سیامک شایسته:کوبا در دو راهی دموکراسی تودهای یا بازگشت ضد انقلاب

بحث آزاد: میلیتانت شماره 11
کوبا در دو راهی دموکراسی تودهای یا بازگشت ضد انقلاب
سیامک شایسته
نقد مارکسیستی نقدی علمی است و نقد علمی بر پدیده شناسی استوار است که همه جانبه باشد. بر اساس همین نقد همه جانبه دوستان و دشمنان موقتی و دائمی شناسایی میشوند. برای بررسی یک سوژه، باید به سراغ ساختار آن رفت و با نقد ساختار به شناخت واقعیت رسید. کوبای سوسیالیستی بر این اساس قابل شناخت است.
استالینیسم هیولای چند سری که بزرگترین ضربه را از درون به جنبش سوسیالیستی زد و کمونیستها را در بدترین وضعیت پس از آغاز انقلاب جهانی در اکتبر 1917 قرار داد، نظامی است معیوب و بیمار. نظام بیماری که با تحمیل خود بر انقلابیون ضد امپریالیست از مائو تا کاسترو، ساختار سیاسی و اقتصادی کلیه کشورهای سوسیالیستی واقعا موجود را فاسد کرد. کشور کوبا امروزه از چنین سیستم معیوبی که در آن حزب واحد کلیه مخالفتها را از درون جنبش چپ، روشنفکری و کارگری سرکوب میکند، در رنج است. تجربه تاریخی نشان داده است که استالینیسم توانایی حفظ سوسیالیسم را ندارد و بالاخره بوروکراتهای حزبی، انقلاب را با پذیرش بازار آزاد تقدیم به ضد انقلاب میکنند از این رو انتقادات نویسنده از کوبای کاسترو در مقاله "کوبا، سوسیالیسم یا عوامگرایی" درست است. نظام سیاسی و اقتصادی کوبا نظامی بیمار است. اما این بیماری موضعی است و انتقاد من از این مقاله در همین تعمیم بیماری موضعی به کلیت واقعیت دستاوردهای انقلاب کوبا میباشد.
انقلاب کوبا نتیجه مبارزه مسلحانه تودهای چریکهای ضد امپریالیستی است که در رأس آن افرادی مانند ارنستو چهگوارا قرار داشتند و با ایمانی راسخ به سوسیالیسم، با فداکاری و مبارزه پیگیر انقلاب را پیروز کردند. انقلابی که حامیان تودهای آن اکثریت زحمتکشان کوبایی بودند که در حمایت آنها از کاسترو و نظام کوبا تا به امروز تردیدی نیست.
یکی از دلایل اصلی حرکت حکومتهای انقلابی به سوی تمرکز، فشار ضدانقلاب است. کوبای انقلابی از همان آغاز یکی از لبههای تیز مبارزه با امپریالیسم بود و آمریکا برای بازگشت ضدانقلاب از هیچ اقدامی فروگذاری نکرده و نخواهد کرد. در واقع مدل سوسیالیسم واقعا موجود، لزوم ِ بودن در جبهه شوروی در آن روزگار و عدم توجه به دموکراسی تودهای یک سری واقعی حرکت نظام سیاسی کوبا به سوی استالینیسم است، اما سوی دیگر آن فشار ضد انقلاب است. برای فهم فشار ضدانقلاب باید به سراغ دستاوردهای انقلاب رفت. انقلاب کوبا از طبقه سرمایهدار وابسته خلع ید کرد و با ایجاد کار برای همه، مسکن برای همه، بهداشت برای همه و آموزش و پرورش برای همه، عملی که در پیشرفته ترین کشورهای سرمایهداری هم به وقوع نپیوسته چه برسد به کشورهای جهان سوم، ابزار تولید را اجتماعی کرد. این که ابزار تولید از طریق شوراها در اختیار طبقه کارگر نیست درست است، این نیز که نظام اقتصادی کوبا از خودگردانی به دور است و بوروکراتیک شده درست است، اما در تعلق ابزار تولید به تودهها شکی نیست. در کوبا چیزی به نام اختلاف طبقاتی وجود ندارد و این به معنای برابری است. برابری بدون آزادی که دستاوردی است فاقد ظرفیت کامل انسانی اما تا حد معقولی انسانی. نمیتوان با تعمیم ضعف و بیماری در نظام سیاسی کوبا کلیت واقعیت انقلاب کوبا و کلیه دستاوردهای آن را که خود نویسنده مقاله به آن اشاره دارد، زیر سؤال برد. نقد مارکسیستی باید همه جانبه باشد و یک جانبه شدن آن خطر همسویی با بورژوازی را به همراه دارد. کوبا یا باید به سمت یک دموکراسی کارگری برود و یا بوروکراتهای حزبی درهای کشور را به روی استثمارگران باز خواهند کرد.
تجربه سوسیالیسم دموکراتیک در کشورهای چپ آمریکای لاتین باید برای انقلابیون و تودههای کوبا درسهای خوبی برای ایجاد دموکراسی داشته باشند. هر چند این کشورها هنوز تا ایجاد یک نظام کامل سوسیالیستی راه درازی در پیش دارند.
به امید پیروزی سوسیالیستها در کل آمریکای لاتین که در حمایت کوبای انقلابی از جنبشهای چپ و مارکسیستی آنها شکی نیست