به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  مقالات: نگاهی به چند واقعه اخير در جامعه ايران

نگاهی به چند واقعه اخير در جامعه ايران

 بهرام رحمانی
bamdadpress@ownit.nu 

در حالی که فقر و فلاکت فزاينده زندگی را بر بسياری از مردم ايران غيرقابل تحمل کرده است سران و تئوريسين های حکومت اسلامی ايران، هم چنان بقای خود را در تشديد سرکوب و شکنجه و اعدام می بينند. در حالی که جهل و جنايت، فساد و غارتگری تمام سران اين حکومت و همه ارگان های آن را از بالا تا پايين فراگرفته است طرح وحشيانه «ارتقای امنيت اجتماعی» که در واقع اسم رمز به خطر انداختن شهروندان و تشديد رعب و وحشت برای زهر چشم گرفتن از جامعه چيز ديگری نيست دوباره نوعی حکومت نظامی اعلام نشده ای در شهرها برقرار کرده اند. علاوه بر تهديد و دستگيری گسترده زنان و جوانان در خيابان ها، به گزارش ايسنا، پليس پس از دريافت نشانی ها، به سراغ فروشندگان و آرايشگران متخلف رفته است و سه فروشگاه لباس به دستور پليس پلمب شده و با فروشندگان آن ها «برخورد شده است.» نيروهای پليس و جاسوسانشان در شهرها راه افتاده اند تا نشانی فروشگاه ها و افراد ارائه دهنده پوشاک، کالاها و آرايش های غربی را پيدا کنند. يعنی سران و ارگان های حکومتی که انحصار واردات انواع و اقسام کالا و اجناس قاچاق و غيرقاچاق را در انحصار خود دارند از يک سو، آن ها را در بازار توزيع می کنند و از سوی ديگر، جمع آوری می کنند تا با توزيع آن از کانال های ديگری سود چند باره ای به جيب بزنند. در اين ميان، اکثريت مردم ايران، به لحاظ اقتصادی زندگی دردناک و فلاکت باری داردند و هم به لحاط سياسی و اجتماعی هرگونه اعتراض بر حق شان توسط نيروهای جهل و جنايت، رعب و وحشت به شدت سرکوب می گردد. اما با اين وجود کارد به استخوان رسيده و ديگر کسی ترسی از رعب و وحشت حکومت ندارد. بسياری از مردم می گويند زندگی ما و فرزندان مان که به تدريج هم چون شمعی آب می شود و از بين می رود، بگذار با سرافرازی از حق مان دفاع کنيم و با اتحاد و همبستگی طبقاتی اجتماعی، حق و حقوق مان را به زور از حلقوم جنايت کاران اين حکومت جانی بيرون بکشيم.
مجراجويی های جنون آميز و اتمی سران حکومت اسلامی، همواره جامعه ايران را در نگرانی محاصره اقتصادی شديدتر و احتمال بمباران هوايی مراکز اقتصادی و نظامی و...، قرار داده است. زيرا هنوز چنين اتفاقات شومی واقعيت پيدا نکرده و در سطح تبليغات است فقر و فلاکت و گرانی و سرکوب های سيستماتيک زندگی مردم را تباه کرده است تا چه برسد محاصره اقتصادی جدی تر شود آن روز چه روزگار هولناکی در انتظار جامعه ايران است؟!
برای نمونه، خبرگزاری حکومتی فارس، درباره گرانی و تورم نوشت: در کرمانشاه درپی رواج شايعه گرانی چايی، قند و شکر صف های طولانی در فروشگاه های مختلف استان کرمانشاه تشکيل و برای خريد آن به مغازه ها هجوم آورده و متعاقب آن فروشندگان از عرضه کالاها خودداری کرده اند. فروشگاه ها قيمت اين اجناس راتا ۴۰۰ درصدافزايش داده اند چايی ۲۵۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰، و هرکيلو قند از۷۰۰ تومان به ۲۰۰۰ تومان رسيده است. خبرگزاری حکومتی مهر نيز از تبريز گزارش داده است که در پی شايعات افزايش قيمت ها قند و شکر و بعضی محصولات ديگر در سطح تبريز جمع آوری شده و فروشندگان از فروش آن خودداری می کنند...
در حالی که قيمت نفت در بازارهای جهانی بار ديگر افزايش يافته و روز سه شنبه ۲۸ خرداد ۲۰۰۸، به ۱۴۰ دلار در هر بشکه رسيده است. باز هم از اين افزايش قيمت نفت، سهم اکثريت مردم ايران جز تحمل هر چه بيش تر فقر و گرسنگی و سرکوب چيز ديگری نبوده است.
در روزها گذشته چند واقعه مهم در ايران روی داده است که به عنوان نمونه هايی کارنامه سياه حکومت اسلامی را سياه تر نيز کرده است. اين چند وقايع اخير عبارتند از:

