|
|
|||
| |
به سايت کارگران
ايران خوش آمديد |
|
|
تحريم ، تحريم بازهم تحريم
فرهاد شعبانی روز جمعه ۲۲ خرداد دهمين نمايش ضد کارگری بنام انتخابات رياست جمهوری در ايران به روی صحنه می آيد. طی ۳۰ سال گذشته، هرچند سال يکبار جنجالی چند هفته ائی تحت عنوان انتخابات رياست جمهوری در ايران به صحنه آمده است اما، نتايج اين نمايشات پر هزينه و هياهو تغييری جزء جابجائی قدرت مابين جناحهای حاکم در اين نظام انسان ستيز و تمدن گريز را به دنبال نداشته است. جناحها و جنايتکارانی که هرکدام پرونده ائی قطور از کشتار مردم کارگر و زحمتکش، و آزاديخواه ساکن در ايران را زير بغل دارند؛ و در حقيقت آنها را نبايد در موقعيت مسئول بلکه بايد در جايگاه متهم نشاند. اينها مجرمينی قابل محاکمه و مجازات اند. بنابراين جابجائی قدرت مابين جناحهای حاکم تحميلی بر مردم ايران را با هيچ معياری نمی توان و ممکن نيست انتخابات ناميد. خام انديشان و فرصت طلبانی که بر اين باورند توده های مردم از باز توليد اين صحنه های کسل آور آموزش خواهند ديد، و از اين نمايش گونه ائی از دمکراسی منطبق با سطح فرهنگ مردم منطقه می سازند نه تنها فقر و بی بضاعتی خود را بروز می دهند و مولد بدعتی اند که اهانتی به موکراسی و مردم سالاريست، بلکه نگاهی تحقيرآميز به توده مردم ايران دارند و نگفته آنها را شايسته حاکميت چنين رژيمی می دانند؛ اما مردم ايران برخلاف اين مجيز گويان نان به نرخ روز خور محق اند که بگويند انتخابی در کار نيست تا انتخاباتی صورت بگيرد. اين انتصاب صورت گرفته است. اين نمايش سنخيتی با انتخابات ندارد، از اينرو ضروری نيست در باره آنچه که حضراتی که بنام کانديد به مخاطب قالب می کنند و ويژه اين دوره های جنجالی است و بارها شنيده شده " ايران برای همه ايرانيان" محمد خاتمی ، "پول نفت احمدی نژاد سر سفره مردم" جدل و مناظره و ديالوگی صورت بگيرد. هرکدام از آنها سر از صندوق بيرون بياورد و بر مسند قدرت بنشيند عملکردش پيامدی جزء سيه روزی و شوربختی بيشتر برای طبقه کارگر و مردم آزاديخواه ساکن در ايران به دنبال نخواهد داشت. برای اثبات اين ادعا لازم نيست به پاسخ احمدی نژاد به خبرنگار ی اشاره بکنيم که گفته بود سنديکا ديگر چيست ؟ و يا تبليغات عوامفريبانه سردار رضائی، شيح مهدی کروبی و ميرحسين دهه ۶۰ را بررسی کنيم. بجای همه اينها - گرچه هنوز صفحات بيشماری از پرونده آنها ناگشوده و در بايگانی است- کافی است نگاه کوتاهی به بيوگرافی هر چهار چهره ائی بياندازيم که بعنوان کانديد اين نمايشنامه تهوع آور به جامعه عرضه شده اند. آنها طی سی سال گذشته برای تحکيم پايه های اين نظام ضد کارگری که اساس و بنيادش با کشتار و خانه خرابی ميليونها تن از زنان و مردان کارگر و زحمتکش و فرزندانشان، روشنفکران و آزاديخواهان و مردم کردستان قوام و تاکنون دوام يافته است گوی سبقت را از هم بريده و در قربانی کردن ميليونها انسان به پای تحقق قوانين شريعت از هيچ جنايتی فروگذار نکرده اند. اين حضرات هرکدام دوره ائی و در مقامی در محک آزمايش قرار گرفته و چهره آنها در صورتيکه جرياناتی فرصت طلب نخواهند شعور و حافظه تاريخی توده های رنجديده مردم ايران را دست کم بگيرند، برای دو نسل از مردم حق طلب ايران افشا و البته که رسوا شده هستند. محسن رضائی پنجه هايش تا آرنج به خون هزاران انسان آزاديخواه مناطق حاشيه ائی ايران، از کردستان گرفته تا سيستان و بلوچستان آلوده است و برای هر ترفيعی از روی جنازه شماری از انسانهای شريف و آزاده ايران