سازمان پيمان آتلانتيک شمالی يا ناتو (NATO) ،ارتش متحد سرمايه داری عليه بشريت
سعيد ولدبيگی
سازمان پيمان آتلانتيک شمالی يا ناتو (NATO) ،ارتش متحد سرمايه داری عليه بشريت
ناتو؟؟؟
ناتو، مهمترين پيمان نظامی جهان است که با گذشت نيم قرن از تشکيل آن، همچنان پايدار مانده است و با باز تعريف اهداف خود، هر روز گسترش بيشتری میيابد. اين سازمان به تدريج دامنه فعاليتهای خود را گسترش داده به گونهای که پس از اروپا، در خاورميانه نيز حضور خود را پر رنگ میکند.ناتو در سال ۱۹۴۹ ميلادی با هدف دفاع جمعی پايهگذاری شد و هماکنون ۲۶ عضو دارد. پس از قبول کرواسی و آلبانی به عضويت ناتو، شمار اعضای اين سازمان به بيست و هشت کشور می رسد که دوازده عضو از اروپای شرقی خواهند بود. اجلاس سران کشورهای عضو سازمان پيمان آتلانتيک شمالی - ناتو - با گسترش سپر دفاع ضد موشکی و پذيرش دو عضو جديد موافقت کرده اما از قبول سه داوطلب ديگر عضويت در اين سازمان خودداری ورزيده است.
کشور آمريکا نقشی کليدی در اين سازمان بازی میکند.ناتو در آغاز جنگ سرد و با آرمان مبارزه با شوروی و نفوذ مارکسيسم تشکيل شد.پس از فروپاشی بلوک شرق، اين سازمان فلسفه وجودی خود را از دست داد و پس از اين تاريخ سران ناتو تصميم گرفتند ناتو را از حالت نظامی به سياسی تبديل کنند.به اين مفهوم که ناتو برای دفاع از گرايش ليبراليسم و گسترش آن به جای گزينههای نظامی از توانايیهای ديپلماسی خود سود برد.در حال حاضر مهم ترين اهداف ناتو مبارزه با تروريسم و ساماندهی به اوضاع در افغانستان است.کشورهای آلبانی، کرواسی و مقدونيه نامزد پيوستن به ناتو هستند.پس از دوران جنگ سرد و فروپاشی شوروی اعضای ناتو تلاشهای گستردهای در جهت گسترش اين پيمان به شرق (جمهوریهای سابق شوروی) انجام دادند، که با مقاومت شديد روسيه مواجه شد.اما با پيوستن بلغارستان، لتونی، ليتوانی، رومانی، اسلواکی، اسلونی، جمهوری چک، مجارستان و لهستان به ناتو، مسکو عملا از اهداف خود باز ماند.در حال حاضر گرجستان، اوکراين، آذربايجان و ارمنستان نيز تلاشهايی برای پيوستن به ناتو را آغاز کردهاند.همچنين اعضای ناتو ضمن دعوت از کشورهای ژاپن، کره جنوبی و استراليا به عنوان عضو ناظر در اجلاس ريگا، بررسی الحاق آنها در سال ۲۰۰۸ را آغاز خواهند کرد.
آخرين تصميمات ناتو...
