|
|
|||
| |
به سايت کارگران
ايران خوش آمديد |
|
|
جناب ليبرال با اخلاق!هشت مارس شراب ميخورم و ميرقصم ،اما فاحشه نيستم
(سعيد ولدبيگی-سونيا انهاميو اکسپوزيتو) (پابلو نرودا) در ادامه مطلب قبلی ... تلاش ليبراليسم در اندازه ها و ابعاد گوناگون برای تخريب و تضعيف سوسياليسم دير زمانی است وجود دارد.در يکی از اين تلاشها يکی از مفاخر عالم ليبراليسم در کناردستگاه فخيمه بی بی سی و ساير رسانه ها از کناره گيری فيدل کاسترو ذوق زده شده و اظهار فضل نموده اند.تمامی مدياهای ضد کمونيست دنيا شبانه روز تلاش دارند که از فيدل کاسترو چهره ای ديکتاتور و جنايتکار بسازند.ابدی جلوه دادن حاکميت سرمايه کاری است کاملا هدفدار،ضد انسانی که ضرورت تاکيد بر آن در ايران امروز از جانب پرچمداران ليبراليسم بسيار احساس ميشود .فرقی نميکند که اين جاودانه سازی سرمايه داری به دلايل اقتصادی انجام گيرد ،يا بر مبنای صورت بنديهای عقيدتی وساده لوحانه و معصومانه عملی شود،يا با ظرافت انتقادی .اين ضرورت در بعد جهانی نيز به دلايلی احساس ميشود اول اينکه امروز ديگر شرق هم سرمايه داری مدل بازار آزاد را تجربه ميکند و ديگری اينکه سرمايه داری مرزهای بيشتری را در نورديده است تا جائی که امروز ديگر به ندرت جامعه ای با نشانه های فئودالی و نيمه فئودالی ميبينيم.با اين وضعيت سرمايه داری عريان در مقابل نقد سوسياليستی طبقه کارگر قرار ميگيرد.حال که مبارزه طبقاتی به مراحل سرنوشت ساز خود ميرسد ؛حال که ديگر سرزمينی با نمادهای فئوداليته باقی نمانده است ؛سرمايه داری چه ميکند؟چه تعريفی از آزادی و دمئکراسی را ميخواهد نشر وترويج کند.با پيشروی سرمايه امروز ديگر ملتهای شرقی نميتوانند پذيرای مدلهائی از مدنيت سرمايه داری باشند؛زيرا سير قهقرائی اين مدنيت آغاز شده است .گفته قبلی را ميتوان با ظهور پست مدرنيسم،مالتی کالچراليسم،نسبيت فرهنگی و ...به راحتی مشاهده کرد.فرار از اين مهلکه برای گردنکشان سرمايه نياز به شارلاتان بازی و قمار بر سر زندگی ميليونها انسان دارد.بخش وسيعی از اين اين امر با قرا دادن واسطه و بيراهه در راه معرفت و شناخت ريشه مشکلات انجام ميگيرد.کانال زدن به عمق پديده ها برای کارگران حياتی است.کارگران بايد بدانند که ريشه مشکلاتشان کجاست.در دسترس بودن امکانات برای شناسائی سرچشمه مشکلات بخش عظيمی از تعريف آزادی برای اکثريت را در بر ميگيرد.زمانی که هسته پديده ها و موقعيتها بدون واسطه و مستقيم در دسترس توده مردم باشد آنگاه است که چهره زشت و غير انسانی اين نظم رو به زوال بيش از پيش نمايان ميگردد.رسيدن به هسته پديده ها و موضوعات امکان پذير نيست مگر با دست بردن به ريشه ها .ماجرای کناره گيری فيدل کاسترو نيز ابزاری شد تا بوش اميدوار باشد هنوز نقطه ای برای تصرف مانده است. کاظم نيکخواه در مطلبی اشاره ميکند که زمانی يک تار ريش فيدل ۳۰ هزار دلار ارزش داشت و اين به خاطر جايزه ای بود که برای سر او تعيين کرده بودند.اما مگر فيدل کاسترو به تنهائی کيست؟ فيدل به عنوان يک شخص فقط ميتواند ژنرال مريدان خود باشد.