۱ - در تظاهراتی که روز جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۳ ژوئن ۲۰۰۸ در ميدان آزادی و بلوار وکيل آباد مشهد، برگزار شد بيش از ۸ هزار نفر از مردم اين شهر در اعتراض به تورم و گرانی شرکت داشتند. اين تظاهرات، با يورش نيروهای سرکوبگر مواجه شد و بيش از ۲۰۰ تن از مردم، از جمله ۶ تن از دانشجويان دانشگاه فرودسی مشهد نيز دستگير شدند.
با اعلام قبلی و از ساعت ۱۱ روز جمعه، جمع گسترده و چند هزار نفری مردم مشهد در مقابل پارک ملت واقع در ميدان آزادی شهر مشهد، در اعتراض به گرانی ها و مفاسد اقتصادی تجمع نمودند. تجمع کنندگان خشمگين با سر دادن شعار هايی مانند «مافيای اقتصادی افشا بايد گردد»، «دولت بی کفايت استعفا، استعفا» و... خواستار استعفا يا برکناری دولت احمدی نژاد شدند.
نيروهای يگان ويژه و انتظامی، با حضور فرمانده نيروی انتظامی استان، استاندار و ديگر مسئولان استانی از ساعت ها قبل در محل تجمع حاضر بودند با مسدود نمودن هر چهار خيابان اصلی منتهی به ميدان آزادی از عبور وسايل نقليه برای ساعت ها جلوگيری نمودند. معترضان نه تنها به درخواست رييس شورای شهر مبنی بر پايان دادن به تجمع اعتراضی خود اهميتی ندادند، بلکه بر شدت اعتراضات خويش افزودند.
حدود ساعت ۱۳، ماموران سرکوبگر يگان ويژه و لباس شخصی حاضر در محل که توسط ده ها بسيجی موتور سوار همراهی می شدند با شليک چند تير هوايی و با استفاده از باتوم، باتوم برقی و گاز اشک آور به تجمع کنندگان حمله کردند و اقدام به بازداشت جمع گسترده ای از حاضران در تجمع نمودند. به گزارش شاهدان عينی حاضر در محل، نيروهای بسيجی با استفاده از زنجير، قمه، باتوم برقی و انواع گاز های اشک آور به طرز وحشيانه ای به تجمع کنندگان حمله نمودند. نيروهای گسترده حاضر در محل با جمع نمودن بازداشت شدگان در مسجد واقع در پارک ملت و پس از ضرب و شتم وحشيانه آنان در مسجد، با ده ها اتوبوس آن ها را به مکان نامعلومی منتقل دادند.
براساس گزارش های منتشر شده به پای يکی از حاضران در محل تير اصابت نموده است. به گزارش کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر: محمد. ش، يکی از حاضران در پارک ملت می گويد که تاکنون چنين خشونتی را از نيروهای امنيتی در هيچ تجمعی مشاهده نکرده است. او می گويد، «دست کم ۴ زن را ديده است که با سر و صورت خونين، بازداشت شده اند.» گفتنی است از سرنوشت بازداشت شدگان اطلاعی در دست نيست و تنها مسئولان دانشگاه از منتقل شدن دانشجويان بازداشت شده با صدور قرار بازداشت توسط دادگاه انقلاب، به زندان مرکزی مشهد خبر داده اند.
بدنبال اطلاع دانشجويان دانشجويان دانشگاه فردوسی از بازداشت شدن جمع زيادی از دانشجويان اين دانشگاه، تجمع اعتراضی مقابل خوابگاه پسران اين دانشگاه برگزار شد. حاضران در اين تجمع که بيش از ۵۰۰ تن از دانشجويان گزارش شده است با سر دادن شعار «دانشجوی زندانی آزاد بايد گردد» و «احکام انضباطی ملغی بايد گردد» به سمت امور دانشجويی و از آن جا به سمت خوابگاه دختران حرکت نمودند.
با اضافه شدن دانشجويان دختر به معترضان حاضران در تجمع به بيش از هزار نفر افزايش يافت. در اين تجمع مسئولان دانشگاه فردوسی حاضر شده و قول مبنی بر آزادی دانشجويان تا حداکثر روز بعد را دادند. اين تجمع که از ساعات ۸ شب آغاز شده بود حدود ساعت ۱۱ شب با قرائت بيانيه به طور موقت پايان يافت. دانشجويان اعلام کردند که در صورت آزاد نشدن دانشجويان زندانی مجددا تجمع خواهند نمود.
۲۳۰ تن از دستگيری شدگان تظاهرات روز جمعه ۲۴ خرداد ماه مردم مشهد عليه گرانی، هم چنان در بازداشت به سر می برند. هم چنين گفته می شود که شمار زيادی از تظاهرکنندگان زخمی شده اند که وضعيبت جسمی دو تن از آنان وخيم است و تلاش خانواده های بازداشت شدگان برای کسب اطلاع از سرنوشت آنان تاکنون بی نتيجه بوده است. فيلم تجمع اعتراضی مردم مشهد، در سايت های اينترنتی منتشر شده است.

۲- واقعه مهم ديگری در يکی از روستاهای آذربايجان روی داده است. ۱۳ خرداد ۱۳۸۷ - دوم ژوئن ۲۰۰۸، مقاومت شماری از روستاييان آذربايجان در منطقه‌ دشت مغان، در برابر مصادره زمين هايشان، با سرکوب خونين واحدهای مسلح سپاه پاسداران مواجه شد.
در اين حادثه دستکم يک نفر جان خود را از دست داده است؛ شمار زيادی نيز  زخمی شدند و يا شديدا مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌ اند. روستائيانی که مورد حمله‌ وحشيانه‌ سپاه قرار گرفته ‌اند، از روستاهای «بيوک خانلو»، «قره داغلو»، «خليل کندی» و «اياز کندی» هستند. اين روستاها در غرب پارس‌آباد و در کناره‌ رودخانه‌ی ارس قرار دارند.
حادثه زمانی آغاز شد که افراد سپاه بدون اخطار قبلی به سوی روستائيانی که در حال هدايت طيور خود به مزارع شخصی خود بودند، آتش گشودند. اين مزارع که در ساحل رودخانه‌ ارس قرار دارند، زمين ‌های مرغوب و بسيار حاصل‌ خيزند. سه سال پيش تلاش سپاه منطقه برای مصادره‌ زورگويانه‌ اين مزارع ناکام ماند و ديوان عالی کشور نيز مجبور شد زمين‌ ها را متعلق به روستائيان اعلام کند. اما افراد و ارگان‌ هايی که برای تصاحب اين زمين ‌ها می کردند اکنون بار ديگر درصدد مصادره زمين ‌ها روستائيان هستند. اقدام سه سال پيش سپاه نيز با درگيری خونين همراه بود. «نورالدين درگاهی»، فرزند حاجی حمزه درگاهی، از روستای قره داغلو، نخستين قربانی حمله‌ سپاه به روستائيان است. اين فرد در اثر زخم ناشی از اصابت گلوله، در محل حادثه به قتل رسيد. فرد ديگر به نام «بابک مرادی»، از پارس‌آباد مغان، به شدت زخمی شده و احتمال داده می شود سپاه او را به يکی از بيمارستان های تبريز منتقل کرده است. خانواده‌ اين فرد از سرنوشت او و محل بستری شدنش خبری ندارند.
علاوه‌ براين‌ها، سه نفر به نام ‌های «منصور بدلی» فرزند ذبيح الله بدلی از روستای ايازکندی، «شهريار کيانی» فرزند علی ‌آقا از روستای خليل‌ کندی و «شهريار کمالی» از روستای قره‌داغلو به شدت زخمی شده ‌اند. سپاه محل تنها تاييد کرده اين عده به بيمارستان انتقال يافته‌ اند، اما از اعلام محل بستری شدن آن ها خودداری کرده است.
افراد زير نيز به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و زخمی شده ‌اند:
- خانم فرح بدلی، روستای ايازکندی
- منظر بدلی، روستای سلمان کندی
- عزيزه بدلی، روستای قره داغلو
- لاله درگاهی، از پارس‌ آباد
- خانم آهروز درگاهی، از پارس آباد
- سولماز درگاهی، از پارس آباد
- علی علی‌زاده، از روستای قره داغلو
- مدد اسدزاده، از روستای ايازکندی
- بهمن علی‌زاده از روستای قره داغلو
- افشار علی زاده از روستای ايازکندی
پس از سرکوب خونين روستائيان، افراد سپاه خودروها و موتورسيکلت های اهالی را مصادره کردند و ۳ دستگاه خودرو و ۳ دستگاه موتور سواری نيز به کلی نابود نمودند.
در حال حاضر اين روستاها به طور کامل در محاصره‌ سپاه و نيروی انتظامی قرار دارند و ارتباط آن ها با اطراف قطع شده است. فضای رعب و وحشت در اين روستاها حاکم است و اهالی روستا تهديد شده ‌اند که درباره يورش خونين سپاه پاسداران حکومت سکوت اختيار کنند.
سپاه هم چنين مانع از آن می شود خانواده ‌ها در جستجوی اعضای مفقود و زخمی به اقدامی دست بزنند. به عنوان مثال، وقتی پدر نورالدين درگاهی (مقتول) در پی کسب خبری از جسد فرزندنش از بيمارستان محل بود، به شدت مورد ضرب و شتم عوامل سپاه قرار گرفته است.

