به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  مقالات: توهین و تلاشهایی قابل درک!

توهین و تلاشهایی قابل درک!

خبراعتصاب "زندانيان سياسی و مدنی کرد" در زندانهای جمهوری اسلامی در دو سه هفتهُ اخير به يکی از سرتيترهای سايتهای سياسی – خبری جريانات ناسيوناليست و قومی تبديل شده است.
 در اين رابطه، کميتهُ کردستان حزب حکمتيست نيزاطلاعيه ای داده است که با چنين جملاتی شروع ميکند: "چند روز است خبر اعتصاب غذای زندانيان در زندانهای ايران از سوی تشکيلات "حقوق بشر کرد" پخش شده است. خواستهای زندانيان که در ۶ ماده اعلام شده است، همگی آنها برحق اند و ربطی به کرد يا فارس و ترک بودن زندانی ندارد." اين اطلاعيه ضمن اشاره به مبارزات اخير مردم در شهرهای کردستان عليه بيعدالتيها و پاپوش دوزيهای هرروزه عليه زندانيان سياسی و عليه حکم اعدام صادره برای فرزندان مبارز مردم، ميگويد " زندانيان زيادی در زندانها هستند، از اسانلو تا فرزاد کمانگر و هانا عبدی و فرهاد حاج ميرزايی تا دانشجويان آزاديخواه و برابری طلب و ... تا زندانيان سياسی محکوم به اعدام تا فعالين اول ماه مه که به زندان وشلاق محکومند و ... همه در برابر يک رژيم وحشی و جنايتکار قرار دارند که بايد مبارزه ای توده ای و در همه اشکال ممکن برای آزادی آنها را دامن زد. اين زندانيان و اين تبليغات تفرقه افکنانه و قومی "حقوق بشر کرد" را ببينيد، چه ربطی به اين فضای زندان و مبارزهُ مردم دارد؟ ... منتسب کردن زندانيان به ملتها و عشاير و مذاهب مختلف عين ارتجاع است و بايد زندانيان و مردم اگاه از آن خودداری کنند."

در همين رابطه چند مقاله ای توسط اعضا و رهبران حزب حکمتيست نيزنوشته و پخش شده است که اساسآ ضمن توضيح همسرنوشتی و همدردی کليهُ زندانيان سياسی، برضرورت اتحاد و مبارزه همه مردم و زندانيان عليه اين تضييقات و فشارهای جسمی و روحی عليه آنان و خودداری از تفرقه افکنی در اين صفوف پای فشاری شده است. در ضمن، نويسندگان اين مقالات صراحتآ تلاش نيروهای قومی جهت تقسيم بندی زندانيان بر مبنای قومی - ملی را محکوم کرده و پرده از ماهيت ارتجاعی و ضد مردمی اين نيروها برداشته اند.

در عکس العملی قابل انتظار از جانب اين نيروها، حميد بهرامی از اعضای رهبری حزب کومله کردستان در سايت بروسکه جوابيه ای نوشته و حزب ما را، بخاطر چنين موضع انسانی و بشردوستانه ای، فاشيست و ضد انسانی و همرنگ سرکوبگران خلق کرد ناميده است. در اين نوشته، ايشان ضمن توهينهای نابجايی، به نيروها و احزاب غير کرد هم تاخته است که چرا در چنين مسائلی بدفاع از مردم کرد نپرداخته اند.

اعتراض و ناراحتی ايشان و هرکسی از اين قماش در افشای ضديتشان با انسانيت و حقوق انسانی، با مبارزات مردم و زندانيان سياسی، با آزادگی و حق طلبی مردم و از همه مهمتر در تلاش ضد بشريشان برای برافراشته نگاهداشتن پرچم تفرقه و جدايی مردم بر مبنای قوميت و تعلقات ملی و غيره، کاملآ قابل درک است. همين تفکر و اعتقاداتِ تقسيم مردم بر مبنای قوميت و غيره ، برای مبارزاتشان، و برای عدم موفقيتشان در راه سرنگونی رژيمهای ديکتاتور و خونخوار و حتی در راه احقاق کوچکترين حقی تاکنون برای بشريت هزينهُ بسيار سنگينی در بر داشته است. تلاش احزاب و نيروهای قومپرست جهت تکه پاره کردن صفوف مبارزاتی مردم و سوء استفاده از مبارزاتشان برای قابل قبول و اعتماد نشان دادن خود در پيشگاه اقساء دشمنان مردم – از جمله دولت امريکا – تاکنون جز ناکامی و روسياهی در پيشگاه مردم چيز ديگری نصيبشان نکرده است. اين نيروها، سرگشته و محروم از حمايت دولت امريکا، سرخورده از راه انداختن سناريوی خون و انسان کشی در ايران -که در عراق راه انداخته شد -، امروز در تلاشند تا در صفوف انسانهايی که از هر کسی اسيرتر و بيحقوق ترند، جدايی و تفرقه راه بياندازند.

