به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  از میان مقالات: رابطه تلاش جناح های رژيم برای برتری در انتخابات رياست جمهوری با توقعات غرب

رابطه تلاش جناح های رژيم برای برتری در انتخابات رياست جمهوری با توقعات غرب

  مقدمه:
 دربطن کشمکش پرولتاريا با بورژوازی، در جدال هر روزه استثمار شدگان و ستمديدگان با استثمار کنندگان و ستمگران، در مصاف های بدون توقف اردوی کار با اردوی سرمايه به اضافه وجود رقابت های اقتصادی و سياسی ميان سرمايه داران و طبقات حاکمه، يک شاخص عينی ديگر در سايه مناسبات توليدی اين عصر عبارت است از تلاش امپرياليست ها برای حفظ سلطه خود بر کشورهای در حال توسعه يا تکريم و کرنش بردن بی چون و چرای بورژوازی صاحب قدرت در آن ممالک به هر وسيله ممکن.
پس از پايان استعمار قديم و استقلال اکثريت کلونی های سابق در آسيا، آفريقا، آمريکای لاتين و مابقی نقاط جهان، چپاول و غارت کشورهای جهان سوم اشکال ديگری بخود گرفت. وارد آوردن اقسام فشارها به دول سرمايه داری کمپرادور و نيز غير وابسته، تحريم و تهديد نظامی نافرمانان به عناوين مختلف، و بند و بست با اپوزسيون راست آن دولت ها، چند نمونه رايج از متدولوژی برخورد قدرت ها با سرزمين های جنوب در دوره استعمار نوين می باشند.
برمبنای اين مؤلفه تاريخی مختص به دوران امپرياليسم می شود تبيين ابژکتيوی از فاکتورهای رنگ به رنگ شدن طبقات حاکم کشورهای توسعه نيافته در باب معاشرت با همتايان قلدرشان بدست داد. بعبارت بهتر با مطالعه آن پارامترهايی که به زايش درگيری يا رايزنی های پيوسته و دنباله دار در بين آنان منجر می گردد، می توان سمتگيری های گوناگون حاکمين جوامع تحت سلطه منجمله ايران را در گستره روابط خارجی به خوبی تشخيص داد.
بر اين اساس و جهت عرضه يک تحليل درست و واقع بينانه از اوضاع می طلبد تا سوای تدقيق مبارزات طبقاتی و اثرات اين پيکارها بر فضای سياسی کشور، همچنين به علل کش و قوس های ديپلماتيک ميان قدرت ها با حاکميت پرداخته شود. با يکچنين اسلوبی قادر می گرديم تا از مقاصدی که در پس مباحث و تبليغات اغواگرايانه جناح های رژيم قبل و موقع برگزاری انتخابات رياست جمهوری يا انتخابات مجلس از ديد جامعه مستور می گردند، پرده برداری کنيم.  

