به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  مقالات: آزادی محمود صالحی را تبریک می­گوییم!

آزادی محمود صالحی را تبریک می­گوییم!

  بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu 

محمود صالحی، این رهبر جسور و سازش­ناپذیر جنبش کارگری، پس از تحمل یک سال و چهارده روز زندان، سرانجام ساعت 3 بعد از ظهر روز یک­شنبه 18 فروردین - 6 آوریل 2008، از زندان حکومت اسلامی ایران آزاد شد.

ما آزادی محمود را به خانواده وی، دوستان و همکاران و کارگران کردستان و ایران و مردم آزادی خواه، همه تشکل­ های بین ­المللی کارگری و نهادها و احزاب چپ و انسان­ دوست غرب و هم­ چنین سازمان های چپ و کمونیست و آزادی­ خواه ایرانی که برای آزادی محمود تلاش کردند، صمیمانه تبریک می­گوییم.

محمود صالحی، تنها به دلیل تلاش برای برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه، روز جهانی کارگر، به یک سال زندان تعزیری و سه سال زندان تعلیقی محکوم شده بود.

محمود، از بنيان­گذاران «انجمن صنفی کارگران خباز شهر سقز» و عضو بنیان ­گذار کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری در ایران و سخنگوی این کمیته، در روز 20 فروردين ماه 1386 به فرمانداری اين شهر دعوت شد تا در مورد برگزاری روز جهانی کارگر، گفتگو کند، اما در آن­جا وی را بازداشت کردند و به زندان مرکزی شهر سنندج انتقال دادند تا دوره يک سال زندان خود را به خاطر آنچه که «اقدام عليه امنيت ملی و تبليغ عليه نظام» ناميده شد، سپری کند.  

محمود صالحی، با وجود این که یک کلیه ­اش از کار افتاده بود و کلیه دومش هم کامل کار نمی ­کرد، طی مدت زندان به دلیل شرایط سختی که مسئولین قضایی حکومت اسلامی به وی تحمیل کرده بودند و حتی از مداوای موثر وی نیز ممانعت به عمل می ­آوردند با عوارض متعددی ناشی از این بیماری کلیه دست و پنجه نرم می ­کرد. اما با تمام این فشارهای جسمی و روحی، با جسارت غیرقابل تصوری و با روحیه ­ای بسیار قوی در مقابل همه این فشارها با سرافرازی ایستاد و هرگز لحظه ای از مبارزه برای آرمان­های برحق خود و هم­طبقه­ای­هایش در زندان نیز کوتاهی نکرد.

در مدتی که اين رهبر کارگری در زندان بود، اعتراضات داخلی و بين­المللی زیادی برای آزادی وی برگزار شد. بيش ­ترين اعتراض­ ها از سوی سازمان ­ها و احزاب چپ و کمونیست و نهادهای دمکراتیک ایرانی مخالف حکومت اسلامی، کنفدراسيون بين ­المللی اتحاديه ­های آزاد کارگری، فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل و سازمان عفو بين ­الملل و سازمان­ ها و احزاب چپ کشورهای غرب ابراز شد.

در اين اعتراض­ها از جمله با دو روز همبستگی بين ­المللی با محمود صالحی و منصور اسانلو، رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، همراه بود، ده ­ها اتحاديه کارگری در سطح جهان خواستار آزادی اين دو چهره سرشناس کارگری و ساير فعالان کارگر زندانی شدند.

با اين همه، در شرايطی که دوره يک سال زندان صالحی در چهارم فروردين ماه سال جاری به پايان می رسيد، مسئولین قوه قضاييه حکومت اسلامی در کردستان، او را در زندان نگه داشتند. دليل اين اقدام، ارسال پيام از سوی محمود صالحی برای کسانی بود که در روز همبستگی بين ­المللی با او و ساير کارگران ايرانی شرکت کرده بودند و هم­چنین پیام به دانشجویان.

محمد شريف، وکيل مدافع محمود صالحی، روز هشتم فروردين ماه ضمن ابراز نگرانی از وضعيت جسمی موکلش، به راديو فردا گفت که  برای آقای صالحی، به اتهام ارسال پيام به خارج از زندان، قرار بازداشت جديدی صادر شده است.

امتناع مقام­ های قوه قضاييه استان کردستان از آزادی صالحی، اعتصاب غذای او را به همراه داشت، که پس از دادن قول آزادی از سوی آنان، وی به اعتصاب غذای خود پايان داد. در پی عدم موافقت مقامات قضایی حکومت اسلامی در کردستان با آزادی محمود، امنستی انترناسیونال کنفدراسیون ­های کارگری و سازمان ­ها و احزاب چپ و سوسیالیست ایرانی کمپین وسیعی را برای آزادی محمود راه انداخته بودند که خبر آزادی محمود همه فعالین و دست ­اندرکاران این کمپین و اعتراضات سراسری را سرشار از شادی و مصمم تر کرد که با مبارزه پیگیر می توان دشمن را به زانو درآورد.