۳- سومين واقعه در تهران اتفاق افتاده است. جمعی از مردم در اعتراض به موج گرانی ها در ايران، در پارک ملت تجمع کرده بودند با برخورد شديد نيروهای امنيتی سرکوب و حدود ۳۰۰ نفر بازداشت شدند.
براساس کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر، ساعت ۱۱:۳۰ صبح روز جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۸۷، جمعيتی بالغ بر ۱۰۰۰ نفر قصد تجمع در پارک ملت را داشتند که با برخوردهای شديد نيروهای لباس شخصی و بسيجی مواجه شدند.
يکی از شاهدان عينی که گفته هايش در سايت ها درج شده است به نام «محمد. ش» درباره پارک مات می گويد که تاکنون چنين خشونتی را از نيروهای امنيتی در هيچ تجمعی مشاهده نکرده است. او می گويد: «دست کم ۴ زن را ديده است که با سر و صورت خونين، بازداشت شده اند.»
سايت عصر ايران نيز از پارک ملت گزارش کرده است: در پارک ملت تهران در ساعت ۱۲ امروز تعدادی در اين پارک تجمع کردند که با حضور ماموران انتظامی و امنيتی متفرق شدند.
براساس گزارش اين سايت، «هم اکنون بوی شديد گاز اشک آور در فضای اطراف پارک ملت تهران به مشام می رسد و ماموران از خودروهای عبوری می خواهند ضمن بالا بردن شيشه خودرو از توقف خودداری کنند در غير اين صورت پلاک خودرو کنده می شود! گفته می شود از ساعت ۱۲ تعدادی از تجمع کنندگان توسط ماموران امنيتی بازداشت شده اند.
هم اکنون اوضاع در کنترل است و تجمع کنندگان نيز متفرق شده اند اما هم چنان ترافيک شديدی در خيابان ولی عصر تهران مشاهده می شود و ماموران انتظامی و لباس شخصی نيز کنترل اوضاع را در دست دارند.
خبرگزاری حکومتی فارس نيز در مورد واقعه پارک ملت نوشت: «تعدادی از اراذل و اوباش پيش از ظهر امروز به دعوت شبکه ‌های ماهواره ‌ای ضدانقلاب و لس آنجلسی در مقابل پارک ملت تجمع غيرقانونی برگزار کردند. تجمع ‌کنندگان که پيش از ظهر امروز بدون مجوز قانونی و در مقابل پارک ملت اقدام به برگزاری تجمع کرده بودند با دخالت نيروی انتظامی و بازداشت تعدادی از اين افراد، در حال متفرق شدن هستند...
براساس گزارش ها،  در حمله نيروهای سرکوبگر به تجمع اعتراضی در تهران، دست کم ۲۰۰ نفر را در پی داشت.
رييس کل دادگستری استان تهران نيز در نشست مطبوعاتی  روز شنبه ۲۵ خرداد ماه، اجتماع روز جمعه در خيابان ولی عصر را تاييد کرد و از دستگيری ۲۰۰ تن در اين ميان خبر داد. عليرضا آوايی گفت نيت، شخصيت، انگيزه، نوع برخورد و نوع همکاری افراد در تصميم گيری قضات  در قبال بازداشت شدگان  موثر است. وی افزود که ظرف يک هفته تکليف افراد بی گناه و کم گناه روشن خواهد شد.

۴ - در شهرک پونک تهران، جمعه ۲۴/۳/۱۳۸۷، مردم معترض با سردادن شعارهايی عليه حکومت اسلامی، اعتراض خود را نسبت به سياست های چپاولگرانه دولت بر عليه مردم محروم اعلام داشتند. بنا به گزراش های منتشر شده يکی از شاهدان صحنه تظاهرات به «فرياد کارگر» گفت: «حدود ۲۰۰۰ نفر از مردم شهرک پونک که شامل تمام اقشار فرهنگيان، کارگران، جوانان، زنان و دانشجويان می شدند تظاهرات سراسری برگذار کردند. مردم در اين حرکت با هم متحد بودند و يک صدا فرياد می زدند و شعار می دادند. نيروهای انتظامی به مردم يورش بردند و آن ها را مجروح ساختند. ۱۰ نفر دستگير شده و به مکان نامعلومی منتقل گرديدند. علت اين تظاهرات تورم بيش از حد و فشارهای معيشتی گزارش شده است.
 
