به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  مقالات: شكست سناريوي قوم پرستي درون حزب كمونيست ايران نگاهي به اختلافات درون حزب كمونيست ايران و كومله

شكست سناريوي قوم پرستي درون حزب كمونيست ايران نگاهي به اختلافات درون حزب كمونيست ايران و كومله

  حزب کمونيست ايران با سابقه ی تاريخی بيش از دو دهه فراز و نشيب های زيادی را پشت سر گذاشته است .دو انشعاب کمونيسم کارگری و زحمتکشان در سال های گذشته از نمونه های بارز اين فراز و نشيبها می باشد اما اين بار نوبت به ناسيوناليسم کرد در فراکسيون تحت عنوان ضرورت فعاليت به نام کومله (که ادامه دهنده راه سازمان زحمتکشان است )نمايان می شود ،اما آنچه رفقای فراکسيون در مدت يکی دو ماه پيش و قبلاًدر کنگره های پيشين و کنگره ی ۱۳ کومله و حتی بعد از آن بيان کرده اند واقعياتی را نشان می دهد که اختلافات درون حزب کمونيست ايران را بيش از پيش روشن کرده است و باعث برجسته تر شدن اين اختلافات شده و اختلافات استراتژيکی و تاکتيکی کومله و حزب کمونيست ايران با مدافعان (ضرورت فعاليت به نام کومله )را بيش از هر زمانی خود را نشان داده است در اينجا لازم نمی دانم به تاريخچه ی اختلافات درونی حزب کمونيست ايران اشاره کنم برای اطلاع بيشتر خواننده را به خواندن مطلب (پشت سخنان متناقض يک نگرش چه می گذرد به قلم نگارنده )دعوت می نمايم .آنچه واقعی است اين است که مدافعان اين نگرش انسان های اپورتونيست و آنتی کمونيستی هستند که از دوره ی بر جسته شدن اين اختلافات در چند سال گذشته، عوام فريبی و عدم صداقت در بيان حقايق و انديشه هايشان فوران می کند .افرادی که با تغيير در پايگاه اجتماعی يا به هر طريق ديگر از ريل راديکاليسم و کمونيسم خارج شده اند يا  از همان ابتدا (منظور تاسيس حزب کمونيست ايران است )با کمونيسم و انقلابيگری بيگانه بوده اند ،امروز با اين توهم  که اوضاع را برای اعلام فراکسيون و فعاليت ناسيوناليسم درون حزب کمونيست مناسب ارزيابی می کردند ،خود را به عنوان يک اقليت به حزب کمونيست ايران و جامعه معرفی کرده اند .با نگاهی گذار به مباحث درون کنگره، که تاکنون بيشتر اين مباحث از تلويزيون کومله و حزب کمونيست ايرانkomala tv) (پخش شده و همچنين با  شفاف تر شدن مواضع مدافعان اين نگرش فکری در بيان انديشه ها و سخنانشان و به دنبال آن برخورد ريشه ای کنگره به قضيه در جواب های راديکال پی در پی مدافعان حزب کمونيست ايران و فعاليت سراسری چه تشکيلات علنی و چه  تشکيلات مخفی( داخل  کشور )به آنان و عدم پيشوازی از بحثهای اين آقايان جز عده ی معدود و انگشت شمار از پيشمرگان،نشان از بی پايگاهی آنان چه در تشکيلات کومله و حزب کمونيست و چه در داخل کشور می باشد .


اگر تا ديروز رفقای حزب کمونيست ايران (اکثريت )با آنان به شيوه ای غيرمارکسيستی و سازش کارانه برخورد کرده اند .امروزبا روشن شدن اختلافاتی  که مارا از لحاظ استراتژی در جبهه ی مخالف با آنان قرار می ده، حلقه ی محاصره از هر لحاظ بر آنان تنگ شده و ما ديگر شاهد تکرار سخنان ليبرالی از قبيل( اينکه آنان همسنگران ما هستند،گذشته ی پر افتخاری دارند و از قبيل آن نيستيم )چون با راديکاليزه شدن تشکيلات حزب کمونيست و کومله در نتيجه فشار سياسی واقعی داخل کشور به اين تشکيلات در نتيجه ی رشد جنبشهای اجتماعی که خود اين جنبش ها از لحاظ خط مشی از خط فکری غالب بر حزب کمونيست  بهره می گيرند،يا در چارچوب اهداف و آرمان ها ی اين حزب قدم بر می دارند از حاميان اين طيف به عنوان (همسنگران ديروز کومله  و دشمنان امروز طبقه ی کارگر ا )ياد می شود .که خود اين مباحث نشان از مخالفت شديد رفقای راديکال و کمونيست درون حزب کمونيست ايران، کومله و هواداران اين حزب با يک نگرش که تمام تلاش خود را بر سرمايه گذاری بر روی اپورتونيسم و پوپوليسمی که با يدک کشيدن اسم کومله بر خود بتواند باعث تحميق توده های کارگر و کمونيست در کردستان شود و آنان را با خود همراه کند ،اما غافل از اين که جو انقلابی و راديکال حاکم بر کردستان ايران که ناشی از فعاليت بيش از سه دهه مبارزه ی کومله و حزب کمونيست ايران در اين منطقه می باشد ،اجازه ی توهين به انسان های مبارز ،فعال ،کمونيست و مردم اين منطقه توسط هرکس يا کسانی يا هر جريانی داده نمی شود و با اين سبک کار عوامفريبانه به شدت جواب داده ميشود.