***

کمونیست ­ها و همه نیروهای آزادی خواه و برابری طلب مصمم هستند تا روزی که همه زندانیان سیاسی با هر باور و عقیده ­ای دربند شکنجه­گران حکومت اسلامی اسیرند؛ تا روزی که حکومت سرمایه­داری اسلامی در حاکمیت است وظیفه شبانه­روزی و پیگیر و مداوم خود می­ دانند که با سازمان ­دهی یک انقلاب اجتماعی و در پیشاپیش همه طبقه کارگر متحد و متشکل و آگاه حکومت اسلامی سرنگون شود و با برپایی حکومت کارگری، جامعه به سوی لغو مالکیت خصوصی و کار مزدی، یعنی در جهت برقراری یک جامعه کاملا نوین و آزاد و برابر حرکت نماید.

هنگامی که درباره محمود صالحی و مبارزات وی سخن می­گوییم و یا مطلبی می­نویسیم، نمی­توانیم به واقعه تاریخی اول ماه 1383 شهر سقز، که یک نقطه عطف تاریخی مهمی در جنبش کارگری ایران بود اشاره­ای نکنیم.

نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی، به تجمع روز جهانی کارگر  1383 - مه 2004 شهر سقز یورش بردند و بیش از 50 نفر  را دستگیر کردند که ساعاتی بعد همه دستگیرشدگان، به غیر از 7 نفر از جمله محمود آزاد شدند. این هفت نفر به زندان سنندج انتقال داده شدند. به دنبال واقعه سقز، مبارزه وسیعی در داخل و خارج کشور برای آزادی محمود صالحی و شش همکاری دیگرش راه افتاد و در مدت کوتاهی طبقه کارگر ایران را آن چنان برای طبقه کارگر جهانی شناساند که در شرایط عادی این پروسه شاید سال ها طول می کشید. بسیاری از سازمان­ های چپ ایرانی که دست روی گذاشته بودند و یا به همه چیز می ­پرداختند غیر از مسایل کارگری، از آن تاریخ فعال ­تر شدند و مسایل کارگری را در اولویت فعالیت ­های خود قرار دادند.

به دنبال دستگيری این 7 فعال کارگری در راهپيمايی روز جهانی کارگر در شهر سقز، کنفدراسيون بين ­المللی اتحاديه­های کارگری آزاد يا ICFTU شکايت رسمی خود را به اداره بين­ المللی امور کارگری سازمان ملل متحد يا ILO تحويل داد. اين سازمان هم­چنين از ILO خواست تا با تماس فوری با مقامات ايرانی، آزادی دستگير شدگان را تضمين کند.

خبرگزاری کار ايران، وابسته به حکومت اسلامی، که خبر شکايت کنفدراسيون بين ­المللی اتحاديه های کارگری آزاد از ايران را منتشر کرده بود، در عين حال به نقل از يک منبع آگاه مدعی شد که افراد دستگير شده در جريان اين تجمع، جزو فعالان قانونی کارگری در ايران نبوده اند و احتمال وابستگی برخی از آن­ها با گروه­های مخالف نظام نيز وجود دارد.

اين در حالی­ست که به گفته خانم آنا بيوندی، نماينده ICFTU در امور کارگری ايران، به ویژه با دستگیری محمود صالحی و محسن حکيمی که قبل از اول ماه مه با ایشان در تهران دیدار کرده بودند، فعالیت های گسترده ای را برای آزادی آن ها آغاز کرد.

خانم بيوندی که چهار روز پيش و قبل از انتشار خبر بازداشت های سقز، ايران را ترک کرده بود، در خصوص علت طرح اين شکايت در اداره بين ­المللی امور کارگری سازمان ملل متحد چنين گقته است: «اولا من بايد بگويم که متاسفانه در ايران اين گونه برخوردها موضوع جديدی محسوب نمی شود و پيش از اين در ژانويه سال جاری ICFTU ناگزير شد که شکايتی را به اداره بين ­المللی امور کارگری سازمان ملل متحد تحويل دهد.»

او اضافه کرد: «در بيست و چهارم ژانويه ۲۰۰۴ در شهر بابک در استان کرمان، در جريان يک اعتصاب در يک کارخانه ذوب مس، ۴ کارگر کشته و تعداد زيادی مجروح شدند. ما از کشته شدن اين تعداد کاملا اطمينان داريم، هر چند منابع ديگر تعداد کشته شدگان را بين ۷ تا ۱۵ نفر اعلام کرده اند.»

بيوندی، درباره دستگیری ­های سقز افزود: «پيش از دستگيری­ های اخير من موفق شدم با آقای صالحی صحبت کنم و او توضيح داد که کارگران قصد دارند در روز اول ماه مه راهپيمايی آرامی را برگزار کنند. آن ­ها برای گرامی­داشت روز جهانی کارگز کميته ­ای را تشکيل داده بودند. در ملاقات من با آقای صالحی، آقای محسن حکيمی از اعضای سرشناس کانون نويسندگان ايران نيز حضور داشت. حال هر دوی اين آقايان توسط نيروهای امنيتی دستگير شده ­اند و ما اطمينان داريم که حداقل ۴ نفر ديگر نيز کماکان در بازداشت بسر می­ برند که اسامی دو تن از آن ­ها جلال حسينی و محمد عبدی پور است.»

