همراه شو رفيق، اين درد مشترک جدا جدا هرگز درمان نمی شود
اتحاد رمز پیروزیست
فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)
حدود یکصد سال از مبارزات آزادیخواهانه و برابری طلبانه مبارزین جنبش چپ در ایران می گذرد،چندین هزار از مبارزین این جنبش در مبارزه علیه رژیمهای وابسته پادشاهی و اسلامی، عاشقانه جان عزیزشان را فدای رهایی مردم و استقلال ایران نمودند.
مبارزین جنبش چپ ایران طی این مدت، با توجه به وجود نگرشهای متفاوت نظری و دیدگاهی خود، دوره ها و بحرانهای مختلف سیاسی را با شکستها و پیروزهای مختلفی آزموده و تجربه کرده اند. آنچه در پس این مبارزات به روشنی می درخشد نام نیک هزاران مبارز انقلابی کمونیست و سوسیالیست می باشد که مسئولانه در مبارزات طبقاتی مردم کشور خود شرکت کرده و بدون هر گونه چشم داشتی هزینه آنرا پرداخت کرده اند.
نکته ای که در مبارزات جنبش چپ ایران بسیار مشهود است و هر مبارز و نیروی سیاسی چپ می بایست از آن درس بگیرد، نبود همکاری و ارتباط تنگاتنگ پیرامون مسائل کلیدی مبارزه علیه حاکمان می باشد. نیروی حاکم همیشه از این دوری و تفرق بیشترین بهره ها را برده است، در هر زمانی که چپ توانست خود را سازماندهی نماید و بر سر اصول بنیادین به توافق برسد بیشترین دستاورد را به همراه داشته است.
همه نیروهای چپ ایرانی پیرامون وحدت، بیشترین شعارها را عرضه کرده اند ولی هیچگاه بطور اصولی، خود متقاضی و خریدار این شعار ارزشمند و حیاتی نبوده اند، همه می دانند و می گویند اتحاد رمز پیروزی است ولی هیچگاه نگفته اند برای رسیدن به این اتحاد کدام راهها را رفته اند و کدام گذشت را نموده اند ،چگونه است که این رمز پیروزی تاکنون از طرف مبارزین جنبش چپ کشف و گشوده نشده است.
چپ ما باید مستقل و بدور از کپی برداری و الگو برداری های گذشته فاصله گرفته و تنها تجربه نیروهای چپ بین المللی را برای تجربه اندوزی و دوری از خطا مد نظر قرار دهد.
ما در گذشته بطرق مختلف چوب الگو برداری و کپی کاریها در شیوه های مبارزاتی را خورده و تجربه کرده ایم .اکنون باید آموخته باشیم که مبارزات نیروهای چپ در ایران میتواند الگو و تجربه ایی با شرایط خاص خود برای جنبش کمونیستی و بین المللی باشد.
تبعیت و الگو برداری از دیگر احزاب و کشورهای چپ، بدون انطباق آن با شرایط ایران، بیشترین آسیب را به اعتبار مبارزات نیروهای وطنی زده است، دشمن همواره از این عناصر برای انحراف افکار عمومی و بی اعتبار کردن استقلال جنبش بهره برداری لازم را نموده و مردم را از اطراف اپوزیسیون چپ رانده است.
هر گاه رهبران مردمی در جنبش چپ ایران، مستقل از بلوک بندی رایج گذشته قد علم کردند جنبش مستقل ما از اعتبار و ارزش بیشتری نزد کارگران و زحمتکشان ایران برخوردار گردید.
پرداختن به علل شکست و پیروزیهای جنبش چپ، نیرو و مطالعات گسترده ای را می طلبد ولی یکی از محوریترین عللی راکه بطور خلاصه می توان در این زمینه نام برد و می بایست از طرف بخش وسیعی از دلسوزان جنبش چپ بدان پرداخته شود اتحاد است.
