به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  از میان مقالات: چگونگی مواجهه با امواج سرکوب ها

چگونگی مواجهه با امواج سرکوب ها

فرشید شکری

درحال تکوین بودن خیزش ها و حرکت های انقلابی  کارگران و زحمتکشان، زنان، جوانان و ملل به ستوه آمده، بروزعلائم یک انفجارعظیم اجتماعی، و نمایان شدن نشانه های تلاشی بنیادهای ستم توسط پائینی ها، عرصه را بر نظام استبدادی حاکم به تنگ آورده است. این برآیند و رشد جنبش های طبقاتی و دموکراتیک بر ضد شرایط اقتصادی- سیاسی ایجاد شده حاکمیت را به تدارک مقابله ای گسترده واداشته است. 

زیر پا نهادن حقوق مدنی و آزادی های اساسی، تعقیب و دستگیری معترضین و صدور پی در پی احکام زندان، شلاق، تبعید و اعدام در کل کشور گواه بر عزم حکومتگران در خفه کردن فریاد حق طلبی توده های ستمکش ، و ممانعت از هرگونه فعالیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی  در این مقطع همانند دوره های گذشته است.   

شدت یافتن حملات پلیس و ارگان های سرکوبگر رژیم هار اسلامی- سرمایه داری ایران به مراسمات و تجمعات مختلف ، یورش به خانه و کاشانه کوشندگان رادیکال جنبش های کارگری، زنان و دانشجویی، بازداشت های خودسرانه، ضبط اموال، و شکنجه های جسمی و روحی دستگیر شدگان به اعمال هر روزه مأموران اطلاعاتی و امنیتی مبدل گردیده که بواقع دلالت بر وحشت سرمایه داران و رژیم آنها از قدرت گیری جبهه انقلاب و آزادیخواهی دارد. از این رو بمنظور درافتادن با درندگی حاکمین واپسگرای ایران برای جلوگیری از تداوم بگیر و به بندها، و آدم کشی های رسمی و نقشه مند دولتی، میباید به راهبردهای مثمر ثمری اتکاء کرد.  

تحقیقاً از درون مشورت ها و تبادل نظرها در باره وضعیت وخیم حاضر راهکارهای کنکرت و عملی ای استنتاج خواهند شد. آنچه مهم است، طرح سؤالات درست در این زمینه می باشد. این پرسش های دقیق خود مقدمه یافتن تاکتیک های مبارزاتی سودمند و شروعی جهت راهوار گشتن مسیر تقابل با عاملین وضعیت اسفناک جاری است. برای عینیت یافتن این امر و سپس درنوردیدن فاصله ها و نزدیک شدن به مقصود یا فراهم آمدن موقعیتی تا بشود در آن کار را یکسره کرد ، گنجینه ای از تجربیات تاریخی را داریم. بهره بردن از " آزمون ها و خطاهای " پیشین، پسرفت ها و پیشرفت ها، و آن درس های ارزنده نیازمند بازخوانی این تجارب در دوره های گوناگون است. حذر از تکرار زیان های قبلی چنین رجوع و نیز ژرف نگری یا تعقلی را از ما طلب می کند.

بر بستر تعمق در شاخص های عینی، همه جانبه نگری، طرح پرسش های " چاره جویانه " و عاقبت رجوع است که خطوط مبارزاتی گره گشا و تسهیل کننده در بی رمق ساختن سیاست سرکوب، و از توش و توان انداختن یورش های پلیس به اعتصابات کارگری و اعتراضات مردمی به اذهان خطور می کنند. با یک چنین متدولوژی ای می توان هر چه بیشتر موازنه قوا را به زیان طبقات سلطه گر تغییر داد. آنچه همیشه ضرورت داشته و دارد، دست بردن به راهبردهای تاریخاً پراتیک شده ای است که در مواردی نتایج موفقیت آمیزی داشته اند. لاجرم حاصل آمدن کمترین گشایش در این شرایط بغرنج، همچنان وابسته به بررسی و درپیش گرفتن دیگر بار آن راهبرد ها بشکل سنجیده تر و با برنامه تر است.  

ابتدا خاطر نشان می کنیم این بحث چندان تازگی ندارد و مداوماً نکات بسیار آموزنده ای  چه بصورت مکتوب و چه شفاهی در اختیار دو نسل از فعالین داخل گذاشته شده و در حقیقت انتقال تجربیات گران بهاء مبارزاتی به جوانترها جزو اهم کارهای رفقای با سابقه و پیشکسوت بوده است، معذلک پرداختن بدین موضوعات (تاکتیک های پیشروی مبارزه) نه فقط تعطیل ناپذیر بلکه ضرورت تبادل آراء روی این نقشه عمل ها با نگاه به سیر صعودی دستگیری ها، شکنجه ها و اجرای احکام شلاق و اعدام در ملاء عام یا درون زندانها بیش از پیش در برابر ما خودنمایی می کند. در هرحال غرض آنست تا از پیشنهادات و نظرات متنوع تمهیدات و راه حل های سودمندتری منتج شود، و حداقل این همفکری ها به سرعت بخشیدن گام هایمان بیانجامد.   