روز پنجشنبه، ۳ آوريل (۱۵ فروردين)، مقامات آمريکايی که جورج بوش، رئيس جمهور اين کشور را در اجلاس سران ناتو در بخارست همراهی می کنند گفتند که اين اجلاس طرح پيشنهادی آمريکا برای گسترش برنامه سپر دفاع ضد موشکی به اروپای شرقی را تاييد کرده است.به گفته رئيس جمهور آمريکا، با خاتمه جنگ سرد، هدف برنامه گسترش سپر دفاع ضد موشکی نمی تواند دفاع از اروپا در برابر حملات روسيه باشد بلکه اين برنامه برای مقابله با حملات موشکی کشورهايی مانند ايران به اجرا گذاشته می شود. آمريکا و جمهوری چک طی بيانيهای اعلام کردند که درباره طرح سپر موشکی در اروپای شرقی به توافق رسيدند.بر اساس اين طرح آمريکا ۱۰پايگاه ضد موشکی در لهستان و يک پايگاه راداری در چک مستقر میسازد.آمريکا ادعا میکند که هدف از اين طرح مقابله با حملات موشکی احتمالی از سوی ايران و کره شمالی است در حالی که اين ادعا از سوی کارشناسان نظامی و سياسی رد و هدف آن پايگاههای موشکهای بالستيک روسيه توصيف شده است .
+پی نوشت.
تلاش برای تخريب سوسياليسم با اسم رمز شوروی...
چيزی که هنوز به دنيا نيامده چگونه ممکن است بميرد: کمونيسم نمرده است چون هنوز زاده نشده است.
اين سخن درباره سوسياليسم نيز صادق است. آنچه رسانه های غربی تحت نام «دولت های کمونيست» و ايدئولوژی رسمی شرق تحت عنوان «سوسياليسم واقعاً موجود» درباره اش حرف می زنند، اصلاً وجود خارجی نداشت. آنها را در بهترين حالت می شد «جوامع در ظاهرغيرسرمايه داری» نام نهاد که مالکيت خصوصی را در ابزارهای اصلی توليد ملغی کرده بودند، اما تفاوت آنها با سوسياليسم زمين تا آسمان بود _ سوسياليسم صورتی از جامعه است که در آن توليدکنندگان متحد و همراه سکان داران فرايند توليد هستند، جامعه ای استوار بر وسيع ترين شکل دموکراسی اقتصادی، اجتماعی و سياسی، جامعه ای همسود که از يوغ استثمار و ستم طبقاتی، قومی و جنسيتی در هر شکل آن رهيده باشد. محدود کردن مفاهيمی همچون آزادی وبرابری به اسم سوسياليسم چيزی جز استبداد ديوان سالارانه نيست. همان گونه که رزا لوکزامبورگ (آن حامی پروپا قرص انقلاب روسيه) در خلال نقدی همدلانه در ۱۹۱۸ [يک سال پس از پيروزی انقلاب] به بلشويک ها هشدار داد: «بدون انتخابات سراسری، بدون مبارزه آزادانه افکار عمومی، زندگی در يک يک نهادهای دولتی و عمومی جامعه رنگ خواهد باخت و جز ظاهری بيرنگ از آن به جا نخواهد ماند که در آن يگانه عنصر فعال جامعه نظام اداری و ديوانی خواهد بود.» اگرچه برخی ابعاد تکثرباوری و حکومت مردمی کارگری در فاصله سال های ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۳ همچنان باقی ماند، روز به روز اقدامات خودسرانه و سلطه جويانه بيشتری به عمل می آمد. اين خطای نابخشودنی _ به اضافه عواملی چون عقب ماندگی، جنگ داخلی، قحطی و مداخله های خارجی در اتحاد شوروی طی اين سال ها _ زمينه ساز پيدايش ديوان سالاری بی در و پيکری شد که همچون غده ای بدخيم سرانجام حزب بلشويک را فروپاشاند و به پيشوايی تاريخی آن مهر پايان زد.
بورژوازی و کتمان واقعيت...
