمايی زده اند. کارگران نيشکر هفت تپه، طی هفته های اخير اعتراضات خود را شدت بخشيده اند.
تعدادی از کارگران نيشکر هفت تپه، مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. تعدادی توسط ارگان های امنيتی به دادگاه احضار و تحت بازجويی قرار گرفته اند. در چند روز گذشته نيز شبانه به منازل تعدادی از فعالان کارگری از طرف حفاظت و اطلاعات و امنيت شهرستان مراجعه و آنان را احضار کرده اند. و آن ها را تحت فشار قرار داده اند تا از حضور در تحصن خوداری کنند. اما کارگران و خانواده آن ها نسبت به اين برخوردهای نيروهای انتظامی واکنش نشان داده اند و هم چنان به مبارزه خود ادامه می دهند.
محمود صالحی، اين رهبر جسور و مقاوم جنبش کارگری، و همچنين منصور اسانلو، رييس سنديکای شرکت واحد، در زندان قرار داده شده اند. وضعيت جسمی محمود صالحی، وخيم اعدام شده است. طبيعی ست که در چنين شرايطی، کارگران بخش های ديگر کارگری از کارگران صنايع بزرگ و کوچک تا معلمان و پرستاران، جنبش دانشجويی، جنبش زنان و همه نيروهای چپ و سوسياليست و مدافع طبقه کارگر در داخل و خارج به حمايت و پشتيبانی از مبارزات کارگران نيشکر، دانشجويان و زنان و مردم محروم و آزادی خواه برخيزند.
در دوره اخير رياست جمهوری احمدی نژاد، اجرای حکم سنگسار، اعدام نوجوانان و اعدام های گروهی فزونی يافته و ترويج فرهنگ رعب و خشونت، تهديد و ترور در جامعه در جريان است. تنها در طی ۹ ماه گذشته بيش از ۲۱۰ تن در ايران اعدام شده اند. حکومت اسلامی ايران، از برپا کردن چوبه دار در ملاء عام و پخش تصاوير گسترده آن در رسانه های گروهی به عنوان ابزاری برای ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم ناراضی و مخالفان حکومت استفاده می کند. سران حکومت، بی شرمانه و وقيحانه شهروندان را «اراذل و اوباش» می نامند و هيج حق و حقوق انسانی را به رسميت نمی شناسند.
در روز دهم اکتبر، روز جهانی لغو اعدام، نماينده عفو بين الملل در فرانسه به شبکه تلويزيون کانال ۳ فرانسه گفت، ايران تنها کشوری در جهان است که در آن نوجوانانی را که هنگام ارتکاب جرم زير ۱۸ سال سن داشتند، اعدام می کند.
از سوی ديگر، ماجراجويی های سران حکومت اسلامی ايران، با تاکيد بر ادامه برنامه ها و فعاليت های هسته شان، جامعه ايران را در معرض محاصره اقتصادی و احتمال حمله نظامی آمريکا و متحدانش قرار داده است. اين هم مسئله مهم ديگری است که بر نگرانی های جامعه ايران افزوده است.
مسلم است که در چنين شرايط حساسی، بايد بر پيوند عملی و هر چه نزديک تر جنبش دانشجويی و جنبش زنان با جنبش کارگری تاکيد کرد تا يک صف عظيم طبقاتی سراسری به وجود آيد. در چنين روندی سرکوبگران حکومت اسلامی، جرات هجوم به اعتصابات و تجمعات اعتراضی جنبش های اجتماعی را نخواهند داشت. اگر ماموران سرکوبگر حکومت اسلامی، اکنون چنين جراتی را به خود می دهند و حکومت نيز به خواست ها و مطالبات اقتصادی و اجتماعی کارگران، معلمان، زنان و دانشجويان شانه بالا می اندازد ناشی از عدم وجود تشکل های سراسری و اتحاد و همبستگی آن هاست. زيرا قدرت مبارزه طبقاتی، در گرو اتحاد و همبستگی و مبارزه متشکل و هدفمند است. در غياب چنين مبارزه ای هرگونه مبارزات پراکنده برای سرمايه داران و حکومت حامی سرمايه سرکوب شدنی است.