به گفته بيوندی، محمود صالحی، يکی از فعالان شناخته شده کارگری، در سال ۲۰۰۱ نيز به مدت ده ماه بازداشت شده بود و از جمله با تلاش کنفدراسيون بين ­المللی اتحاديه ­های کارگری آزاد و سازمان عفو بين ­الملل از زندان رهايی يافته بود.

وی در خصوص نحوه بازداشت­های جديد و شرايط بازداشت­شدگان به بی.بی.سی، گفت: «مشکل اين­جاست که اين افراد حتی قبل از آغاز راهپيمايی بازداشت شدند. من با همسر آقای حکيمی در تماس بوده­ام و او گفت که وثيقه ­ای معادل ۲۵۰ هزار دلار برای همسرش تعيين شده که در ايران مبلغ عظيمی محسوب می ­شود. خانواده دستگير شدگان از محل نگهداری آن ­ها اطلاع ندارند، ممکن است آن­ ها را به سنندج يا تهران برده باشند. لذا خانواده­های آن ­ها و ما بسيار نگران هستيم. در نتيجه ما بلافاصله شکايت جديدی را در اداره بين ­المللی امور کارگری سازمان ملل متحد ثبت کرديم.»

خانم بيوندی، تاکيد کرد: «ما خواستار مداخله بلافاصله ILO برای آزادی اين افراد هستيم و هم­ چنين به عنوان يک اتحاديه کارگری جهانی ما همه کارگران جهان را به اعلام همبستگی با دستگير شدگان فراخوانده­ايم تا در اين برهه حساس قبل از صدور حکم، نيروهای امنيتی و قضايی ايران فشار جهانی در حمايت از اين کارگران بی ­گناه احساس کنند.»

کنفدراسيون بين ­المللی اتحاديه­ های کارگری آزاد يک سازمان بين ­المللی است که از پيوند ۲۳۳ تشکل کارگری در ۱۵۲ کشور جهان تشکيل شده و ۱۵۰ ميليون کارگر در سراسر جهان عضو تشکل های زير مجموعه آن هستند.

در چنین شرایطی، کنفدراسيون بين ­المللی اتحاديه ­های آزاد کارگری در گزارش ساليانه­(2005) خود از ايران به عنوان يکی از خطرناک ­ترين کشورهای جهان برای اتحاديه ­های کارگری نام برده است.

اين کنفدراسيون که در بروکسل، پايتخت بلژيک استقرار دارد ايران را از لحاظ ميزان امنيت اتحاديه های کارگری در رديف کشورهای کلمبيا، بلاروس، برمه، کامبوج، چين، دومينيکن، هائی تی، نيجريه، فيليپين، ترکيه، ونزوئلا و زيمبابوه قرار داده و فعاليت در اتحاديه­ های کارگری را در اين کشورها خطرناک دانسته است.

گزارش ساليانه اين کنفدراسيون نشان می ­دهد که فعاليت در اتحاديه ­های کارگری نسبت به قبل خطرناک­تر شده است، تا آن ­جا که طی سال 2004، 145 فعال کارگری در سراسر جهان به قتل رسيده ­اند، حدود پانصد نفر از آن­ها تهديد به قتل شده و بيش از هفتصد تن ديگر مورد حمله قرار گرفته ­اند.

اين آمار از لحاظ تعداد کشته شدگان، شانزده مورد نسبت به سال پيش از آن افزايش نشان می دهد. کنفدراسيون بين­ المللی اتحاديه­ های آزاد کارگری، کلمبيا را خطرناک ­ترين کشور جهان برای فعالان کارگری می­داند. بنابر گزارش کنفدراسيون، در کشور کلمبيا طی يک سال 99 فعال کارگری به قتل رسيده و صدها تن ديگر از آنان تهديد به قتل شده­ اند. اين کنفدراسيون دولت کلمبيا را مسئول اين قتل ­ها می ­داند و اعتقاد دارد که دولت از اين طريق به دنبال سرکوب جنبش ­های کارگری است.

در مورد ايران، گزارش کنفدراسيون حاکی از قتل چهار نفر به دست پليس و بازداشت ده­ ها نفر و هم ­چنين مواردی از هجوم خانگی و شکنجه در ارتباط با تظاهرات کارگری با انگيزه ­های صنفی است.

در اين گزارش از محمود صالحی، به عنوان يکی از رهبران اتحاديه ­های کارگری در ايران نام برده شده که چند بار مورد ارعاب مسئولان قرار گرفته و همراه با شش تن ديگر از فعالان کارگری متهم به همکاری با گروه­ های چپ­ گرايی شده که در ايران غيرقانونی شناخته شده­اند...

محمود صالحی دبير انجمن صنفی نانوايان شهر سقز در استان کردستان بوده که طی چند سال اخير چند بار در پی راه ­اندازی حرکت­ های اعتراضی صنفی در اين شهر بازداشت شده است و هم اکنون نيز با قرار وثيقه آزاد است و در انتظار حکم دادگاه انقلاب سقز در مورد خود به سر می ­برد.

