کومه له و مقاومت قهرمانانه مردم کردستان در برابر یورش سراسری رژیم اسلامی در 28 مرداد 1358
كومهله، به عنوان یك جریان چپ و سوسیالیست كه از سالهاى 1348 فعالیت سیاسى خود را به دلیل اختناق و سرکوب رژیم پهلوی به طور مخفیانه آغاز كرده بود، در انقلاب مردمی سال 57 با شركت فعال خود سریعا به یك جریان اجتماعى و محبوب در میان مردم كردستان تبدیل گردید. با براندازی رژیم پهلوی، این سازمان سوسیالیستى در کردستان فرصتی گرانبها و با ارزش به دست آورد و در این فرصت تاریخی و انقلابی، به سرعت جنبش سیاسی و توده ای و مردمی گسترده ای را در سراسر کردستان پدید آورد. تشکل های مردمی، جمعیت ها، اتحادیه های دهقانی، تشکل های کارگری، زنان، حرکت های سیاسی اعتراضی مردمی، همانند کوچ مردم شهر مریوان، راهپیمایی طولانی سنندج ــ مریوان و بانه و سقز به طرف مریوان، چهره واقعا نوینی به کردستان و جنبش آن داد. این جنبش نوین تماما به نام کومه له و در پیشاپیش آن فواد مصطفی سلطانی در تاریخ مبارزات این ملت ثبت شده است. ارزش های سیاسی، برابری طلبانه، دفاع از حقوق زنان، از مردم زحمتکش، آزادی های سیاسی بی قید و شرط، شکستن انحصار سیاسی در دست ناسیونالیسم سنتی در کردستان و نقش بر آب کردن توافقات پنهانى و سیاستهاى راست جریانات ناسیونالیست و ارتجاعى كرد با رژیم، علنیت در مبارزه و کشاندن سیاست های چپ و رادیکال به میان توده ها، از مشخصات دوره ای در کردستان است که کومه له به عنوان یک جریان سوسیالیستی و پیشرو در بطن تحولات عمیق جامعه کردستان حضور فعالانه ای داشت و به این اعتبار می توان گفت که جنبش کردستان در ابعادی اجتماعی از جنبش های سنتی قبل از خود جدا گشت و افقی نوینی به روی مبارزاتش گشوده شد.
رژیم تازه بقدرت رسیده اسلامی با مسلح کردن مرتجعین محلی و فئودال ها و با در اختیار قرار دادن پول و امکانات زیادی به آنها و دایر کردن مکتب های قرآن در اکثر شهرهای کردستان می خواست جا پای خود را در کردستان باز کند، اما در کردستان بخاطر قدرت چپ این دارودسته های ارتجاعی نتوانستند جمهوری اسلامی را به مردم بقبولانند.
مردم کردستان، که خواهان حق و حقوق دمکراتیک خود و آزادیهای سیاسی بودند، به هیچ عنوان زیر بار زور و ستم رژیم اسلامی نمیرفتند و در مقابل ضد انقلاب جمهوری اسلامی که تاب تحمل تعیین سرنوشت مردم به دست خود، بویژه در سیمای جنبشی نوین و رادیکال در کردستان را نداشت، تدارک حمله به کردستان و تعیین تکلیف را آن را در سر می پروراند.
و بدینگونه رژیم اسلامی در تقابل مقاومت مردم کردستان، نیروهای سرکوبگر خود و گروههای پاسدار و حزبالهی را به کردستان فرستاد تا مردم انقلابی و آزادیخواه را سرکوب کنند. جمهوری اسلامی تازه بقدرت رسیده برای سرکوب انقلاب، برای سرکوب آزادی های سیاسی، برای استقرار پایه های قدرت خود، برای به شکست کشاندن انقلاب 57 مردم ایران، دست به حمله به همه دستاوردهای انقلاب کرد. بعد از حمله به دانشگاه ها و ترکمن صحرا و به گلوله بستن کارگران بیکار در اصفهان یورشی جنایتکارانه به کردستان را سازمان داد.