۵ - پنجمين واقعه مربوط به اعتراض دانشجويان دانشگاه زنجان است. به دنبال نقشه «حسن مددی»، معاون دانشجويی دانشگاه زنجان برای تجاوز به يک دختر دانشجو، ۳ هزار دانشجوی دانشگاه زنجان دست به تحصن و اعتراض زدند.
دانشجويان دانشگاه زنجان در جريان تحصن خود خواستار برکناری يا استعفای رئيس دانشگاه، برکناری و برخورد قضايی با «حسن مددی»، لغو امتحانات تا زمان ادامه تحصن و عدم برخورد با متحصنين هستند و بر ادامه اعتراض تا دست يابی به خواست هايشان تاکيد دارند.
شنبه شب ۲۵ خرداد ماه، رسانه های دانشجويی گزارش دادند که دانشجويان دانشگاه زنجان معاون فرهنگی و دانشجويی اين دانشگاه به نام حسن مددی را در حال مجبور کردن يکی از دختران دانشجو به برقراری رابطه با او در اتاق کارش غافلگير کرده و از صحنه ورود به اتاق فيلم برداری کرده اند.
هم چنين گزارش شده است که اين دختر دانشجو نيز پيش از ورود ديگر دانشجويان به اتاق صدای اين استاد را ضبط کرده است. مددی استاد دانشکده ادبيات دانشگاه زنجان و در حال حاضر معاون فرهنگی و دانشجويی اين دانشگاه است.
نويد نوری فر، روابط عمومی شورای متحصنين دانشجويان دانشگاه زنجان، در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفته است: «طبق گزارش ها پس از اين واقعه که حدود ۷ شب شنبه رخ داد، بيش از دو هزار نفر از دانشجويان دانشگاه زنجان در دانشگاه حاضر شده و در سالن ورزش اين دانشگاه تحصن کردند... در روز يک شنبه کنترل دانشگاه کاملا در دست دانشجويان متحصن است و از ورود اساتيد و کارکنان و مسئولان دانشگاه، جز مسئولان بهداری و سلف سرويس، جلوگيری می شود. هم چنين امتحانات روزهای يکشنبه و دوشنبه دانشگاه زنجان لغو شده است.
 خبرگزاری برنا، وابسته به سازمان ملی جوانان حکومت اسلامی نيز از قول مددی و درباره علت تحصن دانشجويان دانشگاه نوشته است: «روابط عمومی دانشگاه بايد پاسخگو باشد و من در حدی نيستم که به اين نوع سوالات جواب دهم.» مددی در گفتگو با خبرگزاری برنا، هم چنين تعطيل شدن دانشگاه و لغو امتحانات را تاييد کرده است.
روزنامه کيهان، در واکنش به رسوايی اخلاقی گسترده در سطح مديران دانشگاه ها، که از سال گذشته اين قضيه در دانشگاه کرمانشاه، سهند و اخيرا زنجان شکل رسانه ای به خود گرفته است، اتهام اخلاقی را متوجه دختر دانشجويی که مورد سوء استفاده يکی از مديران دولت احمدی نژاد قرار گرفته، دانسته و نوشته است: «سرمايه گذاری دشمن برای انحطاط اخلاقی يکی از معاونان دانشگاه زنجان، زمينه آشوب را در اين دانشگاه ايجاد کرد...»
خبرنامه دانشجويی اميرکبير، روز سه شنبه، ۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۷ برابر با ۱۷ ژوئن ۲۰۰۸،  خبر داد که مسئولين دانشگاه به جای برآورده کردن مطالبات به حق دانشجويان وارد فاز تهديد آن ها شده اند. طبق اخبار رسيده روز گذشته مسئولين دانشگاه زنجان طبق نامه ای که به رويت دانشجويان رسانده اند، مدعی شده اند حکم اخراج نزديک به ۲۰ نفر از فعالين دانشجويی به سبب افشای رسوايی اخلاقی معاون دانشجويی اين دانشگاه توسط وزارت علوم صادر شده است.
هم چنين صبح امروز خبر رسيد که نيروهای امنيتی، نيروهای انتظامی و گارد ويژه اطراف دانشگاه را محاصره کرده اند و بيم بازداشت گسترده دانشجويان می رود. دانشگاه زنجان همچنان در وضعيت ملتهبی به سر می برد.
رئيس دانشگاه جهت قطع ارتباط دانشجويان معترض با محيط بيرون، اينترنت دانشگاه را قطع کرده است. تلفن های همراه نيز در دانشگاه زنجان دچار اختلال شده است. در همين رابطه مدير کل روابط عمومی وزارت علوم، روز گذشته با تمجيد از رياست دانشگاه زنجان وی را يکی از «روسای خوب» دانشگاه های کشور دانسته و ضمن تهديد دانشجويان گفت: «از نظر وزارت علوم امتحانات بايد در برنامه زمانی خود برگزار شود و برخی از افرادی که از برگزاری امتحانات جلوگيری می‌کنند، به دنبال تشنج آفرينی در دانشگاه ها هستند که با آنها برخورد قانونی لازم صورت می‌گيرد.»
گفته می شود که ارگان و رسانه های حکومتی برای سرکوب دانشجويان زنجان زمينه چينين می کنند. هم زمان با انتشار اخبار مشابهی در رسانه های نزديک به دولت احمدی نژاد عليه دانشجويان متحصن دانشگاه زنجان، سپاه پاسداران نيز روز سه شنبه در بولتن داخلی خود ادعا کرد که «گروه های ضد انقلاب خارج از کشور در روزهای اخير به زمينه سازی برای تحريک دانشجويان در مجامع دانشگاهی روی آورده اند.»
بولتن «تحليل روز» که از سوی نهاد نمايندگی ولی فقيه در سپاه منتشر می شود، ضمن حمايت از معاون دانشجويی دانشگاه زنجان که گفته می شود قصد تجاوز به يک دختر دانشجو را داشت، ادعا کرد: « افراطيون دفتر تحکيم وحدت در دانشگاه زنجان با ادعای ارتباط غير اخلاقی يکی از معاونين دانشگاه با دختری دانشجو، فضای آنجا را متشنج کرده و در حال گسترش به ساير دانشگاه ها هستند.»
نشريه روزانه سپاه پاسداران هم چنين نوشته است: «رسانه ها و گروه های سياسی که در سال های گذشته در استفاده از پتانسيل دانشجويان برای اجرای خواسته های خود ناتوان بودند اکنون با استفاده از اهرم های مسائل صنفی دانشجويی و يا ايجاد تله های اخلاقی به دنبال به آشوب کشيدن فضای دانشگاه ها هستند.»

قبل از اين نيز دانشجويان دانشگاه سهند و دانشجويان دانشگاه تربيت معلم کرج و دانشگاه بوعلی سينا در همدان، با اعتصاب و اعتراض پيگير خود خواست هايشان را به مسئولين اين دانشگاه ها تحميل کرده بودند.
مبارزه دانشجويان دانشگاه تربيت معلم کرج، يکی از گسترده ترين و موفق ترين مبارزات دانشجويان در دانشگاه های کشور است. اين دانشجويان، خواستار برکناری معاونت امور فرهنگی و فوق برنامه دانشگاه، رسيدگی به وضعيت غيرقابل قبول غذا، رسيدگی به وضعيت نامناسب سرويس های آمد و رفت، رسيدگی به وضعيت بد خوابگاه ها، تخريب نکردن کتابخانه پسران، لغو احکام انضباطی صادر شده برای هشت تن از دانشجويان متحصن، برکناری معاونت آموزشی دانشگاه و عذرخواهی کتبی رياست دانشگاه از دانشجويان و خانواده های آنان به دليل اتهامات واهی، و نيز به تعويق افتادن برگزاری امتحانات پايان ترم تحصيلی شده بودند که همگی آن ها از سوی رياست دانشگاه، پذيرفته شد و به اين ترتيب، اعتصاب آنان با موفقيت به پايان رسيد.