وی سال گذشته به مناسبت روز جهانی کارگر (اول ماه مه - دوازدهم ارديبهشت) همراه با چند تن ديگر از فعالان کارگری تجمعی بدون مجوز مراجع قانونی برگزار کرد که محسن حکيمی، عضو کانون نويسندگان ايران نيز در اين تجمع سخنرانی کرد.

در حالی که کنفدراسيون بين ­المللی اتحاديه­ های آزاد کارگری ايران را از جمله کشورهای خطرناک جهان برای فعالان کارگری می­ داند، انتقاد ديگری که بسياری از ناظران به سياست ­های حکومت اسلامی در قبال اتحاديه ­های کارگری وارد می ­دانند اين است که تشکل­ های صنفی در ايران اغلب به نحوی به حکومت وابسته­ اند و سنديکاها و اتحاديه­ های کارگری حتی اگر در قوانين به رسميت شناخته شده باشند، عملا امکان فعاليت مستقل ندارند.

با دستگیری مجدد محمود صالحی در 4 فروردین 1386 کمپین های اعتراضی وسیعی برا ی ازادی وی در دراخل و خارج کشور راه افتاد. از جمله  يک هيات ۱۱ نفره متشکل از نمايندگانی از اتحاديه اروپا، فعالان حقوق کارگران در اروپا  و يک نماينده از سازمان ملل متحد، روز جمعه ۱۶ آذر 1386، در تهران با خانواده سه فعال کارگر زندانی و چند تن از اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه ديدار کردند.

اين هيات که از نمايندگانی از کشورهای فرانسه، اسپانيا، جمهوری چک، پرتغال و اتريش در آن حضور دارند با همسران محمود صالحی، منصور اسانلو و ابراهيم مددی در دفتر سازمان ملل متحد در تهران ديدار کردند.

نجيبه صالحی، همسر محمود صالحی، درباره اين ديدار به راديو فردا گفت: «اعضای اين هيات درباره وضعيت همسران ما، از جمله برخورد مسئولان زندان­ ها با آنان و وضعيت پرونده قضايی و جسمانی­شان سئوال کردند و در ارتباط با سنديکای کارگران شرکت واحد تهران، از چند عضو هيات مديره اين سنديکا که درديدار شرکت داشتند نيز پرسش ­هايی پرسيدند.»

او  افزود: «ما وضعيت همسران خود را برای اعضای هيات اروپايی توضيح داديم و  آنان با ابراز ناراحتی از چگونگی برخورد و رفتار با فعالان کارگر زندانی قول دادند که در ديدار با مقام ­های ايرانی، اين موضوع را مطرح کنند.»

به گفته يکی از اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، در اين ديدار لابور روچک، رييس اين هيات اعزامی از اروپا، گفته است که مقام­ های ايرانی با درخواست ديدار اين هيات با سه فعال کارگری در زندان، مخالفت کرده ­اند.

پيش از اين نيز دو هيات اعزامی فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل و سازمان بين ­المللی کار خواستار ديدار با رييس سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه در زندان شده بودند که با مخالفت مقام­های حکومت اسلامی مواجه شد.

بر اساس اين گزارش، نمايندگان اتحاديه اروپا گفته­اند که اين موضوعات را در جلسات پارلمان اروپا مورد بررسی قرار خواهند داد و از اتحاديه اروپا خواهند خواست تا به اين موضوعات رسيدگی کند.

خانم صالحی با مثبت و تاثير گذار بودن اين ديدار افزود: «آن ­ها حرف­های ما را شنيده ­اند و از وضعيت همسران زندانی ما آگاهی پيدا کرده­ اند و از همين رو می توانند آن ­ها را در کشورهای خود منعکس کنند. همين موضوع می ­تواند بر وضعيت فعالان کارگر زندانی تاثير زيادی داشته باشد.»

نجيبه صالحی، هم­ چنين درمورد آخرين وضعيت همسر زندانی­اش با انتقاد از اعزام او به بيمارستان با دستبند و پابند گفت: «محمود از يک هفته پيش به طور مرتب تحت درمان قرار دارد و در درمانگاه زندان به سر می ­برد.»

خبر ورود اين هيات به تهران و ديدارهای آن­ها، در رسانه­های داخلی بازتاب نداشته و تنها روزنامه اعتماد ملی در شماره روز شنبه ۱۷ آذرماه 86، خبری کوتاه در اين باره منتشر کرده بود.

همبستگی جهانی برای آزادی محمود و اسانلو

دبير کل فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، مراسم پنج شنبه 418 مرداد 1386 و همبستگی اتحاديه های کارگری در جهان با فعالان کارگری در ايران، را فوق ­العاده خواند.

ديويد کاکرافت، دبير کل فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، در در گفتگو با راديو فردا، افزود: «ديروز مشاهده کرديم که کارگران سراسر جهان، به درخواست ما برای کمک به همکاران خود در ايران پاسخ مثبت دادند.»

