به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  مقالات: پاسخ های حزب اتحاد کمونيسم کارگری

پاسخ های حزب اتحاد کمونيسم کارگری

لطفا نام خود و عنوان سازمانی تان را بنويسيد و مختصری از بيوگرافی تان را شرح دهيد.
ـ نام سياسی من علی جوادی است. در سال ۱۳۳۲ در تهران متولد شدم. دارای ليسانس رياضی، فوق ليسانس تحقيقات عملياتی و دکترای رياضيات کاربردی هستم. و در حال حاضر علاوه بر فعاليت حرفه ای سياسی به تحقيق و تدريس با عنوان پرفسور دانشگاه کاليفرنيا در لس آنجلس مشغول کار هستم.
متاسفانه بعد از ۲۴ سال زويای عزيزم را در يک حادثه ناگوار در ژانويه سال گذشته از دست دادم. اکنون يک دختر شانزده ساله در کنارم و يک دختر عزيز در قلب و خاطره ام دارم.
من فعاليت سياسی چپ و کمونيستی را از نوجوانی آغاز کردم. در حال حاضر دارای سمت دبير کميته مرکزی در حزب اتحاد کمونيسم کارگری هستم. حزب اتحاد کمونيسم کارگری حزبی مارکسيستی در ادامه سنت کمونيسم منصور حکمت است.
 
سازمان خود را به طور خلاصه معرفی کنيد و آخرين تغيير و تحولات درون آن را عنوان کنيد.

ـ حزب اتحاد کمونيسم کارگری برای برقراری يک جامعه کمونيستی مبارزه ميکند. سرنگونی تمام و کمال جمهوری اسلامی پيش شرط تحقق چنين هدفی است. حزب اتحاد کمونيسم کارگری با جدايی بخشی از رهبری، کادرها و اعضای حزب کمونيست کارگری ايجاد شد. اين حزب پرچمدار کمونيسم مارکس و منصور حکمت، پرچمدار سازماندهی انقلاب کارگری و سرنگونی رژيم اسلامی است. مسئله اصلی مورد اختلاف ما با بخش ديگر رهبری حزب کمونيست کارگری بر سر ملزومات پيروزی کمونيسم در ايران بود. اينکه کمونيسم کارگری چه قابليت ها و ظرفيتهايی را بايد در خود ايجاد کند تا بتواند استراتژی سازمانی و سياسی خود را متحقق کند؟ ما معتقد بوديم که حزب کمونيست کارگری بايد از يک حزب مبلغ و مروج و يک ماشين افشاگری و نقد به يک حزب سازمانده و رهبر تبديل شود. و صفی از رهبران کمونيست جامعه شکل دهد که دولت سوسياليستی فردای پس از جمهوری اسلامی را شکل ميدهند. ما آن گرايشی در جنبش کمونيسم کارگری هستيم که معتقديم کمونيسم در ايران تنها با کمونيسم کارگری منصور حکمت ميتواند پيروز شود. ما معتقديم کمونيسم کارگری تنها با تبديل شدن به ظرف اعتراض رهبران راديکال و سوسياليست جنبشهای اجتماعی ميتواند پيروزی کمونيسم را متحقق کند. حزب اتحاد کمونيسم کارگری حزب انقلاب کارگری و حزب کمونيسم منصور حکمت است.

موضع حزب شما در قبال خطری که امروزه بر سر ايران سايه افکنده و آن حمله آمريکا به ايران است، چيست؟

ـ حزب اتحاد کمونيسم کارگری عليه حمله نظامی آمريکا و عليه جنگ تروريستها است. اين جنگی بر سر قدرت سياسی و حوزه نفوذ در منطقه و جهان است. هيات حاکمه آمريکا به دنبال تحکيم هژمونی امپرياليستی خود در سطح جهان است. از طرف ديگر جنبش اسلام سياسی و در راس آن رژيم اسلامی نيز به دنبال سهم بيشتر در منطقه و تضمين بقاء ارتجاعی خود در ايران است. اين جنگی ارتجاعی و ضد انسانی از هر دو سو است. مصائب و مشقاتی که چنين جنگی ميتواند به مردم در ايران و خاورميانه و جهان تحميل کند، بسيار از ابعاد و فجايع جنگ آمريکا در عراق گسترده تر و وحشيانه تر خواهد بود. ما هر دو سوی اين جنگ را قويا و بدون کوچکترين تخفيفی محکوم ميکنيم. اين جنگ را ادامه کشمکش و تقابل دو قطب تروريستی جهان معاصر، تروريسم دولتی آمريکا و اسرائيل و ناتو از يک سو و تروريسم اسلامی و رژيم اسلامی از سوی ديگری ميدانيم. ما هيچگونه همسويی با هيچکدام از طرفين اين جنگ نداريم. همسويی ما تنها با امر آزادی و برابری و رفاه مردم و انقلاب کارگری است. ما برای سرنگونی رژيم اسلامی و شکست سياستهای ميليتاريستی آمريکا مبارزه ميکنيم. در ايران ما پايان دادن به جنگ را از کانال مبارزه برای سرنگونی رژيم اسلامی دنبال ميکنيم. ما نيروهايی را که در تقابل دو قطب تروريستی، سياست نزديکی با يکی از دو قطب اين جنگ را دنبال ميکنند، به رژيم اسلامی تخفيف ميدهند، به دنبال فرصتهايی هستند که ميليتاريسم آمريکا برايشان ايجاد ميکند، را قاطعانه افشا ميکنيم. چکيده سياست های ما در قبال جنگ احتمالی اين است: "عليه جنگ، عليه جمهوری اسلامی، برای آزادی و برابری و رفاه."