هیچ نارضایتی ای یا گرفتن مراسمی مصون از عکس العمل شدید نیروهای نظامی و امنیتی رژیم نبوده و در این سه دهه اعلام هر مخالفتی در قباحت تمام و به سبعانه ترین وجه سرکوب شده، و باز در آتیه خواهد شد. طبعاً نظام ضد بشری ایران هیچگاه قادر نخواهد گشت تا خللی در اراده کارگران و توده های عاصی در راستای مضمحل ساختن دیکتاتوری و استبداد حاکم ایجاد کند، با این اوصاف همگان اذعان دارند که صف انقلاب و آزادیخواهی تا این زمان متحمل لطمات بسیار سنگینی شده است.

- نتیجتاً به جهت کاهش خسارت ها و هزینه های این نبرد، و طی آسانتر مسیر پر پیچ و خم مبارزه تا رسیدن به رهایی بایستی سیاست هایی حساب شده، بدور از هیجان و با رعایت جوانب کامل احتیاط پی ریزی کرد. بنابراین فعالین علنی و پیکارگران داخل ملزم به مجری ساختن روش های فکر شده و عاقلانه اند.

دامنه نفوذ وزارت اطلاعات و حضور عناصر خودفروخته در داخل جامعه شوخی بردار نیست. هرچند اینگونه اشخاص خیلی زود شناخته می شوند ولیکن باز افرادی هستند که هنوز نقاب بر صورت هایشان دارند و کسی آنها را نمی شناسد. پس بدین ترتیب ادامه کاری و درامان ماندن از تعرض حاکمیت درگرو تیز هوشی و هوشیاری است. هرچقدر سنجیده تر حرکت کرد به همان میزان از احتمال افتادن بدام دژخیمان کاسته می شود، و به هر درجه ای جانب احتیاط را گرفت به همین نسبت امکان پیشروی بسوی اهداف سهلتر می گردد.

جا دارد تا تحصن ها و اعتصابات کارگری و همچنین تظاهرات مردمی به گونه ای طراحی شوند که در اثنای وقوع یا پس از خاتمه یافتن اشان سیمای سازمان دهندگان برای کارفرمایان و نیروهای سرکوبگر رژیم آشکار نشود. عدم شناسایی شدن و تحت تعقیب قرار گرفتن سازمان دهندگان خود موفقیت با ارزشی است ((حتی اگر آن ابراز مخالفت ها بدون کسب خواسته های مطروحه بپایان برسند)) زیرا پیشروان جنبش های اجتماعی مجدداً خواهند توانست اعتراضات بعدی را سازمان دهند.

- نکته بعدی، پرهیز کوشندگان رادیکال جامعه (( دراینجا بخشی از فعالین کارگری مورد خطابند))  از نشان دادن سمپاتی فکری یا تمایل قلبی خود به یک جریان یا حزب سیاسی مشخص است. حاملان " گرایش سوسیالیستی" جنبش کارگری قادر خواهند شد بدون بیان رابطه معنوی با احزاب موجود کارگری به وظیفه تسری دادن نگرش خود بدرون کل طبقه و بسیج نيروى کارگران حول اهداف و آرمانهای طبقاتی همدوش با سایر فعالین رادیکال کارگری مبادرت ورزند. پیشروان سوسیالیست جنبش های زنان و دانشجویی هم شایسته است تا با التفات به این اصل مختصات مبارزات خود را تنظیم کنند. ابطال اتهام زنی، مارک و برچسب زنی، بی خاصیت کردن جاسوسان و ازکار انداختن دستگاه پلیسی- امنیتی رژیم مقدور نیست الا با دقت در الزامات یک کارعلنی موفق.

فعالین علنی نباید اجازه دهند تا ضد انقلاب و بورژوازی حاکم آنان را از حضور در مبارزات کارگران به جان آمده، زنان اسیر در چنگال ارتجاع مذهبی ، و جوانان بی نصیب از ابتدایی ترین حقوق خویش، محروم سازد. پرورش یافتن جمعی دیگر و آمدن نسلی جدید قابل ایستا نبوده و نیست و تاریخ کشمکش طبقاتی مملو از ظهور یا به صحنه وارد شدن هاست. با این وجود آنچه در ردیف امر پیکار با نابرابری و استثمار از اهمیت بسزایی برخوردار است، حفظ جان خود از گزند جنایت پیشگان، و صاحبان زر و ابزارهای زورگویی می باشد. قبل از طرح نکته ای دیگر در باب نحوه مقابله با حملات رژیم بی مناسبت نیست تا موضوعی را بیان داریم.

