به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  از میان مقالات: خاتمه جدال نمایندگان طبقه بورژوازی ایالات متحده

خاتمه جدال نمایندگان طبقه بورژوازی ایالات متحده

 فرشید شکری

  شب چهارم نوامبر سال دو هزار و هشت میلادی آقای باراک اوباما سناتور دموکرات ایالت الینویز رقیب کهنه کار خود از حزب جمهوریخواه آقای سناتور جان مک کین را شکست داد و بعنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده پس از ادای سوگند در بیستم ژانویه دوهزار و نه به کاخ سفید نقل مکان خواهد کرد. پیروزی این سیاستمدار سیاه پوست و جوان یک رویداد تاریخی مهم در این کشور محسوب می شود. رویداد تاریخی از این نظر که مردم آمریکا با انتخاب این شخص نشان دادند که از این پس تحریک احساسات نژاد پرستانه در این سرزمین محلی از اعراب ندارد. دیگر توده های تحت ستم نخواهند گذاشت راسیست های این کشور رنگین پوست ها را تحقیر کنند یا گردن سرخ های شکم گنده ی موتور سوار بر روی کاپشن های چرمی خود بنویسند کاخ سفید جای سفید پوست هاست. شب چهارم نوامبر تا بامداد روز پنجم، اکثر شهرهای ایالات متحده از جمله جنوب شیکاگو و خیابان های اصلی این شهر شاهد تجمع میلیونها نفر از طبقات و اقشار مختلف اجتماعی بود. جوانان، زنان، سیاهان و سفید پوست های عادی و زحمتکش، لاتینی تبارها، همجنس گرایان و... که هر کدام با انگیزه های گوناگون به اوباما رأی داده بودند، دور هم گرد آمدند و با شعف و سرور وصف ناپذیری به امید بهبود وضعیت مسکن، بازگشت به کار صدها هزار کارگر بیکار شده که در یکی، دوسال اخیر کارهایشان را از دست داده بودند، و توقف سیر روبه افزایش نرخ تورم همدیگر را به آغوش می کشیدند. چند هزار کیلومتر دورتر، در ایالت آریزونا هواداران جان مک کین بهت زده و ماتم گرفته منتظر حضور او در میان خویش و شنیدن سخنرانیش بودند. مک کین که تا قبل از روشن شدن نتایج آرای کالج انتخاباتی، رقیبش را نالایق می دانست، در نطق خود وی را بخاطر زنده کردن امید در دلهای مردم ستود و ازهمکاری تنگاتنگ با رییس جمهور برگزیده خبر داد! اوباما هم در نطق پیروزیش به تجلیل از خدمات مک کین پرداخت و از او بعنوان سرباز فداکار و خادم صدیق نام برد! چهارم نوامبر 2008 در خانه انگلوساکسن ها فراموش ناشدنی است.

در کنار این هیاهو و سرازیر شدن اشک های شوق طرفداران اوباما و ناله های حسرت آمیز هواداران مک کین، ژورنالیست ها و میدیای مواجب بگیر دو جناح سرمایه داری حاکم فرصت طلبانه به مدح و ستایش دموکراسی آمریکا پرداختند. این واقعه مجالی برایشان فراهم نموده تا با ترتیب دادن برنامه های متعدد تلویزیونی و بحث بر روی فوائد دموکراسی آمریکایی ذهن شهروندان را مدتی از تمرکز بر بحران ساختاری نظام سرمایه داری و شکست نئولیبرالیسم موقتاً منحرف سازند. درمیان کانال های تلویزیونی ایالات متحده، شبکه "fox news" تبلیغات منفی وسیعی را علیه رییس جمهور جدید آغاز کرده است. این شبکه متعلق به لابی های صهیونیست و نومحافظه کاران با دعوت از منتقدین اندیشه های اوباما درصدد دلسرد کردن مردم از وعده های ایشان است. برخی دیگر از تحلیلگران و کارشناسان اقتصادی این کشور به شیوه ای اپورتونیستی ضمن نقد درست کارنامه اقتصادی دولت جورج بوش و برشمردن خطاهای فاحش وی درعرصه سیاست خارجی، برآنند تا از این رخداد بی نظیر به هدف بهبود وضعیت روانی حاکم بر وال استریت و بازار سهام بهره برداری کنند. دسته ای از صاحب نظران مسائل سیاسی نیز برعدم توانایی اوباما در حل معضلات آمریکا تأکید می کنند و تردید دارند وی قادر باشد از عهده مسئولیت های سنگین خود برآید. با این وجود تعدادی تؤام با تمجید از شعارهای اوباما در ایجاد تغییر، و کارگر دانستن راهبردهای سیاسی و اقتصادی دولت آینده، شرط هر برون رفتی را از بحران مالی و مشکلات خارجی به همگرایی و تعاون دو حزب دموکرات و جمهوریخواه گره زده اند.