اگر مينه حسامی ها ، جعفر امين زاده ها ، حبيب الله گويلی ها و ساعد وطندوستها بخواهند از طريق يدک کشيدن نام کومله بر خود و بر شمردن سابقه ی مبارزاتشان طرفدارانی به خود جذب کنند ،در واقع به بيراهه رفته اند .مردم کردستان بسيار انقلابی ترو راديکال تر از آنند که مدافعان ناسيوناليسم درون حزب کمونيست تصور آن را کرده باشند ،برای اثبات صحت اين ادعا به گفته های تشکيلات مخفی (تکش )در کنگره ی سيزدهم کومله (سازمان کردستان حزب کمونيست ايران )که برخی از اين گفته ها از تلويزيون پخش شد توجه نماييد که نشان از مخالفت شديد آنان با گرايش مزبور است .


اما بعد از برگزاری پلنوم کميته مرکزی و مباحث پلنوم با توجه به اين که "ضرورت فعاليت با نام کومله "آن هم در درون سازمانی که خود اين سازمان از اوايل تاسيس حزب کمونيست ايران با همين نام (کومله) فعاليت می کند و به کار خود ادامه می دهد ؛بسيار جاهلانه به نظر می رسيد، چندی پيش با برگزاری پلنوم کميته مرکزی ،پلنوم فراکسيون را به رسميت نشناخت و ادامه ی فعاليت تحت اين عنوان را فاقد مشروعيت دانست .البته لازم به ذکر است که اگر چه "مدافعان ضرورت فعاليت با نام کومله "که  در کنگره ی سيزدهم کومله توانستند نظرات خود را تا حدودی شفاف تر از گذشته اعلام نمايند و اختلافات خود را با ما بيان کنند،اما با توجه به بحثهای گذشته شان در سال های اخير که اعلام می کردند اختلاف آنان تنها باقالب و اسم "حکا"می باشند ،اما در کنگره  با پيگيری مباحث آقايان ساعد وطن دوست،جعفر امين زاده و محمد امين (مينه) حسامی از رهبران اين طيف، به نگرش واقعی هر کدام از آنان پی می بريم که هر نفر ازاين سه نفر  يک نگرش فکری را هدايت مد کنند و يک خط مشی را دارند .برای نمونه در سخنرانی ساعد وطن دوست سوسيال  دمکراسی به عنوان گرايش فکری مطلوب و نظام های سوسيال _دمکرات به عنوان نظام های مطلوب شناخته می شوندو تلاش ايشان با توجه به گفته هايشان در کنگره ی سيزدهم برای برپايی نظام سوسيال   دموکراتيک می باشد ،نه نظام سوسياليستی .همچنين در سخنان جعفرامين زاده که همواره خود را کمونيستی دو آتشه به حساب می آورد برجسته کردن مسائل قومی و  ملی و دفاع از آن  عليرغم اينکه خود مردم (از مليت های مختلف )از آن دفاع نکنند ،ضروری است و حزب کمونيست به اين مسئله  بها نداده است و سخنانی امثال اين که نه تنها کمکی به رفع مسئله ی ملی نمی کند بلکه قوم پرستی و ناسيوناليسم را تشديد می نمايد .و اما رهبر قديمی اين گروه مينه (محمد امين )حسامی که سابقه ی ناسيوناليست بودنش به بيش از دو دهه بر می گردد و همچنين در جريان تشکيل حزب کمونيست ايران از معدود کسانی است که باتشکيل حزب کمونيست ايران مخالفت می ورزد و امروز در کنگره ی سيسزدهم کومله،شورا وپارلمان را تنها به صرف انتخابی بودن اعضای آن،هر دو نظام را در يک سطح قرار می دهد و معتقد است تفاوت ماهوی ندارند.         


من در جواب ايشان خواهم گفت که آيا گرايشی غير مارکسيستی تر و آنتی کمونيستی تر از اين وجود دارد که شورا وپارلمان راهمسان در نظر گيرد و دمکراتيک بداند؟


نظام پارلمانتاری به نُظر من و هر مارکسيست راديکالی جز ديکتاتوری اقليت بر اکثريت توده  های کارگر زحمتکش  چيز ديگری نيست .