رابطه ی حزب شما با ساير گروه ها و احزاب اپوزيسيون خارج کشور چگونه است؟ آيا با همه آنها بر سر ميز مذاکره و تبادل نظر خواهيد نشست؟

ـ ما مدافع گسترده ترين ديالوگها در صفوف اپوزيسيون بر سر مسائل حاد جامعه هستيم. هيچ تابويی برای گفتگو و تبادل نظر با ساير نيروهای اپوزيسيون نداريم. ما جدل و ديالوگ سياسی را مکانيسمی برای روشن شدن خطوط سياسی و قطب بنديهای واقعی در صفوف اپوزيسيون و انتخاب مردم ميدانيم. ما با ساير نيروهای سياسی بر سر هر ميزی ميتوانيم بنشينيم و گفتگو و جدل و ديالوگ کنيم، اما کوچکترين تخفيف و سازشی را ميان قطبهای مختلف سياسی در جامعه مجاز نميدانيم.
آيا برای نظام ايدئولوژيک در ايران آينده ای می بينيد؟
ـ عمر حکومت اسلامی و مذهبی در ايران به پايان رسيده است. رژيم اسلامی محکوم به شکست و سرنگونی است. اين حکم مردم است. درمانی ندارد. بايد برود. ما برای استقرار فوری يک جمهوری سوسياليستی مبارزه ميکنيم. جمهوری سوسياليستی متضمن آزادی، برابری و رفاه همگان در جامعه است. جمهوری سوسياليستی يک حکومت ايدئولوژيک نيست. جامعه آزاد ايدئولوژی رسمی لازم ندارد. ما به دنبال ايجاد يک نظام ايدئولوژيک در فردای جهوری اسلامی نيستيم. ما خواهان برقراری حکومت حزبی و يا حکومت احزاب نيستيم. حکومت کارگری و جمهوری سوسياليستی از نظر ما حکومت شوراها و ارگانهای عمل مستقيم توده شهروندان جامعه است. اما حکومت های ناسيوناليستی و يا حکومتهای مبتنی بر قوميت و مليت و نژاد تماما حکومتهای ايدئولوژيک و مبتنی بر نابرابری اجتماعی و طبقاتی شهروندان جامعه هستند. به جای جمهوری اسلامی بايد نظامی سکولار، آزاد، برابر و انسانی مستقر کرد.

چه موضوع هايی برای حزب يا سازمان شما در اولويت قرار دارد؟
ـ به طور خلاصه حزب اتحاد کمونيسم کارگری برای تامين رهبری کمونيسم کارگری بر جنبش سرنگونی طلبانه توده های مردم و يک پيروزی کارگری تلاش ميکند. از نقطه نظر ما پيروزی انقلابی بر جمهوری اسلامی مستلزم تامين هژمونی کمونيستی بر جنبش سرنگونی است. ما ميکوشيم تا سرنگونی رژيم اسلامی را با استقرار يک جمهوری سوسياليستی توام و همزمان کنيم. تحقق اين اهداف از نظر ما مستلزم تامين بالاترين انسجام سياسی و سازمانی در جنبش کمونيسم کارگری و آمادگی در سطوح مختلف است. ما برای سازماندهی انقلاب کارگری تلاش ميکنيم.