  از حال و هوای پایان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در درون مرزهای این کشور که بگذریم نوبت به واکنش های رهبران دول غربی، جهان عرب و ایران نسبت به پیروزی باراک اوباما، می رسد. بیشتر سران غرب مانند فرانسه، آلمان و بریتانیا ظفر بردن او را بر نامزد جمهوریخواه بمثابه فصلی جدید در روابط دیپلماتیک خود با آمریکا ارزیابی کردند. اگرچه استقبال ممالک عربی نا روشن و همراه با احتیاط بود، لیکن رژیم بورژوا- اسلامی ایران ابراز امیدواری کرده که رؤسای آینده کاخ سفید عملاً خواست ساکنان آمریکا را مبنی بر دوری جستن از رویکردهای اشتباه و زیان آور دولتمردان محافظه کار فعلی تحقق بخشند. بنا به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ( ایرنا ) آقای منوچهر متکی، وزیر امور خارجه در خصوص موضع ایران در قبال انتخاب آقای اوباما گفت: " انتخاب باراک حسین اوباما نشانه بارز خواست و تمایل مردم به تغییرات اساسی در سیاست های داخلی و بین المللی آمریکاست." همچنین غلامعلی حدادل عادل، رییس سابق مجلس شورای اسلامی انتخاب باراک اوباما را محصول بن بست سیاست های دولت بوش دانست. طبق آخرین خبرها، روز ششم نوامبر محمود احمدی نژاد در نامه ای، راهیابی اوباما را به کاخ سفید تبریک گفت! عکس العمل ها در بازارهای مالی جهان هم تا حدودی شگفت انگیز بود. آن شب بازارهای بورس انتخاب شدن اوباما را تحولی مثبت دانستند تا جائیکه با پخش خبر پیشی گرفتن قطعی اوباما از رقیبش، شاخص بهای سهام در بورس ژاپن بیش از چهار درصد افزایش یافت و بازارهای سهام در اغلب کشورهای آسیای جنوب شرقی، استرالیا و زلاندنو با ترقی شاخص بهای سهام روبرو گردیدند. در غروب روز رأی گیرها و با پیش بینی موفقیت باراک اوباما، شاخص بهای سهام در بازار بورس نیویورک حدود سه درصد بالا رفت و بازارهای سهام اروپایی بین چهار تا پنج درصد رشد کردند.

با رد شدن از بغل واکنش های مثبت و منفی در مورد مشخص شدن چهل و چهارمین رییس جمهور آمریکا، فرصت را غنیمت شمرده و روی این موضوع خم می شویم که چه چالش هایی با توجه به انتظارات و توقعات آمریکائیان، پیشاروی اوباما قرار دارد؟ هیچگاه سابقه نداشته حوزه های رأی گیری تا این میزان نظاره گر مشارکت واجدین شرایط در انتخابات ریاست جمهوری باشند! در ایندوره میلیونها نفر مشتاقانه به منظور دخالت در سرنوشت خود وارد کارزار شدند. تشویش، دلهره و نگرانی از بابت آینده، نقش تعیین کننده ای در بمیدان آمدن توده ها داشت. شاید اگر سمت گیریهای جمهوریخواهان و دولت نئوکان بوش در حوزه های مختلف به ناکامی نمی انجامید، اگرسیاست ماجراجویانه احداث سیستم موشکی در جوار مرزهای روسیه مناسبات آمریکا و روسیه را متشنج نمی ساخت و کابوس تجدید دوران جنگ سرد را در بین سکنه ایالات متحده دامن نمی زد، اگر رکود چند ساله بازار مسکن و سپس بحران سرمایه داری آمریکا و جهان در این اواخر بوقوع نمی پیوست، اگر در این سالهای پرتلاطم و نا امن گرانی، انجماد دستمزدها، بیکارسازی، رشد نرخ بیکاری، سقوط سطح خدمات بهداشتی و آموزشی سایه منحوسش را بر زندگی طبقه کارگر و مزدبگیر نمی گسترانید، اگر جنگ در افغانستان و عراق به نتایج مطلوب منتهی می شد، و در یک کلام اگر مردم نیاز به دگرگونی را در شرایط فعلی در خود احساس نمی کردند، بسان دوره های قبل چندان استقبالی از انتخابات ریاست جمهوری بعمل نمی آمد و چنین پاسخ قاطعی به حزب جمهوریخواه و نامزد لیبرال آن داده نمی شد. این معضلات هرچند مقاومت کاندیدای جمهوریخواهان را در برابر نامزد دموکرات ها درهم کوبید و به عوامل تکوین پیروزی این جناح تبدیل شدند با این تفاسیر همه آن فاکتورها ی مورد اشاره، چالش های مادی عمده ای در مقابل اوباما هستند. بجاست روی این نکته نیز تأکید کرد که اوباما و حزب متبوعش علیرغم انتقادهایشان از برنامه ها و عملکردهای بوش، در ساختن تمامی گرفتاری موجود و بجا ماندن این میراث با دولت وقت شراکت داشتند.