درست است حماقت های حاکمین در حوزه روابط خارجی سبب انزوای سیاسی ایران در سطح جهان گشته ، و حتی با اینکه اقتصاد ایران در سال جاری شاهد " افزایش صادرات نفت ، بالا رفتن صادرات محصولات غیر نفتی و رشد واردات " بوده اما چون بانک های غربی در این دو، سه ماه ( شروع تحریم های مالی از سوی اتحادیه اروپا ) از مراودات بانکی با ایران خودداری ورزیده اند ، لذا بنگاههای خصوصی و مؤسسات وابسته به حکومت ( وارد کنندگان و صادر کنندگان ) اجباراً از طریق واسطه و حواله پرداخت های خود را جابجا کرده اند که این مشکل هم باعث افزایش قابل توجه هزینه ها برای کمپانی های غیرانتفاعی و دولتی شده و آنان را متحمل خسارت هایی کرده است. با همه اینها ، نه فشارهای اقتصادی و نه رو در رویی نظامی غرب بعنوان یک " احتمال" ، به اندازه بحران داخلی ( گسترش روزافزون مخالفت ها و اعتراضات ) سرمایه داران و دولت اشان را مرعوب نکرده اند و همانطور بارها تأکید کرده ایم  بیم  طبقه حاکم از اوجگیری روند مبارزات داخل است و بس.

دستگیری افشین شمس از فعالان رادیکال جنبش کارگری، صدور حکم زندان و شلاق برای چند تن از مبارزین شهر سنندج به اسامی شیوا خیر آبادی- سوسن رزانی- عبدالله خانی- سید غالب حسینی و خالد حسینی به جرم شرکت در مراسم روز جهانی کارگر امسال همچنین رأی حکم اعدام برای تعدادی روزنامه نگار، دانشجو، معلم، فعال مدنی و حقوق بشر به نام های عدنان حسن پور- هیوا بوتیمار- فرزاد کمانگر- انور حسین پناهی- فرهاد وکیلی- علی حیدریان- ارسلان اولیایی، حبیب الله لطیفی، اعدام یعقوب مهرنهاد و عبدالناصر طاهری در سیستان و بلوچستان به اتهام همکاری با گروه "جندالله" یا بدار آویختن دهها زندانی غیر عقیدتی  در تاریخ شنبه ششم و یکشنبه هفتم مرداد ماه 1387 در تهران و شهرهای دیگر، تنها گوشه هایی از این واقعیت را یعنی آغاز موج تازه سرکوب ها و اعمال ددمنشانه رژیم بهدف تشدید فضای رعب و  وحشت و در اساس غلبه بر این بحران (فشار داخلی ) را به نمایش گذاشت.    

- با روشن شدن این مسئله ، نگرانی در مورد ببار آمدن فجایعی شبیه کشتارهای سال 1360 ، سال 1367 و در مجموع تمامی وحشیگری هایی که در طول این سی سال از رهبران جنایتکار رژیم دیده ایم ، بیشتر شده است. نبایستی گذاشت بیش از این امنیت و جان فعالین سیاسی و مدنی به مخاطره بیافتد. تداوم مبارزات رادیکال زنان، دانشجویان، ملل زیردست و در رأس آنها طبقه کارگر در به گور سپردن نظام اسلامی- سرمایه داری ایران نیازمند وجود رهبران عملی خود در محیط های زندگی، کار و تحصیل است.

بدین اعتبار مانع گشتن از تکرار بازداشت ها و صدور این احکام تکان دهنده بستگی به برگزاری آکسیون ها و کمپین های متحدانه ما در درون و بیرون از مرزها دارد. بی گمان با اعتراضات وسیع، سراسری و پرتعداد علیه حاکمیت و قوه قضائیه اش در داخل، بعلاوه کوشش های منظم تر نیروهای کمونیست و سایرمبارزین راه آزادی در خارج از کشور لغو احکام صادره ممکن، میدان تعرض نهادهای نظامی- امنیتی محدود و تحمیل عقب نشینی های یکی پس از دیگری به جمهوری اسلامی حتمی خواهد گردید.

                                             بیستم آگوست 2008

                                                                                            

                                     

                                      

    

         

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • دو چالش بزرگ در مقابل طبقۀ کارگر ایران
  • گسترش اشکال راديکال مبارزه حول دستمزدهای معوقه
  • مناسبات توليدی حاضر منشاء اصلی اعمال تبعيض جنسی است
  • بیکاری و بیکارسازیها در کشور
  • پیرامون مبارزۀ سیاسی طبقۀ کارگر
  • نگاهی به نشست خاتمی با تنی چند از نمایندگان مجلس
  • تلاش های ناسیونالیسم کرد در ایندوره
  • ضرورت شکلگیری جبهه ای مستقل در این اوضاع ملتهب
  • حملات بورژوازی حاکم، واکنش ها و راهکارها
  • شعله ور شدن آتش جنگ و آوارگی در پاکستان
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com