۶- دبير کميته تحقيق و تفحص قوه قضائيه «عباس پاليزدار» روز شنبه ۱۴/۲/۸۷ در جمع دانشجويان همدانی پاره ای از مفاسد اقتصادی پشت پرده حکومت را البته در رابطه با کمشکش جناح افشا کرد. وی از جمله گفته است:
 - يکی از آقايان علما آمد گفت يک پسرمعلول جسمی دارم و می خواهم يک موسسه توانبخشی بسازم که پسرم هم زير نظر خودم باشد. ما هم موسسه را ثبت کرديم. بعد آمد گفت که اقا من ساپورت مالی می خواهم فلان معدن سنگ دهبيد فارس را که بهترين معدن سنگ دنياست به من بدهيد. بعد از چند وقت گفت کم است معدن ديگری در زنجان را هم به من واگذار کنيد و تا به حال اين اقا چهار معدن را تصاحب کرده به بهانه ساپورت يک موسسه توانبخشی. در اين زمان دانشجويان با اصرار خواستند که نام اين شخص چيست. پاليزار گفت آيت الله امامی کاشانی (عضو شورای نگهبان و يکی از ۴ امام جمعه موقت اما پای ثابت تهران)
- آيت الله… آمدند نزد مقام رهبری گفتند که می خواهيم يک دانشگاه قضايی بسازيم برای خواهران در قم. مجوز داده شد. بلافاصله بعد از مجوز رفتند سراغ ساپورت مالی که بله کارخانه لاستيک دنا را مجوزش را بدهيد . اقای نعمت زاده هم گفت کارخانه را در ازای ۱۲۶ ميليارد به شما واگذار می کنيم. در حالی که قيمت واقعی ان ۶۰۰ ميليارد بود. بعد اين آقايان نامه نوشتند به نعمت زاده که تخفيف منظور فرماييد. بعد از بارها نامه نگاری برای گرفتن تخفيف، قيمت را از ۶۰۰ ميليارد واقعی به ۱۰ ميليارد رساندند. باز اقايان گفتند که ما پول نداريم. ۸۰ درصدش را به اقساط می پردازيم. نعمت زاده قبول کرد. دوباره گفتند بيست درصد بقيه را هم الان نداريم بعد از فروش مستغلات کارخانه می پردازيم. خوب به همين راحتی آقای آيت الله کارخانه را صاحب شد و بعد از مدتی هم اين کارخانه را در بورس فروخت.
ـ خوب مجددا آقای ايت الله يزدی نامه ای می نويسد برای آقای فروزش وزير صنايع که پسرم حميد بيکار است. ترتيبی فرماييد از جنگل های شما در جهت صادرات چوب بهره مند شود. جالب است که حميد يزدی دراين زمان در قوه قضاييه مدير کل بود. يعنی بی کار نبود. و به اين صورت جنگل های شمال را به تاراج بردند. بعد رفتند مردم بومی شمال را که حالا شايد به اندازه هيزمشان چوب انبار کرده بودند بازداشت کردند که باعث شلوغی جلوی زندان در شمال شد.
ـ کارخانه ايران خوردو بدون هيچ ضابطه ای به قضات قوه قضاييه ماشين پرشيا را به نصف قيمت داد و بقيه اش را هم به اقساط که خيلی که ماشين به نامشان شد اين قسط را هم نپرداختند. اما همين بذل و بخشش باعث شد صدای خيلی ها در بيايد. مثلا يکباره بنيادی به نام بنياد نهج‌البلاغه آمد گفت که اقا ما هم ۵۰۰ تا ماشين با اين تسهيلات می خواهيم. حالا فکر می کنيد چه کسانی هستند اعضای اين بنياد نهج البلاغه. آقای علی اکبر ناطق نوری. رفيق دوست. عسگر اولادی. حسين دين پرور. معزی
ـ بعد از اين ماجرا باشگاه پرسپوليس به سرپرستی عابدينی و بنيادی به نام همگرايی انديشه هم صدايشان در آمد که آقا ما هم از اين ماشين ها می خواهيم. لازم به گفتن است که بنياد «همگرايی انديشه» متعلق به حجت الاسلام فلاحيان وزير اسبق اطلاعات و ايت الله علم الهدی امام جمعه حجاب پرور مشهد است.
ـ دوازده معدن بزرگ در خراسان متعلق به آيت الله واعظ طبسی است و پرونده المکاسب هم که مربوط به اقازاده واعظ طبسی است.
ـ قاچاقچی بزرگ فرودگاه پيام که هزار و صد پرونده قاچاق کالا دارد اما هنوز موفق به بازداشتش نمی شديم چرا که تحت الحمايه اقای ناطق نوری بود.
ـ در مورد قاچاق سيگار و اينکه اساسا توليد و قاچاق سيگار توليد توتون ايران را فلج کرده و کارگران اين کارخانه ها را بيکار.
ـ موضوع مهم ديگر که او اشاره کرد در مورد سقوط دو هواپيما و دلايلش بود. يکی شهيد کاظمی و ديگری شهيد دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدی بود. پرونده ای هزار صفحه ای اين را می گويد. اما در مورد سقوط هواپيمای شهيد کاظمی (فرمانده سابق نيروی زمينی سپاه که حدود دو سال پيش هواپيمايش در غرب ايران سقوط کرد) شهيد کاظمی معدن خاک سرخ هرمز را که متعلق به آيت الله خزعلی بود به علت تخلفات مسدود کرد. بعد از اين ماجرا هواپيمايش سقوط کرد. البته صد در صد مشخص نيست که سقوط هواپيما عمدی بوده يا نه!
ـ در مورد سلطان شکر و مافيای شکر بايد بگويم که آن ها حاضر بودند ۷۰۰ ميليارد بدهند که پرونده را از زير ضرب بيرون ببرند. در مافيای شکر «مدلل» کارگزار و داماد يکی از علمای اعلام (آيت الله مصباح يزدی و يا مکارم شيرازی) است.
ـ يک سوم جزيره کيش- پارک جنگلی چيتگر به پرونده مفاسد اقتصادی خانواده هاشمی بر می گردد. در حال حاضر پول هندوانه مصرفی اصطبل اسب های دختر هاشمی روزی ۱۰۰ هزار تومان است. شرکت نفتی اين خانواده به همراه عمه خانم يعنی خواهر هاشمی در کانادا را هم ديگر که قابل گفتن نيست.
پسر وسطی هاشمی به نام مهدی که در سازمان مديريت بهينه سوخت مديريت می کرد با استخدام زيباترين دختران از آن ها سوء استفاده هايی می کرد که فيلم آن از اتاق او کشف شد.

