حاشيهاى بر اختلافات درون "کميته ھماھنگى"

دوستان و همسرنوشتان عزیز!
تشکیل "كميته ھماھنگى براى ايجاد تشکل ھاى کارگرى"، به عنوان یکی از سنگرهای مبارزه و تشکل یابی کارگری خبر مسرت انگیزی بود که هر فعال کارگری واقعی را خوشحال کرد. امید این بود که این تشکل دستها و قلبهای کارگری بیشتری را به هم نزدیک کند. امید این بود که شما صدای گرم اتحاد و همبستگی کارگری را به تک تک خانه های کارگری برده و نشان دهید که حتی در این دوران سیاه فقر و خفقان نیز باهم بودن, باهم همفکری کردن, باهم مبارزه کردن و اتحاد و همبستگی کارگری نه تنها ضروری بلکه ممکن است. امید این بود که این گام با هر کم و کسری به گامهای سترگ تری در مبارزه کار علیه سرمایه تبدیل شود. امید این بود که این "کميته" ابزاری برای تسهیل تشکل یابی توده ای کارگری علیه سرمایه باشد!
تصویر امروز از "کمیته هماهنگی" اما, با کمال تاسف, فرسنگها از امید اولیه فاصله دارد. در حالی که سخنگوی این کمیته, محمود صالحی, تاوان مبارزه علیه سرمایه را با تنی بیمار و روحی عشق ورز در زندان جمهوری اسلامی میپردازد, در حالی که هزاران چشم مشتاق و قلب نگران سرنوشت او را در اقصی نقاط جهان دنبال میکنند. در چنين شرايطى، اعضاى "کمیته همانگی" مى بايستى بجاى دامن زدن به اينگونه مباحثات نگران کننده، تمام توان و انرژى خويش را روى اتحاد کارگرى و سازماندھى آنھا حول آزادى "محمود صالحى" متمرکز مى کردند. متاسفانه جمعى از اين رفقا، نهتنھا اين کار را نکردند بلکه به تسویه حسابهای "خطی", نظری و شخصی بھاء دادند. از این بدتر، تعدادى از اين فعالین که مدعی تقویت اتحاد و همبستگی کارگری مى باشند، در حال کشت و آبیاری تخم نفاق, نفرت و دوری گرفتن از یکدیگر هستند!
آنھايکه بطور روزافزون فرمول زرق و برق دار مبارزاتى را اختراع مى کنند، بلاخره در اين دوره نشان دادند که تنھا کارشان دامن زدن به رقابت, ریا, پشت پازدن, تهمت, افترا و غیرو مى باشد. این فرهنگ از جنس فرهنگ دیالوگ کارگری برای دست یافتن به راه حلی بهتر در مبارزه و تشکل یابی کارگری نیست. اميد من اين است که اين رفقا، به جھتى بپيوندند که "محمود صالحى" ، "بھزاد سھرابى" ، "محمد عبديپور" ، "سيد جلال حسينى" و ... در پيش گرفتهاند.
رفقاء، آیا بعد از این همه تجارب انتظار "بلوغ مبارزاتی" از شما انتظار بی جایی است؟ تا کی قرار است منافع جنبشی فدای منافع کوته نظرانه فردى بشود؟ تا کی قرار است استقلال طبقاتی جنبش کارگری فدای خود محور بينى گردد؟ آیا در روز روشن نمی بینید که "فرمول های طلایی" انحصاری نظیر "استراتژی", "ضد سرمایه داری", "لغو کار مزدی" و غیرو ابزار تفرقه, نفاق, نفرت و دوری فعالین کارگری از یکدیگر است؟ آیا این توقع اولیه نابجایی است که هر تحلیل, تئوری, فرمولی را که موجب تفرق در میان شما میشود را دفع و نظریه های و تحلیل هایی که دوستی, رفاقت, اتحاد و همبستگی میان شما را تقویت میکند را در آغوش بگیرید؟ سخنگوی کمیته شما در زندان است! آیا توقع بالایی است که برای آزادی ایشان وحدت و همبستگی خود را حفظ کنید؟ وقتی بر سر راه این حداقل انتظارات، در بين شما نيش ترمز وجود دارد، تکليف شعار "کارگران جهان متحد شوید!" را براى ھمسايه و کارگر بغل دستى چطور روشن مى کنيد؟ فراز و نشيبھاى مبارزاتى و نيازمندى تودهھاى کارگر و زحمتکش، ثابت کرده که دهها و صدها نھاد نظیر "کمیته هماهنگی" نمى تواند پاسخگوی نیاز طبقاتی کارگر ایرانی باشد!. "کميته ھماھنگى" قرار بود به گوشهاى ولو کوچک از نيازمنديھاى انسان ھاى محروم کمک برساند. اما در بطن چنين فضاى، بيم آن مى رود که اين اندک توقع نیز جابجا نشود! رفقا، رمز و محک موفقیت شما در این دوره حفظ "کمیته هماهنگی" به عنوان تبلور حفظ اتحاد و همبستگی کارگری است!
رفقا و دوستان عزیز!
زخمها را تا عفونی نشده میشود و باید مرهم زد! اجازه ندهید ویروس نفاق که در آزمایشگاه سکتاریستی تولید میشود پیکر شما را نیز به عفونت بیالاید! مشکل شما نه استراتژی است و نه اساسنامه! حتما باید سر بسیاری از مسائل از جمله استراتژی و اساسنامه نیز جدل کرد, دعوا کرد, اختلاف داشت و غیرو. اما همه اینها حتی اگر به نتایج خوبی هم برسد بدون ابزار انسانی تحقق آن فقط بدرد آدمهای حراف میخورد تا پيش برد مبارزه کارگری! از اين رو متوجه مى شويم که بدون ابزار نمى توان دگرگونى را بوجود آورد. شما بهتر میدانید که دست چند کارگر را در دست هم گذاشتن, برای هدف معینی همدل شدن, بویژه در این دوره, پروژه بزرگی است! بنابراين، خشت های روی هم گذاشته تاکنونی را به این راحتی به هم نریزید! شما قبل از هر چیز نیازمند حفظ حرمت یکدیگر, حفظ دوستی ها, مراودتها و تحکیم همبستگی و اتحاد کارگری میان خود و گسترش آن در میان کارگران بیشتری هستید! اولین تجمع خود را بجای "تعیین تکلیف" بر سر اساسنامه و بحث های کشاف نامربوط به این دوره, به پاسخ به این سوال معطوف کنید: چگونه میشود رفاقت, همدلی, اتحاد و مبارزه مشترک میان فعالین و هواداران "کمیته هماهنگی" را تقویت کرد؟ اکثریت شما با هدف پاسخ مثبت به این سوال دور هم جمع میشوید! کاری کنید که نتیجه تجمعتان تقویت هدف اکثریت اعضا و هواداران "کمیته هماهنگی" و دوستداران شما, از جمله, امثال من باشيد!
با آرزوی موفقیت و همبستگی بیشتر!
صدیق جهانی
١٦ ژانویه ٠٨ – ٠١ - ١٦