اینک با درنظر گرفتن چالش های یاد شده، باید پرسید آیا رییس جمهور و دولت بعدی قادرند تغییری در جهت خواست توده های ستمکش ایجاد نمایند یا صرفاً بر اساس توافق جناح های بورژوازی حاکم و تحت نظارت سیستم به اصلاحاتی جزئی درعرصه های آموزش، بیمه های درمانی، مهاجرت، وام های مسکن و غیره رضایت خواهند داد؟ آیا صاحبان صنایع و کمپانی های غول پیکر یا دارندگان اصلی سهام بازارهای مالی اجازه می دهند اوباما از سود آنها بزند و به جیب طبقه کارگر بریزد؟ چنانچه پرزیدنت اوباما بخواهد به طرح خروج زمان بندی شده از عراق عمل کند، آنگاه با آن بخش از طبقه بورژوازی (صاحبان صنایع بزرگ اسلحه سازی) که از برکت جنگ ثروت هایشان دهها برابر شده چه می کند؟ تکلیف ذخائر نفتی عراق و تسلط بر ثروت های منطقه که آن همه هزینه برایش صرف شده چه می شود؟ حال فرض کنیم ابتدا به ساکن به اقدامات فوری در این رابطه دست نزند، در آن حالت چه پاسخی برای اکثریت عظیم مخالفین با جنگ و ادامه اشغال عراق دارد؟ وقتی کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به علت بحران اقتصادی کنونی تمایلی به گسیل نیروهای زیادتر به این کشور ویران شده ندارند و در فکر انتقال نیروهایشان به مناطق امن هستند، چگونه می خواهد با اعزام قسمتی از سربازان آمریکا به داخل پاکستان که در آن حالت احتمال خطر درگیری با پاکستان نیز هست، به غائله طالبان و القاعده پایان دهد یا حداقل میدان مانور جنگجویان طالب و القاعده را محدود سازد؟

اولاً در زمینه اقتصادی راهکار اوباما برای دست و پنجه نرم کردن با بحران مالی و صنعتی گسترده ای که نفس آمریکا را بند آورده، نه فقط از شفافیت چندانی برخوردار نیست، بلکه راه حل جداگانه ای نیز به هدف مسدود کردن نوسانات وال استریت ندارد. آنچه تاکنون حول قضیه بیان داشته به غیر از شعار حذف مالیات بر درآمد طبقات پائینی ، چیزی بیش از دنباله روی از کلیت سیاست های نئولیبرالی حاکمیت نیست. مضاف بر اینها اوباما با مسئله بی خانمان شدن بیش از دو میلیون نفر، رشد بیکاری " شش و نیم درصدی" و بدهی های سر به فلک کشیده ای که بوش و نئوکان ها بالا آورده اند رو در روست. بنابراین چشم انداز واضحی در ارتقاء و گسترش خدمات اجتماعی وعده داده شده ملاحظه نمی گردد. ثانیاً در گستره جنگ درعراق و افغانستان، و در کل رفتار یا نشست و برخاست با دنیای خارج، بازنگری سیاست های قبل و هدایت آنها در مسیرهای متفاوت چنانچه با مانع های داخلی مواجه نگردد بسی کند، تدریجی و چه بسا غیر عملی خواهد بود.

افتضاحات سیاسی نئولیبرال ها و نئوکنسرواتیوها، مخالفت های مردمی در آمریکا و سایر نقاط گیتی با آنها، و در مجموع ناکامی های پی در پی هیئت حاکمه، به سرمایه داران ایالات متحده و دولت هایشان فهماند که منبعد نخواهند توانست با متدولوژی و دکترین همیشگی خود بر جهان قرن بیست و یکم فرمانروایی کنند و از این لحاظ کاملاً درمانده شده اند. ایندوره، زمان مناسبی جهت ایجاد تغییرات ریشه ای در آمریکاست و طبقه کارگر و توده های ستمکش این کشور که هیچ نفعی در بقای مناسبات ظالمانه کنونی ندارند میباید بدون توهم به امثال اوباما و دیگر نمایندگان سیاسی طبقه بورژوازی برای ساختن زندگانی و دنیایی بهتر به خروش آیند. بی شک در این مبارزه بشریت خواهان عدالت، برابری و برچیده شدن ستم و استثمار طبقاتی یار و همراه ایشان خواهند بود.

 

                                               یازدهم نوامبر 2008  

برگرفته از جهان امروز 215 

 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • دو چالش بزرگ در مقابل طبقۀ کارگر ایران
  • گسترش اشکال راديکال مبارزه حول دستمزدهای معوقه
  • مناسبات توليدی حاضر منشاء اصلی اعمال تبعيض جنسی است
  • بیکاری و بیکارسازیها در کشور
  • پیرامون مبارزۀ سیاسی طبقۀ کارگر
  • نگاهی به نشست خاتمی با تنی چند از نمایندگان مجلس
  • تلاش های ناسیونالیسم کرد در ایندوره
  • ضرورت شکلگیری جبهه ای مستقل در این اوضاع ملتهب
  • حملات بورژوازی حاکم، واکنش ها و راهکارها
  • شعله ور شدن آتش جنگ و آوارگی در پاکستان
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com