تقريبا اکثر احزاب سياسی اپوزيسيون مخالف برپايی زندان و اعدام و شکنجه هستند. فرض کنيم شما به قدرت رسيديد، با مخالفانتان چه رفتاری خواهيد داشت؟
ـ ما آزاديهای سياسی و بی قيد و شرط همگان را تضمين خواهيم کرد. شهروندان جمهوری سوسياليستی تماما افرادی آزاد، برابر و متساوی الحقوق خواهند بود. مطبوعات آزاد خواهند بود. تجمع آزاد خواهد بود. تحزب آزاد خواهد بود. اعتصاب آزاد خواهد بود. نقد تمامی جوانب فرهنگی، اقتصادی و سياسی و مذهبی و ملی جامعه آزاد خواهد بود. زندانی سياسی ای نخواهد بود. زندان سياسی نخواهد بود. اثری از اعدام و شکنجه نخواهد بود. تمام زندانهای مخوف موجود را به موزه تاريخی برای درس آموزی و گسست قطعی از دوران استبدادی و مذهبی جامعه تبديل خواهيم کرد. هر نوع تحريک و تهديد مذهبی و ملی و غيره عليه بيان و ابراز وجود سياسی آزادانه افراد ممنوع خواهد بود. هر نوع تفتيش عقايد ممنوع خواهد بود. هر نوع دخالت در زندگی خصوصی افراد ممنوع خواهد بود.
واقعيت اين است که در جوامع سرمايه داری ميزان و محدوده آزادی و حقوق مدنی افراد در انقياد منافع اقتصادی و سياسی طبقه سرمايه دار حاکم بر اين جوامع است. هر زمان که سودآوری و يا موقعيت سياسی طبقه سرمايه دار حاکم ضروری کند، اين حقوق مورد تعرض دولت قرار خواهند گرفت. امروز بسياری در اپوزيسيون از آزاديهای سياسی و مدنی صحبت ميکنند، اما آزادی فردی و مدنی تنها در جامعه ای ميتواند متحقق شود که خود آزاد باشد. تنها با از ميان بردن انقياد طبقاتی و اقتصادی انسانها، تنها با نابودی نظام استثمارگر و طبقاتی کنونی ميتوان گسترده ترين آزادی ها و ابراز وجود انسان را در قلمروهای مختلف زندگی تامين و تضمين کرد. اين هدف ماست.

در رابطه با مسئله مليت های ايران (ترک، کرد، عرب، بلوچ و...) ، حزب شما چه راه حلی را مناسب می بيند؟
ـ ما برای برابری کامل و بی قيد و شرط کليه ساکنان ايران در کليه حقوق و وظايف قانونی، اعم از فردی، مدنی، سياسی، اجتماعی و رفاهی مبارزه ميکنيم. برابری تمامی شهروندان مستقل از مليت، جنسيت، نژاد، محل تولد و تابعيت يک اصل پايه ای سياست برنامه ای ماست. حزب اتحاد کمونيسم کارگری برای برقراری نظامی مبارزه ميکند که در آن کليه ساکنان کشور افراد آزاد، متساوی الحقوق و برابر جامعه باشند و هيچ نوع تبعيضی چه مثبت و چه منفی در قبال مردم منتسب به مليتهای مختلف معمول داشته نشود.
ما ايران را "کشوری کثيرالملله" يا "کشور يک ملت" نميدانيم. ما از انسانيت مردم و حقوق انکارناپذيرشان شروع ميکنيم و بر اساس اصل برابری انسانها، به هر تبعيضی پاسخی روشن و سياسی ميدهيم. ما مسئله ای به نام مسئله ترک و عرب و بلوچ و لر نداريم. مسئله کرد داريم، اما ساير ستمهای ملی موجود در جامعه در سطح يک مسئله ملی باز و مفتوح نيستند. از جنس مسئله کرد نيستند. مسئله کرد تاريخ ويژه خود را دارد. سابقه طولانی ستم بر مردم کرد، سرکوب خونين خواستهای حق طلبانه و جنبشهای اعتراضی در کردستان ايران، ستم ملی را به سطح يک مسئله ملی ارتقا داده است. راه حل ما در قبال "مسئله ملی" به عنوان يک اصل، حق جدايی از ايران و تشکيل دولت مستقل از طريق يک پروسه انتخابات آزاد و عمومی در اين مناطق است. ما هر گونه اقدام نظامی و قهرآميز در قبال مسئله ملی را قويا محکوم ميکنيم. راه حل ما در قبال مسئله ملی کرد برگزاری رفراندوم آزاد در مناطق کردنشين است. سياست امروز حزب ما در اين رفراندوم، توصيه و رای به اتحاد داوطلبانه تمامی مردم در ايران به عنوان شهروندان برابر و متساوی الحقوق است. ما به عنوان يک اصل خواهان زندگی مردم منتسب به مليت های مختلف به عنوان شهروندان آزاد و متساوی الحقوق در چهارچوبهای کشوری بزرگتر هستيم.
ما بر هويت انسانی در مقابل هويتهای ملی و قومی و نژادی و مذهبی تاکيد داريم. طرحهای "خودمختاری" و "فدراليسم" را طرحهايی ارتجاعی، تلاشی برای جايگزين کردن هويت قومی و ملی به جای هويت جهانشمول انسانی، زمينه ای برای ايجاد شکاف و دائمی کردن و حفظ جدايی ها در جامعه و تلاشی برای ايجاد وسيعترين کشمکش ها و تخاصمات قومی در جامعه ميدانيم. تجربه خونين يوگسلاوی و افغانستان و عراق در برابر ماست. هر گونه تلاش برای تقسيم قومی جامعه طرحی ضد انسانی و متضمن ايجاد وسيعترين پاکسازيهای خونين قومی و جنگ های داخلی است.