چيزی که هنوز به دنيا نيامده چگونه ممکن است بميرد: کمونيسم نمرده است چون هنوز زاده نشده است.سرمايه داری براين تلاش است که سوسياليسم را مرده جلوه دهد.اين تلاش ازدهه ۸۰ و با پايکوبی احمقانه فوکوياما بر ويرانه های مدلی آشکار از سرمايه داری با اسم رمز سوسياليسم در شوروی آغاز شد.در آن زمان فوکوياما با افتخار اعلام کرده بود که اين پايان تاريخ است وشکست شوروی مبين اين امر حياتی است که هيچ بديل منظمی به جای سرمايه داری ليبرال مقدور نيست.بسياری جوهر استدلال فوکوياما را پذيرفتند،اماپست مدرنيسم و ساير مکاتب منتج ازآن مانند نظريه پست کلونيال که در دانشگاههای انگليسی زبان ليبرالی از نفوذ زيادی برخوردار بودند،مدتها قبل از فروپاشی ،ابرروايت و ظهور جهانی تکه تکه شده و قطبی را پيش بينی کرده بودند که در آن صرف ايده ی مخالفت با سرمايه داری ليبرال،خطر تجديد حيات توتاليتاريسم را که مسئول آشويتس و سياهچال گولاک بود، به همراه خواهد داشت.
فقط يک دهه پس از فروپاشی ديوار برلين و"پايان تاريخ"وعده داده شده توسط فوکوياما،اين درک در حال رشد وجود دارد که سرمايه جهانی بار ديگر برای پيروزی در عرصه ی استدلال به ميدان امده است...اين درک رشد ميکند که سرمايه داری بار ديگر برای پيروز شدن در عرصه استدلال مبارزه ميکند.
آنچه به قهقهرا ميرود سرمايه داری است نه سوسياليسم...
اگر سلطه نئوليبرال از بازگشائی ديوار برلين در تاريخ ۹ نوامبر ۱۹۸۹ شروع شده باشد،در نتيجه به زحمت ،ده سال،يعنی تا مقطع نخستين تظاهرات در سياتل در ۳۰ نوامبر ۱۹۹۹ دوام آورده است.سير نزولی سرمايه داری نئوليبرال موجبات احساس خطر زيادی را برای سردمداران آن ايجاد کرده است.جنبشی حول مخالفت با اين دستگاه عرض و طويل به راه افتاده که بسياری برای نامگذاری آن اظهار نظر کرده اند.جيووانی آريگی،تونس هاپکينس و امانوئل والرشتاين اين جنبش را ضد سيستمی خوانده اند در حالی که واضح تر آن است که بگوئيم جنبش ضد سرمايه داری.فشاراين جنبش که از اعماق نابرابری و با پشتوانه ای راديکال به ميدان امد تا جائی بود که جرالد مسينتی رهبر بخش عمومی اتحاديه ای (ای اف اس سی ام ئی)در سياتل گفت:"مجبوريم نامی بر اين سيستم بگذاريم واين که اين سيستم سرمايه داری شرکتی است."بنا بر اين رهبر اتحاديه ای که به شدت برای حمايت دولت کلينتون برنامه ريزی کرده بود تحت تاثير چنين فضائی دچار تغيير و تحولی ايدئولوژيک در کلام شد.اوج فروافتادن سرمايه داری نئوليبرال را ميتوان درفراخوان دومين مجمع اجتماعی جهان در فوريه ۲۰۰۲ مشاهده کرد:"ما اتحاد گسترده ای از مبارزات و مقاومت خود را عليه سيستمی که بر اساس تسليم،نژادگرائی،و تحقير استوار است؛نظامی که منافع سرمايه و مرد سالاری را بر نيازها وآرزوهای مردم مقدم ميداند،به وجود مياوريم" .
۱۱ سپتامبر و نقش آن در توازن قوا...
