به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  مقالات: زنده باد دانشجويان دانشگاه سهند تبريز!

زنده باد دانشجويان دانشگاه سهند تبريز!

 ياشاسين سهند دانشگاهينين دانشجولاری!
(زنده باد دانشجويان دانشگاه سهند تبريز!)

           بهرام رحمانی
bamdadpress@ownit.nu 

روز جهانی کارگر خجسته باد!

در سال های اخير دانشجويان دانشگاه های سراسر ايران، جسورانه ابتکارات مختلفی را در اعتراض به حکومت ارتجاعی اسلامی از خود نشان داده اند. از مقطع ۱۶ آذر سال گذشته، دانشجويان آزادی خواه و برابری طلب و سوسياليست، در راس رهبری جنبش دانشجويی قرار گرفتند که مامورين حکومت اسلامی سراسيمه به آن ها حمله کردند و ده ها تن را دستگير و زندانی نمودند تا به زعم خود، صدای اعتراض دانشجويان را خاموش نمايند. اما بر خلاف تحليل های سران و تئوريسين ها و کارشناسان حکومت اسلامی، دانشجويان دانشگاه های سراسر کشور، نه تنها مرعوب اين هجوم وحشيانه مامورين امنيتی نشدند، بلکه صدای اعتراض خود را رساتر و عمومی تر کردند. اين ويژگی مهم اين دوره از فعاليت جنبش دانشجويی را به عنوان يک نقطه عطف تاريخی با توجه به شرايط امروز ايران، بايد در تحليل ها و بررسی های تاريخی در نظر گرفت تا به عظمت و شکوه آن پی برد.
در شرايطی که دانشجويان قهرمان در مقابل چشمان احمدی نژاد اين مخوف ترين چهره حکومت اسلامی تصاوير او را می سوزاندند و عليه او شعار دادند؛ اين که دانشجويان زندانی در مقابل شکنجه گران وحشی و بی رحم حکومت اسلامی مقاومت کردند؛ اين که همه بگير و ببندها و وحشی گری های حکومت اسلامی در عزم و اراده دانشجويان برای تغيير جامعه به نفع کارگران و مردم آزادی خواه خللی ايجاد کرده است؛ و سرانجام اين که مبارزه دانشجويان سراسر کشور روزبروز گسترده تر و عميق تر می گردد به اين مساله بايد عميقا فکر کرد که چه اتفاقی افتاده است تا اين دانشجويان اين چنين بی باک و جسور در مقابل حکومت ده ها هزار اعدام، سانسور و اختناق، رعب و وحشت و ترور با سرافرازی ايستاده اند؟ به نظرم يکی از فاکتورهای مهم مبارزه پيگيری که در دانشگاه ها در جريان است تغيير بافت طبقاتی دانشجويان است. اکنون ديگر دانشگاه ها صرفا به فرزندان بورژواها محدود نيست و در دهه های اخير فرزندان بسياری از کارگران و  محرومان نيز وارد دانشگاه ها شده اند که استثمار وحشيانه سرمايه داری و حکومت اسلامی حامی سرمايه و فقر و فلاکتی که بر جامعه تحميل کرده اند و دامن اکثريت خانواده های جامعه ايران را گرفته است را به طور روزانه با پوست و گوشت خود لمس می کنند. از سوی ديگر، جنبش کارگری با اعتصاب و اعتراض خود حکومت را آن چنان در تنگنا قرار داده است که سران حکومت با همه وحشی گری هايشان جرات هجوم همه جانبه به اعتراضات کارگران را ندارند و اجبارا با ملاحظه برخورد کنند. زيرا هرگونه برخورد خشونت آميز مشابه سال های اوايل انقلاب ۵۷، موجوديت حکومت