با مسئله زبان مادری چگونه برخورد می کنيد و چه حقوقی برايش درنظر می گيريد؟
ـ ما مخالف زبان رسمی اجباری هستيم. معتقديم که هر کس بايد بتواند به زبان مادری خويش در کليه فعاليتهای اجتماعی شرکت کند و از کليه امکانات و خدمات اجتماعی مورد استفاده همگان بهره مند شود. به نظر ما مناسبترين راه حل در کشورهايی که مردم به زبانهای مختلف تکلم ميکنند اين است که دولت يکی از زبانهای رايج در کشور را به عنوان زبان اداری و آموزشی اصلی تعيين کند، مشروط بر آنکه امکانات و تسهيلات لازم برای متکلمين به ساير زبانها، در زمينه های زندگی سياسی و اجتماعی و آموزشی وجود داشته باشد. ما در عين حال معتقديم که با توجه به نقش و جايگاه زبان انگليسی در سوخت و ساز علمی و فرهنگی و کل جامعه بشری، با هدف تبديل گام به گام آن به يک زبان آموزشی و اداری متداول در کشور، از سنين پايين بايد در مدارس آموزش داده شود.
فکر می کنيد در داخل ايران و بويژه برای نسل جوان چقدر شناخته شده هستيد و چقدر مردم به رهنمودهای شما توجه و عمل می کنند؟
ـ حزب اتحاد کمونيسم کارگری به لحاظ سازمانی تشکلی "جوان" است، اما رهبری و کادرهای آن دارای سابقه ای طولانی و از چهره های سرشناس کمونيسم کارگری هستند. برای جامعه شناخته شده و معرفه هستند. چهره هايی در هر دوران و در هر جنبشی به شاخص و چهره انسانی آن جنبش تبديل ميشوند. در جنبش ما منصور حکمت و برخی از چهره های رهبری حزب اتحاد کمونيسم کارگری چنين جايگاهی در جامعه و در ميان نسل جوان دارند.
در حال حاضر نميتوان با دقت رياضی از ميزان نفوذ عملی و قدرت سازمانی احزاب سرنگونی طلب در سطح جامعه صحبت کرد. سرکوبگری رژيم اسلامی اجازه مشاهده ابعاد و قدرت عمل سياسی احزاب سرنگونی طلب و به طور مشخص جنبش کمونيسم کارگری را نميدهد، اما کمونيسم کارگری تنها اردوی آزاديخواه، برابری طلب، سکولار، انساندوست و انقلابی در جامعه است. کمونيسم کارگری نماينده سعادت، خوشبختی و آزادی و برابری و رفاه همگان است.
به اين اعتبار ما عميقا معتقديم که سياستها و خواستهای عمومی جنبش کمونيسم کارگری بيان مطالبات و آرزوی نسل جوان است. حرف دل اين مردم است. جوان امروز در جامعه ايران، آزادی ميخواهد، برابری ميخواهد، رفاه ميخواهد، از مذهب و حکومت مذهبی و آپارتايد جنسی و حجاب بيزار است. از فقر و محروميت و محدوديتهای سياسی و اجتماعی و فرهنگی و جنسی بيزار است. کمونيسم کارگری بيان مجموعه چنين خواستها و مطالباتی است. من ترديدی ندارم که در شرايط آزاديهای سياسی کمونيسم کارگری به عظيمترين جنبش اجتماعی در جامعه ايران تبديل خواهد شد.


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • جایگاه اعتراض دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب
  • در باره برخی مسائل گرهی جنبش کمونیسم کارگری
  • درسهای تلخ وشیرین اعتراضات ۱۳ آذر!
  • پاسخ های حزب اتحاد کمونيسم کارگری
  • علی جوادی: جنگ و پارانویای تمامیت ارضی!
  • فراخوان به کارگران، کمونیستها و نیروهای انقلابی
  • اختلاف ما بر سر چيست؟در نقد پاسخ حميد تقوايی به اعلام موجوديت فراکسيون اتحاد کمونيسم کارگری
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com