* نگاه غربی ها به انتخابات رياست جمهوری در ايران : 
موقعيت ژئوپولتيک و ژئواکونوميک ايران در سطح منطقه بستر مادی رويکردی متفاوت را نسبت به آن فراهم نموده است. برپايه مستندات تاريخی قرن اخير، اين کشور بيش از همه ممالک تحت سلطه خاورميانه در کانون توجهات امپرياليست ها، و محل تصادم و تلاقی منافع آنان با يکديگر بوده است. روی کار آوردن رضا خان مير پنج، خلع يد وی و سپردن زمام امور به پسرش محمد رضا، کودتای بيست و هشت مرداد سال سی دو، و مدد رساندن به استقرار نظام ضد بشری حاضر به هدف تخريب و به شکست کشاندن انقلاب ۱۳۵۷ شمسی ، چند مثال برجسته از دخالتگری دول سلطه گر غرب علی الخصوص بريتانيا و ايالات متحده در سرنوشت مردم ايران هستند.
قبل و هنگام جنگ امپرياليستی دوم بريتانيا رل عمده ای را در صحنه سياسی ايران بسود خويش و بزيان رقبا بعهده داشت، وليکن پس از اين دوره يعنی در مقطع جنگ سرد، و بعد از سقوط سوسياليسم بورژوائی درشرق، برغم تمامی تنش های ظاهری کاخ سفيد با تهران در گذشته و حال، آمريکا بيشترين رد پا را در ايران از خود بجا گذاشته، و همچنان بر آن است تا به ايفای اين نقش بپردازد.
بنابراين، آنچه برای ايالات متحده و سايرين با نزديک شدن به موعد يک انتخابات تا تکميل پروسه برگزاری آن اهميت دارد اينست که از قبل رفتارهای خود با تهران و همچنين جدال های درونی سيستم بويژه حول انتخابات ، دگرگونی هايی بنفع بورژوازی کشورهايشان حادث شود. از نظر امپرياليست ها شرط اساسی حمايت از جمهوری اسلامی و کمک به ماندگاريش تأمين اين خواست است و فرقی ندارد چنين امری توسط اصلاح طلبان متحقق گردد يا محافظه کاران! واقعيتی که هر کدام از جناحين رژيم سال هاست بدان رسيده اند.
در مقطع ظهور جنبش رفرميسم بورژوايی اغلب رهبران غرب صراحتاً و برخی ها تلويحاً از بابت قدرت گيری دوم خردادی ها ابراز رضايت کردند و بدفعات خوشنودی خود را از آن واقعه بيان داشتند. پس از شکست پروژه اصلاحات به همت جنبش های کارگری، زنان، دانشجويی و جنبش انقلابی کردستان باز وقتی ملتفت شدند حالا تندروها می خواهند مسير اصلاح طلبان را بپيمايند، همان حساب را روی اين جناح گشودند. اصرار اروپائيان بر ادامه گفتگو با ايران و نشست و برخاست رسمی و غير رسمی نمايندگان آمريکا با فرستادگان رژيم در عراق و چند پايتخت اروپايی جای ترديدی باقی نمی گذارد. از اينجا پی می بريم که فشارهای کشورهای متروپل و در پيشاپيش آنها ايالات متحده بر رژيم نه به نيت تضعيف يا سرنگونی آن، بل تاکتيکی برای اصلاح و وادار ساختن رهبران نظام به بازنگری در سياست های داخلی و خارجی يا سبک و سياق حکومت داريست.
در واقع امپرياليست ها و ليبرال های مخالف سرنگونی يا رفرميست ها در صدد آنند تا برمتن تقابلات جاری بديلی از درون رژيم شکل گيرد که بتوانند آنرا ضمن جايگزينی با اين شرايط در مقابله با آلترناتيو سوسياليستی طبقه کارگر تقويت، و به جامعه تحميل کنند. تعديل در ساختار سياسی و سرعت دادن به آهنگ کند اجرای سياست های نئوليبرالی، و در يک کلام برآوردن نيازهای کل طبقه بورژوازی ايران و سرمايه های امپرياليستی با حفظ ظرفيت سرکوب جنبش های راديکال اجتماعی يا به بيراهه کشاندن اين جنبش ها، توقعات ديروز و امروز آنان از حاکميت است و بدين تحولات دل بسته اند.

* تکاپوی بيشتر جناح های رژيم در ايندوره :           
آنچنانکه گفتيم، ويژگی های کم نظير و در مواردی بی نظير ايران در خاورميانه مانع از چشم پوشی از آن است. از اينروی بخش های مرتجع و مترقی يا مستبد و دموکرات بورژوازی بنا به داشتن نيازمنديهای مشترک طبقاتی با بلوک قدرتمند سرمايه داری يا محتاج بودن به ارتباطات بازرگانی و مراوده با بيرون، مؤظف به انعطاف پذيری در برابر تمايلات مادی آنها هستند. نظريه کوشش رژيم در خود تطبيقی با اوضاع حاکم بر زمين از اين واقعيت انکار ناشدنی منتج شده، به ديگر سخن جمهوری اسلامی در مسير شتاب دادن به امر توسعه اقتصادی مبتنی بر مناسبات سرمايه داری و از اين ارجعتر دريافت ضمانت نامه بقاء از سوی ژاندارم های جهان چاره ای غير از اين نخواهد داشت. 
موضوع مبارزات انتخاباتی در ايران که ديريست از دايره يک رويداد مرتبط با مسائل داخلی اين کشور خارج، و به قالب منطقه ای و فرا منطقه ای هزيمت کرده، از اين زوايه قابل ارزيابی خواهد بود. هرچند انتخابات دهم رياست جمهوری سال آينده برگزار می شود، اما عملاً مسابقه ای نفس گير در بين دو جناح آغاز گرديده است.
تا کنون هيچکدام رسماً کانديدای خود را تعيين نکرده اند، با اين وجود خبرها از آن حکايت دارد که اعتدالگرايانِِ مرکب از اصلاح طلبان دورانديش و برخی از اصولگرايان واقع بين تمايل دارند تا محمد خاتمی و حسن روحانی به ميدان رقابت ها پا بگذارند. اقتدارگرايان هم علاوه بر محمود احمدی نژاد از حداد عادل و محمد باقر قاليباف نام می برند.
جهش بسمت وحدت و انسجام تشکيلاتی در زمره سلسه اقدامات جناح های اصولگرا و رفرميست به اميد برتری يافتن در انتخابات آتی می باشد. بنا به اخبار مندرج در تارنماهای وابسته به نظام تعدادی از چهره های نامی محافظه کار و اصلاح طلب، فائق آمدن بر تشتت آراء و پاک کردن اختلافات نظری جناح متبوع خويش را پيش شرط کسب پيروزی در اين رقابت ها می دانند.

