به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  مقالات: احتمال حمله ارتش ترکیه به کردستان عراق، دلایل و راه کارها!

احتمال حمله ارتش ترکیه به کردستان عراق، دلایل و راه کارها!

حسن رحمان پناه
طی چند ماه گذشته جنگ و درگیری میان ارتش ترکیه و گریلاهای "پ.ک.ک." در سطح وسیعی گسترش یافته و اکثر مواقع اخبار این درگیری ها از کانال های اطلاع رسانی پخش  شده اند.

آخرین درگیری که انعکاس وسیعی در داخل ترکیه و کشورهای همسایه بر جا گذاشت، کشته شدن 13 سرباز ارتش ترکیه در بلندی های "گابار" واقع در استان "شرناخ" همراه با چند غیر نظامی بود.

این اتفاق باعث شد که یک بار دیگر ارتش ترکیه و در راس آن ژنرال های آن کشور آشکارا تهدید به حمله نظامی به خاک کردستان عراق را برای چندمین بار تکرار کنند. ژنرال "یاشاربیوک آنت" فرمانده کل ارتش ترکیه در گفتگو با خبرنگاران اظهار داشت: "ارتش ترکیه از لحاظ نظامی و توانایی زمینی آماده حمله است، ولی چنین اقدامی احتیاج به تصمیم سیاسی دارد".

پس از کشته شدن این سربازان، دبیرکل سازمان "ضدتروریسم" باعجله جلسه اضطراری برگزار کرد و از ارتش ترکیه خواست که خود را برای جنگ و بیرون راندن گریلاهای "پ.ک.ک." از داخل آن کشور آماده کند. ولی در همان حال اعلام نمود که برای صدور فرمان حمله به بیرون از مرزهای آن کشور موافقت پارلمان لازم است. چند روز بعد، دولت "رجب طیب اردوغان" تصمیم حمله به خاک کردستان عراق را به بهانه مقابله با گریلاهای "پ.ک.ک." تایید و اعلام نمود که انجام چنین تصمیمی به موافقت پارلمان نیاز دارد. پارلمان ترکیه نیز که اکثریت کرسی های آن در اختیار حزب "عدالت و توسعه" است که نخست وزیر "اردوغان" و "عبدالله گل" ریس جمهور، رهبری آن را در دست دارند، روز چهار شنبه 17 اکتبر با 507 رای موافق در مقابل 19 رای مخالف تصمیم حمله به کردستان عراق را تصویب کرد.

طی این مدت و همزمان با پخش اخبار حمله ارتش به خاک عراق، میدیا و دستگاه های تبلیغاتی آن کشور به منظور ایجاد فضای جنگی و آماده سازی افکار عمومی جهت پشتیانی از چنین حمله ای تبلیغات گسترده ای را آغاز کرده اند.

بی شک ارتش و طرفداران حمله نظامی به بیرون از مرزهای آن کشور در درون دولت و مجلس برای چنین اقدامی زمینه سازی و رسانه های تبلیغی وابسته به آنها با پشتیبانی شوونیسم ترک جهت چنین جنگ و لشکر کشی تحت عنوان "دفاع از کرامت ملی ترک"، که گویا با کشته شدن 13 سرباز زیر سئوال رفته ولی در واقع به منظور اهداف مشخص سیاسی و اقتصادی، خود را آماده و تحرک هرچه بیشتری را آغاز کرده اند.

به هر حال این وضعیت هر چند برای اقلیتی شور و تمایل به جنگ و لشکر کشی را برانگیخته است اما برای اکثریت مردم بجان آمده و خسته از جنگ در داخل ترکیه و همسایه هایش به خصوص مردم کردستان موجی از ترس، نگرانی و بیزاری از جنگ و کشتار را پدید آورده است.
اهداف ترکیه از تهدید به یورش نظامی

 پس از انتخابات چند ماه گذشته در ترکیه، 2 مرکز اصلی قدرت یعنی پارلمان و نهاد ریاست جمهوری بدست حزب "عدالت و توسعه" که حزبی لیبرال_ اسلامی است افتاد.