در شرایط مبارزاتی این شعار (اتحاد ، مبارزه ، پیروزی) نیازی واقعی و هم عملی است اما چگونه است که ما در اولین قدم، سالها در جا مانده ایم . اشکال کار در کجاست؟ همه در صحت این شعار یقین داریم به مبارزه نیز معتقد و هزینه اش را تاکنون بارها پرداخته ایم، ولی چگونه است که در اکثر موارد شکست نصیبمان شده است؟
آیا عدم توافق در تعهد عملی به اولین بخش این شعار یعنی اتحاد، خود شکست به حساب نمی آید، آیا قبل از پا گذاشتن به میدان مبارزه شکست را برای خود ترسیم نکرده ایم؟
آیا دشمن نیز در تقابل با ما متفرق عمل می کند؟ آیا دشمن بیشترین هزینه اش را برای دخالت و تفرق در بین ما همچون گذشته بکار نخواهد انداخت؟ آیا طی سالهای متمادی در این سناریو موفق نبوده است؟ آیا ما خود در شکستهایمان مسئول نیستیم و تنها خشونت و بیرحمی دشمن منجر به شکست ما شده است؟ یقینا بخش زیادی، از رهبران گرفته تا اعضای ساده جریانهای سیاسی هر کدام به زعم خود در این شکستها نقش کلیدی داشته اند.
آیا با تمام وجود، با رهبران خود بعد از سالها تجربه وارد مناقشه شده و برای زدودن انحرافات، آنها را به چالش کشیدیم؟ آیا عمل وحدت شکنانه آنها را در درون جریانهای سیاسی خود گوشزد کرده ایم؟ یقینا که چنین وظایفی را بخوبی انجام نداده و دیگر رفقا ی همرزم و منتقد خود را در ادامه چنین مبارزه درون گروهی رها نموده ایم و بر اساس مصلحتهای آنی چشمهای خود را بر انحرافات و واقعیتهای مبارزه بسته ایم. واقعیت تلخ اینست که اگر امروز بر اشتباهات خود واقف نشویم و آنرا مرتفع نکنیم، مطمئنا در آینده، مجبور خواهیم شد برای این غفلت هزینه ایی بمراتب سنگین تر پرداخت نمائیم.
شاید عده ایی از رفقای جنبش چپ مدعی شوند که نمی توان بصورتی احساسی و با عجله در این زمینه گام برداشت و باید بر اساس برنامه ایی مدون در این راه قدم برداشت و یا اینکه زمینه مادی چنین اتحادی در میان نیروهای چپ ایران مهیا نمی باشد و عده ایی با پیش کشیدن اشتباهات تاریخی دیگران اولین گام را منوط به حل پیش شرطی همچون اختلافات و مناقشات گذشته بنمایند.
طبیعی است نیروهای جنبش چپ ایران با تاریخ صد ساله خود در بسیاری از زمینه با توجه به تنوع حزبی و سازمانی، دچار اشتباهات گاه بسیار غیر قابل جبرانی نیز شده است و کمتر سازمانی را سراغ داریم که در ادامه مبارزات خود دچار چنین انحرافاتی نشده باشد.
اما این اختلافات باعث نمی شود که تا ابد بخواهیم و یا بتوانیم به تنهایی راهی را به پیمایم که از توان این جمع متفرق بر نخواهد آمد، اشتباهات بخشی از ما بسیار مخرب بوده است ، وظیفه ماست که به اشتباهات خود بدون ملاحظه کاری اعتراف نموده و در صدد اصلاح آن برآئیم، باید دانست دشمن و برخی از دوستان نادان و فرصت طلب ممکن است از این انتقادات سوء استفاده نیز بنمایند ، آنچه برای ما در این ارتباط باید مهم باشد صداقت ماست که بواسطه آن بخش زیادی از کدورتها و ابهامات را از میان برخواهد داشت و زمینه مانور دشمن را در پاشاندن بذر تفرقه کمتر خواهد نمود.
یقینا که بحث و نظر دوستانی که به داشتن برنامه ایی مشترک و اصولی اعتقاد دارند درست است ولی باید از این دوستان پرسید آن برنامه کدام است و چه پرامترهایی را مد نظر خواهد داشت؟ منافع واقعی ما در اتحاد و قدرت سازمان یابیمان در میدان مبارزه است. بر اساس چنین نگرشهایی تاکنون کدام فراخوان و راهکار را ارائه نموده ایم و تا کجا حاضر شدیم از منافع فردی و گروهی خود بگذریم.
آیا زمینه مادی چنین اتحاد مقدسی کی شکل خواهد گرفت و چه موقع حاضر خواهیم بود از پیش شرطهای غیر عملی خود بگذریم، تاکنون با طرح چنین محدودیتهای غیر عملی، کدام خدمت را به پیشبرد مبارزه نموده ایم.
هر کدام از ما در حرف رهبر، پیغمبر و صاحب چندین کتاب و یا مقاله نیز می باشیم و بر خود قبولانده ایم که می توانیم ناجی مردم ستم دیده کشور خود باشیم، اما در عمل نه تنها رهایی ملت خود را رقم نزده ایم بلکه بخش وسیعی از آنها را که به مبارزه روی آورده اند از خود رانده ایم و یا در تخیلات بی پایان خود گرفتار آمده ایم.