پاليزدار، که از پشتيبانی احمدی نژاد برخوردار بود پس از گذشت چند روز از اين افشاگريش، بازداشت شد. عليرضا جمشيدی، سخنگوی قوه قضائيه حکومت اسلامی، در نشست خبری در جمع خبرنگاران گفت: پاليزدار به اتهام توهين و اهانت عليه مسئولان و پخش شايعه و نشر اکاذيب و سوء استفاده توسط مدعی العموم تحت تعقيب قرار گرفته و در تحقيقات اوليه مشخص شد که وی با تعدادی ديگر از همدستان خود با نفوذ در برخی از ارگان ها با پوشش تحقيق و تفحص از قوه قضائيه، اسناد طبقه بندی شده و ارزيابی نشده و گزارش های مردمی بی نام و نشان را از سيستم های دولتی خارج کرده و چند هزار اوراق اين چنينی را در استان های مختلف مخفی کرده است. وی تصريح کرد: پاليز دار از سوی يکی از نمايندگان خانم مجلس به بازرسی کل کشور به عنوان دبير هيئت تحقيق و تفحص و به عنوان دکتر معرفی شده است اما در سوابق تحصيلی وی مشخص شد که مدرک فوق ليسانس و دکترای وی کمتر از ۵ روز قبل از سوی دانشگاه خارجی خريداری شده و با اين مدرک توسط دو نماينده به مجلس معرفی شده و به صورت قرار دادی در خدمت هيئت تحقيق و تفحص بوده و پولی که دريافت می کرده با عنوان مدرک دکترا بوده است. سخنگوی قوه قضائيه خاطر نشان کرد: تاکنون حکم بازداشت ۱۱ نفر در ارتباط با پرونده پاليزدار صادر شده که ۶ نفر از آنان بازداشت شده اند و اين تعداد از کسانی هستند که برخی از آنان مقام دولتی داشتند.
شهاب‌نيوز، در مرود ماجرای پاليزدار، نوشت: در پی اظهارات موهن و هدفدار «عباس پاليزدار» که به بازداشت وی انجاميد؛ منزل فاطمه آجرلو نماينده مجالس هفتم و هشتم که يکی از اعضای کميته تحقيق و تفحص از قوه قضائيه بود و همکاری پاليزدار با اين هيات به دعوت او آغاز شد، مورد بازرسی ماموران قضايی قرار گرفت. به گزارش خبرنگار شهاب‌نيوز، اين بازرسی با حکم قضايی سعيد مرتضوی دادستان تهران در حدود ساعت ۲۳ شب و با هدف کشف اسناد و مدارک تحقيق تفحص صورت گرفته است.

۷- سفر خاوير سولانا، وزير خارجه اتحاديه اروپا به ايران، يکی از مهم مهم هفته گذشته بود. وی، بسته پيشنهادات جديد اتمی به ايران را به سران حکومت اسلامی تحويل داد. در بسته پيشنهادی به توقف غنی سازی اورانيوم تاکيد شده است. مساله ای که سران حکومت اسلامی همواره ان را رد کرده اند. احتمالا اين آخرين تلاش ديپلماتيک پرونده اتمی ايران است. زيرا رد آن تحريم اقتصادی شديتری را به نبال خواهد داشت و آمريکا و اسراييل بار ديگر به بمباران تاسيسات اتمی و نظامی ايران به عنوان يک گزينه تاکيد کرده اند.
بسته پيشنهادی که از سوی پنج عضو دائم شورای امنيت به علاوه آلمان تنظيم شده و علنی شد، پيشنهاد ‏کمک در ساخت رآکتور «آب سبک»، تضمين قانونی در تدارک سوخت هسته ای، همکاری در مديريت ‏پسماند های سوخت و مواد زائد راديواکتيو را در ازای تعليق غنی سازی و بازفرآوری اورانيوم ارائه کرد. ‏
در بسته پيشنهادی که از سوی خاوير سولانا تسليم ايران شده، پيشنهاداتی در زمينه کنار گذاشتن تمامی ‏محدوديت های تجاری با ايران شامل صادرات قطعات يدکی هواپيما برای صنايع شديدا نيازمند هواپيمائی ‏ايران، و حمايت از عضويت ايران در سازمان تجارت جهانی مدنظر قرار گرفته است. ‏
سخنگوی محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری اسلامی ايران، اين شرط را به عنوان «غيرقابل پذيرش» و موردی که «به ‏هيچ وجه قابل بحث نيست» رد کرده است.
البته حکومت اسلامی هنوز پاسخ رسمی به بسته پيشنهادی که توسط خاوير سولانا رئيس سياست خارجی اتحاديه اروپا و ‏گروهی از ديپلمات های ارشد بين المللی همراه او ارائه شده است، نداده است. علی لاريجانی، رئيس مجلس حکومت اسلامی ‏ايران، گفته است: «مجلس به دقت بسته را بررسی خواهد کرد.»

۸- حکومت اسلامی ايران، نزديک به ۷۵ ميليارد دلار سرمايه ذخيره شده خود را که در بانک های اروپايی قرار داشته، خارج کرده است. هفته نامه شهروند امروز، چاپ تهران، يکی از نشريات وابسته به جناح «دوم خرداد» حکومت است در گفتگويی با محسن طلايی، معاون وزارت امور خارجه در امور اقتصادی به نقل از وی نوشته است: «بخشی از اين پول به طلا تبديل می شود و بخشی از آن نيز در بانک های آسيايی ذخيره خواهد شد.»
روزنامه اعتماد ملی، روزنامه مهدی کروبی، رييس سابق مجلس شورای اسلامی هم گفته های طلايی را نقل کرده  اما به جزييات بيش تری اشاره نکرده است.
هر دو خبر به گفته های محسن طلايی، در روزهای گذشته باز می گردند که از خارج کردن دارايی های ايران از بانک های اروپايی خبر داده بود، اما وی هيچ واکنشی ديگری به خبر منتشر شده نشان نداده است.
برخی تحليل ها دليل اين کار را مقابله پيشاپيش با توقيف ها و تحريم های بانکی احتمالی عليه ايران در اروپا عنوان می کنند.
روز شنبه گذشته، شش کشور موسوم به شش کشور قدرتمند جهان يا گروه پنج به علاوه يک که طرف گفتگوهای اتمی با ايران هستند، بسته جديد مشوق های اقتصادی و سياسی در قبال «تعليق غنی سازی اورانيوم در زمان مذاکره» و «اعتماد سازی در زمينه برنامه اتمی» به ايران ارائه کردند. هنوز حکومت اسلامی پاسخ رسمی به اين بسته نداده اما پيشاپيش تعليق غنی سازی را رد کرده  است.
جرج بوش، رييس جمهور آمريکا پيشاپيش از رد پيشنهاد جديد غرب به علاوه چين و روسيه ابراز تاسف کرده است. ايالات متحده خواهان شدت بخشيدن بر تحريم های عليه حکومت اسلامی در صورت رد رسمی پيشنهادهای جديد است.
در آخرين سفر رسمی جرج بوش به اروپا، ايران يکی از موضوعات اصلی گفتگوهايش با سران کشورهای اروپايی بوده است.
پيش از اين، روابط تجاری با بانک های دولتی ايران، از جمله سپه، ملت، تجارت و برخی بانک های خصوصی ايران تحت فشار آمريکا محدود شده بود، اما اتحاديه اروپا تاکنون رسما هيچ يک از بانک های ايران را تحريم نکرده است.
هنوز صحبت از توقيف مالی حساب های ايران در اروپا نيست اما خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا از حکومت اسلامی خواسته است تا هر چه سريع تر به بسته پيشنهادی غرب در باره برنامه اتمی اش پاسخ دهد.
از سوی ديگر، رهبران آلمان، ايتاليا، فرانسه و بريتانيا در سفر جورج بوش به کشورهايشان، آمادگی خود را برای تشديد فشارهای اقتصادی بر ايران در صورت رد بسته پيشنهادی ۱+۵ اعلام کرده ‌اند.
مطبوعات ايتاليا از قول سيلويو برلوسکونی، نخست وزير اين کشور گزارش داده‌ اند که وی در ديدار با جورج بوش سخنانی از او درباره برنامه هسته ‌ای ايران شنيده که ترجيح می ‌داده مجبور به شنيدن آن ها نشود.
طبق اين گزارش‌ها آقای برلوسکونی، رئيس جمهور آمريکا را در برخورد با برنامه هسته ‌ای ايران بسيار جدی و مصمم يافته و آرزو کرده است که مذاکرات با ايران متوقف نشود چرا که در غير اين صورت، وضع بسيار وخيم خواهد شد.
جرج بوش از کنار گذاشتن گزينه استفاده از قدرت نظامی تا پيش از زمان ترک مقام خود در ژانويه ‏آينده نيز خودداری می کند. ‏
مقامات اسرائيلی اعلام کرده اند که ممکن است کشورشان به جای پذيرفتن وجود يک رقيب هسته ای در ‏منطقه، به اقدام نظامی عليه تاسيسات هسته ای ايران دست بزنند.‏
بنا به گزارش لوموند از سخنان بوش در لندن - سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۷/۰۶/۲۰۰۸، جورج بوش در لندن، پس از ديدار و گفتگو با ‏گوردون براون، نخست وزير انگليس، طی سخنانی ‏اظهار داشت: «خواست ايران برای دست يابی به ‏انرژی هسته ای صلح آميز يک خواست قانونی ‏است.» با اين همه بوش خاطرنشان کرد که برای ‏وادار کردن ايران به تعليق برنامه هسته ای جنجال ‏برانگيزش هيچ گزينه ای را از نظر دور نخواهد ‏داشت. ‏
وی ابراز اميدواری کرد که اين بحران از طرق ‏سياسی حل شود: «اکنون زمان آنست که همه با ‏هم برای نيل به اين مقصود کار کنيم. ولی بايد ‏خاطر نشان کنم که همه گزينه ها روی ميز است.»
گوردون براون، نخست وزير انگليس هم اظهار ‏داشت که اتحاديه اروپا به زودی در مورد تحريم های ‏جديد عليه تهران، به خصوص مسدود کردن دارائی ‏بانک های ايرانی به اجماع نظر خواهد رسيد «انگليس ‏امروز دوشنبه، با اتحاديه اروپا برای توافق در مورد ‏تحريم های جديد عليه ايران تماس خواهد گرفت.» ‏وی اضافه کرد که «امروز ما حرکت خود را با تصميم گيری در مورد مسدود کردن دارائی های ‏بزرگ ترين بانک ايران يعنی بانک ملّی شروع خواهيم ‏کرد.» ‏
ايران قاعدتا بايد به زودی پاسخ پيشنهاد قدرت های ‏غربی را بدهد اما حاضر نشده است در صورت ادامه ‏مذاکرات از غنی سازی اورانيوم دست بردارد...‏ (لوموند ۱۶ ژوئن ۲۰۰۸) ‏
شايان ذکر است که قبل از اين ها، يوشکا فيشر، وزير سابق امور خارجه آلمان نيز به راديو فردا گفته بود که محور اصلی ديدار رييس جمهوری آمريکا از اسرائيل، موضوع عمليات نظامی عليه ايران بود.