«گمان می­ کنم که دولت ايران در حال بررسی حجم بسيار زياد درخواست ­ها، ملاقات­ ها و نامه هايی است که ديروز (پنج شنبه) برای آزادی منصور اسانلو و محمود صالحی دريافت کرد.»

کاکرافت، با اشاره به بازداشت چند تن از فعالان کارگری در ايران، گفت: «اين اقدام نشان­دهنده آن بود که مقام ­های ايرانی تا چه اندازه نگران عقايدی هستند که با رفتارشان در داخل و خارج از ايران ايجاد کرده اند.» 

از سوی کنفدراسيون بين ‌المللی اتحاديه‌ های کارگری (ITUC) و فدراسيون بين‌ المللی کارگران حمل و نقل (ITF)  روز پنج­ شنبه نهم اوت 2007، روز جهانی همبستگی با منصور اسانلو و محمود صالحی اعلام شده بود.

به گزارش دفتر خبری فدراسيون بين المللی کارگران حمل و نقل، در بيش از سی کشور جهان در روز اقدام برای آزادی منصور اسانلو و محمود صالحی راهپيمايی و مراسم برگزار شد.

طبق اين گزارش در ژاپن، بريتانيا، فرانسه، مصر، اندونزی، روسيه، استراليا، آمريکا، هند، فنلاند، اردن، مالزی، پاکستان، رومانی، سوئد، بلژیک، کانادا، آلمان، نروژ و اسپانيا راهپيمايی ­هایی برگزار گردید.

در اقدام دیگری از نخستين ساعات روز پنج ­شنبه، ۱۶ اسفند، کارگران ۴۱ کشور در پنج قاره جهان، تظاهرات و مراسم روز همبستگی با کارگران ايرانی را برگزار کردند.

اتحاديه ­های کارگری، در پی فراخوان فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، خواستار آزادی محمود صالحی، منصور اسانلو، رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران شدند.

مراسم روز همبستگی جهانی با کارگران ايران در حالی انجام گرفت که برخی از اتحاديه ­های کارگری از روز چهارشنبه، پنجم مارس ۱۵ اسفند 1386، به استقبال آن رفته بودند. برگزاری تظاهرات در مقابل سفارت حکومت اسلامی در پايتخت اوکراين از جمله اين اقدامات در روز چهارشنبه بود.

در روز پنج ­شنبه، ششم مارس 2008 - ۱۶ اسفند 1386، نخستين مراسم، تظاهرات در ولينگتون، پايتخت نيوزيلند، بود و پس از آن، تظاهرات و مراسم همبستگی با کارگران ايرانی در شهرهايی در استراليا، فيليپين، تايوان، تايلند، ژاپن، هندوستان، پاکستان، اندونزی، هنگ کنگ، عراق، لبنان، کرانه باختری رود اردن، الجزاير، تونس، اتيوپی، مراکش، آلمان، سوئد، بريتانيا و کانادا برگزار شد.

خانم سوانگ تونگ ووراچت، از فعالان کارگری در تايلند، در مورد مراسم روز همبستگی جهانی با کارگران ايران به راديو فردا گفت:«ما نمايندگان اتحاديه ­های کارگری تايلند، برای انجام تظاهرات به مقابل سفارت ايران در بانکوک رفتيم تا خواستار آزادی منصور اسانلو و محمود صالحی شويم. پس از تظاهرات نيز نامه ­ای کتبی در اين مورد تسليم نماينده سفارت کرديم.»

وی افزود: «ما اعلاميه­هایی را با مضمون درخواست برای آزادی اين دو فعال کارگری از زندان ­های ايران در ايستگاه ­های وسايل حمل و نقل عمومی در ميان مردم توزيع کرديم.»

شيوا بوپال ليشرا، از فعالان سنديکايی در هندوستان، به راديو فردا گفت: «مقام­ های ايرانی بايد به واکنش کارگران بخش حمل و نقل در جهان توجه داشته باشند و منصور اسانلو و ساير فعالان کارگر زندانی را آزاد کنند.»

او تاکيد کرد که فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل و هم­چنين اتحاديه­های کارگری هندوستان در کنار برادران زندانی خود در ايران ايستاده­اند.»

خواسته ديگر اعضای اتحاديه­های کارگری ۴۱ کشور، آزادی تشکيل اتحاديه­های مستقل کارگری در ايران بوده است.

در همین زمینه، ‏بازرسان اين سازمان کارگری با حضور در کشتی­های ايرانی که در بنادر کشورهای استراليا، بلژيک، استونی، ‏فرانسه، انگليس، هند، کره و تايوان پهلو گرفته ­اند، با کارکنان ايرانی اين کشتی­ ها به گفتگو نشستند.

از سوی دیگر، فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، کنفدراسيون بين­المللی اتحاديه­های آزاد کارگری و سازمان عفو بين ­الملل با انتشار بيانيه مشترکی همبستگی خود را با کارگران ايران اعلام کردند. اين بيانيه به مناسبت روز ششم مارس 2008، روز همبستگی جهانی با کارگران ايران منتشر شد.

