به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  مقالات: در دفاع از "کميته‌ ھماھنگی"

در دفاع از "کميته‌ ھماھنگی"

صديق جھانی

از اعلام موجوديت "کميته‌ پيگيری"، حدودا سه‌ سال می گذرد. ھمانطور که‌ در جريان ھستيد، اين "کميته‌" مورد استقبال کارگران قرار نگرفت. دلائل عدم استقبال کارگران، اساسا بخاطر جھتگيری غير پيشروی بود که‌ اين نھاد به‌ اصطلاح کارگری اتخاذ نمود. منتھا ديری نگذشت که‌ جمعی از فعالين کارگری آستين را بالا زدند و در مدت زمان بسيار کوتاھی "کميته‌ ھماھنگی برای ايجاد تشکل ھای کارگری" را در تقابل با "کميته‌ پيگيری" ايجاد کردند. اين حرکت، "کميته‌ پيگری" را به‌ انزوا و نابودی کشاند. اکنون، "کميته‌ پيگيری در درون جنبش کارگری از موضوعيت افتاده و کارگران ھيچگونه‌ اھميتی به‌ سر نوشت آن نشان نمی دھند.     
با اين حال بد نيست که‌ نگاه‌ مختصری به‌ "کميته‌ ھماھنگی" بيافکنيم. اولا، با پيدايش اين  نھاد کارگری، شور و شوق و جنب و جوشھای نوين و اميدوار کننده‌ای در درون جنبش کارگری راه‌ افتاد. در تداوم با اين شور و شوق، تعداد چشمگيری از فعالين کارگری در"کميته‌" مورد نظر ثبت نام کردند. حاصل کار جمعی و خلاقيتھای که‌ اين "کميته‌" از خود نشان داد، بطور مختصر عبارتند از دامن زدن به‌ تبادل نظر در مورد سازمانيابی کارگری، برگزاری مشترک اول ماه‌ مه‌ در شھرھای کردستان، کاناليزه‌ کردن پيوندھای کارگری در سطح سراسری، ايجاد کميته‌ دفاع از محمود صالحی، راه‌ اندازی سايت و وبلاگ ھای کارگری در سطح اينترنت، برگزاری جلسات پيرامون مسائل مبرم جنبش کارگری، نوشتن مطالب ارزنده‌ و از سوی ديگر انعکاس چالش ھای کارگری و ... می باشد. 

ثمر فعاليت ھای که‌ ذکر شد‌، اين است که‌ جنبش کارگری ايران و رھبرانش بعد از ٢٨ سال مجددا مورد توجه‌ افکار عمومی و از سوی ديگر حمايت بی سابقه‌ طبقه‌ کارگر در سطح بين المللی قرار گرفته‌ است. از نظر امنيتی نيز، اين فاکتور به‌ سنگری محکم برای فعالين کارگری تبديل شده‌ و ديگر ج.اسلامی مانند ده‌ھه‌ شصت نمی تواند "جمال چراغ ويسی"ھا را اعدام نمايد.                                                      