اما در همين اثنا ناگهان فاجعه برجهای تجارت جهانی در آمريکا رخ ميدهد تا فايننشنال تايمز در اولين شماره خود پس از ۱۱ سپتامبردر مجموعه مقالاتی يک شبکه مخفی (القاعده)را که کشتار جمعی مسافران و خدمه هواپيما،کارگران اداری و آتش نشانان را به عنوان تاکتيک مشروعی ميداند با جنبشی معادل سازد که آشکارا مبارزه عليه سيستم سرمايه داری را با محوريت برابری در زمينه های انسانی و اقتصادی اعلام کرده است.تنها يک شارلاتان ميتواند درب و داغان کردن نمايندگيهای مک دونالد به عنوان نماد سرمايه داری امريکائی ويا داغان کردن چند سيستم خود پردازنده مقابل بانکها را با هدايت و برخورد هواپيماهای مسافرتی به برجهای تجارت جهانی يکسان شمارد.تنها سلاحی که در شورشهای جنبش ضد سرمايه داری به کار رفت در دست نيروهای سرکوب و پليس بود. اين اتفاقات موجب شد تظاهراتی که در امريکای شمالی برای (آی، ام، اف)وگردهمائی عمومی سالانه بانک جهانی در واشنگتن در پايان سپتامبر ۲۰۰۱ زمان بندی شده بود لغو شود. به همين اعتبار، واقعه ۱۱ سپتامبر و تروريسم ساختگی آن ضربه بزرگی به مسير پيشرفت جنبش ضدسرمايه داری داشت.
به بهانه مبارزه با تروريسم،سرکوب آزاديهای فردی و مدنی تا شنود مکالمات تلفنی مردم پيش رفت.اما اين اعمال خشونتها تنها نقطه مرکز اين جنبش را به اروپا و امريکای جنوبی منتقل کرد تا در جولای ۲۰۰۱ نخستين مرحله ی فرآيند راديکالی شدن از جنوا به ساير نقاط اروپا مخابره شود.حضور سه-چهار برابری تنها فعالين اين عرصه در دومين مجمع اجتماعی جهان در آغاز فوريه ۲۰۰۲ در پورتو الگره نشان داد که شعارهای بيش از نيم ميليون تظاهر کننده در ۱۶ مارس ۲۰۰۲ در بارسلون مبنی بر بی تاثيری حرکاتی همچون ۱۱ سپتامبر بر جنبش ضد سرمايه داری پايگاهی اجتماعی دارد.ريشه های اين جنبش را زمانی ميتوان دقيق تر يافت که آگاه ميشويم طيق پژوهش برانکو ميهائيلوويچ از بانک جهانی ،در سال ۱۹۹۸ درآمد يک درصد از ثروتمندترين جمعيت جهان معادل درآمد ۵۷درصد از تهيدست ترين افراد بود.اين در حالی است که ضريب جينی(که درجه نابرابری را اندازه ميگيرد)تا ۶۶درصد افزايش يافته است.با اين وصف نميتوان انتظار داشت ميلياردها نفر با توجيهاتی از قبيل مذهب،ناسيوناليسم،تروريسم و...باور کنند که:" ۱=۵۷" است .
آرايش ناتو پس از ۱۱ سپتامبر تعرضی به جبهه انسانيت...
اما ضربه های ۱۱ سپتامبر به همين جا ختم نشد.اين فاجعه باعث شد توازن قوا به نفع سرمايه داری جهانی سنگين شود تا جائی که برخی از مدافعين جنبش ضد سرمايه داری نيز به حمايت از جنگ در افغانستان پرداختند.۱۱ سپتامبر سبب شده بود عده ای به فکر بيفتند که به فرض حکومت طالبان در افغانستان سرنگون شده باشد ،تکليف آزادی ورفاه مردم افغانستان به ويژه زنان آن سرزمين چه ميشود؟ بهانه برای ادامه و تقويت جنگ در افغانستان سبب شد تا آمريکا در اقدامی از پيش تعيين شده و هدفدار بر نقويت و تحکيم نيروهای ناتو در افغنستان وساير مناطق مورد نظر تاکيد ورزد. پس از به اجرا درآمدن طرحهای اوليه پروژه سرکوب جنبش ضد سرمايه داری و به مسلخ بردن آزادی های مدنی و فردی به نام تروريسم،اکنون نياز به پيشروی بی شرمانه نيروهای ناتو بود. حادثه ۱۱ سپتامبر نقطه عطفی در تاريخ روابط بين الملل محسوب میشود.. بدون شک اين حادثه بر ناتو نيز بسيار تاثير گذاشته است. تنها يک روز پس از اين حادثه يعنی در ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۱، موضوع اجرای ماده ۵ اساسنامه ناتو در دستور کار قرار گرفت.