کردستان که در مقابل رژیم تازه به دوران رسیده سنگری مهم در ادامه انقلاب 57 بود، نهایتا در روز 27 اسفند ماه 1357 مورد حمله قرار گرفت. در این روز نیروهاى مستقر در پادگان سنندج، شهر را مورد حمله قرار دادند كه در اثر این حمله وحشیانه دهها نفر جانباختند و صدها نفر نیز زخمى گردیدند. در دومین روز جنگ ارتش اسلامى بر علیه مردم شهر سنندج، صدیق كمانگر سخنگوى شورای موقت سنندج، در نامهاى به خمینى، هشدار داد که: «این درگیرى مسلحانه از طریق صفدرى نماینده دولت و پادگان سنندج تحمیل شده است.» بدنبال این واقعه طالقانى، در راس یك هیات دولتى وارد سنندج شد و با نمایندگان كردستان براى تشكیل شوراى 11 نفرى شهر، به توافق رسید و اوضاع كمى آرام شد. اما رژیم، به اعزام نیروهاى سركوبگر به كردستان، به تبلیغات دروغین براى انحراف افكار عمومى و انواع و اقسام توطئههایش ادامه داد.
در آن دوره مردم شهرها و روستاىهاى كردستان، توسط شوراها و كمیتههاى انقلابى اداره امور را در دست داشتند و بر مذاكرات سازمانها و نمایندگان منتخب مردم با نمایندگان رژیم، نظارت مىكردند.هنگامى كه مذاكرات نمایندگان رژیم در كردستان جریان داشت در عین حال مردم تركمن صحرا مورد هجوم نیروهاى وحشى جمهورى اسلامى قرار گرفتند كه صدها تن كشته و مجروح شدند. نیروهاى ارتش و حزبالهى، به شهر گنبد كاووس حمله كردند و نیروهاى سیاسى تركمن صحرا را به خاك و خون كشیدند. خلخالی جلاد فقط در یک روز 94 نفر از فعالین سیاسی ترکمن صحرا را اعدام کرد.
عوامل رژیم در تاریخ 31 فروردین ماه 1358، یك جنگ داخلى كرد و ترك را در شهر نقده راه انداختند و پاسداران تحت فرمان ملاحسنى و نیروهاى ارتش این شهر را ویران كردند و حتی اموال مردم را نیز به غارت بردند. در این جنگ داخلى از پیش طراحى شده، مردم كرد مجبور شدند خانه و كاشانه خود را ترك نمایند.
در این میان مردم شهرهاى كردستان و نیروهاى سیاسى، بر علیه جنگ و خشونت رژیم، دست به تظاهرات و بسیج تودهاى زدند، اما نیروهاى سپاه پاسداران در شهر مریوان به روى تظاهركنندگان آتش گشودند كه فقط روز 23 تیر ماه، 24 نفر جان خود را از دست دادند و بیش از 40 نفر نیز زخمى گردیدند. هواپیماهاى جنگى با هدف آفریدن رعب و وحشت بر روى شهرهاى كردستان به پرواز درآمدند و دیوار صوتى را شكستند. مردم مریوان اجبارا شهر را ترك كردند كه به كوچ سیاسى مردم مریوان با سازماندهی کومه له و رهبری کاک فواد، در تاریخ مبارزات انقلابی مردم کردستان ثبت شد. از سوی دیگر ارتش و سپاه پاسداران تحت فرماندهى چمران، به شهر پاوه حمله كردند.
