|
|
|||
| |
به سايت کارگران
ايران خوش آمديد |
|
|
مصاحبه جهان امروز با صلاح مازوجی در مورد اوضاع سیاسی ایران(بخش دوم)
جهان امروز: با توجه به تشدید بحران اقتصادی و تعرض همه جانبه ای که رژیم به سطح معیشت مردم و بویژه طبقه کارگر سازمان داده است، موقعیت جنبش کارگری را چگونه ارزیابی می کنید؟ بعنوان اقدام عاجل طبقه کارگر چگونه می تواند با عوارض تشدید بحران کنونی مقابله کند؟ صلاح مازوجی: روشن است که از این بحران اقتصادی و تهاجم وسیعی که رژیم علیه سطح زندگی و معیشت مردم سازمان داده است طبقه کارگر بیشتر از همه اقشار دیگر جامعه آسیب می بیند. وجود میلیونها کارگر بیکار و تداوم بیکار سازیها، راندن میلیونها خانواده کارگری به زندگی کردن در زیر خط فقر و تحمیل ناامنی شغلی در این شرایط فلاکتبار اقتصادی طبقه کارگر ایران را در موقعیت بسیار دشواری در مبارزه با وضع موجود قرار داده است. اگر قبول داریم که قدرت طبقه کارگر در موقعیت عینی آن در اقتصاد جامعه نهفته است و اعتصاب و از حرکت باز ایستاندن چرخ تولید یک از مهمترین سلاح های طبقه کارگر در مبارزه با سرمایه داری است، شرایط فلاکتبار اقتصادی کنونی تا اندازه زیادی توان استفاده از سلاح اعتصاب این نماد قدرت طبقه کارگر را از کارگران گرفته است. اعتصاب است به سرمایه داران می فهماند این کارگران هستند که صاحبان اصلی جامعه هستند و به کارگران یادآور می شود که باید به آینده امید داشته باشند. ممنوعیت ایجاد تشکل و فقدان تشکل های طبقاتی و توده ای گارگری،و یا ممنوعیت اقداماتی نظیر ایجاد صندوق کمک به اعتصاب، سازمان دادن اعتصابات دراز مدت را به امری دشوار تبدیل کرده است. در این اوضاع اقتصادی این ضعف جنبش کارگری را تنها با گسترش همبستگی طبقاتی در صفوف کارگران و ایجاد تشکل های توده ای کارگری می توان جبران کرد. در یکی، دو سال اخیر که ما شاهد اعتصابات و اعتراضات هر روزه و رشد نسبی جنبش کارگری بوده ایم فقط در چند مورد و مهمترین آنها در نیشکر هفت تپه بود که ما شاهد اعتصابات پی در پی و طولانی مدت کارگران بودیم که از دل آن سندیکای کارگران بیرون آمد. این تجربه نشان داد که کارگران با حضور گسترده و اتحاد طبقاتی و اتکا به مجامع عمومی خود و دخالت دادن مستقیم خانواده هایشان در این مبارزه می توانند این ضعف را جبران کنند. کارگران هفت تپه در جریان اعتصاب طولانی خود گرسنگی و رنج و مرارت های زیادی را تحمل کردند، اما نهایتا پشت هیئت مدیره کارخانه را خم کردند و با این پیروزی خود، شهامت نوینی در هم طبقه ای های خود در دیگر مراکز کارگری بوجود آوردند. علیرغم این اوضاع فلاکتبار اقتصادی و سرکوبگری های رژیم، جنبش کارگری ایران با اتکا به دستاوردهای مبارزاتی اش و بویژه دستاوردهای چند سال اخیرش می تواند بر این ضعف ها غلبه کند. کارگران در جریان مبارزات رو به رشد خود بیشتر به دشمنی طبقه سرمایه با کل طبقه کارگر و این واقعیت که آنها در مبارزه علیه سرمایه داری تنها می توانند روی اتحاد طبقاتی خودشان حساب کنند پی برده اند. اعتراضات و مبارزات کارگری در این سالها و رودر روئی نیروهای سرکوبگر رژیم با کارگران در دل این مبارزات جنبش کارگری ایران را بشدت سیاسی کرده است، کارگران در این مبارزات نه تنها به ماهیت سرمایه داران بلکه به ماهیت طبقاتی دولت و قوانین آن نیز پی برده اند. طبقه کارگر در جریان مبارزات خود نسلی از پیشروان و رهبران خود را پرورده کرده است، این رهبران علیرغم فشارهای رژیم راه و رسم کار علنی و فعالیت در ابعاد