به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  مقالات: در طول سال 2007 بیش از 170 هزار کارگر سوئدی صفوف اتحادیه های کارگری را ترک کردند

در طول سال 2007 بیش از 170 هزار کارگر سوئدی صفوف اتحادیه های کارگری را ترک کردند

AKTUEL       نشریه ای است که به طور ماهانه از  اتحادیه سراسری کارگران نروژ منتشر می شود. این نشریه  درآخرین شماره خود مصاحبه ای با آقای  لیف هوکانسون فرد شماره 3 اتحادیه سراسری کارگران سوئد، در رابطه با علت خروج کارگران از اتحادیه های کارگری این کشور انجام داده است. آقای هوکانسون مهمترین دلایل استعفای کارگران از عضویت در اتحادیه های کارگری را اوضاع سیاسی سوئد، چرخش به راست این جامعه!!  و تغییراتی در سیستم بیمه بیکاری ( Arbetslöshetsersättning) دانسته است. او میگوید وضعیت اتحادیه های کارگری در شهرهای بزرگ مانند استهکلم، یوتوبورگ و مالمو دراین سال فاجعه بار بوده است و روزانه دهها کارگر در این شهرها به دفاتر اتحادیه ها زنگ زده اند و خواهان استعفا از عضویت در اتحادیه ها گردیده اند.
اسامی اتحادیه هایی که در طول سال گذشته در سوئد اعضایشان را از دست داده اند به ترتیب به شرح زیر هستند.
HRF                     99 ، 17   درصد
LIVS                    61 ،10  درصد
  TRANSPORT    39 ، 9  درصد
HANDELS          9 درصد
GRAFISKA         8 درصد
FASTIGHETS     8 درصد
BYGGNAD         7 درصد
SEKO                   6  درصد
KOMUNALL      نزدیک 6 درصد
IF METALL         نزدیک 6 درصد