در مقابل این جنایت و و حشیگری ها، فعالیت نیروهای مسلح پیشمرگ توانست جمهوری اسلامی را وادار به عقب نشینی کرده و خمینی را وادار کرد اولین جام زهر را بنوشد و در 26 آبانماه به مردم کردستان پیام آتش بس بدهد تا بلکه بتواند نیروهای خسته و فرسوده اش را برای مدتی بازسازی و دوباره به کردستان حمله کند،پس از این همه جنگ و جنایت و كشتار و تخریب، سپاه پاسداران و ارتش در شهرهاى كردستان، روز 27 مرداد ماه 1358، خمینى با صدور اطلاعیهاى به ارتش و حزبالله فرمان داد كه با تمام قوا به شهر پاوه حمله كنند. متن فرمان خمینى جلاد چنین است: «فرمان امام به عنوان فرمانده كل قوا درباره حوادث پاوه، 27 مرداد 58،از اطراف ایران گروههاى مختلف ارتش و پاسداران و مردم غیرتمند تقاضا كردهاند من دستور بدهم به سوى پاوه رفته، غائله را ختم كنند. من از آنان تشكر مىكنم و به دولت و ارتش و ژاندارمرى اخطار مىكنم، اگر با توپها و تانكها و قواى مسلح تا 24 ساعت دیگر حركت به سوى پاوه نشود، من همه را مسئول مىدانم.
من به عنوان ریاست كل قوا به رییس ستاد ارتش دستور مىدهم كه فورا با تجهیز كامل عازم منطقه شوند و به تمام پادگانهاى ارتش و ژاندارمرى دستور مىدهم كه بىانتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوى پاوه حركت كنند و به دولت دستور مىدهم وسایل حركت پاسداران را فورا فراهم كند.
تا دستور ثانوى، من مسئول این كشتار وحشیانه را با قواى انتظامى مىدانم و در صورتى كه تخلف از این دستور نمایند با آنان عمل انقلابى مىكنم. مكرر از منطقه اطلاع مىدهند كه دولت و ارتش كارى انجام نداهاند. من اگر تا 24 ساعت دیگر عمل مثبت انجام نگیرد، سران ارتش و ژاندارمرى را مسئول مىدانم. والسلام روحاللهالموسوى الخمینى، 27 مرداد 58»(روزنانه كیهان و اطلاعات، 27 مرداد ماه 58(
نیروهاى سركوبگر جمهورى اسلامى، با كلیه جنگافزارهاى سبك و سنگین، توپ و تانك و هواپیما و هلیكوپتر به كردستان یورش بردند. روز 28 مرداد 11 نفر از جوانان پاوه را بدون هیچگونه دادگاهى تیرباران كردند. خمینى، در 28 مرداد دستور حمله به سنندج را نیز صادر كرد. روز 28 مرداد 58، خلخالى جلاد به عنوان حاكم شرع از سوى خمینى، براى راه انداختن اعدامهاى دستهجمعى بدون محاكمه، به كردستان اعزام گردید.
خلخالی، در کتاب خاطرات خود که نوشتههای روزنامههای وقت نیز ضمیمه آن است، درباره وقایع کردستان چنین مینویسد: «دیروز یازده نفر در سنندج و پریروز نه نفر در مریوان، با رای دادگاه انقلابی به مرگ محکوم شدند... اعدام 20 نفر دیگر: آیتالله خلخالی دیروز وارد سقز شد و در محل تیپ سقز دادگاه صحرایی خود را برای رسیدگی به پروندههای دستگیرشدگانی که در حوادث سقز دست داشتند و حمله به تیپ سقز و گردانهایی که از سنندج و کرمانشاه اعزام شده بودند، حمله کرده بودند، تشکیل جلسه داد و به اتهامات بیست نفر افسر و درجهدار ژاندارمری و ارتش و غیرنظامیان رسیدگی کرد. عدهای از افسران و درجهداران موقعی که به پادگان حمله شده بود، سر خدمت حاضر نشده بودند که در نتیجه متهم به همکاری با مهاجمان شدند...»
آیتالله منتظرى، نایب امام نیز گفت: «حوادث كردستان عكسالعمل شكست امپریالیسم و صهیونیسم است. مردم سراسر كشور آمادگى خود را براى سركوب اشرار در كردستان اعلام كرد، خلخالى به فرمان امام به كردستان اعزام شد.»