اما در اين ميان جنبش چپ مردم آمريکای جنوبی نه به عنوان فرقه ای ايدئولوژيک متشکل از مصلحين اجتماعی بلکه به عنوان جنبشی برآمده و معطوف به يکی از طبقات حاضر در جدال، يعنی طبقه کارگردر حال پيشروی وتوازن قواست. تئوری اين جنبش سوسياليسم انقلابی يا" مارکسيسم "تئوری نقد مناسبات سرمايه داری از منظر طبقه کارگر می باشد و هدف آن پيروزی طبقه کارگر در منازعه طبقاتی و تسخير قدرت سياسی توسط اين طبقه و در نهايت انحلال طبقات و از ميان رفتن دولت است که چه با فيدل کاسترو و چه بدون او پيش ميرود. اعتبار و استحکام سوسياليسم در موقعيتهای مختلف بر روی مجموعه ای از پديده ها تاثير ميگذارد.اما بايد دانست که نقش اصلی در آفرينش پديده ها به عهده جامعه است ؛يا به قولی آفرينشگر راستين پديده ها، جمع است نه فرد.نقش افراد و رهبران سياسی در اين ميان تنها در شکل دهی ،قوام بخشيدن به تحرکات و تصميم گيری درست با توجه به شرايط خاص است .همانند تصميمی که لنين در تائيد شعار همه قدرت در دست شورا ها قبل از پيروزی و عدم تائيد شعار تقسيم تمامی اراضی بعد از پيروزی گرفت.کارگران در کوران مبارزه سرمست از پيروزی ها و مشتاق برای تحقق خواسته ها ،گاها تصميماتی احساسی و غير اصولی ميگيرندکه در نهايت به ضرر منافع خودشان و در کل جنبش ميشود.رهبری اصولی،توده ای و وفادار ميتواند يک چهره را جاودانه کند.از اين رو برای مردم کوبا و بخش عظيمی از مردم ،فيدل نميميرد همانطور که چه گه وارا نميميرد.چنين مرگی وجود ندارد همانطور که شبح لنين همچنان بر فراز ايران زنده است.اما عملکرد فيدل کاسترو ، ربطی به سوسياليسم دارد يا خير؟ اين سوالی است که جوابش واضح و روشن است . جنبش سلبی انقلاب سوسياليستی در کوبا نتيجه گرفته اما بخش اثباتی آن عليرغم تلاشهای فراوان ناقص مانده است.آنچه در کوبا موجود است يک استراتژی چپ ناسيوناليستی ضد آمريکائی است،که به کمونيسم و سوياليسم ربطی ندارد.امری که در آمريکای لاتين عليرغم گرايش چپ حکومتها دست بالا دارد،خصلت ضدآمريکائی آنهاست .هسته مبارزه در اين کشورها بيش از اينکه به تثبيت و پيشروی يک قطب سوسياليستی بيانديشد ،به لجاجت با آمريکا و هم پيمان شدن با کشورهای ضد امريکائی مشغول است. در آغوش کشيدن جمهوری اسلامی نمونه بارز اين خط است که بخش اعظمی از محبوبيت چهره هائی همچون چاوز و کاسترو را زير سوال برد.آنچه در بيخ گوش آمريکا يک دو جين دولت چپ و ضد امريکائی به وجود آورده جنبش عظيم توده های کاراست که در مسير مبارزه خود بايد با تعاريف دست و پا گيری همچون ناسيوناليسم کنار بيايد.رگه هائی از سوسياليسم در آمريکای جنوبی ديده ميشود اما اين کافی نيست.اساس سوسياليسم در تعرف کوبائی آن چيزی غير از انسان است،چيزی شبيه مرگ بر آمريکا محور سياستهای کوبا با نام سوسياليسم شده است. در اين وانفسا جناب سعيد قاسمی نژاد از قبيله ليبرالهای با اخلاق! اعتفاد دارد که کوبا فاحشه خانه ثروتمندان است... جناب ليبرال اميدوار ما در ادامه مطلب با اخلاقشان ميفرمايند:کاسترو کوبا را به فاحشه خانه ثروتمندان تبديل کرده است. اين هم از اصول اخلاق مداران ليبرال است که به راحتی منزلت و حرمت انسانها را ميشکنند.برادر قاسمی نژاد ،ای کاش کمی درگفتارت انسان را محور قرار ميدادی تا بتوان به رقيبی قدر در ديالکتيک رشد و تکامل آزادی اميدوار بود...