 Leif Håkansson میگوید اگر به طورجدی به فکر وضعیت کارگران نباشیم، بیم آن می رود که سناریو اواسط دهه هفتاد انگلستان در سوئد تکرار شود. به گفته هوکانسون ازاواسط دهه هفتاد تا سال 2005 بیش از 50 درصد از کارگران انگلیسی صفوف اتحادیه های آن کشو را ترک کرده اند. او در پایان مصاحبه خطاب به مسئولین جنبش اتحادیه ای در کشورهای سوئد، فنلاند، دانمارک و بلژیک  که تقریبا یک نوع سیستم بیمه بیکاری را دارند، میگوید به فکر راه حل جدیدی باشید. سیستم بیمه بیکاری کنونی جوابگوی نیاز کارگران نیست. من به دلیل بالا بودن سن و سالم  در کنگره اتحادیه سراسری کارگران که در ماه مه برگذار خواهد شد از پذیرش مسئولیت در این اتحادیه خودداری خواهم کرد.  آقای  Leif Håkansson  از چرخش به راست جامعه سخن می گوید و معلوم نیست که منظور وی از جامعه چه چیز هست. او ظاهراً در مقام عضو بلند پایه و صاحب قدرت اتحادیه سراسری و در پرتو نوع نگاه مسلط بر سازمان خویش جامعه را متشکل از طبقات نمی داند. بر این باور نیست که در این جامعه دو طبقه متخاصم و متضاد رویاروی هم قرار دارند. از گردش به راست جامعه حرف می زند و در این میان  تعرض توحش بار طبقه سرمایه دار علیه توده های کارگر را یکراست لاپوشانی می کند. از چرخش به راست جامعه سخن می راند و نقش سوسیال دموکراسی را در برنامه ریزی تعرض بشرستیز سرمایه علیه معیشت کارگران سخت استتار می کند. او چرخش به راست جامعه را طرح می کند و نقش بسیار آشکار اتحادیه سراسری کارگران سوند و نقس بارز خود به عنوان عضو عالیمقام این اتحادیه در کمک به سلاخی معیشت کارگران توسط نظام سرمایه داری را از انظار مخفی می سازد.
آقای Leif Håkansson از کاهش بیمه بیکاری کارگران حرف می زند اما کلامی بر زبان نمی راند که چرا اتحادیه تحت فرمان وی در مقابل این جنایت بورژوازی سکوت کرده است و هیچ نمی گوید که چرا حزب سوسیال دموکرات متبوع او در برابر چنین توحشی لام تا کاف صامت مانده است. ایشان استعفای 170000  کارگری سوندی از  LO را اعتراف می کند اما کلامی نمی گوید که LO  در خاموش ساختن آتشفشان اعتراض کارگران علیه سرمایه داری چه نقش اساسی بازی کرده است. Håkansson  حاضر به گفتن کلامی در این راستا نیست که اتحادیه اش چگونه در طول چندین دهه با آویختن کل جنبش کارگری به دار سازش و مماشات با نظام بردگی مزدی روحیه و فکر تعرض علیه جنایات روز سرمایه داری را در آنها خفه ساخته است.
Leif Håkansson و سران اتحادیه و حزب سوسیال دموکرات سوئد در این گذر سکوت می کنند زیرا خود آنها یک عامل اساسی تحمیل این وضعیت بر طبقه کارگر سوند بوده و هستند. آنها طبیعی است که چنان کنند و چنین سکوت کنند اما کارگر سوئدی هم باید بیاموزد که چه کند؟ ایا صرف خروج از LO  درد او و طبقه او را دوا خواهد کرد؟ معلوم است که باید بالاخره از  LO  خارج شود اما سؤال اساسی پیش پای او این است که می خواهد چه راهی را در پیش گیرد؟ فکر متشکل بودن را از سر خود به در کند؟؟!!! این فاجعه ای عظیم است. آیا راه دیگری برای متشکل شدن و اعمال قدرت متحد طبقاتی علیه سرمایه داران و کل نظام بشرستیز سرمایه داری ندارد؟؟ مسلماً دارد. اما آنچه در لحظه حاضر برای او اساسی است این است که دست همه همزنجیران معترض خود به توحش بورژوازی را فشار دهد. با آنها به گفتگو پردازد. برای این گفتگو و برای چاره اندیشی متحد، برای سازمان دادن همرزمی و اعتراض یکپارچه هیچ دقیقه ای غفلت نکند و از هیچ تلاشی دریغ نورزد. در تار و پود این تلاش و این گفتگو و این همفکری ماهیت سازشکار ضد کارگری رفرمیسم راست اتحادیه ای را هر چه بیشتر تعمق کنند. نقش ارتجاعی سوسیال دموکراسی در ماندگار سازی بردگی مزدی و تحمیل بربریت سرمایه داری بر کارگران دنیا را هر چه بیشتر بازشناسی کنند. کارگر سوندی و کل کارگران سوئد باید در همین راستا برای نوعی جدیدی از سازمانیابی، برای سازمانیابی شورائی ضد سرمایه و سرمایه داری با هم همراه و همداستان شوند.
در طول ماهها و سالهای آینده پروسه خروج از LO  و کل اتحادیه های کارگری چه در سوئد، چه در تمامی اتحادیه اروپا و چه در سرتاسر جهان به طور قطع توسعه خواهد یافت. اتحادیه ها در شرائط موجود آلت دست سرمایه جهانی برای تحمیل تمامی برنامه ریزی های نئولیبرالی بر طبقه کارگرند. توده کارگر خلع سلاح شده توسط اتحادیه ها اینک به گاه مواجهه با این وضعیت طبیعتاً بسیار سر درگم است اما راه چاره چندان مبهم نیست. روزی سوسیال دموکراسی و رفرمیسم راست اتحادیه ای موفق شدند جنبش ضد سرمایه داری کارگران را در گورستان جنبش اتحادیه ای دفن کند. اینک نوبت کارگران است که اتحادیه های سرمایه سالار، سوسیال دموکراسی و همه رفرمیسم راست و چپ را در زیر چرخ جنبش ضد سرمایه داری و کار مزدی و سوسیالیستی خود له سازند. 
Leif Håkansson  بنا به گفته خویش به خاطر سن و سال زیادش در کنگره آتی LO  شرکت نمی کند. او به احتمال هر چه زودتر با حقوق ماهانه بسیار کلان خویش و با ثروت سرشاری که در طول سالیان دراز بالانشینی  LO  از محل انعقاد    Fallskärmavtalها ( قرارداد چتر نجات) با سرمایه داران و نوع این کارها اندوخته است مابقی عمر را همسان آنچه پشت سر نهاده است در بهترین مناطق دنیا با عیش و خرمی پشت سر خواهد نهاد. او با کسب سهم خود از استثمار بیکران توده های کارگر به عنوان فردی از سران اتحادیه کارگری، در همکاری و مماشات استراتژیک با نظام سرمایه داری بسیار مرفه و شاد و با نشاط خواهد زیست. او برنده شده است. بازنده توده وسیع کارگری است که زیر فشار تعرض  وحشیانه سرمایه و در پرتو همدستی تاریخی اتحادیه کارگری منحل در ملزومات سودآوری عظیم سرمایه ها و ماندگاری نظام بردگی مزدی اینک حتی بیمه بیکاری خویش را نیز از دست داده است. مدرسه بچه اش به صورت وحشتناکی آماج سلاخی ها است. تخت های بیمارستانش نصف شده است و شمار پرستاران و پزشکانش 30% کاهش یافته است. تا اینجا نظام سرمایه داری، اتحادیه کارگری، سوسیال دموکراسی و امثال آقای Leif Håkansson  برنده اند و کارگران سوئدی  بازنده شده اند. از این به بعد است که ساختار همه این برد و باخت ها باید از بیخ و بن  زیر و رو شود.

ملک پیرخضری
20 ژانویه  8 20


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • جنبش لغو کار مزدی و وحشت رفرمیسم چپ و راست
  • نگاهی‌ به بحران داخلی‌ اتحادیه سراسری کارگران نروژ ( ا ل او )
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com