را بيش از پيش به خطر می اندازد. هر چند که هر از چند گاهی مامورين امنيتی حکومت به اعتصابات حمله می کنند و يا رهبران کارگری را دستگير و زندانی می کنند. اما اگر ابعاد اعتصابات و اعتراضات کارگری را در نظر بگيريم در جايی که مامورين ضد شورش جرات حمله به کارگران را پيدا می کنند در سال های اخير بسيار ناچيز است. در واقع اين وضعيت را کارگران با مبارزه خود به حکومت اسلامی تحميل کرده اند. فراتر از همه خود اعتصاب توسط کارگران به حکومت اسلامی تحميل شده است. هنوز در قوانين حکومت اسلامی اعتصاب ممنوع است. اما روزی نيست که ده ها اعتصاب در شهرهای مختلف ايران سازمان دهی نشود. بعلاوه دانشجويان هم اين مساله مهم را عميقا درک کرده اند که جنبش دانشجويی اگر با جنبش کارگری گره نخورد هر دستاوردی هم داشته باشد پس گرفتنی خواهد بود. يک فاکتور مهم ديگر، شرايط اقتصادی، سياسی و اجتماعی حاکم بر جامعه است که مانند اختاپوسی جامعه را در چنگال خود گرفتار کرده است. به همين دليل رهبران جنبش دانشجويی بر پيوند جنبش کارگری و جنبش زنان همواره تاکيد دارند. همه اين عوامل و بسيار از عوامل ديگر سبب شده اند که دانشجويان با جسارت و شهامت بی نظيری در اعتراضات حضور پيدا کنند.
همان طور که در بالا اشاره کرديم از ۱۶ آذر سال گذشته اعتراضات دانشجويی در برابر تهاجمات مامورين امنيتی و کميته های انظباتی به دانشجويان و دانشگاه ها از رشد و گسترش چشم گيری برخوردار است، به ويژه می توان به اعتصاب دانشجويان سهند تبريز اشاره کرد که در حال حاضر در جريان است.
اعتراض دانشجويان دانشگاه صنعتی سهند تبريز، از روز دوشنبه دوم ارديبهشت ۱۳۸۷، هنگامی آغاز شد که اين دانشجويان در ابتدا در اعتراض به  آنچه «قصد يکی از مسئولان دانشگاه سهند به تجاوز به يک دختر دانشجو» خوانده شده، آغاز گرديد. جمع کثيری از دانشجويان اين دانشگاه، در اعتراض به رفتار غيرانسانی مسئولين دانشگاه با دختران دانشجو دست به تجمع زدند.
دانشجويان، در جريان تجمع خود نسبت به برخوردهای سرکوبگرانه معاون فرهنگی و دانشجويی و رئيس حراست دانشگاه با دانشجويان اعتراض کردند.
دانشجويان دختر و پسر دانشگاه صنعتی سهند تبريز، در صفی متحد و دست در دست هم با سردادن شعارهايی خواستار استعفای معاون فرهنگی و دانشجويی و رئيس حراست و همچنين پاسخ گويی رئيس دانشگاه نسبت به شرايط ناامن اجتماعی و فرهنگی اين دانشگاه شدند.
بيش از ۵۰۰ دانشجوی دانشگاه صنعتی سهند تبريز، در اعتراض به اقدامات غيرانسانی برخی مسئولين دانشگاه در تحصن حضور فعالی دارند و برخی از آنان دست به اعتصاب غذا زده اند. آنان خواهان عدم تفکيک جنسيتی، لغو احکام کميته های انضباطی، عذر خواهی رسمی و علنی دکتر «قاليچی» معاونت آموزشی دانشگاه و عدم تبعيض جنسيتی ميان فعالين و تشکل ها در فعاليت های فرهنگی مرتبط با امور فرهنگی هستند و بر ادامه تحصن تا دست يابی به خواست هايشان تاکيد دارند.