اين سه سازمان بين­المللی کارگری و حقوق بشری در بيانيه مشترک خود تحت عنوان «پيام همبستگی با کارگران ايران»، نوشته­اند: «امروز، در سراسر جهان، هزاران کارگر و شهروند، با صدای رسا خواستار آزادی سريع و بی ­قيد شرط منصور اسانلو و محمود صالحی و هم ­چنين به رسميت شناخته شدن حقوق کارگران هستند.»

در بيانيه فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، کنفدراسيون بين ­المللی اتحاديه­ های آزاد کارگری و سازمان عفو بين الملل با اشاره به برنامه­های متعدد اتحاديه ­های کارگری در ۴۱ کشور از پنج قاره از احکام زندان فعالان کارگر ابراز تاسف شده و آمده است که «اين فعالان کارگری تهديدی عليه امنيت ملی به شمار نمی ­روند.»

اين سازمان ­های کارگری و حقوق بشری اعلام کرده ­اند که تظاهرات و اعتراضات ششم مارس، پايان کار نخواهد بود و مبارزه برای آزادی محمود صالحی و منصور اسانلو و به رسميت شناخته شدن حقوق کارگران برای تشکيل اتحاديه­ های مستقل کارگری ادامه خواهد يافت.

سازمان عفو بين ­الملل نيز با انتشار اطلاعيه جداگانه ­ای در خصوص منصور اسانلو و محمود صالحی نوشت: «اين دو فعال کارگر به دليل فعاليت­هايشان برای تشکيل اتحاديه ­های مستقل کارگری از سوی کارگران زندانی شده ­اند.»

اين سازمان، در اطلاعيه خود نوشته است که همراه با فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل و کنفدراسيون بين ­المللی اتحاديه­ های آزاد کارگری نگران رفتار خشونت بار عليه فعالان کارگری در ايران هستند و در عين حال از بدرفتاری و يا بازداشت همکاران آقايان اسانلو و صالحی انتقاد کرد.

بر اساس اين بيانيه، آزادی منصور اسانلو و محمود صالحی به تشکيل اتحاديه­های مستقل کارگری کمک خواهد کرد. سازمان عفو بين ­الملل هم­چنين ابراز اميدواری کرد که انتخابات مجلس شورای اسلامی در ايران بتواند به تجديدنظر در قانون کار و ارتقاء آن در سطح معيارهای مورد نظر سازمان بين­المللی کار، آی ال او، منجر شود.

تاکید به این مساله ضروری است که رهبری کنفدراسیون های بین المللی کارگری در دست گرایش رفرمیستی و سندیکالیستی و عمدتا تحت تاثیر احزاب سوسیال دمکرات هستند. به همین دلیل، این تشکل ها کم تر و به ندرت وارد عرصه مبارزه رادیکالی در دفاع از مطالبات کارگران کشورهای خود و یا در سطح بین المللی می شوند. اما بخشی ­هایی از این اتحادیه­ ها به خصوص اتحادیه های محلی نسبت به رهبری سراسری، رادیکال عمل می­ کنند. اما با این وجود مراجعه به این تشکل ­های کارگری و خواست حمایت آن ­ها از مبارزات کارگران ایران، به لحاظ سیاسی نه تنها کار خطایی نیست، بلکه اصولی هم هست. تلاش تاکنونی این تشکل­ ها و اعتراض آن ­ها در آزادی محمود و جلب پشتیبانی از مبارزات کارگران ایران بسیار موثر بوده است.

در حرکت دیگری، فابيو آماتو، از اعضای هيئت رئيسه حزب چپ اروپا، متشکل از ۲۷ حزب کمونيست و چپ اروپا که در سال ۲۰۰۳ تشکيل شده است، با ابراز همبستگی با نيروهای دموکراتيک در ايران، به راديو فردا گفته است: «ما آنچه را که در ايران روی می­ دهد دنبال می ­کنيم و از اين موضوع آگاهيم که مبارزه برای اصلاحات و هم چنين اعتصابات کارگری جريان دارد. من اميدوارم جنبش دموکراتيک در ايران بتواند رشد يابد و دگرگونی­ هايی را به وجود آورد. ما خواستار آزادی زندانيان سياسی، آزادی برگزاری گردهمايی و اعتصاب در ايران هستيم.»

آقای آماتو، در خصوص اجرای حکم شلاق برای پنج کارگر در شهر سنندج، چنین اظهار نظر کرد: «ما عميقا هر گونه فشار از سوی حکومت ايران را که روزانه بر مردم اين کشور اعمال می­ شود محکوم می ­کنيم. منظورم اعمال فشار بر کارگران و دانشجويان و اعمال خلاف حقوق بشر است.»