تبليغ برنامه های کاملاً متشابه در حوزه اقتصاد يا توصيف راهکارهای همگن در حل بحران سرمايه داری کشور، ارائه راهبردهای اختصاصی مربوط به روابط بين المللی، و بحث بر روی مسائل سياسی، فرهنگی، علمی و دانشگاهی در گردهمايی ها و سمينارهای متعدد، نشان از خيز برداشتن جناح های حاکميت به هدف بازار گرمی و دست بالا گرفتن در انتخابات رياست جمهوری دهم دارد.
زود هنگامی فعاليت های « رسميت نيافته » انتخاباتی با دادن وعده های سر خرمن، شعار کذايی تبديل ايران به بهشت منطقه، تمجيد و دفاع از برنامه های خود برای آينده کشور، باد زدن هويت ايرانی و برانگيختن احساسات ملی درخطابه ها و سخنرانی هايشان بيانگر تدبيری بهدف فرونشاندن زبانه های آتش اعتراضات طبقه کارگر و توده های ستمديده نسبت به اين وضعيت اقتصادی، سياسی و اجتماعی دشوار است.
اين مبارزات پيش از موعد که با خرده گرفتن های قراردادی و اصرار بر پيشبرد سياست های مندرج در سند چشم انداز همراه گرديده مفهومی غير از تجديد عهد و ميثاق با سرمايه داران و امتنان خاطر بخشيدن به پيگيری خواست های آنان ندارد. از سوی ديگر مقصود از اين جدل ها و پلميک ها ارسال مستقيم و غير مستقيم  پيغام های دلگرم کننده به دول غربی مبنی بر تلاش برای تغيير، دگرديسی و متحقق ساختن اميال و تمناهای ايشان است.
در اين سه دهه ليدرهای رژيم بورژوا- مذهبی ايران با بکارگيری ترفندهای هوشمندانه توانسته اند حداقلی از واجدين شرايط رأی دادن را به پای صندوق ها و حوزه های رأی گيری بکشانند. مقامات جمهوری اسلامی با استفاده از امکانات وسيع مالی و تبليغی خود در ۹ دوره از انتخابات رياست جمهوری و ۸ دوره از انتخابات مجلس سعی نمودند تا حکومت شان را نزد جهانيان مشروع جلوه دهند و شايد باز هم به مقاصد هميشگی خود در انتخابات دوره دهم دستيازند.
در نتيجه از هم اينک ميبايد پيکارگران گرايش سوسياليستی طبقه کارگر در جنبش های اجتماعی تمام معادلات يا نقشه های داخلی و خارجی حاکمين را بر هم ريخته، و با کار آگاهگرانه و مبارزه ای منظم مانع از نمايش موفق مضحکه انتخابات سال ۱۳۸۸ شوند.


                                             ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۸     


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • دو چالش بزرگ در مقابل طبقۀ کارگر ایران
  • گسترش اشکال راديکال مبارزه حول دستمزدهای معوقه
  • مناسبات توليدی حاضر منشاء اصلی اعمال تبعيض جنسی است
  • بیکاری و بیکارسازیها در کشور
  • پیرامون مبارزۀ سیاسی طبقۀ کارگر
  • نگاهی به نشست خاتمی با تنی چند از نمایندگان مجلس
  • تلاش های ناسیونالیسم کرد در ایندوره
  • ضرورت شکلگیری جبهه ای مستقل در این اوضاع ملتهب
  • حملات بورژوازی حاکم، واکنش ها و راهکارها
  • شعله ور شدن آتش جنگ و آوارگی در پاکستان
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com