اين دانشجويان در ششمين روز تحصن خود با انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به وزير علوم، تحقيقات و فناوری، از جمله نوشته اند که:

«اکنون که در ششمين روز از تحصن قرار داريم، هنوز مسئولين دانشگاه ما پاسخ گوی نيازها و خواسته های بر حقمان نيستند. دانشجويان معترض اين دانشگاه در راستای اهداف برحق خود بيش از ۱۲۰ ساعت در ساختمان های اين دانشگاه متحصن شدند؛ اما دريغ و افسوس که بيش از ۳ روز است که رياست دانشگاه، دکتر چناقلو با بی تفاوتی با مساله برخورد نموده اند. دکتر چناقلو پس از گذشت بيش از ۸۰ ساعت از اعتصاب غذای يارانمان و منتقل شدن ۱۷ تن به بيمارستان، هنوز پاسخ گوی توهين ها، کوتاهی ها، اشتباهات و بی کفايتی های معاونان خود نيست. گويا آقايان مسئول، دانشگاه و دانشجو را که نزديک به يک دهه مسئول آن هستند، جزء مايملک خود می پندارند.
چگونه است که معاون دانشجويی - فرهنگی دانشگاه به راحتی می تواند دانشجويان را مورد توهين، تحقير و هتاکی قرار دهد؟
مگر نه اين است که مسئول خدمت گذار مردم در جمهوری اسلامی، بايستی خود را در مقابل مردمش پاسخ گو بداند؟
چگونه است که بيش از ۵ روز، جمعی افزون بر ۱۲۰ نفر حاضر شده اند شب خود را در هوای سرد و زمين سخت ساختمان های دانشگاه به روز برسانند اما رياست دانشگاه دکتر چناقلو برای بررسی مشکلات اين جمع حتی در بين شان حضور نيز نيافته اند؟
چگونه است که در فاصله چند ساعت، بيش از ۵۰۰ نفر از يک دانشگاه بسيار کم جمعيت، نامه اعتراض آميزی عليه معاونت دانشجويی - فرهنگی دانشگاه امضا می کنند ولی هيچ مسئولی پاسخ گو نيست؟
آيا جز اين است که اين جمع متحصنِ خشمگين، از توهين ها، تحقيرها و بی کفايتی های مديران به ستوه آمده اند؟
آيا صدور احکام سنگين کميته انضباطی با دلايل واهی چيزی جز بی اعتنايی مسئولين به آينده اين عزيزان است؟
رئيس دانشگاه نه تنها در اين مدت حتی پاسخ ما را نداده بلکه اقدام به اظهاراتی در رسانه های رسمی و قانونی کشور نموده اند، که مغاير با حقيقت خواسته های دانشجويان معترض و رخدادهای اين چند روز تحصن در دانشگاه بوده است، تا بلکه بتواند از زير مسئوليت های خود شانه خالی نمايد. پس از گذشت اين پنج روز، رياست دانشگاه دکتر چناقلو، هم چنان جواب گوی عملکرد ضعيف معاون دانشجويی - فرهنگی خود نيست؛ در حالی که خواسته اصلی جمع متحصن استعفای ايشان است...»
آخرين گزارش ها حاکی ست که وضعيت جسمی شماری از دانشجويان که از روز جمعه پنجم ارديبهشت دست به اعتصاب غذا زده اند رو به وخامت گذاشته است. دهم ارديبهشت، در هفتمين روز تحصن اين دانشجويان، بيش از ۲۰ تن از دانشجويان اعتصابی به بيمارستان منتقل شده اند. حال سه تن از آن ها وخيم اعلام شده است.
يکی از دانشجويان متحصن دانشگاه سهند تبريز، در گفتگو با راديو فردا درباره تعداد دانشجويان اعتصاب غذا کننده که به بيمارستان منتقل شده اند، می گويد: «تعداد دانشجويانی که به بيمارستان منتقل شده اند، به بيست و دو نفر رسيد و تعداد اعتصاب غذا کنندگان سی و چهار تن است.»
اين دانشجو در همين حال به وضعيت جسمی بد تعدادی از اعتصاب غذا کنندگان اشاره می کند و می گويد: «متاسفانه حال جسمی اعتصاب غذا کنندگان به شدت وخيم است. پزشکان موفق نشدند وضعيت يکی از اعتصاب غذا کنندگان که روز سه شنبه به درمانگاه منتقل شده است را به حال عادی در بياورند و اين دانشجو را به بيمارستان اسکو تبريز منتقل کردند.»
دانشجويان دانشگاه سهند تبريز، همچنين در هفتمين روز تحصن و پنجمين روز اعتصاب غذای خود فراخوانی منتشر کردند که در آن از دانشجويان دانشگاه های سراسر ايران خواستند روز چهارشنبه را روز «عزای عمومی» اعلام کنند. بی شک اين دانشجويان از «عزای عمومی» که يک نگرش مذهبی است همين طوری استفاده کرده اند. در واقع آن ها، دانشجويان سراسر کشور را به اعتصاب عمومی عليه حکومت اسلامی و پشتيبانی از اعتصاب خود فراخوانده اند. شکی نيست که نه تنها دانشجويان سراسر کشور به اين فراخوان جواب درخور و شايسته خود را خواهند داد، بلکه کارگران و مردم آزادی خواه و خانواده دانشجويان اعتصابی نيز به حمايت از آن ها برخيزند.