وسیع و اجتماعی را آموخته اند. بسیاری ازاین رهبران کارگری سوسیالیست هایی هستند که برای شناساندن آرمان طبقه کارگر و آشنا کردن توده های کارگر با سوسیالیسم بی وقفه تلاش می کنند. بسیاری از این فعالین و پیشروان کارگری بمنظور ایجاد هماهنگی و متمرکز کردن فعالیت هایشان در تشکل ها و نهادهایی گرد آمده اند و برای کمک به پروسه ایجاد تشکل های توده ای و طبقاتی کارگران تلاش می کنند. کارگران شرکت واحد و نیشکر هفت تپه با ایجاد سندیکای خود راه ایجاد تشکل کارگری در زیر حاکمیت اختناق سیاه جمهوری اسلامی را نشان دادند. در این دوره کارگران در جریان مبارزه آموخته اند که نه تنها از حقوق کارگران بلکه از حقوق عادلانه و دمکراتیک اقشار دیگر جامعه ایران نیز دفاع کنند. فعالین و نهادهای کارگری بارها از مبارزه دانشجویان، از مبارزه زنان، از مبارزه برای احقاق حقوق کودکان، از مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی پشتیبانی کرده اند. همینکه رهبران کارگری به ضرورت هدایت و رهبری تمام وجوه مبارزه علیه نظام موجود پی برده اند و در تلاشند تا حمایت و همبستگی دیگر جنبش های دمکراتیک و انقلابی از جنبش کارگری را جلب کنند، بسرعت آنها را به ضرورت حزبیت و تحزب یابی سوق می دهد، چون کارگران تنها با حزب کمونیستی خود می توانند کلیه وجوه مبارزه را رهبری کنند و افق رهایی را پیشاروی جامعه قرار دهند، و این مرحله ای دیگر از تکامل جنبش کارگری است. در مورد بخش آخر سئوال شما که طبقه کارگر چگونه می تواند با عوارض تشدید این بحران کنونی مقابله کند، ابتدا باید بر این نکته تاکید کرد که در اثر تشدید بحران کنونی دستمزد واقعی کارگران بشدت سقوط کرده است، هر روزه قدرت خرید کارگران پایین و پایین تر می آید. با این وصف دولت در نظر دارد بر اساس "طرح تحول اقتصادی" ماده مربوط به افزایش حداقل دستمزدها را که در همین قانون ضد کارگری فعلی وجود دارد را موقوف الاجرا کند و در تلاش بودند که با تبلیغات گسترده زمینه روانی اجرای این تعرض آشکار را فراهم آورند. البته اکنون برخی شواهد نشان می دهد که سران دولت از وحشت گسترش خشم کارگران فعلا از اجرای این بند از طرح شان کوتاه آمده اند. اما عقب نشینی تاکتیکی رژیم هیچ تغییری در اهمیت و مبرمیت مبارزه کارگران برای افزایش دستمزدها بر مبنای نرخ واقعی تورم نمی دهد. واقعیت این است که سقوط دستمزدهای واقعی میلیونها خانواده کارگری را در معرض تباهی قرار داده است. در این شرایط کارگران برای مقابله با عوارض تباهی آور ناشی از سقوط دستمزدها و جهت تجلی انسانیت خودشان راهی جز مبارزه برای افزایش دستمزدها در پیش ندارند. در شرایطی که طبقه سرمایه دار و دولت ملزومات تامین یک زندگی حداقل انسانی را چنین بیشرمانه مورد تعرض قرار داده اند، کارگران لازم است با اتحاد و همبستگی طبقاتی خود نشان دهند که در مقابل این اوضاع اجتماعی سر فرود نمی آورند. این اوضاع وظایف ویژه ای را در دستور فعالین و پیشروان و نهادها و تشکل های مختلف کارگری در داخل ایران قرار می دهد. این نهادها و تشکل ها که منافعی جدا از منافع کارگران ندارند، علیرغم هر اختلافی که با هم دارند لازم است با اتحاد عمل خود و با اتکا به پیوندهایی که با فعالین کارگری در بخشها و مراکز مختلف تولیدی دارند، برای متحد و سراسری کردن مبارزه کارگران حول خواست افزایش دستمزدها به تناسب نرخ واقعی تورم تلاش کنند. در شرایطی که تشدید بحران و تورم افسار گسیخته زندگی اقشار مختلف جامعه را تحت تأثیر قرار داده