به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  مقالات: سخنی با فعالين کارگری در خارج کشور

سخنی با فعالين کارگری در خارج کشور

صديق جھانی
چند روز پيش، ج.اسلامی برای ٤ تن از فعالين کارگری شھر سنندج به‌ نام ھای شيوا خير آبادی، سوسن رازانی، غالب و عبدالله‌، حکم شلاق و زندان را صادر کرده‌ است. "جرم" اين عزيزان شرکت در مراسم مسالمت آميز اول ماه‌ مه‌ سال جاری عنوان شده‌ است.
_______________________________
اين حکم ضد کارگری، در شرايطی عليه‌ کارگران صادر می گردد که‌ سالھاست در جوامع بين المللی روز جھانی کارگر بطور آزاد و توسط کارگران برگزار می شود. سالھاست اين روز به‌ نظام سرمايه‌داری تحميل شده‌ و بورژوازی در اکثر کشورھای جھان، اين روز را به‌ مثابه‌ بندی از قانون کار خود گنجانده و مطابق اين قوانين ھر سال چرخھای توليد از حرکت باز می ايستد و کارگران در سطح گسترده‌ی‌ اين روز خجسته‌ را جشن می گيرند. اين قوانين تنھا محدود به‌ کشور خاصی نيست بلکه‌ يک قانون بين المللی است که‌ بايد در تمام دنيا اجراء گردد. بر اساس اين قوانين، جمھوری اسلامی ملزم است که‌ اين حقوق حقه‌ را رسمأ و قانوأ برای کارگران برسميت بشناسد.
ھمانطور که‌ می دانيد، اين اولين بار نيست که‌ رژيم اسلامی قوانين بين المللی کارگران را نقص می کند و ترديدی ھم ندارم که‌ صدور حکم شلاق و زندانی کردن اين ٤ فعال‌ کارگری نيز آخرين بار نخواھد بود. در اين رابطه،‌ سوال اصلی بر سر چه‌ بايد کرد، است؟ در چند سال اخير، نياز ما اين بود که‌ طبقه‌ کارگر ايران را بطور شفاف به افکار عمومی و‌ جامعه‌ بين المللی آشناء نمايم. با زحمت فعالين کارگری، اکنون اين مرحله‌ سپری شده‌ است. در حال حاضر، ھمه‌ی شخصيت ھا، احزاب، دولت ھا، نھادھای حقوق بشر، تشکل ھای کارگری و ... در سطح جھان می دانند که‌ طبقه‌ کارگر ايران در چه‌ شرايطی قرار دارد. در طول اين چند سال، ھزاران نامه‌ اعتراضی در سطح جھان برای ج. اسلامی ارسال شده است. اينگونه‌ نارضايتی جھانی بخصوص پشتيبانی تشکل ھای کارگری، تا حدود زيادی باعث شده‌‌‌ و ما بارھا متوجه‌ شده‌ايم که‌ جمھوری اسلامی نه‌تنھا به‌ راحتی نتوانسته‌ سياست ھای ضد کارگری خود را متحقق سازد بلکه‌ در خيلی موارد با شکست مواجه‌ شده‌ است.
تا آن جايکه‌ به تداوم اين فعاليت ھا بخصوص در خارج کشور برگردد، مانند سابق لازم نيست که‌ اولويت و انرژی ھمه‌ی فعالين کارگری وقف تماس با افکار عمومی و نھادھای کارگری و ... بشود. زيرا  ما شرايطی را فراھم کرده‌ايم و بر اساس امکاناتی که‌ داريم، در ھر کشوری ٤ نفر از ما می توانند کل تماس ھا و جذب پشتيبانی ھم سرنوشتان و ... را بعھده‌ بگيرند و در بھترين شکل به‌ پيش ببرند. بنابراين، بخش عمده‌ی انرژی ما آزاد می شود برای نوعی ديگر از فعاليت.‌ اما اين ابدأ به‌ اين معنا نيست که‌ ما عرصه‌ تماس با جامعه‌ جھانی را کم رنگ نمائيم. بر عکس، با در نظر گرفتن و تداوم بخشيدن به‌ اينگونه‌ مبارزه است که‌ می توانيم‌ مرحله‌ ديگری را آغاز نمايم.
  رفقای کارگر!
تا آنجای که‌ به‌ صدور حکم شلاق و  زندان برای اين ٤ تن از فعالين کارگری شھر سنندج برگردد، تابحال فعاليت ھای خوبی صورت گرفته‌ است. گرچه‌ اين تلاش ھا مثبت بنظر می رسد، اما کافی نيست. زيرا در اين سطح از مبارزه‌ ابدأ ما نمی توانيم جلوی توحش اين رژيم ددمنش را بگيريم. اين رژيم، زمانی سياست ھای ضد کارگريش را کاھش می دھد که‌ ما وارد چالش ھای جدی بشويم. در رابطه‌ با وضع موجود و اساسا برای اينکه‌ به‌ پشتيبان خوبی برای جنبش کارگری ايران تبديل بشويم، مدتی است نکاتی کل ذھن و مشغله‌ھای من را تحت شعاع خود قرار داده‌ و دلم می خواھد با شما ھم سر نوشتان خوبم، در ميان بگذارم. ھمه‌ می دانيم که‌ احزاب، نھادھای حقوق بشر، دولت ھا و ... ھر کدام به‌ نوعی با‌ رژيم اسلامی پيوندھای بازرگانی و ... دارند. اينھا، تا حدی به‌ اين رژيم فشار می آورند که‌ در اساس منافعشان لطمه‌ نبيند. تشکل ھای کارگری نيز ھر کدام به‌ نوعی وابسطه‌ به‌ اين احزاب و دولت ھا می باشند و بناء به‌ بروکراتيسم و عدم جھت گيری راديکال اصولأ نخواسته‌ و نمی خواھند، سياست جدی و شفافی در مقابل رژيم اسلامی در پيش گيرند.
