|
|
|||
| |
به سايت کارگران
ايران خوش آمديد |
|
|
دوروی سکه انتخابات درمقابل سوسياليسم
در انتخابات رياست جمهوری ايالات متحده، تنها احزاب متعلق به طبقهی سرمايه دار شانس حضور و امکان رقابت دارند. هزينه های نجومی تبليغات خيره کنندهی انتخاباتی، که سر به صدها ميليون دلار میزند، شرکت در رقابت انتخابات رياست جمهوری را در يد قدرت و اختصاص احزاب سرمايه داری قرار داده است. اين جا، پول تنها معيار ارزشهاست. انتخابات رياست جمهوری ايالات متحده، در اين معنا، رقابتی در درون طبقهی حاکمه برای سازمان دهی حيطهی اقتصادی جامعه و اعمال حاکميت سياسی به شيوهای معين است. با اين تاکيد، که تفاوت در روش سازمان دهی حيطهی اقتصادی جامعه و اعمال حاکميت سياسی، ديگر مدتهاست که هر چه بيشتر و بيشتر ميکروسکوپی شده است. هيچ يک از احزاب سرمايه داری - نه در ايالات متحده و نه در ساير نقاط جهان سرمايه داری - مخالفتی با استثمار مشدد طبقهی کارگر، پايين کشيدن سقف تامينات اجتماعی و انداختن بار بحران بر دوش کارگران و تودهی مردم محروم ندارند. نگاهی به نقطه نظرات نامزدها در مورد مهمترين مسايل جاری در ايالات متحده - و جهان سرمايه داری - بن مايهی اين «رقابت» درون طبقاتی را به روشنی مشخص میگرداند. اوباما و کلينتون- و نمايندگان همهی احزاب سرمايه داری در هر انتخاباتی - جز نقش سرباز وفادار حزب سرمايه داری خود و بيش از آن، طبقهی سرمايه دار، را ايفا نمیکنند؛ جز برای تامين بهتر و بيشتر منافع حزب سرمايه داری خود و بيش از آن، مصالح عمومی طبقهی سرمايه دار، به ميدان رقابت نمیآيند. نقش سياسی اين هر دو، در بنيانهای خود، تامين سياستهای سرمايه داری آمريکا در بهره کشی هر چه افزون تر از طبقهی کارگر و نيز برقراری هژمونی آن در سطح جهان - به زيان ساير بلوکهای سرمايه داری - است. هيچ يک از نامزدها در طول «رقابت» انتخاباتی در انجام اين حکم «مقدس» سرمايه داری آمريکا، ترديدی از خود نشان نداده اند. آن چه تفاوت دارد، لحن بيان و توضيح هر يک از اين نمايندگان سرمايه داری آمريکا در مورد چگونگی تامين و تثبيت منافع اين قطب بزرگ سرمايه داری جهانی است. اولاً، آن دنيای ديگر مطلقاً مثل دولت های سابقاً ديکتاتور در اتحاد شوروی، چين، ويتنام و کوبا نخواهد بود. آلترناتيو ما يک دولت پليسی نيست. همين طور نمی تواند از نوع دمکراسی پارلمانی مانند ايتاليا، انگلستان و هند باشد. اين به آن معنی نيست که من مخالف رای دادن باشم. بخشی از مشکل اينجاست که شما هر پنج سال يک بار حق رای داريد و بعد از انتخاب يک نفر در ميان احزاب داده شده، دولت جديد هرگز به وعده هائی که اعلام کرده عمل نخواهد کرد. منتها مشکل واقعی اينجاست که، اگرچه ما دمکراسی پارلمانی داريم، اما هم چنان نوعی ديکتاتوری بر کار حاکم است. از لحظه ای که وارد محل کار می شويد تا لحظه خارج شدن، شما مکلف به انجام کاری هستيد که از قبل ديکته شده است و اگر مايل نيستيد ميتوانيد برويد. ما بيشتر اوقات زندگی مان را اين گونه می گذرانيم که، آماده رفتن به سر کار بشويم، برويم سر کار، کار بکنيم، از سر کار برگرديم خانه، و سپس با تنی خسته و خواب آلود برای روز بعد تجديد قوا بکنيم. بدين سان استبداد در کار يعنی اين که بنياد تجربه ما از زندگی واقعی دمکراتيک نيست. باری، اين گونه شرکت ها و کارفرماها سياست جهان را ديکته می کنند. اين خيلی وقت پيش، قبل از اين که ما به سن کافی برای کار کردن رسيده باشيم آغاز شده است. از همان دوران بچگی در مدرسه و بعد دانشگاه ما را تربيت و با ديسيپلين می کنند تا سر آخر تحويل بازار کار بدهند. اما ما قصد داريم که با ايجاد دمکراسی واقعی در کار، جهانی ديگر بسازيم. ما قصد داريم که مديران را از