بهروز فاتح:مرثیه ای برای مرداد 67

شب از نیمه نگذشته
جغد می خواند کوکوکوکو...
جوانانی بهت زده در صف
وسه قاضی بر نشسته
مغرورو نعره زنان:
یک یک ییش آیید ای محاربان دوزخی
سوال کوتاه است و آسان:
با مایید یا برمایید؟
و گفتند حاشا حاشا
که هرگز تن به ذلتی سپرده باشیم
* * *
کنون صدای گورکن بود و زوزه ی سگ
و تا غنچه های خونین را
به سان گنج
در خاک نهان کرده باشند
خورشید
از "خاوران" سر زده بود!
خورشید
از "خاوران" سر زده بود!