عبور کرده است. مير حسين موسوی مديريت کشتار دهه ۶۰ و اعزام کارگران ايران به جبهه های مرگ و نابودی را بعهده داشت و اگر امروز يکبار ديگر به بروی صحنه رانده می شود تنها به اين خاطر است که کارشناسان مسائل اقتصادی – اجتماعی جمهوری اسلامی بر اين باورند که بحران اقتصادی جاری در ايران خطرات شورش اجتماعی را به دنبال خواهد داشت و به مديريتی از نوع دهه ۶۰ و دوران جنگ نياز دارند و او تجربه آن دوره را در کارنامه ضد مردمی اش ثبت کرده است. کروبی که ژست ناچسپ اصلاح طلبی بخود گرفته جزء شيوخ اشراف مسلک جمهوری اسلامی است که طی ۳۰ سال گذشته اشراف گونه زيسته و در تثبت و تصويب کليه قوانين ضد کارگری و زن ستيز اين رژيم در پستهای کليدی اين نظام مدافع آپارتايد ايفای نقش کرده است. اصلاح طلب ناميدن چنين فسيلی سيلی محکمی بر صورت اصلاح طلبی است. چهره و عملکرد احمدی نژاد و آوازه افراط گرائی اش در مقابله با هر آنچه که بوئی از مدنيت و تجدد و دگر انديشی دارد به وسعت کره زمين شنيده و ديده می شود. او مبتکر رواج خرافات جمکرانی است. او قاتل بی رحمی است که جزء به ظهور امام زمان آنهم از مسير جمکران نمی انديشد. او پاسدار سنتهائی است که با هرگونه نوانديشی ضديت دارد. رئيس دولتی که نخواهد واقعيت وجودی يک سنديکای کارگری را بپذيرد و با تمسخر از آن نام ببرد، سرنوشت کارگر در چنين نظامی بهتر از اين نخواهد شد. رسالت اينها حفظ پايه های نظامی است که ۳۰ سال تمام است ستم بر کارگران، زنان، جوانان و مردم تحت ستم کردستان و ديگر اقشار آزاديخواه و حق طلب اين جامعه از هويت شناخته شده آن است. يعنی درست خلاف آنچه که مردم کارگر و زحمتکش در ايران ميخواهند. مردمی که بدون ترديد خواهان سرنگونی اين نظام اند. آنچه که رژيم در هراس و کابوسی بيمارگونه در پی آن است و شب و روز در بوق و کرنا با اسم رمز "مشارکت حداکثری" بوسيله دستگاههای عوامفريب تبليغاتی اش به خورد مردم می دهد، به ميدان کشيدن آنها برای گرفتن حکم مشروعيت و فروش اين کالا در بازار جهانی است. در اين صورت بر همه اقشار مردم رنجديده ايران ، بر کارگران و زحمتکشان، جوانان، دانشجويان و زنان حق پايمال شده و مردم تحت ستم کردستان است که يکپارچه و متحد شرکت که هيچ تماشای اين نمايش را هم تحريم کنند. در روز ۲۲ خرداد نبايد در خيابانها و مجامع عمومی ظاهر شد. روز ۲۲ خرداد بايد مسجد و منبر و پای صندوقها را برای روضه خوانان و نوحه سرايان و مجير گويان اين نظام ظالمانه بجا گذاشت. اگر رژيم به دنبال مشروعيت است و ميخواهد با به ميدان آوردن مردم آنرا به رخ رقبايش بکشد و امتياز بگيرد، مردم هم بايد اين موقعيت باد آورده را به فرصتی برای نشان دادن اوج نفرت و بيزاری خود از رژيم تبديل کنند. نه مهر شناسنامه و وعده پول نفت و نه وعده بی پايه و اساس پرداخت حقوق به زنان خانه دار و نه اشتغال جوانان در حاليکه بنيادهای اقتصادی ايران در چارچوب مديريت اين نظام هيچ ظرفيت اشتغالزائی ندارد، نبايد کسی را به پای صندوقهای رای بکشاند. هر رای شما دادن مشروعيت به رژيمی است که عامل فقر و سيه روزی، اعتياد و تن فروشی ، ياس و نااميدی ، ناامنی و بی حقوقی اکثريت مردم ايران است. تحريم اکثريتی را بجای مشارکت اکثريتی تبليغ و ترويج و عملا و بايد به جهانيان نشان داد. در اين نمايش چندش آور نبايد شرکت کرد. تحريم، تحريم بازهم تحريم.
|
|||
|
|
|||
|
» مطالب ديگرى از همين نويسنده |
|||
|
|
|||
|
Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com |
|
||