اگر به اين وقايع نمونه هايی از ادامه اعتصاب کارگران را نيز اضافه کنيم با اين واقعيت روبرو می شويم که جامعه ايران در حال جوش و خروش است. نمونه هايی از اعتصاب و اعتراض کارگران که هنوز هم ادامه دارند عبارتند از:

- هزاران کارگر شرکت نيشکر هفت تپه، صبح امروز سه شنبه ۲۸ خرداد ۲۰۰۸، در ادامه اعتراضات ۲ ماهه خود، همراه با خانواده هايشان جاده اهواز به انديمشک را مسدود کردند.
کارگران شرکت نيشکر هفت تپه و خانواده هايشان با سردادن شعارهای «حقوق ماهيانه حق مسلم ماست»، «معيشت و زندگی حق مسلم ماست»، «کارگر هفت تپه ايم گرسنه ايم گرسنه»، بی توجهی به مشکلاتشان را محکوم کردند.
هم زمان با ادامه اعتراضات کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، ماموران انتظامی، امنيتی و اطلاعاتی با استفاده از ماشين های آب پاش کارگران و خانواده هايشان را محاصره کردند.
کارگران شرکت نيشکر هفت تپه خواستار ايجاد سنديکای مستقل کارگری، پرداخت ۳ ماه حقوق معوقه و پايان دادن به احضار و تهديد فعالين کارگری هستند و بر ادامه اعتراضات تا دستيابی به خواست های خود تاکيد دارند.
 
- کارگران معدن «چيروک» در شهرستان «طبس» در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات معوقه خود دست از کار کشيدند. اين کارگران، خواستار پرداخت مطالبات معوقه و هم چنين اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و برخورداری از مزايای اين طرح هستند.

- کارگران معادن سنگ شهر «سنگان» در اعتراض به برداشت غيرمجاز سنگ آهن از سوی يک شرکت خصوصی و عدم پرداخت حقوق آنان از سوی  اين شرکت، دست به تجمع زدند. لازم به ذکر است که طی روزهای اخير دو تن از کارگران شاغل در معادن سنگ شهر سنگان بر اثر حادثه محل کار جانشان را از دست داده اند.
 
- در حالی که اعتصاب هزاران کارگر کوره های آجرپزی اروميه وارد بيستمين روز خود شد، از روز جمعه ۲۴ خرداد ماه ماموران انتظامی و لباس شخصی به حضور خود در کوره های آجرپزی افزوده و ۲۴ کارگر را بازداشت کرده اند. ماموران يگان ويژه نيز وارد برخی کوره ها شده و کارگران را با توسل به زور وادار به ادامه کار و شکستن اعتصاب کرده اند. روز سه شنبه ۲۸ خرداد ماه، ۲۴ کارگر بازداشت شده در جريان يورش ماموران انتظامی به اعتصاب کارگران کوره های آجرپزی اروميه آزاد شدند.
 
- ۱۲۰۰ کارگر شرکت صنايع مخابراتی راه دور ايران، امروز سه شنبه ۲۸ خرداد ماه برای دومين روز متوالی در مقابل استانداری فارس دست به تجمع زدند و خواستار پرداخت مطالبات معوقه خود شدند. کارگران شرکت صنايع مخابراتی راه دور ايران، که ۴ ماه حقوق معوقه خود را دريافت نکرده اند، خواستار پرداخت مطالبات و هم چنين برکناری برخی از مديران اين شرکت هستند.

- بيش از ۳۰۰ نفر از معلمان بازنشسته استان خراسان در مقابل سازمان آموزش و پرورش اين استان در شهر «مشهد» دست به تجمع زده و خواستار رسيدگی به مشکلاتشان شدند. معلمان بازنشسته استان خراسان در جريان تجمع خود ضمن اعتراض به وضعيت نامناسب معيشتی و پائين بودن حقوق خود، خواستار رسيدگی و توجه مسئولين دولتی به وضعيت زندگی معلمان بازنشسته شدند.