اين ماده که در واقع مهمترين و پايهایترين اساس ناتو است، میگويد: طرفين موافقند که حمله مسلحانه عليه يکی از آنها در اروپا يا آمريکای شمالی بايد حمله به همه تلقی شود. در نتيجه موافقند که اگر اين حمله رخ داد، آنها براساس حقوق دفاع از خود که ماده ۵۱ منشور ملل متحد نيز ذکر شده، اقدام کنند و يا از کشور مورد حمله واقع شده با ابزارهای ضروری از جمله نظامی دفاع کنند.
برخی اعضای ناتو اعلام کردند که برای نخستين بار شرايط برای اجرای اين ماده آماده شده و اعضای ناتو بايد به حمايت از آنها بپردازند. در روزهای نخست فضايی بسيار احساسی بر ناتو حاکم شده بود اما به تدريج اين فضا فروکش کرد زيرا طرف حمله کننده به آمريکا نامشخص بود. با اين وصف از اين مقطع دوره جديد فعاليت ناتو آغاز شد. دو هفته پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ميان مقامات آمريکا و ناتو جلسهای برگزار شد و در آن مأموريت جديد ناتو مقابله با حملات تروريستی عنوان شد. از اين رو بود که نيروهای ناتو براساس قطعنامه شورای امنيت مسؤوليت حفظ امنيت در کابل را به عهده گرفتند. با حضور ناتو در افغانستان در ۱۶ آوريل ۲۰۰۳ و با استقرار نيروهای بينالمللی کمک به امنيت افغانستان (ISAF) نهادينه شد، اولين مأموريت ناتو در خارج از منطقه حوزه استحفاظی خود آغاز شد. پس از اين ماجرا، نيروهای واکنش سريع ناتو تشکيل شد و از نظر ساختار نظامی نيز ناتو در سال ۲۰۰۳ تغييرات زيادی را شاهد بود.
ناتو وانقلاب سوسياليستی در ايران...
بنابراين ناتو در تعريفی دقيقتر سازماندهی ارتش سرمايه داری متحد در مقابل انسانيت زنده است.آمريکا تلاش دارد با نام مبارزه با تروريسم و دفاع از دموکراسی از طريق ناتو، امپراتوری بلامنازع خود را در دنيای ستم و نابرابری سرمايه تثبيت کند.اعمال فشارهای اقتصادی ونظامی به کشورهای اروپائی برای عضويت در ناتو سياستی است هژمونيک برای تسلط برسرکوب جنبش ضد سرمايه داری جاری دردنيا.همانطور که بالاتر اشاره کردم پس از ۱۱ سپتامبر مرکزثقل جنبش ضدسرمايه داری به اروپا منتفل شد.آمريکا برای تسلط مشروع نظامی خود به تمام دنيا از طريق ناتو وارد عمل شده است.اجلاس ناتو در بخارست و پذيرفتن طرح سپر موشکی آمريکا که پيش از اين در سال ۲۰۰۱ رد شده بود نشان از آرايش جديتر و پيشروی بيشتر جبهه سرمايه داری دارد.نفسهای آخر جمهوری اسلامی از درون و فشارهای توده ای برای تغيير حاکميت فضای ايران را آبستن اتفاقات جديدی ميکند.عدم توانائی سرمايه داری اسلامی در اداره مردمی پيشرو با مطالباتی انسانی و همچنين غير قابل کنترل شدن مردم به دنبال موقعيتی تاريخی ميگردد تا کار را به نفع مردم يکسره کند وپرچم يک جمهوری انسانی و سوسياليستی را برافرازد.