است و جناح های مختلف درون حاکمیت هر کدام مسئولیت این اوضاع را به گردن دیگری می اندازد، خواست افزایش دستمزدها به نسبت افزایش تورم از طرف جنبش کارگری ایران از مقبولیت اجتماعی برخوردار است. جهان امروز: با توجه به پیروزی دموکراتها در انتخابات امریکا و به قدرت رسیدن اوباما چه تغییراتی در سیاست امریکا در قبال جمهوری اسلامی ایجاد می شود. تصور عمومی این است که با به قدرت رسیدن اوباما و تمایل وی به مذاکره مستقیم با جمهوری اسلامی ار فشارهای امریکا بر رژیم کاسته می شود. شما در این رابطه چه فکر می کنید؟ صلاح مازوجی: با سر کار آمدن اوباما تغییری در استراتژی دولت امریکا در قبال رژیم جمهوری اسلامی بوجود نیامده است. برای امریکا در شرایط افول قدرت اقتصادی اش و در حالی که در بسیاری از نقاط جهان از امریکای لاتین گرفته تا افریقا و اروپای شرقی در میدان رقابت اقتصادی عقب نشینی هایی را در مقابل قدرت های امپریالیستی رقیب متحمل شده است، خاورمیانه همچنان از اهمیت استراتژیک برخوردار است. امریکا می خواهد با حضور نظامی گسترده هژمونی بلامنازع خود بر اقتصاد و سیاست منطقه خاورمیانه را حفظ کند و در همین راستا مزاحمتهای جمهوری اسلامی را خنثی کند، دست این رژیم را از دخالت در مسائل عراق، "پروسه صلح" اعراب و اسرائیل و بحران لبنان کوتاه کند و در یک کلام رژیم جمهوری اسلامی را وادار کند تا خود را با سیاستها و منافع امریکا در منطقه تطبیق دهد. دولت اوباما نیز می خواهد با بزرگ نمایی کردن درمورد قدرت اتمی جمهوری اسلامی همین اهداف منطقه ای را پیش ببرد. بنا براین اگر سیاست ارتجاعی جمهوری اسلامی در مقابل امریکا هیچ ربطی به مقاومت یک کشور جهان سومی با زورگوئی های امپریالیستی ندارد، سیاست امریکا در دوره اوباما نیر هیچ ربطی به ممانعت از گسترش سلاح های کشتار جمعی و یا مقابله "دموکراتیزاسیون" و "مدرنیسم" با اسلام پیشا مدرن نخواهد داشت. بر خلاف باور احزاب و نیروهای ناسیونالیست کردستان و برخی از ناسیونالیستهای ایرانی که در دوره بوش به توهم تکرار سناریوی مصیبت بار عراق در ایران دلخوش کرده بودند و با سر کار آمدن اوباما ستاره امیدشان افول کرده است، اکنون اوباما در مقایسه با بوش بمراتب در موقعیت مناسبتری برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی قرار دارد. اگر یادتان باشد در همان دوره بوش که خیلی ها می گفتند بعد از عراق نوبت ایران است و برخی دیگر با جنگ جنگ کردن استراژی سیاسی شان را بر آن سوار کردند و ناخواسته به تشدید فضای جنگی در جامعه کمک نمودند، ما بر این باور بودیم که جنگی علیه ایران در کار نخواهد بود، و احتمال حملات محدود به تاسیسات هسته ای ایران را اقدامی در چهار چوب تشدید فشارها بر جمهوری اسلامی ارزیابی می کردیم. بنا براین احتمال جنگ علیه ایران در دوره بوش هم منتفی بود، اما او از تبلیغات جنگی برای فشار آوردن بر رژیم ایران استفاده می کرد که البته دولت اوباما هم این حربه را کنار نمی گذارد. برای نمونه ریچارد کلارک یکی از مشاورین اوباما گفته است " اگرچه تمایل اوباما این نیست که فورا ماشه را بکشد ولی اگر شرایط، استفاده از نیروی نظامی را الزامی کند، اوباما تردیدی نخواهد کرد." تفاوت اوباما با بوش و جمهوریخواهان بر سر پرونده هسته ای ایران این است که اوباما راحت تر میتواند قدرتهای اروپائی، ژاپن، چین و روسیه را برای تشدید تحریم های اقتصادی علیه ایران و تشدید فشارهای سیاسی و دیپلماتیک علیه جمهوری اسلامی با خود همراه کند. دولت امریکا