ميان خودمان انتحاب بکنيم، و هر وقت که خواستيم آنها را عوض بکنيم. مردم عادی هم می توانند کار عاليجنابان مدير را انجام بدهند. ما خيلی وقت پيش از اين قطار را سر موقع به حرکت در آورديم، بيمارستان ها را بکار انداخته و ساختمان ها را طراحی کرديم. مردم توی اين کارها بزرگ شده اند، برای همين، ما نيازی به چند نفر مدير نداريم، چرا که مردم خود تمام آن کارها را به طور داوطلبانه انجام می دهند. اما اين به تنهائی کافی نيست، چرا که هنوز بازار آزاد باقی مانده است. همچنان که که کارگران در شرکت های خصوصی و دولتی اقدام به کنترل اين اماکن کار بکنند، می توانيم نمايندگان خود را در هر شعبه انتخاب کنيم. آنها افرادی از ميان خود ما خواهند بود، کسانی چون نظافت چی، نجار و معلم، نه مثل وکلا و سياستمداران که از بيرون انتخاب شده باشند. آنها دوشادوش ما کار خواهند کرد و از اين طريق بهتر می شود آنها را بشناسيم و بسنجيم. نماينده های کارگران هر کارگاه و کارخانه در تمام شهرها می توانند در باره چگونگی اقتصاد جلسه داشته و تصميم گيری بکنند، سپس اين نماينده ها می توانند افرادی را انتخاب و روانه جلسات سراسری در سطح کشور کنند و سر انجام اين جلسات منتخبين خود را راهی کنگره های جهانی می کنند. بر اساس اين ما جلساتی را خواهيم داشت که هر وقت خواستيم قادر به عوض کردن نماينده هايمان باشيم. در نظام سرمايه داری هر شرکت بايد رقابت بکند چرا که سود يک ملاک اصلی است. در جهان تازه، ما می توانيم بر اساس نيازمان تصميم گيری و توليد بکنيم، قدر مسلم مباحث بی پايانی در اين جلسات خواهيم داشت. من در چند کشور در رشته های مختلف کار و زندگی کرده ام، با اطمينان می توانم بگويم که در تمام اين کشورها مردم تنها يک چيز می خواستند، آزادی از ترس و نگرانی. ترس در سراسر طول زندگی هميشه بر ما حاکم است، ترس از تحقير بوسيله معلم، ترس از خنگ به نظر آمدن، شب ها همراه با نوعی احساس نگرانی در مورد پول، در فکر تهيه کردن پول برای قبض گاز هستيم، ترس از اين که قادر نباشی تا پدر پيرت را به يک بيمارستان برسانی، ترس از دست دادن کار زمانی که شرمسار به خانه ميآيی تا به همسر و بچه هايت بگوئی که ديگر نمی توانی پولی به خانه بياوری. شايد شما در طول زندگی يک يا دو دفعه شغل از دست بدهيد، اما ترس از دست دادن آن هميشه و هر روز با شما خواهد بود. در آن دنيای ديگر ما تلاش خواهيم کرد که هيچ اثری از ترس و وحشت نباشد و همه در امنيت کامل زندگی بکنند. حتما جهان ايده الی نخواهد بود.. آنجا هنوز مشکلات زيادی وجوددارد.. اما قطعا يک دنيای بسيار بهتری خواهيم داشت. در وقت خود، ما نسلی تازه از انسان خواهيم ساخت. فکرش را بکنيد که جمع شدن شما در تهران در ۱۳ آذر و يک مه چقدر اميد و اعتماد به نفس بوجود آورده است، سپس همين را در ظرفيتی ده ها هزار برابر بزرگتر و شايد هم بيشتر مجسم کنيد؛ آن گاه، قدرت آن مبارزه عظيم را خواهيد ديد که چطور ما را قادر می سازد که اين دنيا را عوض کنيم. به دست آوردن چنين دنيايی آسان نخواهد بود، ما حالا در ابتدای جنبش ضد سرمايه داری هستيم، در پيمودن اين راه قطعاً فراز و نشيب زيادی خواهيم داشت. شايد حالا تصور چگونگی اين پيروزی مشکل باشد اما امکان داشتن يک دنيای بهتر از هر لحاظ وجود دارد،در اين مسير شکستهای فراوانی برای ما وجود دارد. در اين مسير، جنبش ما رشد ميکند و همه ما به شدت عوض خواهيم شد. هيچ کس نمی تواند بگوييد که پيروزی نسل ما برای يک دنيای ديگر کاملا محرز است. شعار ما اين است "دنيای ديگری ممکن است". سعيد ولدبيگی
|
|||
|
|
|||
|
» مطالب ديگرى از همين نويسنده |
|||
|
|
|||
|
Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com |
|
||