تجمع در مقابل زندان سنندج

بنا به گزارش شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری، محمود در زندان به اعتصاب غذای خشک دست زده بود. با گذشت 7 روز از اعتصاب غذای خشک محمود صالحی که در اعتراض به صدور حکم بازداشت موقت از سوی دادستانی سنندج تصمیم به آن گرفت و در پاسخ به دعوت «کمیته دفاع از محمود صالحی»، روز یک­شنبه 4 فروردین تجمعی اعتراضی با حضور بیش از 200 نفر از فعالین کارگری که بعضا به همراه خانواده­های­شان، از شهرهای سقز، بوکان، اشنویه، مریوان، پاوه، رشت، کرج و تهران، آمده بودند در مقابل زندان سنندج صورت گرفت. در این تجمع که از ساعت 8 صبح شروع شد، تجمع کنندگان خواهان آزادی بی ­قید و شرط محمود شدند. حاضرین که به شدت از وضعیت جسمانی محمود نگران بودند، خواهان ملاقات نجیبه صالح زاده با همسرش بودند. آنان مصرا از همسر محمود می ­خواستند که پیام آنان را مبنی بر شکستن اعتصاب غذا به گوش محمود برساند. به گفته نجیبه صالح­زاده، محمود هر روز یک بار با خانواده­اش تماس تلفنی داشته است، اما در دو روز اخیر هیچ تماسی با وی نگرفته است و این نشان می ­دهد که حال محمود که این بار عمدتا به خاطر اعتصاب غذای خشک می ­باشد، رو به وخامت گذارده است. در طول تجمع مسئولین زندان و نیروی انتظامی در هراس از ادامه تجمع به نجیبه گفتند به شرطی که به تجمع تان پایان دهید، اجازه ملاقات می ­دهیم که حاضرین با شنیدن این حرف تا حدی از زندان سنندج فاصله گرفتند، تا نجیبه بتواند با محمود ملاقات کند، اما بعدا معلوم شد این وعده دروغی بیش نبوده است. با آشکار شدن این که ملاقاتی در کار نیست، شرکت کنندگان در تجمع که به شدت از چنین ترفندی ناراحت بودند، مجددا به حضور خود در مقابل زندان ادامه دادند. در ادامه تجمع قریشی، یکی از مسئولان زندان به نجیبه صالح­زاده گفت؛ برای انجام ملاقات می­ بایست قاضی دستور آن را صادر کند، براین اساس برادر محمود به سراغ قاضی کشیک رفت ولی جواب قانع کننده ­ای نگرفت. همسر محمود در گفتگو با سرهنگ مرادی، یکی از مسئولان نیروی انتظامی، خواهان ملاقات با محمود شد، وی گفت، تلاش خواهد کرد که این ملاقات انجام گیرد. نجیبه در سخنانی خطاب به حاضرین گفت: این اتهام واهی که به خاطر آن محمود مجبور است مدت نامعلوم دیگری در زندان بماند، صرفا در هراس از برگزاری اول ماه مه صورت گرفته است، وی در ادامه با تاکید بر این که برای من دیگر فعالین کارگری و دانشجویان فرقی با محمود ندارند، اظهار داشت ما نباید در مقابل دستگیری هر فعال کارگری و یا هر فعال دیگری سکوت کنیم. تجمع امروز در حالی که با حضور افراد یگان ویژه نیروی انتظامی و لباس شخصی ­ها، از حاضرین فیلمبرداری می ­کردند، همراه بود، بدون هر گونه درگیری پایان یافت.

 

تجمع اعتراضی روز 5/1/1387 در ادامه تحصن معترضین به صدور بازداشت موقت محمود صالحی از ساعت 10 صبح در مقابل دادگستری سنندج با شرکت بیش از 170 نفر از فعالین کارگری و خانواده­ هایشان برگزار شد. در آن تجمع، ابتدا نجیبه صالح زاده، برای پیگیری پرونده محمود صالحی به قاضی که حکم اخیر همسرش را صادر کرده بود مراجعه کرد.

در ادامه خانواده محمود و هم­چنین معترضین به این نتیجه رسیدند که هدف اصلی مسئولین امنیتی متفرق کردن جمعیت حاضر است و نه رسیدگی به پرونده محمود. از این رو، با دعوت نجیبه صالح­زاده، جمعیت حاضر به صورت متمرکز اقدام به نشستن در مقابل ساختمان دادگستری کردند. در این میان از سوی دادستانی، اداره اطلاعات، و پلیس حاضر در میدان با نجیبه و فرزندش سامرند تماس گرفته می­شد، آنان خواهان این بودند که به تجمع پایان داده شود، در غیر این صورت از سوی پلیس با حاضرین برخورد صورت می ­گیرد. نجیبه به پلیس گوشزد کرد، اگر چنانچه یک مو از سرِ معترضین کم شود، چندین برابر این جمعیت در روزهای آینده در این جا مستقر خواهند بود، وی هم ­چنین به پلیس خاطر نشان کرد، این جمعیت از روز 4 فروردین که قرار بود روز آزادی محمود باشد، از تهران و دیگر شهرها برای استقبال از آزادی یک فعال کارگری به این جا آمده­اند. در ادامه تحصن، نامه­ای از سوی خانواده محمود صالحی تنظیم و پس از قرائت آن توسط یکی از حاضرین در میان جمعیت خوانده شد و توسط نجیبه صالح زاده تسلیم دادستانی شد. پس از رفتن نجیبه به داخل ساختمان دادگستری، شورایی در بین حاضرین شکل گرفت، این شورا پس از بحث و بررسی در مورد ادامه تجمع، نتیجه مشورت خود را به صورت پیشنهاد به سایرین ابلاغ کرد، در این پیشنهاد ضمن تاکید بر ادامه تجمع، از جمعیت خواسته شد، برای پیشگیری از هر گونه حادثه و برخوردی از سوی پلیس و با تاکید بر ادامه تجمع در روزهای آینده، تا ساعت 1، به تجمع پایان داده شود. ضمنا در آخرین تماسی که از سوی نهادهای امنیتی با سامرند صالحی داشتند، به وی گفته شد، امروز ملاقات با محمود صالحی انجام خواهد گرفت و هم چنین تا روز چهارشنبه تکلیف بازداشت موقت وی مشخص خواهد شد. این تماس به نحوی حاوی این پیام نیز بود که به احتمال قوی محمود صالحی تا روز چهارشنبه آزاد خواهد شد. بدین شکل تجمع امروز، همراه با شادی و کف زدن هایی که نوید یک پیروزی شیرین برای جنبش کارگری و خانواده صالحی بود، در ساعت یک بعد از ظهر پایان یافت.