سرانجام تحصن و اعتصاب غذای يک هفته ای دانشجويان دانشگاه سهند تبريز، صبح روز چهارشنبه ۱۱ ارديبهشت، در حالی با موفقيت خاتمه يافت که متحصنين موفق شدند به چهار خواسته از پنج خواسته خود برسند.
 روز سه شنبه، بعد از ظهر مسئولان دانشگاه سهند تبريز درخواست مذاکره با دانشجويان متحصن را دادند و شرط دانشجويان مبنی بر حضور نداشتن حسينی، رييس حراست دانشگاه و زاهد، معاونت فرهنگی دانشگاه پذيرفته شد.
در مذاکره دانشجويان و رييس دانشگاه سهند تبريز، رييس دانشگاه قول داد که چهار خواسته از پنج خواسته دانشجويان را برآورده کند. تمام اين پنج مورد نوشته شده و رييس دانشگاه زير آن را امضا کرد.
استعفای معاونت دانشجويی رياست حراست دانشگاه، عذرخواهی رسمی معاونت آموزشی، عدم تفکيک جنسيتی، لغو احکام کميته های انضباطی، عدم تبعيض جنسيتی ميان تشکل ها، از خواست های اصلی دانشجويان اعتصاب کننده بود. در جلسه دانشجويان و رييس دانشگاه، درباره پنج بند درخواست دانشجويان بحث شد و طرفين درباره استعفای رييس حراست دانشگاه به نتيجه ای نرسيدند. زيرا مسئولان دانشگاه گفتند که رييس حراست از سوی وزارت اطلاعات تعيين می شود و مسئولان دانشگاه اختيار تعيين يا عزل او را ندارند.
در اين مذاکرات دانشجويان موفق شدند هياتی سه نفره تشکيل دهند که تا پايان ترم بر عملکرد رييس حراست دانشگاه نظارت کنند. بعد از پايان ترم هم در مورد ادامه کار وی يا عزل وی اين هيات نظر خواهد داد.
ما، اين پيروزی و موفقيت را به دانشجويان دانشگاه سهند تبريز، صميمانه تبريک می گوييم و همچنين تاکيد می کنيم که تجربه مبارزه دانشجويان سهند به عنوان الگويی مدنظر فعالين دانشگاه های ديگر قرار گيرد. يعنی مقاومت و پافشاری در خواست ها، مسئولين دانشگاه را به زانو درآورد.
قطعا نبايد در حرکت های اعتراضی دانشجويان دانشگاه سهند و يا دانشجويان دانشگاه های ديگر را تنها گذاشت. جامعه ما به ويژه مردم آزادی خواه تبريز که تاريخا در مبارزه انقلاب پيشگام بوده اند اين بار نيز با استفاده از تجارب تاريخی انقلاب مشروطيت و انقلاب بهمن ۱۳۵۷، در اين امر مهم تاريخی و انسانی پيش قدم هستند و در اين روزها نيز حامی سرسخت دانشجويان دانشگاه سهند، اين فرزندان قهرمان مان می باشند.
اکنون که روز اول ماه مه، روز جهانی کارگری مان در مقابل سرمايه داران و حکومت حامی اسلامی سرمايه، دست به راهپيمايی و نمايش قدرت طبقاتی می زنيم بايد بيش از هر زمان ديگری بر مبارزه طبقاتی به پيشگامی طبقه کارگر آگاه و متحد و متشکل و پيوند جنبش دانشجويی و جنبش زنان و جنبش های برابری طلب و عدالت خواه مردم تحت ستم سراسر ايران، تاکيد کنيم و در اين راستا به فکر سازمان دهی گام های عملی نيز باشيم.
مسلما، از طريق مبارزه طبقاتی پيگير بر عليه سرمايه داری و حکومت حامی سرمايه می توانيم جامعه مان را به سعادت و بهروزی و عدالت و برابری و آزادی در همه زمينه های اقتصادی، سياسی، اجتماعی و فرهنگی برسانيم.

خورشيد همواره می درخشد و ما در هر شرايطی به دنبال آن هستيم!

يازدهم ارديبهشت ۱۳۸۷ - سی ام آوريل ۲۰۰۸
 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • نگاهی به اول ماه مه ۲۰۰۸ و فقر و فلاکت اقتصادی!
  • بمناسبت شصت سالگی دولت اشغالگر اسراييل!
  • روز جهانی آزادی مطبوعات!
  • زنده باد دانشجويان دانشگاه سهند تبريز!
  • اقتصاد، کارگران و فجایع اجتماعی؟!
  • «معرفی کتاب» رهایی زن
  • آزادی محمود صالحی را تبریک می­گوییم!
  • فعالیت اپوزیسیون حکومت اسلامی در خارج کشور
  • «جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی ایران»؟!
  • سپاه پاسداران حکومت اسلامی - این نیروی تروریستی مخوف؟! (بخش پایانی)
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com