جالب اينجاست، در اوج محبوبيت و پيشروی ناگھان "کميته‌ ھماھنگی" با يک بحران حاد روبرو شده‌ و بيم آن می رود که در آينده‌ نه‌ چندان دور،‌ به‌ سر نوشت "کميته‌ پيگيری" گرفتار آيد. مشکل چيست؟ در پيوند با اين موضوع، ادامه‌ مبحث را پی می گيريم. اگر به‌ نحوه‌ و از سوی ديگر به‌ تاريخ شکلگيری اين "کميته‌" نگاھی بيافکنيم، آنگاه‌ روشن می شود که‌ ايجاد "کميته‌ ھماھنگی" ائتلاف جمعی از فعالين کارگری بود که‌ سه‌ سال قبل در نظر داشتند بطور ھماھنگ پروسه‌ سازمانيابی کارگری را متحقق سازند. ھمانطور که‌ ذکر شد، آنھا گام ھای موثری را در اين زمينه‌ برداشتند. منتھا بجای ادامه‌ دادن آن، اکنون واژه‌ھای بی ربط و حاشيه‌ای مانند "اساسنامه‌" و "استراتژی"  که عمدتا از جانب روشنفکران عصيان زده‌ طراحی شده‌اند، مھم شده‌ است. کسی که‌ تا ديروز، مشترکا و در اوج دوستی و رفاقت اين ھمه‌ کار با ارزش را انجام داده‌، چه‌ معجزه‌ای رخ داده‌ که‌ امروز به‌ ھم سر نوشتان خود بی احترامی می کنند؟                                                                                                                            
 روشن است که پشت‌ بحران اخير در درون "کميته‌ ھماھنگی" يک نوع دگماتيسم قرار گرفته‌ و کسانی نيز در تلاش اند که‌‌ زير پوشش سازمانيابی کارگری، صفوف اين "کميته‌" را متلاشی نمايند. اما تاسف اينجاست که‌ بعضی از فعالين کارگری نه‌تنھا اين خطر را تشخيص نداده‌ بلکه‌ خود آنھا از انحلال طلبان دنباله‌ روی و حمايت می کنند. اصليترين دليل اين دنباله‌ روی، ناشی از عدم استقلال فکری آنھا می باشد. وگرنه‌ ھيچ فعال سر خط کارگری دنبال روشنفکران لورد نشين و به‌ ظاھر برابری طلب نمی افتد. در اين رابطه‌ کارل مارکس، بارھا تاکيد کرده که‌ تا زمانی طبقه‌ کارگر خود‌ آگاه‌ نشود، ھرگز نمی تواند روی پای خود بياستد. در مورد "کميته‌ ھماھنگی" و بحران کنونياش ھمين حرف صدق می کند. زيرا تعدادی غير کارگر و روشنفکر تحت عنوان واژه‌ھای "اساسنامه‌" و "استراتژی"  در صدند که‌ يگانگی طبقه‌ کارگر را با دشواری مواجه‌ سازند. از اين رو،‌ لازم است که جنبش کارگری را‌ در مقابل اينگونه‌ خطرھا واکسنه‌ نمايم. منتھا، تا آنجايکه‌ به‌ اين يا فرمول بندی مبارزاتی برگردد، بنده‌ ھيچگونه‌‌ مخالفتی ندارم. اما، قبل از طرح ھر گونه‌ مبحثی پيرامون "اساسنامه‌" و ... ما احتياج به‌ دوستی، صميميت و رفاقت داريم زيرا در دل فضای سالم و سر شار از دوستی می باشد که‌ فعالين کارگری می توانند درک مشترکی از اينگونه‌ فرمول بندیھا بعمل بياورند. در غير اينصورت، تدوين ھر کدام از مقولات مورد نظر تصنوعی خواھد بود و آخر سر نيز به‌ بن بست می رسد.                                                            