روز 29 مرداد ماه، نیروهاى ارتش و پاسدار بخشى از شهر سنندج را به تصرف خود درآوردند. همین روز 7 نفر از مردم پاوه در زندان دیزلآباد اعدام شدند. روزنامه كیهان روز 30 مرداد ماه، خبر از تیرباران 9 نفر دیگر در پاوه را داد. درگیرىهاى شدید ارتش سركوبگر و نیروهاى بسیج و سپاه از یكسو و مقاومت نیروى پیشمرگ از سوى دیگر در تمام شهرهاى كردستان ادامه یافت تا آخر سر رژیم جنایتکار اسلامی توانست مناطق کردستان را زیر کنترل خود در آورد و این مناطق را از دست مردم و نیروهای پیشمرگ باز گرفتند.
آنچه كه اشاره شد، تنها چند نمونه از انبوه جنایات بىشمار رژیم جمهورى اسلامى در كردستان، در ماههاى اول بهار و تابستان 1358 است. البته در این جنایات دولت موقت بازرگان، بنىصدر، تودهاى_اكثریتى، جریانات به اصطلاح ملى مذهبى و همه جناحهاى رژیم در یك صف واحد در به شكست كشاندن انقلاب و سركوب خونین انقلابیون آزادىخواه، چپ و كمونیست و قتلعام مردم كردستان شریك و سهیم بودهاند.
مقاومت و مبارزه مردم کردستان در طول حکومت اسلامی و علی رغم فراز و نشیبهایی که به خود دیده، اما تسلیم نشده و رژیم ناچار است با هزینه های گزاف "امنیت" را حفظ کند. اگر دهه اول حکومت اسلامی برای مردم کردستان دهه سرکوب وحشیانه، اعدامهای جمعی، بمباران و اشغال نظامی و زندان و شکنجه و همچنین مقاومت درخشان سیاسی و نظامی مردم بود، اگر دهه دوم دهه خاموشی، سکوت و ترس و اشغال نظامی و عقب نشینی های سیاسی و نظامی برای جنبش کردستان بود، دهه سوم حکومت اسلامی، قاطعانه میتوان گفت که دهه خیزش مجدد، دهه خودآگاهی جنبش انقلابی کردستان، دهه اعتلای جنبش سیاسی در شهرها، دهه استقرار تشکلهای مردمی، فرهنگی و سیاسی، دهه اتحاد مردم و به اعتقاد من دهه جنبش نوینی در کردستان ایران است که از سوم اسفندماه 1377 شهر سنندج و دیگر شهرهای کردستان شروع میشود و با ده ها حرکت و جنبش بزرگ و کوچک، گاه کم دامنه و گاه وسیع در تظاهراتها ،در تحریم انتخابات رژیم در اعتصاب عمومی 16 مرداد در اعتصاب و اعتراضات کارگری ،دانشجویی ، زنان و غیره تعریف و خود را نشان داده است.
بنابراین مهمترین ویژهگى كومهله، چه در اوایل انقلاب و چه در حال، سیاستهاى كارگرى كمونیستى و انترناسیونایستى و وجهه اجتماعى آن است كه همواره افق رهایى مردم كردستان را در مبارزه مشترك طبقاتى سراسر ایران و سرنگونى رژیم جمهورى اسلامى با یك انقلاب اجتماعى دنبال کرده و مىكند.
بدین ترتیب همه سیاستها و پراتیك سوسیالیستى كومهله، در طول حاكمیت جمهورى اسلامى، كه نكته اتكایش حضور فعال در میان كارگران، زنان، جوانان و مردم محروم و زحمتكش كردستان و حتا خارج از آن است، با مبارزه پىگیر، هدفمند و جانفشانىهاى زیادى به دست آمده است. اکنون بعد از اعتراضات اخیر در کردستان و بخصوص بعد از اعتصاب عمومی 16 مرداد در همه شهرهای کردستان چپ در جامعه در موقعیت بهتری قرار گرفته است. باید این موقعیت را روز به روز ارتقا بخشید و کار و مبارزه رادیکال و سوسیالیستی را در جنبش انقلابی مردم کردستان ادامه داد.
یاد همه انسانهایی كه در راه آزادى و سوسیالیسم جان باختند، گرامى باد!