امروز اکثريت مردم ايران به خوبی می دانند که همه سران، وزرا، نمايندگان، سرداران سپاه و بسيج، فرماندهان نظامی و انتظامی، امام جمعه ها، استانداران، فرمانداران و همه جناح ها و مقامات و مسئولين ريز و درشت حکومت اسلامی، هر کدام در جايگاه خود، در ترويج و سازمان دهی جهل و جنايت، تجاوزگری و غارتگری سهيم هستند. سردار زارعی، فقط يک نمونه از اين جنايت کاران است که در رقابت جناح های حکومتی و برملا شدن جنايت اش در جامعه، برای اين که حيثت «نظام» حفظ شود چند ماهی او را زندانی کردند و سپس آزادش کردند. در حالی که اگر يک شهروندی عادی در شرايطی که اين سردار دستگير شد دستگير می شد بلافاصله اعدام می گرديد. سردار زارعی تاکنون فرماندهی ضرب و شتم و تجاوز و شکنجه و اعدام انسان های بی شماری را بر عهده داشته است. وی، دستور دستگيری کسانی را صادر کرده است که اعدام شده اند. وی، فرمانده متجاوز و تبهکار نيروی انتظامی که با شش زن لخت در خانه ای در تهران دستگير شده بود، به گفته سيد عليرضا آوايی، رييس کل دادگستری تهران آزاد شده است. آوايی، در جمع خبرنگاران آزادی زارعی را چنين توجيه کرده است: «عمده اتهامات فرمانده سابق نيروی انتظامی استان تهران مربوط به اتهام های کيفری و اخلاقی بود که با ارائه مدارک و مستنداتی از سوی وی دلايل موجود برای محکوميت کفايت نکرد.»
گفتنی است که سردار زارعی، فرمانده سابق نيروی انتظامی، مسئول اصلی طرح سرکوب های خيابانی تحت عنوان «مبارزه با اراذل و اوباش» بود و در چهارچوب اين طرح به سرکوب وحشيانه زنان و دستگيری های گسترده جوانان اقدام کرد. تيم های پيراهن سياه تحت هدايت او با زدن نقاب بر چهره با ضرب و شتم شديد جوانان و انداختن آفتابه به گردن آن ها موجی از وحشت و ترور به راه انداخته بودند. به اقرار آوايی، در پاسخ به پرسش خبرگزاری فارس حداقل سه تن از جوانانی که توسط تيم سرکوب های خيابانی سردار زارعی دستگير شدند حکم اعدام گرفتند. وی در مورد اين دستگير شدگان گفت: «سه مورد از اين افراد که تجاوز به عنف داشتند دادگاه حکم اعدام صادر کرده است و برای بعضی از پرونده‌ها نيز که بنای به عنف اثبات نشده بود دادگاه کيفری استان موضوع را به دادگاه جزايی ارسال کرده است.»
اگر روزی برسد که جامعه قادر به باز کردن پرونده «سرداران» باشد بی شک اکثريت آن ها پرونده سياه تری از زارعی داشته و ده ها هزار شاکی خصوصی خواهند داشت.

اين نمونه ها نشانه هايی از رشد و گسترش اعتراضات توده ای و هراس سران حکومت اسلامی را به نمايش می گذارند. و هم چنين ما را با اين واقعيت روبرو می کنند که صبر و حوصله و توان اکثريت مردم ايران، در مقابل تورم و گرانی، رعب و وحشت و سرکوب سيستماتيک حکومت اسلامی به مرحله غيرقابل تحملی رسيده است. از اين رو، احتمال اين که در آينده نه چندان دور، اين اعتراضات و اعتصابات رشد و گسترش بيش تری يافته و شورش های شهری اجتناب ناپذير باشد دور از انتظار نيست.

شرايط اقتصادی، سياسی و اجتماعی کشور روزبروز عميق تر و ابعاد فاجعه بار آن گسترده تر می شود؛ حمله به شهروندان و رسوا کردن آن ها در جامعه و به ويژه يورش به طبقه کارگر و مردم محروم و زحمت کش فزونی يافته است؛ دانشجويان دانشگاه ها نيز از سانسور و سرکوب مستثنی نيستند. در چنين موقعيتی، تنها راه رهايی از حاکميت خونين دشمنان آزادی و حرمت و موجوديت انسانی، مبارزه متحد و متشکل و همکاری و هماهنگی اعتصابات و اعتراضات جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجويی و حمايت و پشتيبانی همه جانبه مردم از اين اعتراضات است. از اين طريق نه تنها می توان گام به گام مطالبات اقتصادی و اجتماعی را به مسئولين امر و حکومت اسلامی تحميل کرد، بلکه زمينه را نيز برای تحولات سرنوشت ساز در جهت رهايی قطعی از شر اين حکومت فراهم ساخت.

مسلم است که در چنين شرايطی، فعالين جنبش کارگری، زنان، دانشجويان، اعتصابات و اعتراضات و شورش های مردم جان به لب رسيده و تشنه آزادی هم چون شورش مردم مشهد و تهران را به سمتی هدايت کنند که از يک سو، مورد سوء استفاده و بهره برداری جناح های رقيب حکومتی قرار نگيرند بايد کليت اين حکومت زير سئوال برده شود و از سويی با طرح شفاف تر خواست های اقتصادی، سياسی، اجتماعی و فرهنگی، با طرح شعارهای عمومی تری هم چون آزادی همه زندانيان سياسی، لغو هرگونه شکنجه و اعدام و سنگسار، آزادی بيان و تشکل و اعتصاب، لفو آپارتايد جنسی، لغو کار کودکان، پرداخت بيمه بيکاری به همه بيکاران و...، نيروی انسانی بيش تری به اين تجمعات کشيده شود تا نيروهای سرکوبگر جرات حمله به آن را نداشته باشند.

۲۸ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۷ ژوئن ۲۰۰۸
 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • تشديد سرکوب وحشيانه زنان و جوانان در خيابان ها
  • جامعه ترکيه بر سر سه راهی و فعاليت های تروريستی حکومت اسلامی ايران در اين کشور
  • افتضاح سياسی حکمتيست ها در جنبش دانشجويی
  • جنايات حکومت اسلامی و اعتصاب پيگير کارگران نيشکر هفت تپه!
  • نگاهی به اول ماه مه ۲۰۰۸ و فقر و فلاکت اقتصادی!
  • بمناسبت شصت سالگی دولت اشغالگر اسراييل!
  • روز جهانی آزادی مطبوعات!
  • زنده باد دانشجويان دانشگاه سهند تبريز!
  • اقتصاد، کارگران و فجایع اجتماعی؟!
  • «معرفی کتاب» رهایی زن
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com