به قدرت رسیدن "حزب عدالت و توسعه" نه تنها بحران سیاسی این کشور را کاهش نداد، بلکه اختلاف و بی اعتمادی ارتش را نسبت به سیاست مداران حاضر در ترکیه تشدید کرد. از آن زمان تاکنون این حزب به آرامی مشغول تغییر بخش هایی از قانون اساسی ترکیه است که آن را قانونی لائیک و غیر مذهبی به حساب می آورند و ارتش و کمالیست های این کشور خود را مدافع آن می دانند.

یکی از اقدامات آتاتورک به عنوان بنیانگذار "ترکیه نوین" کشف حجاب در این کشور بود که رسما در مدارس، دانشگاه ها و ادارات این کشور منع شده است. اما همسر "عبدالله گل" اولین همسر رئیس جمهور این کشور بود که با حجاب اسلامی وارد کاخ ریاست جمهوری ترکیه شد و حزب "گل" و "اردوغان" تلاش می کند که استفاده از حجاب و پوشش اسلامی را که در واقع سنگ بنای بی حقوقی سیاسی زن و تبعیض قانونی علیه آنان به حساب می آید در قانون اساسی این کشور وارد و تحت عنوان دفاع از "آزادی فرد" رسما قانونی نماید. این اقدام حزب "عدالت و توسعه" با مخالفت و عصبانیت سکولارها از یک طرف و همچنین ژنرال های ارتش که خود را مدافع شوونیسم کمال آتاتورک می دانند روبرو شده است. این اختلاف ساده در واقع این حقیقت را اثبات می نماید که ریس جمهور و نخست وزیر و همفکرانش که در تمام نهادها و مراکز قدرت سهیم هستند، در تلاشند که مشکلات ارتش را از خود دور و این نیرو را به سمت شرق  آن کشور هدایت و بودجه عظیمی که سالانه نزدیک به 10 میلیارد دلار برآورد می شود را به بهانه جنگ با "پ.ک.ک." در اختیارشان قرار دهند تا خطر کودتا و یا سهیم شدن در قدرت و بحران سیاسی در پایتخت را، اگر کوتاه مدت هم باشد از خود دور نگه دارند.

آنچه آشکار است روند اتفاقات از مسیر عادی و امید بخش گذر نخواهد کرد. اشتباه بزرگی است اگر تصور کنیم کشته شدن 13 سرباز ترک دلیل تصمیم دولت و پارلمان این کشور برای حمله و عبور از مرز، به بهانه بیرون راندن گریلاهای "پ.ک.ک" از کردستان عراق می باشد که قسمتی از مقرهایشان در مناطق مرزی عراق و ترکیه قرار دارد.