با ریاست اوباما می تواند تحریمهای فاجعه بارتری را به مردم ایران تحمیل کند و تحریمهای ایران را به تحریمهای عراق در دوره قبل از وقوع جنگ نزدیک کند. اگر بوش با زندان گوانتانامو، رسوائی های زندان ابوغریب، جنایات جنگی در عراق و افغانستان امکان استفاده عوامفریبانه از حربه دفاع از حقوق بشر در ایران برای تحت فشار قرار دادن رژیم را از خود سلب کرده بود، اوباما فعلا این امکان را هم دارد. اظهاراتی از این دست از جانب اوباما که "اگر کشورهایی مانند ایران مایل باشند نخست مشت های گره کرده خود را کنار بگذارند، دست دوستی ما را خواهند دید که به سوی آنها دراز شده است." و یا ابراز آمادگی برای مذاکره و دیپلماسی مستقیم بیشتر از آنکه امتیازی باشد برای جمهوری اسلامی برایش مشکل ساز است. جمهوری اسلامی تاریخا به جنگ و دشمن خارجی و بحران سازی در برون از مرزها برای حفظ قدرت و توجیه سیاست های سرکوبگرانه در داخل نیاز داشته است. این رژیم سه دهه است خصومت و ضدیت با امریکا را، به عنوان نشانه ای از وفاداری به آرمان و شعارهای انقلاب معرفی کرده و دوستان و دشمنان جمهوری اسلامی با معيار نزديکی و دوری آنان به "شيطان بزرگ" محک خورده اند. یعنی این رژیم به مدت سی سال دشمنی با امریکا را چنان به هویت خود تبدیل کرده است که هرگونه نرمش امریکا برایش بحران هویتی ایجاد می کند. نبود دشمن خارجی و پایان بحران در برون مرزها برای جمهوری اسلامی هزینه بردار است و نمی داند با چه زبانی نیروهای وابسته بخود را به موقعیت جدید توجیه کند. علیرغم همه اینها تشدید تحریمهای اقتصادی در شرایط سقوط بهای نفت در بازارهای جهانی، تشدید بحران اقتصادی و تورم افسار گسیخته و زمینه های رشد خیزش های توده ای جمهوری اسلامی را به شدت نگران و آسیب پذیر کرده است. اگر چه سران جمهوری اسلامی وا نمود می کنند اين آمريکا است که بايد معذرت خواهی کند و برای تغيير شرايط و باز کردن راه عادی سازی روابط با ايران پيشقدم شود و در سياست های جاری خود به طور بنيادين تجديد نظر کند. اما در عالم واقع هرگونه سازش و تغییری در سیاست امریکا در قبال جمهوری اسلامی و بهبود مناسبات بین آنها در گرو عقب نشینی بیشتر جمهوری اسلامی است. رژیم هر چند بخواهد سازش احتمالی با امریکا را نشانه اقتدار، و یک پیروزی برای خود و مردم ایران تلقی کند اما مردمی که عواقب و پیامد های ویرانگر سیاست تقابل ارتجاعی جمهوری اسلامی با ارتجاع امپریالیستی امریکا بر سر برنامه های هسته ای این رژیم را تجربه کرده اند، ناتوانی و یاس و استیصال رژیم در تداوم این بحران را دستاورد مبارزات خود می دانند، و با روحیه ای تعرضی تر به مبارزه علیه رژیم ادامه می دهند. سرکار آمدن اوباما موقعیت را برای جمهوری اسلامی دشوارتر کرده است. جهان امروز: با توجه به مجموعه صحبت هایی که کردید جهت گیری ها و اولیت های فعالیت حزب را چگونه می بینید؟ صلاح مازوجی: ببینید ما خواهان یک انقلاب کارگری هستیم، تلاش و مبارزه برای سازمان دادن انقلاب کارگری و شکل دادن به آلترناتیو حکومت کارگری قطب نمای حرکت و فعالیت های حزب می باشد. تصرف قدرت سیاسی از جانب طبقه کارگر از پیش شرط ها و ملزومات بنا نهادن یک جامعه سوسیالیستی است. این استراتژی ماهیت جهت گیری ها، سیاست و تاکتیک های ما را روشن می کند. انقلاب کارگری جز با سازمان دادن طبقه کارگر در تشکل های توده ای و طبقاتی و تشکل یابی آن در حزب کمونیستی خود آنهم در یک مقیاس اجتماعی بر پا نمی شود. برای ما سرنگونی جمهوری اسلامی نیز