به پرواز درآمدن مجدد لنين وسوسياليسم بر فراز ايران اين نگرانی را برای آمريکا وساير همپيمانانش در پيمان ننگين وضد انسانی ناتو به وجود ميآورد . هر لحظه از ايران اخبار انقلاب سوسياليستی مخابره ميشود.اخبار آزادی وبرابری،اخبار سوسياليسم يا بربريت ،اخبار اعتصاب و اعتراض.طبيعی است که آمريکا و ناتو نگران هستند.نگرانند که ناگهان در تهران تمامی تئوريهای آنها يک شبه نقش بر آب شود و حکومت متعفن سرمايه توسط جوانان ،کارگران و زنان ايران برانداخته شود.جمهوری اسلامی هرجه باشد سرمايه داری است و پاسدار بخشی از ارزشهای تئوريک مجموعه واحدی است که آمريکا در راس آن قرار دارد.وجود يک جمهوری اسلامی رام ومطيع همانند نسخه ای که برای افغانستان پيچيده شده است نميتواند در سرخطهايش با آمريکا در تضاد باشد.تنها گزينه ای که امريکا از روز اول با آن مشکل خواهد داشت يک جمهوری سوسياليستی اصيل بر پايه اراده مستقيم مردم است.من فکر ميکنم که آرايش تازه ناتو و گردن نهادن اروپا به طرح آمريکا در رابطه مستقيم با خواست و اراده مردم ايران است.اگر ۱۱سپتامبر موجبات حمايت از جنگ در افغانستان واجرای ماده ۵ اساسنامه ناتو را فراهم آورد؛امروز چه عاملی تصويب وموافقت طرح سپرموشکی آمريکا را توجيه ميکند؟ جالب است که همزمان با نشست بخارست ناتوِ... ناگهان از شناسائی و دستگيری شاخه ای از القاعده در ترکيه خبر ميرسد و شادمانه ازتصويب طرح سپر موشکی و نصب تجهيزات آن در ترکيه(نزديکترين مرزهای ايران) به عنوان دستاورد مطلوب سخن رانده ميشود.برافروختن آتش تشنج های قومی ،مذهبی افراطی همچون اسلام در اروپا نيز بهانه ای است برای توجيه وتائيد نيروهائی از جنس ناتو در منطقه خاورميانه.در چند روزاخير شاهد پخش فيلمی از سوی خيرت وايلدرز به نمايندگی جناح راست پارلمان سوئد هستيم که مستقيما باعث تشنج و نا آرامی اسلام گرايان افراطی در مناطق عملياتی سربازان ناتو شده است.پاپ دی هوپ شفر دبير کل ناتو چندی پس از پخش فيلم ناتو نگرانی خود را از پيامدهای آن در افغانستان اعلام کرد.وی که هلندی است و با خيرت وايلدرز( سازنده فيلم فتنه)در يک خط سياسی و حزبی قرار دارد با ابراز تاسف از فقدان آزادی و دموکراسی در افغانستان اعلام کرد ،افغانستان به عنوان کانون تروريسم اسلامی مادامی که دارای آزاديهای تضمين شده ای نباشد شاهد نيروهای ناتو خواهد بود.
سپر ضد موشکی...
روسيه:[S-۴۰۰ Triumf]
سامانه چند منظوره دفاعی اس - ۴۰۰در ارتش روسيه طراحی و ساخته شده است.به گفته متخصصان نظامی هر سامانه چندمنظوره دفاعی اس - ۴۰۰ که بتازگی در ارتش روسيه طراحی و ساخته شده است میتواند در زمان واحد دوازده هدف پرنده را تا ارتفاع ۴۰۰ کيلومتری بالای جو کره زمين شناسايی و نابود کند.