جنگ "پ.ک.ک" و ترکیه 23 سال است جریان دارد. بر اساس آمارهای اعلام شده تا کنون بیش از 30 هزار نفر جانشان را در جریان این درگیری ها از دست داده اند و بیش از 100 ملیارد دلار تاکنون هزینه این جنگ بوده است. از سال 1991 تاکنون ارتش ترکیه 24 بار مرزهای کردستان عراق را مورد تجاوز نظامی قرار داده و بارها تا عمق خاک کردستان عراق پیش رفته و هم اکنون چهار پایگاه نظامی بزرگ ترکیه با صدها نیروی ارتش و دهها تن از جاسوسان خبره "میت" در کردستان عراق مستقر و فعالیت دارند. اما هیچگاه چنین اقدامات تجاوز کارانه ای احتیاج به تصمیم دولت و پارلمان این کشور و چنین واکنش تند سیاسی در مراکز قدرت آن کشور به همراه نداشته است.
ابتدا باید به این واقعیت ساده اشاره کنیم که مشکل بیش از 12 میلیون کرد در کردستان ترکیه را نباید تنها با حضور و فعالیت "پ.ک.ک" در این کشور همسان پنداشت. پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی در جنگ جهانی اول و روی کار آمدن دولت "جدید" ترکیه در 1923 به رهبری کمال آتاتورک، مردم کرد در این کشور به وحشیانه ترین شیوه سرکوب و تا کنون بیش از 3000 روستا این منطقه ویران و ملیون ها تن از خانه و کاشانه خود آواره شده اند. دهها سال در این کشور هیچ گونه جنگ و عملیات نظامی کردها وجود نداشته اما سرکوب و کوچ اجباری مردم این کشور به بهانه "ترکهای کوهی" در جریان بوده است. "پ.ک.ک"در سال 1984 و بعد از کودتای نظامی در این کشور اعلام جنگ نمود که خود به نوعی جواب به سرکوب و کشتار بی رحمانه ارتش این کشور بود. در واقع "پ.ک.ک" خود زاده بحران، جنگ و خشونت ترکیه و تروریسم کور این کشور است. امروز "پ.ک.ک" به وضوح خواست و مطالبات مردم کردستان ترکیه را نمایندگی نمی کند و با کاهش توقعات سیاسی و اجتماعی مردم کردستان و تنزل آن تا سطح خواست های "فرهنگی" و ضدیت سیاست گذاران ترکیه با این خواست کم و ابتدایی، عملا مسئولیت جنگ، کشتار، آوارگی و ویرانی خانه و کاشانه مردم کردستان ترکیه و کردستان عراق بر عهده دولت و ارتش ترکیه است. ارتش ترکیه حتی اگر بتواند "پ.ک.ک" را از بین ببرد، اما بی تردید خواست و مطالبات مردم کردستان تا رسیدن به حقوق و مطالباتشان از بین نمی رود و مشکلات این کشور پایان نخواهد یافت. از سوی دیگر "پ.ک.ک" عامل مهمی در عدم شکل گیری و فعالیت دیگر احزاب سیاسی تاکنون در صحنه مبارزاتی کردستان ترکیه بوده است.
اما آنچه به حضور و لشکرکشی گذشته و بخصوص اکنون ترکیه همراه با موافقت دولت و پارلمان این کشور مربوط است از یک طرف ناشی از نگرانی دولت ترکیه از وضعیت کنونی در کردستان عراق و نیمچه حاکمیت محلی کردها در این منطقه و ترس از گسترش آن به داخل این کشور و برانگیختن احساسات مردم ناراضی بر ضد خود است، که آنها را "ترک کوهی" به حساب می آورد و از سوی دیگر دولت ترکیه چشم طمع به چاه های "طلای سیاه" کرکوک و منطقه نفت خیز این شهر و موصل دوخته و ادعای تمامیت ارضی بر این مناطق را هنوز در سر دارد و همچنین به مانند قدرت بزرگ منطقه ای که عضو "ناتو" و دارای دومین ارتش نیرومند در این پیمان است و خود را متحد آمریکا می داند، از وضعیت عراق و تحولات درونی آن احساس نگرانی و خواستار ادای سهم بیشتر از سفره رنگین این کشور است. ترکیه آشکارا دخالتگری ایران در مسائل عراق را به زیان خود می داند و شیعه های این کشور را متحد ایران، سنی ها را هم پیمان کشورهای عرب و کردها را دوست خود نمی داند و  ترکمن های متحد خود را نیز در محاصره ملت های دیگر در کرکوک می بیند که کاری از دستشان برنمی آید. بنا به دلایل فوق دولت و ارتش ترکیه با تهدید به حمله نظامی به خاک کردستان عراق قصد دارد خلاء ایجاد شده را پر نماید.

همچنین طی چند روز گذشته، در خواست شماری از نمایندگان دمکرات کنگره آمریکا که مخالف سیاست های بوش هستند و قصد دارند در انتخابات آینده رئیس جمهوری، این نهاد را نیز از دست ایشان و حزب مطبوعش خارج سازند، جهت روشن شدن کشتار ارامنه در سال 1915 میلادی بدست ترک های جوان که بعدها "آتاترک" را به قدرت رساندند که به بیش از یک ملیون نفر برآورد میشود، مقامات ترکیه را عصبانی و نگران کرده  و آن را تلاش برای بی اعتبار کردن این کشور در سطح جهانی می دانند. مقامات ترکیه با تهدید حمله به کردستان عراق و نا امن کردن تنها منطقه امن در کشوری که توسط آمریکا اشغال شده در واقع این اقدام را عکس العملی به این پیشنهاد نیز باید به حساب آورد.

با توجه به این عوامل می توان به اهداف سیاسی و توسعه طلبانه دولت و ارتش ترکیه جهت تهدید و حمله نظامی به کردستان عراق پی برد.