فعالين "کميته‌ ھماھنگی" بارھا اظھار داشته‌اند که‌ اکثريت توده‌ھای کارگر و زحمتکش مخالف نظام سرمايه‌داری می باشند. اگر اينطور است، چرا اين اکثريت در حول و حوش ايجاد دنيای فارغ از بردگی متحد نمی شود؟ چرا آنھا را برای آزادی رھبر خوشنام و شناخته‌ شده‌شان (محمود صالحی) به‌ خيابانھا نمی آوريد؟ مگر بخشی از جامعه‌ ايران ( کردستان )، در محکوميت کشتن فجيحانه‌ "شوانه‌ سيد قادری" اعتصاب عمومی نکردند، چرا شما نيز عليه‌ ترور "حميد مجيدی" و زندانی کردن فعالين حق طلب کارگری اين کار را نکرديد؟ آيا با تغيير دادن اين يا آن بند "اساسنامه‌" و يا "استراتژی" ، می توان دستھا و قلبھای ميليونھا‌ کارگر و زحمتکش پراکنده‌ را به‌ ھم نزديک کرد و نتيجتا يک دنيای آزاد و برابر ساخت؟ بی شک جواب نه‌ است زيرا ھيچ کارگر و زحمتکشی بی ھدف، بی اساسنامه‌ و بی استراتژی مبارزه‌ نکرده‌ و کماکان نمی کند. در اين رابطه‌، از ھر کارگر و زحمتکشی بپرسيد، چه‌ چيزی را می خواھيد، بدون اما و اگر می گويد دنيای آزاد و برابر و اگر بپرسيد، دشمن شما کيست، با صراحت خواھد گفت نظام سرمايه‌داری می باشد. در ثانی، اگر مشکل تاکتيک، اساسنامه‌ و ... است، کارل مارکس بسيار زيبا آن را نوشته‌ و بدرد امروز ھم می خورد. بنابراين، متوجه‌ می شويم که‌ دعوای درون "کميته‌ ھماھنگی" آلوده‌ به‌ سنت ھای روشنفکرانه‌ می باشد.                                                                 
ھمانطور که‌ در طول نوشته‌ تاکيد کردم، کشمکش ھای درون "کميته ھماھنگی‌"، اساسا بر سر دو موضوع قرار دارد. اولا، تعدادی روشنفکر خارج از سوخت و ساز طبقه‌ کارگر، در صددند که‌ در لابلای کتابھا و در درون جنبش کارگری سکت بسازند. دوما، در مقابل اين خطر جمعی از پيشروان کارگری قرار گرفته‌ و شديدا می کوشند که‌ خدشه‌ای به‌ پروسه‌ يگانگی طبقه‌ کارگر از جمله‌ "کميته‌ ھماھنگی" وارد نشود. از اين رو، متوجه‌ می شويم که‌ دسته‌ اول از جنس ما نيستند و بايد اجازه‌ ندھيم که بيش از اين صفوف ما را متلاشی نمايند. از نظر من، "کميته‌ ھماھنگی" حاصل دوره‌ای حساس از چالش ھای کارگری می باشد. استثمار شدگان بخصوص فعالين سر شناس آنھا جھت ادامه‌ کاری اين نھاد کارگری مشکلات و رنجھای زيادی را متحمل شده‌اند. اين نھاد يکی از نقطه‌ قوتھای طبقه‌ کارگر محسوب می شود، لذا به‌ ھر نحوی شده‌‌ بايد نگذاريم صفوف آن متلاشی بشود.                  
ما ھيچگونه‌ احتياجی به‌ کپی برداری از انشاء و ترفندھای مبارزاتی که‌ "استراتژی" و "اساسنامه‌" نويسان، طراحی کرده‌اند، نداريم. زيرا فرھنگ آنھا دقيقا شبيه‌ جريان "سوسياليست کارگری" و احزاب کمونيست کارگری"ھا می باشد. ھمانطور که‌ اطلاع داريد، اين گروھا نيزعلت درجا زدن و ناکامی خود را اشکال در فرمولبندی اساسنامه‌ و استراتژی تلقی کرده‌ و دوره‌ای با اينگونه‌ مسائل ور رفتنتد و بجای پيدا کردن راه‌ حلی زمينی، آخر سر نيز به‌ ٢٥ تيکه مختلف تبديل‌ شدند. حال سوال اين است، کسی که‌ فکر نکرده‌‌‌ مقوله‌ کذای "اساسنامه"‌ و "استراتژی" را علم کرده‌ و نمی خواھد با شخصيتی پيشرو، جسور و شايسته‌ مانند "محمود صالحی" کار کند، با کی می خواھد عليه‌ لغو کار مزدی برزمد؟                    
صديق جھانی

٠٨-٠١-١٥


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • پاسخی به‌ کينه‌ توزی آقای "برھان ديوارگر"
  • حاشيه‌اى بر اختلافات درون "کميته‌ ھماھنگى"
  • در دفاع از "کميته‌ ھماھنگی"
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com