شکی نيست که در اين ميان فعالين کمونيست جنبش دانشجويی، نقش مهمی در سازمان دهی و پيشبرد جنبش دانشجويی و پيوند محکم تر آن با جنبش کارگری را به عهده دارند. از سوی ديگر، مطالبات و خواست های جنبش دانشجويی بايد شفاف تر و با تبليغات گسترده ای مطرح شوند. مطالباتی نظير اين که نيروهای سرکوبگر اعم از نيروهای بسيج و حراست و غيره بايد دانشگاه ها را ترک کنند؛ دانشجويان زندانی آزاد بايد گردند؛ اساتيد اخراجی به سر کار برگردند؛ رسانه ها و کنفرانس های مستقل دانشجويی آزاد بايد گردند؛ به جدايی دختر و پسر پايان داده شود؛ دروس مذهبی حذف شود؛ بودجه مکفی در اختيار دانشگاه ها قرار گيرد؛ شهريه برداشته شود و ابزارهای تحصيلی دانشجويان نظير کتاب و غيره به عهده دولت باشد؛ خوابگاه های مناسب رايگان در اختيار دانشجويان قرار گيرد؛ بايد به دخالت دولت و دين در سيستم آموزشی پايان داده شود و سرانجام همه امور اداری و آموزشی دانشگاه ها به عهده اساتيد و تشکل های دانشجويان واگذار گردد و...
همچنين اکنون در هر يک از دانشگاه ها کشور هيات سه نفره - شامل رييس دانشگاه، نماينده ولی فقيه و نماينده وزير علوم - مستقر هستند که اين هيات کنترل دانشگاه ها را به عهده دارند. و دست اين هيات برای هر اقدامی باز است. بايد اين هيات منحل شود و کنترل دانشگاه ها به عهده اساتيد دانشگاه ها و نمانيدگان تشکل های دانشجويی واگذار شود.
همه اين خواست ها عاجل و ضروری هستند که مسلما حکومت اسلامی، نه تنها با اين مطالبات مخالف است، بلکه حتی هر کس آن ها بر زبان بياورد شديدا تحت فشار پليسی قرار می گيرد. بنابراين، سران حکومت اسلامی، به هيچ کدام از اين خواست ها گردن نمی گذارند و تجربه بيست و هشت حاکميت آن ها نيز اين واقعيت را اثبات کرده است. در چنين شرايطی، فقط از طريق مبارزه متشکل و متحد دانشجويان و اساتيد دانشگاه ها و خانواده آن ها و در پيوند با جنبش های حق طلب ديکر، به ويژه جنبش کارگری تحميل اين خواست ها و مطالبات به حکومت و سران و مسئولين آن در دانشگاه ها و مراکز اموزشی سراسر کشور عملی و امکان پذير است.
شايان ذکر است که آذر ماه سال گذشته نيز در جريان سخنرانی محمود احمدی نژاد در دانشگاه صنعتی اميرکبير در تهران، گروهی از دانشجويان در اعتراض به اين که وی پرسش های آنان در زمينه آزادی بيان، حقوق بشر و محروميت برخی از دانشجويان از تحصيل را بی پاسخ گذاشت عليه وی شعار «مرگ بر ديکتاتور» سر دادند و عکس های وی را آتش زدند که در نتيجه، جلسه سخنرانی به تشنج کشيده شد.
اين بار هم احمدی نژاد، دست از پا درازتر دانشگاه تهران را ترک کرد، بايد ديد که اين بار زهر خود را چگونه به دانشگاه و دانشجويان معترض خواهد پاشيد. اما ايشان به خوبی می دانند که کار او و حکومتی که نمانيدگی اش را عهده دار است، در معرض سراشيبی سقوط قرار گرفته است و دير يا زود با اتحاد و همبستگی بخش های مختلف جنبش کارگری از کارگران صنايع بزرگ و کوچک تا معلمان و پرستاران، دانشجويان دانشگاه های سراسر کشور، زنان برابری طلب و مردم محروم و تحت ستم و آزادی خواه در يک صف عظيم طبقاتی سراسر ايران را به سنگری عليه حکومت اسلامی با هدف ساختن دنيايی ديگر مبدل خواهند کرد.
بيستم مهر ۱۳۸۶ - دوازدهم اکتبر ۲۰۰۷