" تهدید حمله ترکیه به خاک کردستان و واکنش کشورهای همسایه"

در چند ماه گذشته دیدار و گفتگو میان مقامات عراقی و ترکیه با همدیگر به منظور همکاری و به گفته خودشان "موضع گیری مشترک" در برخورد به تروریسم و "پ.ک.ک" نسبت به گذشته گسترش بیشتری یافته است. در ماه گذشته نوری مالکی نخست وزیر عراق و حدودا دو هفته بعد وزیر کشورش به منظور بحث و تبادل نظر به آنکارا سفر کردند و با همتایان ترک خود دیدار و گفتگو داشتند. بنا به اخبار خبرگزاری ها در باره چگونگی مقابله با فعالیت های "پ.ک.ک" و بیرون راندنشان از کردستان عراق، امن نگه داشتن مرزهای مشترک دو کشور اتفاق نظر داشته که در ادامه وزرای کشور دو دولت قطعنامه مشترکی را امضاء کردند.
اگر این هماهنگی از طرفی به معنی منع کردن حضور نیروهای "پ.ک.ک" در مرزهای دو کشور باشد از طرف دیگر به معنی دادن چراغ سبز دولت عراق به ارتش ترکیه جهت عبور از مرزهای این کشور و فشار بر حکومت منطقه ای کردستان جهت جنگ و ضدیت با "پ.ک.ک" است که قسمتی از نیروهای این سازمان در منطقه تحت کنترلشان مستقر هستند.
این واقعیت زمانی بیشتر مشخص میشود که همزمان با احتمال حمله ارتش ترکیه به خاک کردستان "سامی العسکری" مشاور نوری مالکی نخست وزیر عراق اعلام کرد: "موقعی که کردها دچار بحران می شوند، یادشان می آید که قسمتی از کشور عراق و حکومت عراق هستند و از حکومت بغداد درخواست کمک و دفاع می کنند و در غیر این صورت خود را بخشی از حکومت عراق نمی دانند. "روزنامه(کردستان نو) شماره 4400 تاریخ 2007/10/19".
این ادعاها نشان می دهد که دولت مالکی تصمیمی جدی جهت دفاع از منطقه کردستان در صورت حمله احتمالی ارتش ترکیه در برنامه ندارد، بلکه سعی دارد که تهدید حمله ارتش ترکیه را به مانند اهرم فشاری برای گرفتن امتیاز بیشتر از کردها که خود قسمتی از دولت و حکومت عراق را در دست دارند بکار بگیرد و سهم آنها را بیشتر به سنی های ناراضی از حکومت مالکی واگذار کنند که بی شک این خواست با سیاست آمریکا نیز همخوانی دارد.
جدا از این  2 کشور، جمهوری اسلامی ایران طرف دیگر درگیر در اتفاقات منطقه و عراق است. تا جایی که به موضعگیری ایران بر می گردد و همانطوری که طی این مدت نشان داده، نه تنها مخالف حمله ارتش ترکیه به خاک کردستان عراق نیست، بلکه با آنها همکاری لجستیکی هم می کند و تهدید و حمله ارتش ترکیه به خاک کردستان عراق را عاملی جهت توجیه توپباران مناطق مرزی و عبور ارتش و سپاه پاسداران به خاک کردستان عراق از جانب خود به حساب می آورد. همچنین درگیر شدن بیشتر ترکیه در مشکلات و معضلات عراق و عمیق تر شدن اختلافات این کشور با آمریکا که عراق را اشغال کرده از سویی به عنوان سدی در راه تشکیل دولت محلی کردها در عراق و از سوی دیگر مانعی در مقابل همکاری ترکیه در صورت حمله احتمالی آمریکا به ایران مد نظر دارد. از همین زاویه بود که منوچهر متکی وزیر خارجه ایران خواهان 2 سال تعویق انتخابات عمومی پیرامون تعین تکلیف شهر نفت خیز کرکوک گردید.
جدا از حکومت ایران، دولت سوریه هم که تا کنون موضعی فعال در برخورد به مسائل این منطقه و کردستان از خود نشان نداده، اینبار از زبان "بشار اسد" رئیس جمهور آن کشور پشتیبانی خود را از لشکر کشی و عبور ارتش ترکیه به داخل کردستان عراق به بهانه حمله به گریلاهای "پ.ک.ک" اعلام داشت. این موضعگیری سوریه در شرایطی صورت می گیرد که سالهای متمادی نیروهای "پ.ک.ک" در مناطق مرزی این کشور با مرز ترکیه مستقر و سوریه به هر لحاظ آنها را حمایت و پشتیبانی می کرد.