عده ایی از نیروهای جنبش چپ توانستند در بعضی از مقاطع تاریخی با حفظ منافع گروهی، اتحادهای محدود، موقت و یا ناپایداری را در ارتباط با هم پیش برند که در جای خود مفید بوده و تجربه حاصل از آن می تواند در پیشبرد گامهای بعدی موثر واقع شود، نیاز است هر کدام از این نیروها تجربیات خود را در این زمینه در سطح جنبش مطرح نمایند تا دیگران نیز تجربه اندوزی کنند.
ما اعتقاد داریم برای رسیدن به اتحادی پایدار باید به ابهامات و سئوالهای طرح شده پاسخ گفت و برای اولین گام باید هر جریان سیاسی چپ تحولات دمکراتیک را از درون خود آغاز نماید، انحرافات فرقه ایی و منافع گروهی را فدای منافع جنبش نماید زیرا طی سی سال گذشته به وضوع مشخص شده است روند جاری مبارزات سازمانها و احزاب مدعی چپ در پروسه سازمانیابی روندی نزولی و منفی بوده است، انشعابات گوناگون و جدائیهای بسیار، حکایت از بیماری مزمنی است که میتواند جنبش چپ را در تاثیر گذاری بر مبارزات سیاسی بیش از گذشته عقیم نماید.
ما معتقدیم رمز پیروزی جنبش چپ در اتحاد فراگیر متشکل از بخش وسیعی از عناصر چپ است و این گام را از هر نقطه ای که بتوان باید آغاز نمود. جامعه ایران زمانی متحول خواهد شد و بسوی آزادی و برابری پیش خواهد رفت که دارای چپی متحد و توانمند باشد. تنها جنبش چپ است که می تواند عناصر ملی و مردمی را با خود همراه سازد و این امیدواری را نزد عامه مردم ایجاد نماید.
ما معتقدیم، بهترین شکل اتحاد نیروهای سیاسی مدافع آرمان طبقه کارگر ایران، تشکیل حزب طبقه کارگر و ادغام احزاب و سازمانهای سیاسی موجود می باشد ولی، باید گفت اجرای چنین طرحی نیاز به آگاهی، فداکاری، حس مسئولیت پذیری بسیار بالا را خواهد داشت که متاسفانه بخشی زیادی از ما فاقد همه آنها بطور همزمان در خود می باشیم.
لذا ناچارا می گوئیم، برای یک اتحاد اصولی و پایدار باید تعرف مشخصی از اتحاد را ارائه داد و هدف از آنرا بیان نمود تا در میانه راه تفاوتها و تناقضات باعث معضل و جدایی بیشتر نگردد، طبیعی است در هر حرکت مبارزاتی ممکن است مواردی پدید و یا پیش آید که برای عناصر متشکله وحدت تازگی داشته باشد بنابر این علاوه بر هدف می بایست چهارچوبی دمکراتیک تعیین گشته تا بتوان با وجود تفاوتها در یک ساختار دمکراتیک، همزیستی داشت.
ممکن است طرحها و پیش شرط های ارائه شده در بسیاری از مواقع متفاوت طرح گردند و یا در بعضی از مواقع نتوان در مورد تک تک آنها به توافق رسید و یا عده بسیار قلیلی در رهبری سازمانهای سیاسی چپ وجود داشته باشند که در مقابل هر گونه تحول دمکراتیک مقاومت کرده و منافع خود را در تفرق و تضعیف دیگر نیروها جستجو نمایند و از بحث و مناظره نیروها بر سر موضوع اتحاد وحشت داشته باشند، از اینروی وظیفه نیروهای دلسوز جنبش است تا علاوه بر ارائه طرحهای عملی در جهت رسیدن به اتحادی اصولی مبارزات درون گروهی خود را بیش از گذشته در راه وحدت شدت بخشند.
سی سال از عمر رژیم جمهوری اسلامی در ایران می گذرد، جنبش چپ بر اثر عدم هماهنگی و تفرق هزینه بسیاری را پرداخت نموده و مصیبتهای بسیاری را تا امروز تحمل کرده است، این در حالی است که عناصر متشکله دشمن و جناحهای رنگارنگ آن در جهت نابودی ما متحد بوده و ما تنها در جهت خرد شدن و انشعابات متعدد خود خوب عمل کرده ایم.