هم چنین در بسیاری از کشورها و شهرهای اروپایی، اسکاندیناوی، استرالیا و کانادا، از سوی سازمان­ها و احزاب سیاسی چپ و کمونیست و نهادهای دمکراتیک ایرانی با حمایت و پشتیبانی تشکل­های کارگری و نیروهای چپ و سوسیالیست این کشورها کمپین گسترده­ ای با تحصن و راهپیمایی و غیره در جریان بود که خبر خوش آزادی محمود به خارج رسید. این مراسم­ ها به نوعی به جشن و سرور و همبستگی با محمود و خانواده ­اش و طبقه کارگر ایران تبدیل گردید.

بدین ترتیب، با دستگیری محمود در سال گذشته و به دنبال آن، دستگیری منصور اسانلو، رییس سندیکای شرکت واحد، شلاق زدن جانیانه کارگران در سنندج به دلیل شرکت در مراسم اول ماه مه، تلاش برای ترور یک فعال کارگری در کردستان و حمله به تجمعات کارگران و دستگیری سازمان­دهندگان این اعتصابات و از  سوی دیگر بیکارسازی­ ها وسیع و گرانی و تورم افسار گسیخته به ویژه در سال گذشته، سال سختی برای همه مزدبگیران بود.

سرانجام محمود صالحی، با مبارزه پیگیر نجیبه صالح­ زاده همسر و سامرند فرزند 17 ساله وی و دوستان و هم ­طبقه ­ای ­هایش در داخل و خارج کشور و پس از اعتراض ­های فراوان از زندان آزاد شده است. بنابراین، روز یک­شنبه 18 فروردین 1387 را باید به عنوان یک روز تاریخی و فراموش نشدنی در تاریخ درخشان مبارزه طبقاتی کارگران ایران ثبت کرد. سامرند، پس از گذشت یک ساعت از ورود محمود صالحی به خانه به رسانه ای گفته است: «بیش از ۳۰۰ نفر هم اکنون این ­جا هستند و بیش ­تر آنان هم از فعالان کارگری هستند. با وجود این که خیلی از مردم اطلاعی ندارند، ولی یک سری از آن­ها آمده‌اند و لحظه به لحظه هم بیش­تر می­شوند.»

آنچه که اشاره کردیم فقط چکیده و نمونه­هایی کلی از مبارزات داخل و خارج کشور برای آزادی محمود صالحی و حمایت و پشتیبانی از جنبش کارگری ایران است.

محمود، چه در آزادی و چه در شرایط سخت زندان عملا نشان داده است که ویژگی های یک رهبر دلسوز و جسور کارگری را دارا بوده و شایسته بهترین قدردانی هاست! 

آزادی محمود صالحی، در آستانه روز جهانی کارگر، اول ماه مه، بزرگ ترین جشن جنبش کارگری و همبستگی طبقاتی در جهت پیگیری مطالبات و خواست­ های کارگران و تلاش پیگیر برای آزادی همه زندانیان سیاسی است. مسلما اول ماه مه، روز جهانی کارگر امسال را باید هر چه با شکوه ­تر و گسترده ­تر و طبقاتی ­تر برگزاری کنیم.

* برگرفته از نشریه جهان امروز شماره 205، نیمه دوم فروردین 1387 - نیمه دوم آوریل 2008

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • نگاهی به اول ماه مه ۲۰۰۸ و فقر و فلاکت اقتصادی!
  • بمناسبت شصت سالگی دولت اشغالگر اسراييل!
  • روز جهانی آزادی مطبوعات!
  • زنده باد دانشجويان دانشگاه سهند تبريز!
  • اقتصاد، کارگران و فجایع اجتماعی؟!
  • «معرفی کتاب» رهایی زن
  • آزادی محمود صالحی را تبریک می­گوییم!
  • فعالیت اپوزیسیون حکومت اسلامی در خارج کشور
  • «جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی ایران»؟!
  • سپاه پاسداران حکومت اسلامی - این نیروی تروریستی مخوف؟! (بخش پایانی)
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com