دوست عزيز زن در مکتب شما چه تعريفی دارد؟" فاحشه؟" "خدمتکار؟""برده؟" يا ملتی زنجيری که بتوان به راحتی همه آنها را روی هم با تعاريفی به سبک ليبرالی تحقير کرد؟ کافی است به جنبش زنان درکوبا نگاهی بياندازيم.اصلا قصد توهين ندارم اما زهربازی نقد ستان جائی برای تعارف نميگذارد. توهين به نيمی از ملت مبارز و مقاوم کوبا در اين چند ساله که علاوه بر ستم ناشی از تحريمهای اقتصادی ومرد سالارانه مسلط بر دنيای نا برابر، در مقابل انگها و آزارهای جنسی نيز ايستادگی کرده اند، قابل تحمل و توجيه نيست."سونيا انهاميو اکسپوزيتو" استاد دپارتمان تاريخ در دانشکده تاريخ و فلسفه ی هاوانا است که به دعوت رامون اين بخش را توضيح ميدهد.من از ايشان در مورد زنان در کوبا و تعاريفی همچون فحشا و ريشه های آن سوال کردم که ايشان در پاسخ ميگويند:"فدراسيون زنان کوبا"در ۲۳اوت۱۹۶۰ تاسيس شده و با آموزشهای وسيعی در زمينه های اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی، بخش زنان در کوبا را نمايندگی ميکند.دوران ویژه (۱)ما را در شرايط سختی قرار داد ...چگونه در برابر يک بحران ناگهانی و عميق اقتصادی و تشديد خصومت امپرياليسم آمريکا مقاومت کنيم؟اما با کمی گذشت زمان و با رونق گرفتن توريسم و گسترش اقتصاد تجارتی در کنار اقتصاد با برنامه، بازاری برای تن فروشی و مواد مخدر ايجاد شده است.و ما به عنوان فدراسيون زنان کوبا در هر دو زمينه دست به اقداماتی زده ايم. در حالی که در کوبا هيچ زنی به علت نداشتن حداقلی برای زيست دست به اين کار نميزند،ما زنانی را که به مبادله ی سکس با پول و هدايای گران قيمت مشغولند،تشويق به يادگيری مهارتهائی ميکنيم که درآمد بالاتری را به همراه آورند،مثل:برنامه نويسی کامپيوتر،زبانهای خارجی و کارهای هنری و دستی.اگر زنی که به تجارت سکس مشغول است،به ندای ما جواب مثبت ندهد،ما به او سه بار اخطار ميدهيم وبعد از اخطار سوم از وی ميخواهيم که به محل اصلی سکونتش برگردد.در اکثر موارد اين زنان از خارج هاوانا و يا کوبا و به دنبال توريستها به اينجا ميآيند.در حال حاضر تعداد اين مشکلات به حدی کم است که حتی قانونی برای آن در نظر گرفته نشده است. فدراسيون زنان کوبا <<<<< مسائلی که در سالهای بعد از ۱۹۸۰ به آن پرداختيم،شامل: خشونت عليه زنان،مادران بی همسر ،نوجوانان مادر و زنان مسن است.فدراسيون تشکلی داوطلبانه از زنان و برای زنان است.هر زن کوبائی ،۱۴ سال يا بيشتر ميتواند عضو فدراسيون شود.حق عضويت ،که ماهانه ۲۵ سنتينو(يک چهارم پزو)است،منبع مالی فدراسيون را تشکيل ميدهد.علاوه بر حق عضويت،اعضای فدراسيون بايد در امور آن نيز فعال باشند.طبق اخرين آمار ،حدود ۸۲ درصد از زنان واجد شرايط،عضو فدراسيون هستند.فدراسيون سعی در جلب همه زنان ميکند. در روز جهانی زن ما در محله مان جشن ميگيريم.زنان همراه با موسيقی ،غذا،شراب و شيرينی به جشن و پايکوبی ميپردازند(۲).امسال ما در يکصدمين سالگرد ۸ مارس مراسن با شکوهی را در نظر گرفته ايم.علاوه بر اين هر ساله در سالگرد تاسيس فدراسيئن نيز مراسم مشابهی برگزار ميکنيم |
|||
|
|
|||
|
» مطالب ديگرى از همين نويسنده |
|||
|
|
|||
|
Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com |
|
||