آمریکا و موضوع گیری ناروشن

آمریکا در سال 2003 میلادی رسما کشور عراق را اشغال کرد که مطابق قوانین بین المللی کشور اشغالگر مسئولیت امنیت و آسایش و دفاع از مرزهای کشور اشغال شده را در صورت تهدید کشورهای دیگر بر عهده دارد. بر اساس این قانون آمریکا ملزم است در صورت حمله ارتش  ترکیه به منطقه کردستان که بخشی از عراق است از خود واکنش نشان داده و به دفاع از آن بپردازد.

اما در دنیای واقعی سیاست آمریکا در عراق و تمام منطقه با مجموعه ای تصمیم متناقض همراه است که این واقعیت از بن بست سیاست های آمریکا در عراق و منطقه ناشی می شود که در چنین وضعیتی انتظار موضع مشخص از دولت بوش امر بیهوده ای است. مضافا اینکه تاکنون سیاست آمریکا در برخورد به مردمان تحت ستم نه حمایت از آنها، بلکه قربانی کردن آنان در راه منافع و مصالح این کشور بوده است. نمونه گویای آن قربانی کردن جنبش کردهای عراق در سال 1975 و همچنین اجازه به سرکوب خونین مردم کردستان عراق بعد از قیام سال 1991 توسط صدام حسین بود که به آوارگی میلیونی کردهای کردستان عراق منجر گردید. این دو نمونه نشان می دهد که بر خلاف توهمات ناسیونالیسم کرد "منافع آمریکا و مردم کردستان" هرگز با هم همخوانی نداشته و آمریکا ابایی از قربانی کردن کردها و دیگر مردمان ستم دیده در راه منافع و مصالح خود نداشته و ندارد.

تجربه تاکنونی نشان داده در اکثر موارد کاری که آمریکا به طور مخفیانه انجام داده با آنچه آشکارا به پیش می برد تفاوت فاحشی دارد. بطور مثال چند سال پیش آمریکا به درخواست ترکیه، نام "پ.ک.ک" را در لیست گروه های تروریستی قرار داد، اما ارتباط مخفیانه و آشکار آمریکا با این سازمان در عراق از دید ارتش و مقامات نظامی و سیاسی ترکیه مخفی نیست و مقامات ترکیه نگرانی خود را از این ارتباط بارها اظهار داشتند. در ضمن آمریکا علی رغم تروریست قلم داد کردن "پ.ک.ک" و شناسایی مقرها و مراکز تجمع آنها در کوه های "قندیل" مابین کردستان عراق، ایران و ترکیه بر اهمیت حضور این نیرو در این کوه های صعب العبور و ممانعت آنان از نفوذ گروه ها و جریانات تروریستی وابسته به جمهوری اسلامی به داخل خاک کردستان عراق واقف است و تاکنون حضور آنان را بر عدم وجودشان ترجیح داده است.

جدا از این واقعیت، از آغاز حمله آمریکا به عراق از سال 2003 تاکنون اختلاف آشکار بین این کشور و دولت ترکیه به چشم می خورد. دولت ترکیه در سال 2003 اجازه استفاده آمریکا از پایگاه نظامی "آنجرلیک" جهت حمله نظامی به عراق را به این کشور نداد. همچنین ده ها بار تاکنون ضدیت خود را با استقلال نیم بند منطقه کردستان و حتی تقسیم عراق به 3 منطقه فدرال و باز گرداندن کرکوک به منطقه کردستان را پنهان نکرده و در چنین شرایطی تهدید به حمله نظامی کرده است. ترکیه پس از سال 1991 و بیرون راندن عراق از کویت توسط آمریکا و متحدینش که بعدا مدار 36 درجه و تشکیل منطقه نسبتا خودمختار را در شمال این کشور برای مردم کردستان به همراه داشت، هیچگاه خواست طمعکارانه و توسعه طلبانه خود را در قبال چاه های نفت کرکوک و زنده کردن امپراتوری عثمانی مخفی نکرده و خواب چینن روزی را می بیند. همین امر به خوبی نشان میدهد که دولت "مدرن ترکیه" نه بر ویرانه های امپراتوری عثمانی بلکه ادامه دهنده سیاست های آن است و امروز حزب اسلامی "عدالت و توسعه" بیشتر از هر زمانی خود را ادامه دهنده راه نیاکان گذشته خود در منطقه می داند. اما تناقض در سیاستهای ترکیه تنها به موارد بر شمرده محدود نمی شود. اگر ترکیه درسیاست خارجی خود رو به غرب و اتحادیه اروپا و عضویت در این نهاد بزرگ اقتصادی و سیاسی جهانی را دارد در عرصه داخلی و با تائید دولت و پارلمان جهت یورش نظامی به خاک کردستان عراق که این مصوبه به مدت یک سال اعتبار دارد، عملا رو به شرق این کشور سیاست نظامی و سرکوبگرانه ارتش را تائید می کند و در پراتیک دمکراسی لیبرالی_اسلامی را برای کسانی که روزانه به آن چشم دوخته و آنرا به عنوان الگوی آینده برای خاورمیانه ترویج میکنند به زیر سوال می برد.