مفهومی طبقاتی دارد و نه صرفا ضد رژیمی و از همین رو وجه جدائی ناپذیری از پیشروی انقلاب کارگری است. اینها همه یک کار عظیم اجتماعی است. تازه مسئله تنها آگاه کردن و سازمان دادن کارگران نیست باید تلاش کرد که پایگاه اجتماعی و توده ای انقلاب کارگری را هر چه بیشتر گسترش داد، برای این منظور لازم است که دیگر جنبش های انقلابی و دمکراتیک، جنبش زنان، جنبش انقلابی کردستان، جنبش دانشجویی با اهداف کارگران همراه شوند و رسیدن به اهداف و مطالباتشان را در گرو پیشروی جنبش کارگری بدانند. فعالیت برای به پیروزی رساندن انقلاب کارگری در عین حال تلاش بی وقفه ای هم برای بهبود شرایط کار و زندگی امروز است. کارگران و توده های مردم نمی توانند به انتظار انقلاب و تحول بنیادی مشقات زندگی امروز خود را فراموش کنند. از این رو تلاش ما برای بنا نهادن یک جامعه سوسیالیستی بایستی گام به گام زندگی را برای توده های مردم در همین نظام سرمایه داری حاکم هم آسان تر کند. اینها همه کارهای عظیم اجتماعی از ما می طلبد. با توجه به این جهت گیری های عمومی که حزب در کنگره ها و پلنوم های خود و در همین پلنوم اخیر هم بتفصیل در مورد آنها صحبت کرده است، یکی از مهمترین اولویت های ما در این دوره نیز گسترش نفوذ و تشکیلات حزب در میان کارگران است. یعنی حزب باید با گسترش تشکیلات حزبی جای پای محکمی در میان طبقه کارگر پیدا کند و به ابزار مؤثر این طبقه در جدال های سیاسی و طبقاتی این جامعه تبدیل شود. تلویزیون کومه له در این سالها نقش غیر قابل انکاری در شناساندن اهداف حزب و فراهم کردن زمینه مناسب تر برای گسترش تشکیلات حزب در میان کارگران فراهم آورده است. اما واقعیت این است که ما نه در کردستان که در آن کومه له از نفوذ اجتماعی وسیعی برخوردار است، و نه در سطح سراسری که گسترش نفوذ حزب قابل ملاحظه است نتوانسته ایم به همه این نفوذ و اعتبار اجتماعی تعین تشکیلاتی و حزبی بدهیم. بنا براین تلاش برای گسترش و تحکیم تشکیلات حزبی در داخل از مهمترین اولویت های ماست. یکی دیگر از اولویت های فعالیت ما باید تضمین ادامه کاری و ارتقای کمی و کیفی برنامه های تلویزیون کومه له باشد. اگر چه تلویزیون کومه له هیچگاه نمی تواند نقشی که فعالین حزب در داخل ایران بعهده دارند را ایفا کند، اما یکی از کانال های مهم ارتباطی ما با مردم است. این تلویزیون از روزی که احداث شده تا کنون پیشرفت های محسوسی کرده است. اما روند این پیشروی بکندی صورت گرفته است. باید سعی کرد که این روند را تسریع کرد. بخش زیادی از این کمبودها با مشکلات مالی ارتباط دارد. تلویزیون کومه له با اهدافی که برای خود تعریف کرده است فقط تعداد معدودی کادر حرفه ای دارد. برای گسترش و ارتقای برنامه های تلویزیون کومه له باید تلاش کرد که دایره همکاران تلویزیون وسیع تر شود. کادرها و اعضای حزب در کشورهای مختلف لازم است بار دیگر امکانات فنی احداث و یا استفاده از ستودیو در محل و مشارکت بیشتر در تهیه برنامه های تلویزیونی را در دستور کار و بررسی خود قرار دهند. تلویزیون کومه له همچنین لازم است به طرف تدارک و پخش برنامه های زنده برود تا از این طریق مردم بتوانند ایده ها نظرات و انتقادات خود را از همین کانال مطرح کنند. روشن است که تاکید کردن بر این اولویت ها بهیچوجه از اهمیت پیشبرد نقشه مند وجوه دیگر فعالیت های حزب کم نمی کند. |
|||
|
|
|||
|
» مطالب ديگرى از همين نويسنده |
|||
|
|
|||
|
Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com |
|
||