با اين سامانه دفاعی موشکی میتوان موشکهای راهبردی قاره پيما، ماهوارههای نظامی جاسوسی و جنگ افزارهای فضايی را در خارج از جو کره زمين هدف قرار داد و نابود کرد. ارتش روسيه پيش از اينبه مدت ۱۸ سال برای مقابله با تهديدهای هوايی از سامانه پيشرفته "اس – ۳۰۰" استفاده میکرد. متخصصان نظامی روسيه میگويند در ده سال آينده در هيچ کشوری برای سامانه دفاع موشکی اس - ۴۰۰ رقيبی پيدا نخواهد شد و اين سلاح فوق سری ارتش روسيه میتواند جوابگوی تهديدهای جديد امريکا عليه کرملين در اروپای شرقی و جهان باشد.در همين حال به نوشته نووستی "مجموعه پدافند موشکی اس - ۴۰۰ ، تنها دارای يک نقص است، مغز الکترونيک آن قديمی شده است و از ساير جوانب، برتر از موشک پاتريوت آمريکايی است.
آمريکا:
سپر موشکی آمريکا يک طرح نظامی است که قرار است در اروپای شرقی مستقر شود و سيستمی را کامل کند که در حال حاضر در آمريکا، گرينلند و بريتانيا مستقر است.در واقع کاخ سفيد اعلام کرده است که قصد دارد سيستم رهگير موشک در لهستان و تاسيسات راداری در جمهوری چک مستقر کند.روسيه که خود يک سامانه چند منظوره دفاعی اس - ۴۰۰ دارد مخالف طرح سپر موشکی آمريکا است. ناظران سياسی میگويند اصرار بر اجرای طرح سپر موشکی آمريکا ممکن است دو کشور روسيه و آمريکا را به سوی جنگ سرد دوم بکشاند.بیبیسی در باره اين طرح اعلام کرده است که ۱۰ رهگير در منطقهای به بزرگی يک زمين فوتبال در لهستان مستقر خواهند شد و اهداف را در ارتفاع بسيار بالا و از طريق فقط "برخورد صرف" منفجر خواهند کرد.قطعات يک سيستم راداری هم که پيش از اين در اقيانوس آرام جنوبی مستقر بود، پياده شده تا به جمهوری چک انتقال يابد. رهگيرها و رادار احتمالا به يک رادار هشدار دهنده در منطقه قفقاز مرتبط خواهند شد.
سيستم سپر موشکی آمريکا برای مقابله با موشک های بالستيک يا قاره پيمايی طراحی شده که بيش از ۵هزار کيلومتر (۳۱۰۰ مايل) برد دارند. تاسيسات زمينی اين سيستم فعلا شامل ۸ رهگير در آلاسکا و ۲ عدد ديگر در کاليفرنيا است.در خارج از خاک آمريکا هم پايگاه های راداری در "فلائينگ ديلز" بريتانيا و تولی در گرينلند – قلمرو کشور دانمارک – واقع شده اند.مقامات رسمی هزينه نهايی استقرار اين تاسيسات در خاک اروپا را بين يک ميليارد و ۶۰۰ ميليون تا ۲ ميليارد و ۵۰۰ ميليون دلار تخمين می زنند.قرار است اولين گروه از رهگيرها سال ۲۰۱۱ قابل استفاده شود. واشنگتن اميدوار است در سال ۲۰۱۳ سيستم به صورت کامل شروع به کار کند.سپر آمريکايی از تمامی همپيمانان آمريکا در اروپا محافظت نمی کند و بخشهای بزرگی از بلغارستان، يونان، رومانی و ترکيه را بیدفاع باقی می گذارد.به همين خاطر ناتو هم تحقيق بر روی توسعه سپر موشکی مخصوص به خود را آغاز کرده تا شکاف های سيستم آمريکايی را بپوشاند. مقامات بريتانيا نيز گفتهاند احتمالا ايستگاههای رهياب موشک در خاک خود تاسيس خواهند کرد