دولت در اين نظام به عنوان حافظ منافع طبقه ی سرمايه دار و حامی نظام سرمايه داری که اساس  اين نظام بر کار مزدی که استثمار انسان از انسان استوار است ،چگونه می تواند با نظام شورايی که در آن مردم با انتخابات واقعی،حضور و نقش توده ايی خود حافظ نظامی هستند که اساس آن آزادی،برابری و رفاه همگانی ودر يک کلام انسان است در يک رده باشند؟نظام شورای به عنوان حافظ منافع طبقاتی طبقه ی کارگر و سوسياليسم است. مينه حسامی تضاد آشتی ناپذير دو طبقه ی تاريخا در حال ستيز را ناديده می گيرد و نقش دولت به عنوان حافظ منافع اين دو طبقه را يکسان در نظر گرفته و خواهان آشتی طبقاتی می شود(البته جرات ابراز آن را به طور صريح ندارد و  به شيوه ای عوامفريبانه خواهان متوهم کردن شنونده می باشد). اين سخنان پوچ و بی مايه بيش از هر چند نشان از بی اعتقادی سرد مداران يک گرايش فکری به مبارزه ی طبقاتی ،کمونيسم و انقلاب کارگری می باشد.بهره گيری از رويزيونسيم شديد درون نگرش فکری مدافعان و سردمداران اين گرايشات (چون در خط مشی آنان سوسيال دمکرات  تا پارلمانتاريست و ناسيوناليست و  غيره را در بر می گيرد )تا جايی است که آنها را از حزب دمکرات هبيشتر به عقب ميبرد،با مطالعه ی( کورته باس ) بحث کوتاه در مورد سوسياليسم اثر قاسملو می توان به اين واقعيت پی برد.با تنگتر شدن حلقه ی محاصره بر آنان عقب نشينی مضحکی که در موضع گيری های آنان شاهد بوديم ،برای نمونه نگاه کنيد به سخنرانی ساعد وطن دوست از رهبرانشان در تلويزيون کومله به زبان کردی بعد از اتمام کنگره در زمينه های مختلف که در آن ايشان با باز پس گرفتن سخنان  گذشته ی خودو آنچه در کنگره گفته است و از تلويزيون هم، پخش شده است اينبار به عنوان يک سوسياليست ُظاهر می شود که نشان از افکار متناقض  ريزيونيستی ايشان و ماهيت اپورتونيستی خط فکری حاکم بر گرايش فکری اقليت موجود در حزب کمونيست ايران می باشد .همچنين بعد از تصميم گيری پلنوم کميته مرکزی و عدم به رسميت شناخته شدنشان از ميزان جال و جنجال هايی که تا کنون به پا کرده اند به شدت کم شده و ما از هر لحاظ چه تئوريک و چه پراتيک شاهد عقب نشينی آنان بوده ايم . بنابراين با توجه به  مشاهده ی شيوه ی کار اين طيف که همراه با محفل گرايی و به دور از اخلاق سياسی برای جذب و وادار کردن اعضای حزب کمونيست و پيشمرگان کومله از يک طرف و از طرف ديگر عدم رسميت تشکيلاتی آنان بعد از پلنوم،کومله و حزب کمونيست رويکردی راديکال نسبت به آنان در پيش گرفته و بر همگان روشن است که اين محفل بايد در آينده ی نزديک برای جلوگيری از بی اعتبار شدن بيش از پيش شان صفوف کومله و حزب کمونيست ايران را با احترام ترک کنند تا سرنوشتشان مانند سرنوشت عبه دلير و امثال ايشان نصيب آنان نيز نشود.  جدا از تمام تبليغات پوپوليستی و خرده بورژوايی که از طرف برخی از اعضای حزب در گذشته می شد آنان دشمنان طبقاتی ما و طبقه ی کارگر می باشند، مبارزه ی ايدوئولوژيک ما با آنان مبارزه ی طبقاتی ميان دوطبقه ی ذاتا متخاصم يعنی  بورژوازی و پرولتاريا است و اين مبارزه مرزهای خانوادگی و عشبره ايی و اخلاقی وغيره را در می نوردد وتنها منافع طبقاتی را در نظر دارد . اما با توجه به آنکه منافع طبقاتی  پرولتاريا به دليل آن که در جريان مبارزه ی طبقاتی با بورژوازی، رقابت ميان طبقه ی کارگر در رنگ می بازد و جای آن   را (به دليل هم سرنوشتی و منافع مشترک طبقاتی مشترک )همبستگی می گيرد ،اما  عکس اين قضيه در موردطبقه ی سرمايه دار صدق می کند،  درجريان مبارزه درون طبقه ی سرمايه دار که رقابت برای حداکثر کردن سود جای همبستگی طبقاتی را می گيرد و منافع فرد ی بر منافع طبقاتی ترجيح داده می شود ،امکان اتحاد طبقه ی سرمايه دار از بين می رود درمقابل ضرورت اتحاد طبقه ی کارگر بسيار بيشتر از طبقه ی سرمايه دار است .بنابراين در تضاد بين تز و آنتی تز  ،تز (بورژوازی )وآنتی تز(پرولتاريا) ناگزير يکی ديگری را از بين خواهد برد و با توجه به مباحثی که مطرح شد امکان نابودی بور‍‍ژوازی بسيار بيشتر از پرولتارياست.                    

 پيش به سوی اتحاد طبقاتی طبقه ی کارگر
 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com