|
|
|||
| |
به سايت کارگران
ايران خوش آمديد |
|
|
"آیا مسئولین دولتی چیزی از انسانیت میدانند؟""مردم چه نشستهاید" فضای ملتهب جامعه ايران از جزر و مد فضای جنگی گرفته تا اعتراضات گسترده كارگران و دانشجویان، بار دیگر بر این نكته تأكید گذاشت كه جامعه مرعوب احمدینژاد و عربدههای اسلامی وی نخواهد شد و بر خواست اصلی خود، سرنگونی جمهوری اسلامی، همچنان پافشاری میكند. اعتراضات یكی دو هفته گذشته و كرنش اپوزیسیون رنگارنگ پرورژیم و فراخوان به قبول جمهوری اسلامی نوع امام زمانی احمدی نژاد، بار دیگر بر اهمیت این نكته كه باید مبارزات پراكنده و اعتراضات خاموش رو آمده و به موج خروشان تبدیل گردند، تأكید چند باره گذاشتند. لطف الله میثمی، سردبیر مجله "چشم انداز" كه در دوره خاتمی اصلاح طلب بود، در مصاحبهای با سایت "تابناك" همان "بازتاب" پلمپ شده توسط احمدینژاد، خواهان شركت میلیونی در انتخابات آینده مجلس برای "تو دهنی به شیطان بزرگ" میشود و میگوید صرفنظر از اینكه چه كسی رأی بیاورد، برای مخالفت با آمریكا و متحدینش نیاز به حضور قدرتمند در صندوقهای رأی هست. عباس عبدی، یكی از شخصیتهای اصلی جبهه مشاركت، در نوشتهای در روزنامه شهروند به سردبیری قوچانی، كه چندی پیش از احمدینژاد خواست دانشجویان كمونیست را سركوب كند، همان چرت و پرتهای میثمی را نشخوار میكند و میگوید كه حاضر است برای صلح، از حق شهروندی خود صرفنظر كند. شعار دانشجویان در ١٣ آذر اما، "استبداد داخلی، دخالت خارجی، محكوم است" بود. این شعار و صف متحد و خروشنده دانشجویان چپ در ١٣ و ١٦ آذر یك تودهنی كوبندهای به تمام رجزخوانیهای نوع میثمی و عبدی و قوچانی بود. شعار دیگری كه كمتر در رسانهها منعكس گردید، شعار "مردم چه نشستهاید" بود كه انتظار دانشجویان از مردمی كه نزدیك به سه دهه است با عناوین مختلفی مخالفت خود را با رژیم ابراز كردهاند، بود. دانشجویان یكی دو سال پیش نیز یك چنین شعاری را مطرح كردند. در هیچ جامعهای صرفا بخاطر اینكه بخشی از جامعه از حكومت ناراضی است و سرمایهداری را شایسته انسان نمیدانند، در اعتراض و اعتصاب روتین خود رو به مردم فراخوان پیوستن برای سرنگونی حكومت را نمیدهد. كلا مكانیسم اعتراضات جامعه چنین نیست. اما همه میدانند كه حكومت اسلامی روی آتشفشانی از خشم و نارضایتی نشسته است. اینكه چرا این آتشفشان دهان نمیگشاید، باعث تعجب دانشجویان شده است. باعث تعجب من هم شده است. راستش چنین جامعه ای، كه نزدیك به سه دهه است با این حكومت پارتیزانی می جنگد و به هر قانون و قاعده اش دهن كجی می كند، باید پشت اعتراضات دانشجوئی برود و كار این رژیم توحش را برای همیشه یكسره كند. كارگران هم با هر اعتراض خود به درست انگشت اتهام را به سوی مسئولین جمهوری اسلامی نشانه میروند. به درست به این نتیجه رسیدهاند كه مسئول مستقیم به قهقرا رفتن وضعیت معیشتیشان اسلام و حكومت اسلامی است. كارگران نساجی خوی در تجمع ١٧ آذرماه خود در اعتراض به مدیریت كارخانه كه گویا خصوصی است و نه دولتی، در مقابل فرمانداری شهر تجمع میكنند و یكی از كارگران میگوید: "آیا مسئولین دولتی چیزی از انسانیت میدانند؟" كارگران به ناگهان متوجه این نشدهاند كه این حكومت و مسئولین ریز و درشتش چیزی از انسانیت نمیدانند. در مبارزه و رودر روئی هروزهشان با این حكومت است كه به تدریج به این نتیجه رسیدهاند. این را كارگران شركت واحد، پتروشیمیها، ماشین سازیها، ذوب آهن، نساجیها، شهرداریها، كارگران نیشكر هفته تپه، كارگران كشت و صنعتها، كنف كاران، رانندگان و غیره، در هر اعتراضی كه خبرش در یكی دو سال گذشته به بیرون درز گردیده، با هزار زبان و علنا اعلام كردهاند كه این رژیم را نمیخواهند و میخواهند سر به تن این رژیم نباشد. این آرزو بسیار انسانی است؛ منتها آرزو كافی نیست. تا زمانی كه این اعتراضات پراكنده از انزوا در نیایند و با دیگر اعتراضات جاری در جامعه متحد نگردند، رژیم جمهوری اسلامی همچنان سر پا خواهد ماند. و این برای كارگران و كل جامعه ادامه فاجعه است. ١٧ دسامبر ٢٠٠٧
|
|||
|
|
|||
|
» مطالب ديگرى از همين نويسنده |
|||
|
|
|||
|
Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com |
|
||