در هر حال آینده رویدادها به هرکجا منجر شود آمریکا متحد استراتژیک و دراز مدت مردم کردستان در مقابل ترکیه و دیگر کشورهای مشابه در منطقه نیست و در صورت استقرار حکومت مرکزی در عراق آنچه بیشتر از هر کسی اقتدار و حاکمیتش به خطر می افتد دو حزب اصلی حاکم در کردستان و نهایتا بر باد رفتن خواب و آرزوهای مردم کردستان در توهم به ایجاد دولت کردی یا حاکمیت خود در زیر لوای حضور آمریکا در این منطقه است.

راه چاره چیست و چه باید کرد؟

بی شک "پ.ک.ک" یک جریان ناسیونایست کرد است که اساسا سیاست هایش بر نظامی گری تکیه دارد و به مثابه احزاب مشابه خود از سازماندهی ملیونی مردم کردستان ترکیه برای حرکتهای عظیم اجتماعی جهت کسب حق تعین سرنوشت خود عاجز و ناتوان میباشد. اما علی رغم هر تحلیلی که از ماهیت سیاسی و طبقاتی این حزب داشته باشیم لازم است که در شرایط و اوضاع و احوال کنونی پیش آمده با فروکش کردن آتشی که ارتش و سیاستمداران ترک می خواهند بر پا کنند، اوضاع را آرامتر کند.

همچنین مقامات حکومت منطقه ای کردستان نباید اجازه و امکان این را بدهند که به بخشی از جنگ بر علیه گریلاهای "پ.ک.ک" تبدیل شوند و باعث دلسردی و ناامیدی و اختلاف بین مردم کردستان عراق و کردستان ترکیه گردند که بی شک به ضرر همه آنها تمام خواهد شد. درس گرفتن از جنگ های گذشته این تجربه تلخ را در اختیار می گذارد که بیشترین ضرر را در صورت شروع جنگ میان "پ.ک.ک" و دو حزب اصلی در کردستان عراق، مردم ستمدیده و فقیر کردستان در دو طرف مرزها متحمل خواهند شد.

لازم است مردم ناراضی و جان به لب رسیده از جنگ در داخل و خارج کشور، با ابراز نارضایتی و اعتراض، راهپیمایی و اعتصاب به جای دوری گرفتن از اتفاقات و رویدادها، فعالانه در تحولات و سرنوشت خود شرکت کرده و نفرت و انزجار خویش را از جنگ، کشتار و آوارگی اعلام دارند و خواست عادلانه خود را برای صلح و آشتی و رسیدن به حقوق و مطالبات ابتدائی و انسانی، که حق تعیین سرنوشت یکی از چنین مطالبه دمکراتیکی است، به دور از منافع امپریالیسم آمریکا، کشور های منطقه و احزاب و سازمان های ناسیونالیست به ارمغان آورند.

برگرفته از جهان امروز شماره 198


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • وقتیکه پزشک جلاد میشود؟!
  • احتمال حمله ارتش ترکیه به کردستان عراق، دلایل و راه کارها!
  • دستگيری محمود صالحی و اول ماه مه
  • تحريم جديد شواری امنيت، تاکيد جمهوری اسلامی بر برنامه هسته ای،راه نجات چيست؟
  • "روزه" ای که باطل شد
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com