در چنين شرايطی تکليف چيست؟در پاسخ به‌ اين سوال، ابتدا لازم است که‌ ما بر پراکندگی در درون خويش غلبه‌ نمائيم. طبعأ پايان دادن به‌ اين ھمه‌ انشقاق و دوری از يکديگر، با تبادل نظر و اتحاد در حول و حوش منافع جنبش ميسر است. تک تک ما با شنيدن خبر شلاق زدن، خودکشی، زندانی کردنھا، تبعيد، اخراج ھای کارگران و ... داريم رنج می کشيم. با اين حال، روشن است که‌ ھمه‌ی ما صاحب يک درد مشترکيم. ھمه‌ی ما بر اين واقعيت ھم واقفيم و بدرست فکر می کنيم که‌ علاج و راه‌ نجات تنھا اتحاد است. با اين حال، متوجه‌ می شويم که‌ اتحاد کارگری به‌ يک جبر تبديل شده‌ و بدون تحقق اين نياز انسانی جلو رفتن و ساختن يک جامعه‌ی انسانی نه‌تنھا محال است بلکه‌ در سطح ابتدائی ھم قادر نخواھيم بود به‌ منصور اسانلو و  صالح حسينی ٧١ ساله‌ در زندان ياری برسانيم. بنابراين، بدون پايان دادن به‌ اين پراکندگی و ساختن يک تشکل سراسری در خارج کشور، بسيار دشوار است که‌ ما بتوانيم رژيم اسلامی را زير منگنه‌ قرار دھيم. ايجاد تشکل مورد نظر، از طرفی جلوی ھرز شدن نيرو را می گيرد و از سوی ديگر ما را به‌ سوی‌ سازماندھی پيچيده‌تر و چالش ھای وسيعتر سوق می دھد.
اکنون نزديک به‌ ٢ ميليون مھاجر ايرانی در خارج کشور بسر می برند. اين بايد جای تعجب و سوال باشد و ما بايد از خود بپرسيم که‌ چرا ١٠ ھزار نفر از آنھا با دست ھای گره‌ شده‌ و در حمايت از کارگران ايران که‌ سنگين ترين وظيفه‌ جامعه‌ را روی دوش دارند و توسط اين رژيم ددمنش شلاق می خورند، به‌ پا نمی خيزند. و جلوی سفارت ھای جمھوری اسلامی و ... را نمی گيرند؟ شکی نيست که‌ خلاء بزرگی در بين ما و آنها وجود دارد. ما بايد اين نيروی عظيم و انسانی را از آن خود بدانيم. اين وظيفه‌ی ماست که‌ به‌ اما و اگرهای آنها پاسخ بدهيم. اگر ما بتوانيم مشغله‌ھايمان را در اين حول و حوش ھا متمرکز کنيم و به‌ اين نياز مبرم و انسانی بصورت شايسته‌ پاسخ دھيم، بی شک تنھا نمی مانيم. اگر حرکت ھای اعتراضی دور آتی ما، بجای پالتالک و نامه‌نگاری و ... متوجه کم کاستی ها بگردد و آکسيونھايمان از مرز ٢٠ الی ٣٠ نفر به‌  ۱۰۰۰۰نفر افزايش دهيم، آنگاه‌ افکار عموی، تشکل ھای کارگری، شخصيت ھا، نھادھای حقوق بشر و ... فرياد ما را جدی تر می گيرند. اين آرزو ديرين و دست نيافتنی نيست. بلکه‌ اين مهم تنھا با اندکی تعمق، اتخاذ روش ھای درست و دوری جستن از سکتاريسم قابل تحقق است.
اميد است‌ ھمه‌ی ما به‌ اھميت اين مسئله‌ توجه‌ کنيم و با تبادل نظر و برگزاری سمينارھای وسيع کارگری، اين زمينه را مساعد سازيم. و در آينده‌ نه‌چندان دور، صاحب يک تشکل وسيع که‌ در برگيرنده‌ تمام فعالين کارگری در خارج کشور باشد، بشويم.
٢٦ آگوست ٢٠٠٨


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • کارگران نيشکر ھفت تپه‌، به‌ حمايت مبرم ما احتياج فوری دارند
  • عذر از گناه‌ بدتر است :پاسخی به‌ دروغ پردازی آقای "ايرج آذرين"
  • به‌ ياری کارگران نيشکر ھفت تپه‌ بشتابيم
  • سخنى با رفيق سوران عزيز
  • پاسخی به‌ کينه‌ توزی آقای "برھان ديوارگر"
  • حاشيه‌اى بر اختلافات درون "کميته‌ ھماھنگى"
  • در دفاع از "کميته‌ ھماھنگی"
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com