ما معتقدیم برای حضور قوی در مبارزات سیاسی جامعه ایران و قدرت گیری جنبش چپ، تنها راه اصولی داشتن جبهه متحدی از نیروهای مدافع سوسیالیسم علمی است، پس از انجام این مرحله می توان گفت، چپ ایران آنقدر بالغ شده است که بتواند با تجربه اندوزی و کاربست آن در مبارزات آتی با چنین رویکردی از موضع قدرت با دیگر جریانات و اقشار تحول خواه و دمکرات جامعه وارد اتحادهای تاکتیکی شده و نقش پیشرو خود را در جامعه ایفا نماید.
لذا معتقدیم، نیروهای پیرو سوسیالیسم علمی برای رسیدن به یک اتحاد فراگیر باید نکات اولیه ذیل را مد نظر قرار دهند:
هر گروه و سازمان سیاسی، تعدادی از نیروهای شناخته شده و خوشنام خود را که به نماینده گی از طرف سازمان خود برای شرکت در نشست مشترکی ( گنگره احزاب و سازمانهای کمونیست و سوسیالیست ایران )، رهسپار نمایند.
شرط شرکت احزاب و سازمانهای سیاسی در گنگره داشتن اهداف سوسیالیستی در برنامه حزبی می باشد.
موضوع و مباحث گنگره پیرامون مسائل روز و آینده جنبش خواهد بود تا از مباحث بی نتیجه و بی پایان گذشته جلوگیری شود.
1 - گنگره در جهت دستیابی به توافق و اهداف مشترک و ساختاری دمکراتیک بر اساس منافع ملی کارگران و زحمتکشان ایران اقدام نماید.
2 - گنگره خطوطی را ترسیم نماید که تنها منافع جنبش چپ مردم ایران را مد نظر قرار داده و از منافع گروهی پرهیز نماید.
3 - گنگره هدف نهایی خود را طوری تنظیم و هدایت نماید که در نهایت به تشکیل جبهه ایی فراگیر از نیروهای چپ منجر گردد.
4 - مصوبات کنگره برای سازمانها و احزاب عضو لازم اجرا باشد.
5 - گنگره موضعی شفاف در مقابل رژیم اسلامی و اوضاع منطقه اتخاذ نماید.
6 - گنگره تعریفی جامع از منافع ملی مردم ایران ارائه نماید.
7 - گنگره بر اساس دیدگاهها و ارزشهای سوسیالیستی و حقوق بشر، قوانینی را به منظور قانون اساسی و حقوق ملی مردم ایران تدوین و تبلیغ نماید.
8 - گنگره عده ای از نیروهای با تجربه خود را مسئول کار در کمیته های کارگران و زحمتکشان - زنان -دانشجویان – جوانان - اقوام و اقلیتهای ملی - روستائیان و دهقانان – قانون اساسی ، حقوق شهروندی و حقوق بشر - اینترنت ، نشریات ،رادیو و تلویزیون ( ارتباطات ) – اقتصاد و برنامه ریزی - ...... نماید.
بنابر این، اعتقاد به آزادی و برابری انسان، احترام به حق حيات و گراميداشت انسان. ما را در مبارزه برای لغو استعمار و استثمار، رفع تبعيض جنسی، نژادی، ملی و ستم طبقاتی بيشتر از گذشته در راه آرمان مقدس انسانی خويش مصمم تر خواهد ساخت.
ما چپيم و همه از يک ريشه ايم، ريشه ما در خاک است، خاکی که هزاران عزيز ما در دفاع از سربلندی مردمش اکنون در جای جای آن چون دُر خفته اند.
ما چپيم، چرا که بر خلاف راست در راه تحميق، تاراج و فقر توده ها مبارزه نمي کنيم، ما چپيم، نه از ملت شاهيم و نه از امت شيخ، سلاح ما آگاهی، دانش، علم، شرافت و اتحاد ماست. آری اتحاد است که ميتواند رمز پيروزی ما باشد، پس بايد گفت:
( همراه شو رفيق، اين درد مشترک جدا جدا هرگز درمان نمی شود )
یک تذکر ضرور:
1- طرح فوق بعنوان پیشنهاد اولیه ارائه شده است. از همه احزاب، سازمانها و شخصیتهای چپ تقاضا می کنیم، نظرات و پیشنهادات اصلاحی و یا تکمیلی خود را به آدرس ذیل ارسال نمایند.