 زندانيان سياسی، آنهم در اسارتگاههای رژيم هار و خونخواری چون جمهوری اسلامی، در زمرهُ اسرايی اند که  بنا به موقعيت کاملآ بيدفاعی که در آن بسر ميبرند برای نجات جان خود ممکن است به هر راه نجاتی روی بياورند. اما هر راهی، به نجات و آزادی نميانجامد. اين نوع تلاش قابل درک است. اما آنچه که به نقش احزاب سياسی و تشکلهای بيرون از زندان، و فارغ از ترس و نگرانيها و فشارهای داخل زندانها، مربوط ميشود اين است که کدام راه و شيوهُ مبارزه را برای انسانهای دربند توصيه ميکنند. جريانات ناسيوناليست و قومپرست، مثل هر موضوع ديگر اجتماعی، راه تفرقه و جدايی را توصيه کرده اند و برای آن دارند تلاش هم ميکنند. اين نوع تلاش هم قابل درک است. اين احزاب و تشکلها با چنين توصيه ای دارند بهترين خدمت را به خود رژيم حاکم و تداوم بدبختيها و محروميتهای حاکم بر جان و مال زندانيان ميکنند، چون تفرقه و چند دستگی در صفوف زندانيان به حاکمان جلاد در سرکوب و ادامهُ وضع ناهنجار فعلیِ اين اسرا موقعيت دست بالاتری ميدهد.  همين، به روشنی نشان ميدهد که احزاب و تشکلهای قومپرست، مسئله و مشغله شان ( و دقيقآ نقش شان) نه نجات زندانيان از چنين روزهای سياهی بلکه ميدان دادن به دشمنان مردم در ادمهُ سرکوب و اعدام و شکنجه شان است. و گرنه هر انسان منصف و باوجدانی که خود را همدرد و مدافع زندانيان سياسی ميداند، ميتواند اين را بخوبی درک و قبول کند که راه نجات انسانهايی که در موقعيت ناهنجار ولی يکسانی قرار دارند، تنها راه فقط اتحاد و همدلی تعداد هر چه بيشتری از همين نگون بختهاست.

نکتهُ جالب ديگری نيز در نوشتهُ حميد بهرامی مورد اشاره قرار گرفته است که به همين موضع ايشان مربوط است. ايشان به جنبش اعتراضی و اعتصاب عمومی مردم در شهرهای کردستان در سال ۸۴ اشاره کرده و نيروهای غيرکردزبان را مورد ملامت قرار داده که چرا از آن حمايت نکرده اند. ناسيوناليستها طبق عادت و طرز تفکر هميشگی خود، که اتفاقآ تاکنون هميشه روسياهی بيشتری برای خودشان بار آورده است، از درد و محنت مردم ميگويند، خود را بعنوان رهبران بلامنازع مردمِ محروم جا ميزنند و خواهان حمايت و همسنگری اند ولی وقتی چنين حرکات و اعتراضاتی در سطحی سراسری راه ميافتد انگار هيچ اتفاقی نيافتاده و در هيچ نوع اعتراضی حضور نمييابند. اتفاقآ در جريان اعتراض مورد اشارهُ ايشان، که يکی از بزرگترين اعتراضهای وسيع اجتماعی در کردستان در سالهای اخير بوده است، حزب مورد تآييد ايشان نه تنها از اين اعتراض (که اتفاقآ در شهرهای کردزبان هم روی داده بود) حمايت نکرد، بلکه رهبری حزبشان همزمان سرگرم قدم زدن در راهروهای کاخ سفيد امريکا بدنبال پيدا کردن يکی از مسئولين بودند که با آنها بگفتگو بنشيند. اين تلاش هم قابل درک است. اساس ناسيوناليزم و قومپرستی بر مبنای معاملات از بالای سر مردم و با دشمنان رنگارنگ مردم، ولی بنام و ظاهرآ برای آنان، بوده و هست. روی ديگر اين سياست، عدم اعتقاد به شرکت و دخالت مردم در سرنوشت خويش و ميدانداری شان برای دفاع از حق و حقوق خود است. در نتيجه به همان اندازه که نيروی کمتری از مردم در صحنه و فعال باشند راه برای معاملات کثيف چنين دارودسته هايی بازتر است. تلاش اخير جريانات قومپرست برای تکه پاره کردن صفوف زندانيان سياسی و مدافعانشان نيز بر همين مبنا و در همين راستاست. اينها دارند برای ايجاد تفرقه و چند دستگی در صفوف مبارزاتی مردم (و فرزندان اسيرشان) سرمايه گذاری ميکنند.

 نوشتهُ توهين آميز و سراپا نفرت حميد بهرامی عليه حزب حکمتيست ريشه در دردی دارد که نزديک به سی سال است گريبان کل احزاب ناسيوناليست و قومپرست در کردستان را گرفته است. حضور فعال مردم در دفاع از حق طلبی و آزاديخواهی شان، حضور صف مصمم و فعال کمونيستها در کردستان در خنثی کردن توطئه و بند و بستهای ناسيوناليستها با دشمنان مردم، حضور اقشار وسيع کارگران محروم ولی حق طلب در ميدان مبارزات اين سه دهه، حضورمبارزاتیِ زنان و جوانان و ديگر اقشار محروم در جامعه سد محکمی در مقابل هرگونه تلاش تفرقه افکنانهُ ناسيوناليستها وقومپرستان ايجاد کرده است. نوشتهُ حميد بهرامی عليه ما، بازتاب درماندگی و عدم موفقيت کل جريانات ناسيوناليست و قومپرست در پيشبردن سياستهای بغايت ضدمردمی و تفرقه افکنانهُ آنها و همکاری و همراهی شان با دشمنان آزادی و برابری ست. اينها بخوبی بر اين حقيقت واقفند که ما حکمتيستها به همراهی و با حمايت مردم آگاه و حق طلب در کردستان هرگونه توطئه ای جهت از هم پاشيدن صفوف مبارزاتيشان را از همان ابتدا عقيم و خنثی ميکنيم. اين تلاش هم قابل درک است، البته برای صف آزادگی و نجات مردم نه برای حاميان تداوم بدبختيهای آنان!

مصطفی يونسی

۱۰ سپتامبر ۲۰۰۸
 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • تقسيم بندی زندانيان، خدمتی بزرگ به زندانبانان حاکم!
  • پیام به هشتمین کنفرانس سالانهُ حزب کمنیست کارگری عراق – تشکیلات کانادا - !
  • کارگران، زنان و مردان آزادیخواه، جوانان عزیز،
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com